پایگاه خبری جماران: عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در خصوص مخالفت ها با توافق پس از جنگ 39 روزه گفت: فکر میکنم ترس افراطیون داخلی از این است که منافعشان در خطر است، نه اینکه دغدغه جنگ داشته باشند؛ اگر دغدغهشان جنگ بود، میرفتند میجنگیدند. هم اسراییل و هم کسانی که با اسراییل همصدا هستند-یعنی افراطیون داخلی- منافعشان بهخطر افتاده است.
مشروح گفت و گوی خبرنگار جماران با آیتالله علی اکبر مسعودی خمینی در پی می آید:
حضرت آیتالله مسعودی خمینی! ابتدا تحلیل و ارزیابی شما از اوضاع و احوال فعلی کشور بشنویم، بعد وارد گفتوگو بشویم.
نخستاینکه اگر میدان مقتدر و دیپلماسی آگاه و دولت توانمند که در مقابل آمریکاییها ایستادهاند نبودند و کار نمیکردند، الان ایران به دست آمریکا ویران شده بود.
اکنون اما ویرانی کشور دست کسانی است که کارهای انجامشده را هیچ میدانند؛ یعنی همین افراطیون!
دو، سه طایفهای هستند که از اول هم همینطور مخالف و مخالفخوان بودند. هیچ کاری هم از دستشان برنمیآید، فقط مخالفت میکنند. اینکه چرا مخالفت میکنند، از کجا آب میخورد و رئیسشان کیست، خودش مسألهای است. من همه اینها را میدانم، ولی تظاهر نمیکنم. من به این آقایانی که مخالف جریان جنگ و ایستادگی هستند میگویم: اگر راست میگویید خودتان بهردیف اول جنگ بروید! چرا عقب ماندهاید و از دور میگویید «لنگش کن»؟
ثانیاً، باید ریشه اینها را پیدا کرد که چه کسانی آنها را به این حرفها وادار میکنند. نظر من این است که سه، چهار نفر هستند که کنار نشستهاند، پول میدهند و اینها را داغ میکنند تا این حرفها را بزنند. اگر اینها مرد جنگ هستند، بروند میدان. چرا کنار ایستادهاند؟ اینکه عقب میایستند و میگویند «لنگش کن»، واقعاً اتفاق ناگواری است.
آقایان مسئول باید دقیقاً بدانند اینها چه کسانی هستند و چهکار میکنند و اسامی این خرابکاران را اعلام کنند. من یکبار گفتم، اگر لازم باشد باز هم اسامیشان را اعلام میکنم و از هیچکس هم ترسی ندارم. من الان حدود 95 سال دارم و بیشتر عمرم را در جریان انقلاب گذاشتهام. چهار سال قبل از شروع انقلاب با آقای(امام) خمینی(س) بودم و ایشان را شناختم. من این خرابکاران را دقیقاً میشناسم و میتوانم عیناً معرفیشان کنم، اما فعلاً چیزی نمیگویم و فقط از آنها میخواهم ساکت باشند. اگر راست میگویند بروند میدان جنگ و بگویند ما آمدهایم بجنگیم، چرا حتی یک نفرشان هم نرفته است؟
به نکته خوبی اشاره کردید که اگر دولتمردان، دیپلماسی و میدان در مقابل آمریکا نمیایستادند، ایران به ویرانه تبدیل میشد.
بله، همینطور است. اگر جریانی که موشکها را در اختیار دارد نبود، ایران الان یک ویرانه بود. من حرفم درباره آمریکا این است: چرا مردم شرافتمند آمریکا با آن بزرگی، چنین فردی را به ریاستجمهوری رساندهاند؟ درگذشته رؤسای جمهوری مانند اوباما یا سیاستمدارانی مثل کیسینجر بودند که با مردم دنیا تعامل داشتند، اما حالا کسی رئیسجمهور شده که انسان نرمالی نیست و ثبات ندارد. امروز میگوید میجنگیم، فردا میگوید آتشبس، پسفردا میگوید بکشیم! چه کسی اینها را به او یاد میدهد؟ اینها مسائل پشت پردهای است که باید آقایان بدانند. الان هم مردم آمریکا میتوانند او را خلع کنند تا جنگ جمع شود و همه با هم آشتی کنند.
از دیروز که خبر امضای توافقنامه بهصورت الکترونیکی در پاکستان مطرح شده، عدهای از افراطیون، تقریباً به سرکردگی بعضی از نمایندگان مجلس، کشور را به هم ریختهاند. در تهران فراخوان دادند تا معترضین جلوی مجلس جمع شوند. در قم و حتی جلوی ساختمان وزارت خارجه هم تجمعاتی بوده است. ثمره و نتیجه این حرکات را چه میدانید؟
نتیجه این حرکات بسیار بد و خرابی آور است. اگر اینها راست میگویند و جنگ میخواهند، چرا اینجا ایستادهاند؟ بروند اسلحه دست بگیرند و در مقابل دشمن بایستند و بجنگند تا زمانی که آمریکا از بین برود.
اساساً چرا احساس میکنید کشور در شرایط فعلی نیاز به مذاکره دارد و برای خروج از بنبست راهی جز مذاکره نیست؟
جنگ ذاتاً چیز بدی است؛ چه برای آنها و چه برای ما. جنگ آدمکشی است و درست نیست. اگر جنگ خوب است، همین آقایان بروند جلو بجنگند.
یعنی میخواهید همین جمله مشهور را بفرمایید جنگ معمولاً با مذاکره تمام میشود؟
بله، مگر میشود تا ابد جنگید؟ آن هم جنگ با کسی که ثبات ندارد و صبح، ظهر و شب حرفش عوض میشود؛ با چنین فردی نمیشود کار کرد. واقعاً باید از کسانی که با موشکهایشان مقابله کردند تشکر کرد، وگرنه ایران ویران بود. در این جنگ سههزار نفر کشته دادیم؛ کسانی که در خط مقدم رفتند.
خب اگر شما راست میگویید، چرا عقب ایستادهاید و میگویید «لنگ، لنگش کن»؟ خودتان بروید جلو!
در حال حاضر که اسرائیل بهشدت در مذاکرات کارشکنی میکند و نمیخواهد توافقی امضاء شود، افراطیون داخلی هم همصدا با آنها مخالفت میکنند. به نظر شما اسرائیل و افراطیون داخلی از چه چیزی در این مذاکرات میترسند؟
فکر میکنم ترس افراطیون داخلی از این است که منافعشان در خطر است، نه اینکه دغدغه جنگ داشته باشند؛ اگر دغدغهشان جنگ بود، میرفتند میجنگیدند. هم اسراییل و هم کسانی که با اسراییل همصدا هستند-یعنی افراطیون داخلی- منافعشان بهخطر افتاده است.
من میگویم شما اعلام کنید فردا سی نفرتان به خط مقدم میروید؛ آیا تابهحال یک نفرشان رفته است؟ سههزار انسان در این راه جان دادند. اگر راست میگویید، شما هم بروید جلو بایستید. یک ماه هم شما برای جنگ بایستید.
به نظر شما چرا به گفته یادگار امام آیت الله سید حسن خمینی، در شرایط فعلی باید به رهبری، مسئولان نظام، دیپلماسی و میدان اعتماد کنیم و از تفرقه بپرهیزیم؟
اینهایی که شما میپرسید را مردم میفهمند و میدانند چه خبر است. وقتی امام خمینی(س) از دنیا رفتند و مقام معظم رهبری جانشین ایشان شدند، سر سوزنی خلاف و مشکلی پیش نیامد و کار بسیار سنگین و دقیق انجام شد. ما باید به این افتخار کنیم؛ اگر جای دیگری بود، همه چیز به هم میریخت. اینها (افراطیون) الان هم میخواستند کارشکنی کنند، اما نتوانستند. اینها آدمهای خرابکاری هستند، نه درستکار. من اینها را از سیسال پیش میشناسم و اگر لازم باشد بدون هیچ باکی اسامیشان را اعلام میکنم.
اگر نکتهای مانده، بفرمایید.
ناراحتی اینهایی که مخالفت میکنند این است که چرا آقای پزشکیان رئیسجمهور شده است. چرا مردم به او رأی دادند؟ پس معلوم میشود اینها در مقابل مردم هم ایستادهاند. مردم دیدند او یک مسلمان فهمیده، بهدردبخور، باهوش و خدمتگزار است و رأی دادند. میگویند چرا فلان آقا رئیسجمهور نشد؛ خب آن آقا الان برود جنگ!
انصافاً هم بنا به تمام ارزسابی ها دولت هم در جریان جنگ خیلی عالی مدیریت کرد.
بله، اگر این دولتمردان و جنگجوها مقابله نمیکردند، دشمن با این بیحیایی که من میبینم، میریخت و همه را میکشت. حتی همینهایی را هم که مخالفت میکنند، میکشتند. میخواستند این کار را بکنند، اما نتوانستند.
پس با این حساب، تندروها نهتنها در مقابل رهبری و دولتمردان، بلکه در مقابل مردم هم قرار گرفتهاند؟
بله، بالاتر از همه اینکه در مقابل خدا هم ایستادهاند. اینها هیچچیز را قبول ندارند، جز اینکه شخصیت خودشان بارز شود. اگر خدا را قبول داشتند، وقتی مردم به کسی رأی دادند میپذیرفتند، اما چون قبول ندارند، هر کاری دلشان میخواهد میکنند.
چرا میگویید مخالف خدا هستند؟ آیا چون اکثریت مردم مذاکره میخواهند، ولی اینها میگویند مردم نمیفهمند و ما بهتر میفهمیم؟
حتی اگر اکثریت مردم هم نگویند، عقل انسان میگوید باید بنشینیم و با مذاکره جنگ را از بین ببریم. معلوم میشود اینها عقل هم ندارند. عاقل کِی میگوید باید جنگ و آدمکشی راه بیندازیم؟ پس معلوم میشود طرفدار آدمکشی هستند.
بهعنوان سؤال پایانی، اگر امام(س) الان در این شرایط بودند چه میکردند؟
من اطلاع ندارم که اگر ایشان بودند چه میکردند. اما امام همیشه دلسوز مردم بود؛ امام فردی بینظیر بودند. او فقط به این فکر میکرد که خدا از چه چیزی خوشش میآید و فقط همان را در نظر میگرفت. ما آنطور نیستیم؛ اگر حتی مختصری هم مثل امام بودیم، خیلی خوب بود.