پایگاه تخصصی «اویلپرایس» در گزارشی تحلیلی نوشت ایالات متحده و متحدانش پس از بحران اخیر تنگه هرمز، طرحی چندلایه را برای کاهش وابستگی بازار جهانی انرژی به این آبراه راهبردی آغاز کردهاند؛ طرحی که بر افزایش تولید نفت در نیمکره غربی، توسعه خطوط لوله جایگزین در خاورمیانه و بازطراحی کریدور هند–خاورمیانه–اروپا با محوریت عمان استوار است و هدف آن، کاهش قدرت ایران در استفاده از تنگه هرمز بهعنوان اهرم فشار ژئوپلیتیکی است.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، تحلیل سایمون واتکینز، نویسنده و روزنامهنگار مالی باسابقه و کارشناس حوزه نفت، بازارهای مالی و ریسکهای ژئوپلیتیکی در پایگاه تخصصی «اویلپرایس» از کارزار پرشتاب ایالات متحده و متحدانش برای بازآرایی نقشه انرژی خاورمیانه پس از جنگ پرده برمیدارد.
واتکینز استدلال میکند که انسداد فوری تنگه هرمز از سوی تهران، همزمان با آغاز عملیات نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، موجب توقف تردد دریایی از این گذرگاه و جهش بیش از ۷۰ درصدی قیمت نفت شد.
به نوشته او، نگرانی دونالد ترامپ از تداوم این وضعیت تا انتخابات میاندورهای سوم نوامبر آمریکا، عامل تعیینکنندهای بود که رئیسجمهور ایالات متحده را به پذیرش توافق صلح یا آتشبس کوتاهمدت در ماه ژوئن سوق داد؛ زیرا میان قیمت نفت، بهای بنزین، رشد اقتصادی آمریکا و عملکرد رؤسایجمهور مستقر و احزاب آنها در انتخابات، ارتباط مستقیمی وجود دارد.
بااینحال، منابع ارشد امنیت انرژی در لندن، بروکسل و واشنگتن گفتهاند که ایالات متحده اکنون اجرای راهبردی بلندمدت را برای خنثیسازی دائمی اهرم تنگه هرمز آغاز کرده است.
هدف این راهبرد آن است که با توسعه ابرپروژههای خط لوله، پایانههای صادراتی، مسیرهای زمینی، کریدورهای تجاری و تنوعبخشی جغرافیایی به منابع انرژی، تنگه هرمز بهتدریج به گذرگاهی با اهمیت راهبردی کمتر تبدیل شود و توان تهران برای تأثیرگذاری بر بازار جهانی نفت کاهش یابد.
این راهبرد گسترده واشنگتن و متحدانش بر سه محور بنیادین استوار است:
یک؛ مهندسی دوباره ژئوپلیتیک نفت با اتکا به «حوزه نفوذ قاره آمریکا»
واشنگتن برای کاهش وابستگی بازار جهانی به اوپکپلاس و تنگه هرمز، راهبرد افزایش و تنوعبخشی تولید نفت در نیمکره غربی را دنبال میکند.
ایالات متحده در آستانه بحران، تولید نفت خود را به رکورد ۱۳.۶ میلیون بشکه در روز رسانده بود و این سطح از تولید، هنگام انسداد تنگه هرمز بهعنوان یک پشتوانه حیاتی برای عرضه جهانی عمل کرد. با وجود درخواست ترامپ برای افزایش بیشتر تولید، شرکتهای بزرگ و تولیدکنندگان مستقل آمریکایی، برنامههای سرمایهگذاری پیش از جنگ خود را حفظ کردهاند و بسیاری از آنها اعلام کردهاند که در حال حاضر نزدیک به حداکثر ظرفیت فعالیت میکنند.
ازاینرو، واشنگتن احیای ساختاری و افزایش تولید در کشورهایی را که بخشی از «حوزه نفوذ قاره آمریکا» میداند، در دستور کار قرار داده است. ونزوئلا در صدر فهرست آمریکا برای احیای ظرفیت بالقوه عظیم صنعت نفت خود قرار دارد و آرژانتین و برزیل نیز با فاصله کمی پس از آن جای گرفتهاند. نیمکره آمریکا در حال حاضر حدود ۳۲ درصد از تولید جهانی نفت خام را در اختیار دارد و واشنگتن میکوشد با تقویت تولید در این منطقه، وابستگی بازارهای جهانی به جریان نفت خلیج فارس را کاهش دهد.
کالب اور، دستیار وزیر امور خارجه آمریکا در امور اقتصادی، انرژی و تجارت، اخیراً اعلام کرده است که دولتهای اکوادور و السالوادور نیز از جمله کشورهایی هستند که واشنگتن در حوزه امنیت با آنها همکاری نزدیک و «شانهبهشانه» دارد. او امنیت را پیششرط هرگونه رابطه اقتصادی مولد و بنیان تغییرات گستردهتر در قاره آمریکا دانسته است.
هدف نهایی این محور، انتقال تدریجی بخشی از چتر تأمین انرژی جهان از خلیج فارس به اقیانوس اطلس و نیمکره غربی است؛ بهگونهای که بحرانهای احتمالی آینده در تنگه هرمز، بوشهر یا بندرعباس، تأثیر بسیار محدودتری بر قیمت جهانی نفت و بهای هر گالن بنزین در آمریکا داشته باشد.
دو؛ تسریع ابرپروژههای موازی و دورزدن فیزیکی تنگه هرمز
در لایه منطقهای، ایالات متحده و متحدانش در خاورمیانه در حال افزایش ظرفیت خطوط لوله، پایانههای صادراتی و مسیرهای زمینی هستند تا بخشی از نفتی را که پیشتر از تنگه هرمز عبور میکرد، از مسیرهای جایگزین منتقل کنند. مرحله نخست این طرح با هدف دورزدن حداکثر ۵۰ درصد از جریان معمول روزانه ۲۰ تا ۲۱ میلیون بشکه نفت عبوری از تنگه هرمز، از طریق کریدورهای زمینی موجود و تسریع در ساخت زیرساختهای جدید طراحی شده است.
توسعه مسیر امارات به فجیره
خط لوله حبشان–فجیره امارات متحده عربی، با طول تقریبی ۳۶۰ کیلومتر، میادین نفتی ابوظبی را مستقیماً به بندر فجیره در دریای عمان متصل میکند و به نفت امارات اجازه میدهد بدون عبور از تنگه هرمز صادر شود. ظرفیت این خط لوله در جریان بحران تا سقف ۱.۸ میلیون بشکه در روز افزایش یافت. امارات اکنون ساخت دومین خط لوله موازی به فجیره را سرعت بخشیده است؛ پروژهای که قرار است ظرفیت دورزدن تنگه را به بیش از سه میلیون بشکه در روز افزایش دهد و زمان تکمیل آن به سال ۲۰۲۷ جلو انداخته شده است.
افزایش ظرفیت خط لوله شرق–غرب عربستان
عربستان سعودی نیز ظرفیت خط لوله شرق–غرب، موسوم به «پترولاین»، را افزایش داده است. این خط لوله ۱۲۰۰ کیلومتری، نفت خام میادین شرقی عربستان را از سراسر شبهجزیره عربستان به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل میکند و ظرفیت اسمی آن برای مدتی به هفت میلیون بشکه در روز افزایش یافت. بااینحال، محدودیتهای پایانه دریایی ینبع و نیازهای پالایشی داخلی، ظرفیت واقعی صادرات از این مسیر را به حدود ۴.۵ میلیون بشکه در روز محدود کرده است.
فعالسازی مسیر شمالی عراق به ترکیه
یکی دیگر از گزینههای مورد حمایت آمریکا، افزایش صادرات نفت شمال عراق از طریق خط لوله کرکوک–جیهان به سواحل مدیترانهای ترکیه است. ظرفیت این مسیر اخیراً برای انتقال حدود ۱۷۰ تا ۲۵۰ هزار بشکه در روز دوباره فعال شده است؛ هرچند اختلاف بر سر توافق با ترکیه، پیشرفت آن را متوقف کرده است. با توجه به اهمیت ژئوپلیتیکی این مسیر برای آمریکا و متحدانش، انتظار میرود بنبست موجود برای مدت طولانی ادامه پیدا نکند.
احیای خط لوله کرکوک–بانیاس
عراق همزمان در حال بررسی و پیشبرد مسیرهای دیگری به مقصد سوریه، اردن و عمان است. فؤاد حسین، وزیر امور خارجه عراق، اخیراً در دمشق با احمد الشرع، رئیسجمهور سوریه، دیدار کرد تا برنامههای توسعه همکاری در حوزه زیرساختهای انرژی، از جمله احیای خط لوله کرکوک–بانیاس، پیش برده شود. این خط لوله حدود ۸۰۰ کیلومتر طول دارد، نفت کرکوک را به بندر بانیاس سوریه در دریای مدیترانه منتقل میکند و ظرفیت تاریخی طراحیشده آن حدود ۳۰۰ هزار بشکه در روز است.
علی الزیدی، نخستوزیر عراق، و تام باراک، فرستاده ویژه رئیسجمهور آمریکا، نیز تفاهمنامهای را با مؤسسه سرمایهگذاری آمریکایی «TI Capital» برای تأمین مالی و مدیریت روند بازسازی این خط لوله پیش بردهاند.
ابرخط لوله بصره–حدیثه
در کنار این پروژه، آمریکا و متحدانش روند اجرای خط لوله عظیم بصره–حدیثه را نیز سرعت بخشیدهاند. این پروژه پنج میلیارد دلاری و ۷۰۰ کیلومتری، میادین نفتی جنوب عراق را به حدیثه در غرب این کشور متصل خواهد کرد و ظرفیت انتقال آن بین ۲.۲۵ تا ۲.۵ میلیون بشکه در روز برآورد شده است.
با تکمیل این خط لوله، عراق میتواند حجم عظیمی از ذخایر نفتی جنوب خود را مستقیماً به شمال و سپس به اروپا یا سوریه منتقل کند، بدون آنکه نیازی به عبور از تنگه هرمز داشته باشد. این شاهراه زمینی میتواند نفت جنوب عراق را از مسیر اردن، سوریه، ترکیه و شرق مدیترانه به بازارهای اروپایی برساند و وابستگی بغداد به تنگه هرمز را بهشدت کاهش دهد.
سه؛ بازطراحی جنگی کریدور IMEC و جایگزینی عمان بهجای امارات
شاید مهمترین مؤلفه راهبردی تلاش تحت رهبری آمریکا برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز، تسریع در اجرای کریدور اقتصادی هند–خاورمیانه–اروپا، موسوم به «IMEC»، باشد. این پروژه ابتدا در اجلاس گروه ۲۰ در سال ۲۰۲۳ رونمایی شد، اما به دلیل درگیریهای منطقهای با وقفه روبهرو شد. انسداد تنگه هرمز اکنون موجب شده است طراحی و اجرای این کریدور با سرعتی بسیار بیشتر دنبال شود. برنامهریزان این طرح برآورد میکنند که IMEC در نهایت میتواند حدود ۶۰ درصد از ترافیک کانتینری را که اکنون برای عبور از تنگه هرمز با خطر مواجه است، به مسیرهای جایگزین منتقل کند.
معماری اصلی کریدور بر دو بخش بههمپیوسته استوار است: نخست، یک مسیر دریایی شرقی که بنادر غربی هند را به شبهجزیره عربستان متصل میکند و دوم، یک شبکه ریلی زمینی شمالی که از عربستان سعودی و اردن عبور کرده و به بندر حیفا در اسرائیل میرسد؛ سپس محمولهها از طریق خطوط کشتیرانی کوتاهبرد به اروپا منتقل میشوند.
مهمترین تغییر راهبردی در بازطراحی جنگی سال ۲۰۲۶ این است که نقطه اتصال بخش دریایی شرقی کریدور، بهجای امارات متحده عربی، در سلطنت عمان مستقر شود. به این ترتیب، کشتیهای برخاسته از هند میتوانند محمولههای خود را کاملاً خارج از تنگه هرمز و در حاشیه امن دریای عرب تخلیه کنند و کالاها سپس از طریق شبکه ریلی شبهجزیره عربستان به اردن، بندر حیفا و در نهایت یونان و دیگر بازارهای اروپایی منتقل شوند. همزمان، احداث گرههای تکمیلی موسوم به «IMEC Plus» از مسیر مصر و سوریه نیز در دست بررسی است تا شبکه گستردهتری از جایگزینهای زمینی ایجاد شود.
چارچوبهای حقوقی جدید، از جمله توافق تجارت آزاد هند و اتحادیه اروپا و قانون «دروازه مدیترانه شرقی» در سنای آمریکا، یونان را بهعنوان هاب ورود این کریدور به اروپا تعیین کردهاند. در این چارچوب، آتن به مرکز اصلی ورود کالاهای آسیایی به بازار اروپا تبدیل خواهد شد و عمان نیز نقش دروازه دریایی امن خارج از تنگه هرمز را بر عهده میگیرد.
هدف نهایی؛ جلوگیری از جهانیشدن بحران بعدی هرمز
این اقدامات نشان میدهد که واشینگتن و متحدانش دیگر صرفاً به مدیریت کوتاهمدت بحران تکیه ندارند، بلکه در حال ایجاد یک معماری دائمی، چندمسیره و فرامنطقهای هستند که خسارت اقتصادی هرگونه انسداد احتمالی آینده در تنگه هرمز را کاهش دهد. ایران همچنان توانایی ایجاد اختلال در کشتیرانی منطقهای را حفظ خواهد کرد، اما با توسعه هر کیلومتر خط لوله جدید، گسترش هر پایانه صادراتی و بازطراحی هر کریدور تجاری، اهرم تهران بر جریان جهانی نفت بهصورت ساختاری فرسودهتر خواهد شد.
هدف بلندمدت واشینگتن روشن است: بحران بعدی تنگه هرمز نباید به بحرانی جهانی تبدیل شود.
توضیح ضروری جماران: انتشار این گزارشها در پایگاه خبری جماران، صرفاً با هدف بازتاب دیدگاهها و تحلیلهای مختلف درباره جایگاه راهبردی تنگه هرمز و پیامدهای تحولات اخیر منطقه انجام میشود. این مطالب، دیدگاه نویسندگان و رسانههای منتشرکننده آنهاست و انتشارشان به معنای تأیید مواضع، ادعاها یا جمعبندیهای مطرحشده از سوی پایگاه خبری جماران نیست.