یک تحلیلگر مسائل بینالملل گفت: اکنون اگر تمام شواهد را در کنار هم قرار دهیم، میبینیم که متأسفانه پیشرانهای جنگ خیلی قویتر از توافق است.
سیدرضا موسوینیا در گفتوگو با خبرنگار جماران، با اشاره به انجام دو دور مذاکره بین ایران و آمریکا، اظهار کرد: در مذاکرات پیش از جنگ ۱۲ روزه، هر دو طرف میخواستند به توافقی بهتر از برجام دست یابند و چون رسیدن به چنین نقطهای که مطلوب دو طرف باشد، آسان نبود، مذاکرات شکست خورد. اکنون اما ایران و آمریکا مواضع نزدیکتری برای رسیدن به توافق دارند و خصوصا ایران از برخی خواستههای قبلی خود عدول کرده و اگرچه با فشارهای آمریکا برای مذاکره بر سر مسائل موشکی و منطقهای همراه نشده، اما در زمینه هستهای مواضع خود را بسیار تعدیل کرده است و بر همین اساس گفتوگوهایی هم با گروسی صورت گرفته تا شاید بتوان به یک توافق هستهای رسید. بنابراین، چنانچه آمریکا بپذیرد توافق صرفا در مورد هستهای باشد، آنگاه میتوان به حصول توافق امیدوار بود.
وی با بیان اینکه البته ما نمیدانیم که آمریکاییها چه قدر در مذاکرات کنونی صادق هستند، عنوان کرد: آمریکا «دیپلماسی اجبار» را دنبال میکند. در این نوع از دیپلماسی، نتایج از قبل مشخص شده و طرف قدرتمند آنها را روی میز میگذارد و به طرف مقابل میگوید فقط امضاء کند. اکنون یک سناریوی قابل توجه که به نظر من محتملترین سناریو هم هست، این است که آمریکا در حال خرید زمان برای تجهیز نیروهای خود و سپس شکلدهی به یک ائتلاف بینالمللی علیه ایران است و نهایتا هم میخواهد این طور به افکار عمومی نشان دهد که تمام راههای دیپلماتیک را رفته، اما ایران همراهی نکرده و لذا مجبور به آغاز جنگ شده است.
این تحلیلگر مسائل بینالملل با بیان اینکه بنابراین اگر آمریکا واقعا به دنبال خرید زمان باشد، اصلا نباید امیدوار باشیم که در قالب مذاکرات نتیجهای حاصل شود، افزود: اما از طرف دیگر، جمهوری اسلامی هشدار داده که اگر هر حملهای علیه ایران صورت گیرد، جنگ را منطقهای و به تمام پایگاههای آمریکا در خاورمیانه حمله میکند. بنابراین، اگر آمریکا یک ارزیابی پرهزینه از حمله به ایران داشته باشد، شاید از تصمیم خود عدول کند و خواستههای موشکی و منطقهای خود را کنار بگذارد و در همین حوزه هستهای به توافقی با ایران برسد. چنین توافقی، به گونهای خواهد بود که هم ترامپ میتواند آن را به داخل آمریکا بفروشد و هم جمهوری اسلامی میتواند آن را در داخل کشور توجیه کند.
موسوینیا ادامه داد: در چنین صورتی، ترامپ میتواند بگوید به توافقی با جمهوری اسلامی رسیده که از برجام هم بهتر است، زیرا در برجام ایران حق غنیسازی داشته، در حالی که در توافق جدید دیگر ایران تا چند سال حق غنیسازی ندارد و پس از آن نیز صرفا در قالب یک کنسرسیوم بینالمللی میتوانند به غنیسازی بپردازند. از طرف دیگر، ایران نیز میتواند این توافق را این طور در داخل توجیه کند که بگوید علیرغم اینکه آمریکا تمام تجهیزات خود را به منطقه آورده بود و حمایت ناتو و مشارکت برخی از کشورهای منطقه را هم داشت، اما به علت توان بالای بازدارندگی ایران، برای حمله جرات نکرد و مجبور به توافق شد و همچنین با توجه به اینکه تأسیسات هستهای ما در جنگ ۱۲ روزه تخریب شده بود، ما اساسا تا چند سال آینده امکان غنیسازی نداشتیم و لذا عدم انجام غنیسازی را پذیرفتیم. بنابراین اگر توافقی حاصل شود، هر دو طرف میتوانند آن را به مردم و طرفداران خود بفروشند و به عنوان یک پیروزی نشان دهند.
وی با بیان اینکه با این وجود، من همچنان معتقدم سناریوی خرید زمان پررنگتر است، اضافه کرد: در مواقعی مثل امروز که امکان پیشبینی بسیار سخت است، ما دو ستون «پیشرانهای توافق» و «پیشرانهای جنگ» را ترسیم و هر کدام را بررسی میکنیم. اکنون اگر تمام شواهد را در کنار هم قرار دهیم، میبینیم که متأسفانه پیشرانهای جنگ خیلی قویتر است. این شواهد عبارت است از افزایش شدید ارسال تجهیزات نظامی به خاورمیانه، سکوت سنگین اسرائیل و لابی گروههای صهیونیستی در آمریکا و همچنین عدم اظهار نظر صریح ویتکاف در مورد ایران. اینها نشان میدهد اختلافاتی جدی در ژنو وجود داشته است. بنابراین، به نظر میرسد در مذاکرات کنونی هر دو طرف به دنبال خرید زمان هستند؛ ایران میخواهد از این طریق جنگ را به تعویق بیاندازد و آمریکا نیز در تلاش است به این شکل، خود را تجهیز کند.
عضو هیأت علمی گروه روابط بینالملل دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه در این بین، دادن امتیازات اقتصادی به آمریکا نیز نمیتواند ترامپ را تطمیع کند، گفت: این موضوع اما یک درس تاریخی به ما میدهد. اگر ما در زمان برجام، حتی با اروپا قرادادهای اقتصادی منعقد میکردیم، برجام بسیار مستحکمتر میشد و ترامپ نمیتوانست به راحتی از آن خارج شود. در زمان برجام، اروپا درگیر مسائل تروریسم و افزایش تعداد پناهندگان بود و به ایران نیاز داشت و ما میتوانستیم با امضای توافقاتی عزتمدانه، به اروپا امنیت بفروشیم و از آنها امتیاز اقتصادی بگیریم. اما کسانی که به دلیل منافع شخصی و جناحی خود با سرمایهگذاریهای اروپا و آمریکا در ایران مخالف کردند، باعث بروز شرایط کنونی شدند. امروز ما بسیار دیرهنگام متوجه شدهایم که توافق سیاسی نیاز به ستونهای اقتصادی دارد.