استفاده از سلایق مختلف و پذیرش آن از جمله کلیدواژه های پرتکرار سخنان پزشکیان در سالهای گذشته بوده است و نه فقط در دوران ریاست جمهوریش، بلکه در دوران حضورش در جایگاه نمایندگی مجلس بارها آن را به کار برده است.
مسعود پزشکیان، رئیس جمهوری در سخنان اخیر خود گفت: «ما یک راه داریم؛ یا با مردم باشیم و همه مردم را با وجود سلایق متفاوت بپذیریم یا تن به تسلیم و ذلت بدهیم.اگر با هم باشیم و یک مقدار همدیگر را تحمل کنیم میتوانیم بر مشکلات غلبه کنیم.» (۱۷ اردیبهشت)
استفاده از سلایق مختلف و پذیرش آن از جمله کلیدواژه های پرتکرار سخنان پزشکیان در سالهای گذشته بوده است و نه فقط در دوران ریاست جمهوریش، بلکه در دوران حضورش در جایگاه نمایندگی مجلس بارها آن را به کار برده است. مثلا در سال ۱۳۹۸ وقتی در جایگاه نایب رئیس مجلس بود در آستانه انتخابات مجلس دوازدهم در بازدید از ایسنا در تبریز گفت: «اگر بخواهیم تمامی سلایق و همه ملت را به پای صندوقهای رأی بکشانیم، باید اجازه دهند نمایندگانی از تمامی سلایق در انتخابات شرکت داشته باشند و هر فرد ایدههایش را بیان کند تا روند مشارکت هم افزایش پیدا کند.» پس از آن هم او به انحای گوناگون به این عبارت اشاره کرد و در دوران ریاست جمهوری اش هم قرار را بر این گذاشته بود که مبنای کارش همین باشد. چنانچه برای نمونه در یکی از جلسات هیات دولت در همان ماههای اولیه شروع به کار دولت چهاردهم بر این موضوع تأکید کرد و گفت: «ما در دولت از هرکسی که بنای خدمت صادقانه به مردم را داشته باشد استقبال خواهیم کرد و بنای دولت مشارکت دادن همه جناحها، سلایق فکری در اداره امور کشور است چرا که معتقدیم اگر همه با هم و در کنار یکدیگر برای اعتلا و سربلندی ایرانمان تلاش کنیم موجب افزایش اقتدار ما خواهد شد و هیچ قدرتی توان ضربه زدن به ما را نخواهد داشت.» (۲۰ آبان ۱۴۰۳)
سال گذشته هم این عبارت بارها و بارها از زبان رئیس جمهوری مطرح شد. مثلا پزشکیان در نخستین گردهمایی مشترک قرارگاه ملی مسجد، که ۲۶ مهر ۱۴۰۴، در نهاد ریاست جمهور برگزار شد باردیگر به این موضوع اشاره داشت: «ما اگر بدون در نظر گرفتن سلایق سیاسی و شخصیتی به تمامی آحاد جامعه خدمت کنیم، حتی افراد ضد انقلاب هم جذب ما خواهند شد. با بگیر و ببند و اخراج کردن افراد، جامعه اصلاح نمیشود.»
فارغ از اینکه در دولت استفاده از سلایق مختلف که ممکن است مخالف و متضاد هم باشد چه تأثیری بر کارآمدی دولت دارد؟ مثلا تصور دور از ذهنی نیست که احتمالا در بخشهای قابل توجهی مانع از پیشبرد و تحقق اهداف آن دولت در سطح کلان هم خواهد شد، این عبارت «پذیرش سلایق مختلف» و این دغدغه پزشکیان بسیار مهم و نیازمند توجه به موقع و به هنگام است. در دل واکنش ها به این نوع سخنان رئیس جمهور، این سئوال بارها شنیده می شود که مخاطب این سخنان کیست؟ رئیس جمهور باید به دولتش این را بگوید، اما اگر کمی به وضعیت همین یکی دو سال گذشته کشور نگاه کنیم واقعیت این است که مخاطبین این جمله خواه در پس ذهن رئیس جمهور در زمان بیان این سخنان بوده و یا نه طیف گستردهای دارد.
اول، مسئولانی که در جایگاه تصمیم گیری هستند و قدرت برخورد با مردم را دارند. طی همه این سالها یکی از دغدغه ها و نگرانی های دلسوزان جمهوریت نظام جمهوری اسلامی ایران همین بوده است که به بهانه تفاوت در اندیشه یا دیدگاه سیاسی که همان تفاوت سلیقه هاست با افراد و اشخاص برخورد(چه قضایی، چه سیاسی و چه اعمال محدودیت در فعالیت) نشود، موضوعی که فراز و نشیب و آثار بسیاری داشت و یکی از نتایج مشهودش (در کنار موارد دیگر) همین کاهش مشارکت ها در چند انتخابات اخیر و به نوعی ایجاد سرخوردگی در مردم با این برداشت بود که نقشی در «تعیین سرنوشتشان» نمی توانند داشته باشند.
در راستای کاهش این سرخوردگی در جامعه، سال گذشته بعد از همدلی و همراهی مردم با سلایق گوناگون و دیدگاههای مختلف برای دفاع از کشور در جنگ ۱۲ روزه، هشدارها و پیشنهاداتی از سوی بسیاری از بزرگان سیاسی و چهرههای مشهور از سیدمحمد خاتمی، رهبر جریان اصلاحات تا عبدالکریم سروش، اندیشمند دینی و برخی زندانیان سیاسی و حتی برخی چهره های میانه رو مانند حسن روحانی و اصولگرای سنتی هم مطرح شد. آنها خواستند که مسئولان فرصت را غنیمت شمارند تا مردم احساس کنند که «ایران برای همه ایرانیان» است.
دوم، مردم مخاطب دیگر این خواسته درباره «پذیرش سلایق» هستند. البته که چون قدرت تصمیم گیری در قبال هم را ندارند آثار وضعی آن هم کمتر محسوس یا بهتر است بگوییم دیرتر احساس میشود. در توضیح این مورد یکی از بهترین مثالها رادیکال ها و تندروها در طیفهای مختلف سیاسی و اجتماعی است. همه ما مثالهای بسیاری در این زمینه می توانیم بیاوریم به ویژه در زمانی که بر سر مسائل مختلف دوقطبی ها شکل می گیرد و موضوع چنان حیثیتی میشود که «یا با ما یا بر ما» حرف اول و آخر تندروهای هر دو طیف یا همان قطب ها می شود. همین جمعیت صرف اختلاف نظر و تفاوت سلیقه حاضر به شنیدن هم یا حتی پذیرش وجود هم در منظومه فکری شان نیستند. هر دو سوی طیف تندرو(مثلا سیاسی) خود را اکثریت مطلق و تعداد طرف مقابل را ناچیز می دانند و به راحتی جمعیت مقابل را مزدور و پول بگیر برای انجام و همراهی با جریان مقابل می خوانند و بیش از آنکه به دنبال اقناع فکری هم باشند به تخطئه هم روی می آورند. همین باعث رفتارهای پرخاشگرانه و آزاردهنده طرفین در قبال هم می شود و آرامش روانی جامعه را مورد حمله قرار می دهد.
هردو این موارد طرح شده به اندازه عمر هر حکومتی که نگاهی به جمهوریت و مردمش دارد قابل توجه و مهم است. همانطور که میدانیم این نوع تکثرها و تفاوت سلایق در اغلب کشورها وجود دارد و بخشی از حرکت به سمت تحقق جامعه مدنی همین پذیرش سلایق گوناگون است. پذیرشی که تا در جامعه و در سطوح مختلف حکمرانی و در راستای حقوق شهروندی شکل نگیرد، همچون پاشنه آشیل به شمار می رود که شاید بتوان در بازه زمانی محدودی با بی توجهی به آن و عدم اجرای آن مسیر را طی کرد و مانع گزند به سیستم شکل گرفته شد، اما همیشه نقطه ضعفی باقی می ماند که احتمالا یک روزی سرباز میکند و آن وقت جلوی آن را گرفتن اگر از محالات نباشد بسیار بعید می شود. همان چیزی که پزشکیان هم به آن اشاره کرد: «یا با مردم باشیم و همه مردم را با وجود سلایق متفاوت بپذیریم یا تن به تسلیم و ذلت بدهیم.»
*سمیه متقی، روزنامه نگار