تحلیل پایگاه اسرائیل هیوم نشان می‌دهد کشورهای عربی خلیج فارس پس از جنگ، با پذیرش شکست دکترین «حذف یا تسلیم ایران»، مسیر تازه‌ای را در پیش گرفته‌اند؛ مسیری که بر تنش‌زدایی با تهران، حفظ ثبات اقتصادی و فاصله‌گیری از ماجراجویی‌های نظامی رژیم صهیونیستی استوار است.

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، تحلیل پایگاه اسرائیل هیوم، به بررسی شکاف استراتژیک عمیق میان تل‌آویو و پادشاهی‌های عربی در پساجنگ می‌پردازد: «جا ماندن رژیم صهیونیستی در نظم نوین خلیج فارس پس از امضای تفاهم‌نامه واشینگتن-تهران». نویسنده استدلال می‌کند در حالی که محافل سیاسی در رژیم صهیونیستی همچنان غرق در بحث‌های بی‌پایان «کجای کار اشتباه بود؟» و راه‌های تداوم نبرد هستند، ریاض، ابوظبی و دوحه واقعیت پساجنگ را هضم کرده‌اند: ایران به عنوان یک همسایه‌ی خطرناک اما مقتدر، دست‌نخورده باقی مانده و دکترین «حذف یا تسلیم تهران» شکست خورده است.

 

 نویسنده دلایل این زاویه‌گرفتن کشورهای عربی از کمپ ضدایرانی رژیم صهیونیستی را در سه محور تبیین می‌کند:

 

  •  درک مرزهای قدرت سخت آمریکا و خریدن آرامش

برای بسیاری در تل‌آویو، بازگشت شتابان کشورهای عربی به میز مذاکره با ایران شگفت‌انگیز است؛ چرا که زیرساخت‌های تجاری و نفتی آن‌ها بیش از رژیم صهیونیستی از موشک‌های سپاه آسیب دید. اما درس بزرگ جنگ ۲۰۲۶ برای اعضا این بود: آمریکا هرگز منابع مادی لازم برای سرنگونی رژیم تهران را هزینه نخواهد کرد.

با فروپاشی این پیش‌فرض، جبهه عربی متوجه شد گزینه‌ای جز همزیستی ندارد. گزارش‌ها حتی نشان می‌دهند پادشاهی‌های متمول خلیج فارس روند انتقال پول به تهران را برای «خریدن آرامش پساجنگ» آغاز کرده‌اند؛ چرا که دریافته‌اند حفظ روابط نرمال، تنها راه مهار تمایل ایران برای انسداد مجدد هرمز است.

 

  • تقدم مطلق ثبات ژئواکونومیک به عنوان اصل بقا

برای عربستان، امارات و قطر، ثبات اقتصادی یک هدف لوکس دیپلماتیک نیست، بلکه یک «امر حیاتی برای بقا» است. تمام ابرپروژه‌ها و چشم‌اندازهای توسعه‌ی این سه کشور به جریان آزاد سرمایه‌ی خارجی، توریست و امنیت دیتاسنترها گره خورده است.

کشورهای عربی محدودیت‌های قدرت مادی خود و واشینگتن را درک کرده‌اند. این رویکرد جدید به معنای اعتماد یا مشروعیت‌بخشی به نظام پس از رهبری آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای در تهران نیست؛ ایران همچنان بزرگترین تهدید خارجی آن‌هاست، اما کشورهای عربی آموخته‌اند که قمار بر روی دکترین نظامی ترامپ-نتانیاهو، هزینه‌ای نامتناسب را به حاکمیت ملی آن‌ها تحمیل می‌کند.

 

  • سه مانع بزرگ در برابر توسعه‌ی عادی‌سازی با رژیم صهیونیستی

نویسنده هشدار می‌دهد که نظم جدید پسا-۲۰۲۶، فضا را برای انزوای بیشتر رژیم صهیونیستی مهیا می‌کند:

الف) سرزنش تل‌آویو:

افکار عمومی و نخبگان عرب، رژیم صهیونیستی را مقصر اصلی یک ماجراجویی نظامی بی‌ثمر می‌دانند که کشورهای عربی مجبور به پرداخت بهای اقتصادی و فیزیکی آن شدند.

ب) اهرم فشار جدید تهران:

با اثبات برتری ناهمتراز ایران در هرمز، پایتخت‌های عربی ناگزیرند مواضع تهران را بیش از گذشته بخرند؛ امری که به تهران اجازه می‌دهد برای سرد کردن روابط کشورهای عربی با تل‌آویو، فشار بیاورد.

ج) پرونده‌ی فلسطین:

پافشاری و لجاجت دولت نتانیاهو بر عدم تشکیل دولت مستقل فلسطین، هرگونه شانس احیای پیمان ابراهیم را در ریاض و دوحه کور کرده است.

 

 در نهایت، این تحلیل نتیجه می‌گیرد کسانی در تل‌آویو که هنوز امیدوارند پادشاهی‌های خلیج فارس به یک ائتلاف هجومی علیه ایران بپیوندند، دچار توهم استراتژیک هستند. کشورهای عربی تنوع‌بخشی به شرکای امنیتی و تنش‌زدایی با تهران را برگزیده‌اند. شطرنج منطقه تغییر کرده است؛ رژیم صهیونیستی هنوز در فضای «چگونه جنگ بعدی را شروع کنیم» دست‌وپا می‌زند، اما اعضای شورای همکاری وارد «روز پس از جنگ» شده‌اند و تنها یک سؤال می‌پرسند: «چگونه از اشتعال یک جنگ دیگر جلوگیری کنیم؟»

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.