مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل در ارزیابیای راهبردی، تفاهمنامه اخیر ایران و آمریکا را توافقی میداند که بیش از آنکه نگرانیهای امنیتی تلآویو را برطرف کند، به تهران فرصت کاهش فشار نظامی و اقتصادی، بازگشت به صادرات نفت و پتروشیمی، دسترسی به منابع مالی و بازسازی موقعیت منطقهای میدهد؛ در حالی که مسائل اصلی از نگاه اسرائیل، از غنیسازی و ذخایر اورانیوم تا موشکهای بالستیک، حزبالله و متحدین منطقهای، همچنان حلنشده باقی ماندهاند.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، این یادداشت سیاستی که توسط الداد شاویت، رئیس سابق بخش ارزیابی اطلاعات در دفتر نخستوزیری اسرائیل، و سیما شاین، رئیس سابق بخش پژوهش و ارزیابی موساد، برای مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل (INSS) تهیه شده، در واقع یک ارزیابی راهبردی برای دولت و نهادهای امنیتی اسرائیل درباره تفاهمنامه اخیر میان ایران و آمریکا است.
نویسندگان استدلال میکنند که این تفاهمنامه پایان جنگ است، اما پایان چالش ایران نیست. از نگاه آنها، آمریکا و ایران هر دو توانستهاند دستاوردهای مهمی کسب کنند، اما اسرائیل در حوزه سیاسی و دیپلماتیک با نتیجهای نامطلوب روبهرو شده است.
نویسندگان معتقدند ترامپ به هدف اصلی خود، یعنی پایان دادن به جنگ، بازگشایی تنگه هرمز، کاهش فشار بر بازارهای انرژی و ثبت یک موفقیت سیاسی پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا رسیده است. اما در مقابل، ایران نیز به دستاوردهایی رسیده که از نگاه نویسندگان بسیار مهمتر و ملموستر هستند. تهران توانسته بدون پذیرش محدودیتهای نهایی در برنامه هستهای خود، جنگ را متوقف کند، محاصره دریایی را پایان دهد، صادرات نفت و پتروشیمی را از سر بگیرد، به داراییهای بلوکهشده خود دسترسی پیدا کند و چشمانداز یک برنامه بازسازی اقتصادی حداقل ۳۰۰ میلیارد دلاری را به دست آورد.
به گفته نویسندگان، مهمترین موفقیت ایران این است که مسائل اصلی و حساس، مانند آینده غنیسازی، سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده و محدودیتهای هستهای، به مذاکرات بعدی موکول شدهاند؛ در حالی که بخشی از منافع اقتصادی ایران از همین حالا آغاز میشود.
گزارش فهرست مفصلی از دستاوردهای ایران ارائه میدهد. نخست آنکه موضوع موشکهای بالستیک، که اسرائیل آن را بخش اصلی تهدید ایران میداند، کاملاً از توافق کنار گذاشته شده است. دوم اینکه هیچ اشارهای به شبکه متحدین منطقهای ایران در لبنان، عراق و یمن نشده است. سوم اینکه ایران همچنان نقش مهمی در مدیریت آینده تنگه هرمز خواهد داشت و حتی در مذاکرات آینده درباره ترتیبات این آبراه مشارکت میکند. چهارم اینکه آزادسازی داراییهای مسدودشده ایران محدود به مصارف بشردوستانه نشده و بانک مرکزی ایران اختیار استفاده از آنها را خواهد داشت. پنجم اینکه صندوق بازسازی و توسعه ۳۰۰ میلیارد دلاری، حتی اگر مستقیماً توسط دولت آمریکا تأمین مالی نشود، به حکومت ایران امکان میدهد توافق را بهعنوان یک موفقیت اقتصادی و سیاسی در داخل کشور عرضه کند. از نگاه نویسندگان، تهران بدون دادن امتیازات هستهای مشخص، موفق شده هم فشار نظامی را متوقف کند و هم افق اقتصادی تازهای به دست آورد.
بخش مهم دیگری از گزارش به لبنان اختصاص دارد. نویسندگان معتقدند تفاهمنامه عملاً یک اهرم دیپلماتیک جدید در اختیار ایران قرار داده است. از آنجا که آتشبس لبنان بخشی از تفاهمنامه محسوب میشود، تهران میتواند هرگونه تنش میان اسرائیل و حزبالله را به روند مذاکرات هستهای گره بزند و از آن بهعنوان ابزار فشار استفاده کند. آنها هشدار میدهند که ابهام موجود در متن توافق ممکن است به محدود شدن آزادی عمل اسرائیل علیه حزبالله منجر شود و این مسأله یکی از مهمترین نگرانیهای امنیتی اسرائیل در ماههای آینده خواهد بود.
در ارزیابی نویسندگان، ایران اگرچه آسیب دیده، اما شکست نخورده است. آنها تصریح میکنند که حکومت ایران نه سقوط کرده و نه با خطر فروپاشی روبهرو شده است. برعکس، جمهوری اسلامی توانسته از رویارویی با آمریکا و اسرائیل جان سالم به در ببرد و احتمالاً این موضوع را بهعنوان نشانهای از مقاومت و بقا به افکار عمومی داخلی و منطقهای عرضه خواهد کرد.
اما مهمترین بخش یادداشت به انتقاد از عملکرد اسرائیل اختصاص دارد. نویسندگان معتقدند اسرائیل در میدان نبرد موفق بود، اما در عرصه سیاسی شکست خورد. به گفته آنها، اسرائیل شریک اصلی عملیات نظامی علیه ایران بود، اما در تعیین شرایط پایان جنگ و شکلدهی به توافق نهایی، تقریباً هیچ نقشی نداشت. آنها این موضوع را نشانه شکاف میان قدرت نظامی اسرائیل و توان محدود آن در تأثیرگذاری بر روندهای سیاسی میدانند. گزارش همچنین هشدار میدهد که نفوذ اسرائیل در واشنگتن کاهش یافته است؛ زیرا تلآویو در سالهای اخیر بیش از حد روی رابطه با ترامپ و جمهوریخواهان سرمایهگذاری کرده و روابطش با دموکراتها و بخشهایی از جامعه سیاسی آمریکا تضعیف شده است.
بر همین اساس، نویسندگان چند توصیه سیاستی مشخص به دولت اسرائیل ارائه میکنند. نخست، اسرائیل باید فوراً اعتماد و هماهنگی خود با دولت ترامپ را بازسازی کند؛ زیرا در واشنگتن نگرانی جدی وجود دارد که نتانیاهو بخواهد از طریق اقدامات نظامی در لبنان یا سایر جبههها، مذاکرات را تخریب کند. دوم، اسرائیل باید با آمریکا درباره لبنان به تفاهمات روشن و مکتوب برسد تا آزادی عمل خود برای مقابله با بازسازی توان نظامی حزبالله را حفظ کند. سوم، تلآویو باید در مذاکرات آینده بر سه مطالبه متمرکز شود: تعیین جدول زمانی کوتاه و قابل راستیآزمایی برای رقیقسازی ذخایر اورانیوم، تعیین محدودیتهای روشن برای غنیسازی در آینده و ایجاد یک سازوکار نظارتی و تنبیهی قدرتمند با ضمانت اجرای مشخص. چهارم، اسرائیل باید یک برنامه بلندمدت برای ترمیم جایگاه خود در آمریکا آغاز کند و دوباره روابط مؤثری با هر دو حزب سیاسی آمریکا برقرار سازد تا وابستگی آن به شخص ترامپ کاهش یابد.
جمعبندی نهایی گزارش این است که از نگاه نویسندگان، تفاهمنامه فعلی بیشتر به سود ایران است تا اسرائیل. ایران توانسته بدون حل مسائل اصلی مورد اختلاف، فشار نظامی و اقتصادی را کاهش دهد و منابع مالی و مشروعیت سیاسی بیشتری به دست آورد؛ در حالی که مهمترین نگرانیهای امنیتی اسرائیل ــ از غنیسازی و ذخایر اورانیوم گرفته تا موشکها، حزبالله و شبکه متحدین منطقهایــ همچنان حلنشده باقی ماندهاند. به همین دلیل نویسندگان هشدار میدهند که اگر توافق نهایی سختگیرانهتر نباشد، این تفاهمنامه ممکن است به جمهوری اسلامی فرصت دهد تا زیر چتر دیپلماسی، توان اقتصادی و منطقهای خود را بازسازی کند.
هدف از ترجمه و انتشار این گزارشها، بازتاب دیدگاههای مختلف رسانهها، اندیشکدهها و تحلیلگران بینالمللی درباره یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا است. انتشار این مطالب لزوماً به معنای تأیید محتوای آنها، مواضع نویسندگان یا گزارههای مطرحشده در این تحلیلها نیست؛ بلکه تلاشی است برای آشنایی مخاطبان با روایتها، برداشتها و ارزیابیهای گوناگون درباره یکی از مهمترین تحولات دیپلماتیک و امنیتی منطقه.