با وجود اعلام آتش‌بس موقت میان ایران و آمریکا، معادله امنیتی خلیج فارس همچنان در وضعیت بی‌ثباتی قرار دارد. گزارش حاضر نشان می‌دهد که کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، به‌ویژه کویت، در پی مشارکت برخی دولت‌های عربی در جنگ علیه ایران و نقش‌آفرینی خاک آن‌ها در حملات آمریکا، با موجی از فشارهای نظامی، اقتصادی و روانی روبه‌رو شده‌اند؛ فشاری که از حملات پهپادی و موشکی تا اختلال در مسیر هرمز و آزمودن رهبری عربستان در شورای همکاری امتداد یافته است.

به گزارش سرویس بین‌المللل جماران، مؤسسه ایتالیایی مطالعات سیاسی بین‌الملل نوشت: با وجود آتش‌بس موقت میان آمریکا و ایران، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس همچنان درگیر جنگی چندبُعدی هستند؛ در میانه حملات پهپادی مداوم و محاصره‌های اقتصادی، اکنون کویت به هدف اصلی تبدیل شده است.

برای کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، آتش‌بس به معنای تغییر معادله امنیتی نبوده است؛ آن‌ها همچنان در معرض تهدید قرار دارند و گاهی نیز هدف حمله واقع می‌شوند. ایران علیه همسایگان عرب خود در خلیج فارس، جنگی چندبُعدی را دنبال می‌کند و سطوح مختلفی از فشار را بر آن‌ها اعمال می‌کند؛ از جمله برای آزمودن رهبری عربستان سعودی در شورای همکاری خلیج فارس که درون خود با اختلاف‌نظرها و کشمکش‌های جدی روبه‌روست.

 

درگیری کم‌شدت و جنگ چندبُعدی

حملات پهپادی و موشکی به کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، هم از نظر تعداد و هم از نظر دفعات کاهش یافته‌اند، اما همچنان ادامه دارند. از نگاه پایتخت‌های عربی خلیج فارس، این وضعیت آتش‌بس نیست، بلکه نوعی درگیری کم‌شدت است؛ درگیری‌ای که پیامدهای آن بر امنیت ملی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به وضعیت مذاکرات آمریکا و ایران و همچنین جنگ اسرائیل در لبنان بستگی دارد.

در حالی که آمریکا و ایران حملات متقابل را «دفاع از خود» توصیف می‌کنند، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس همچنان باید با حملاتی علیه زیرساخت‌های غیرنظامی کنار بیایند؛ از جمله، برای اشاره به مهم‌ترین موارد، حمله به پالایشگاه نفت امارات در منطقه صنایع نفتی فجیره در ۵ مه، حمله به مجتمع انرژی هسته‌ای براکه امارات در ۱۸ مه و تازه‌ترین مورد، حمله به فرودگاه بین‌المللی شهر کویت در ۳ ژوئن. حمله اخیر یک کشته و دست‌کم ۶۳ زخمی بر جای گذاشت و نیروهای مسلح کویت در یک روز ۱۳ موشک بالستیک و ۱۷ پهپاد را شناسایی کرده و با آن‌ها درگیر شدند.

تهران تأکید دارد که برخی همسایگان عرب خلیج فارس با فراهم کردن امکان حملات آمریکا از خاک خود، در جنگ علیه ایران مشارکت داشته‌اند؛ موضوعی که کشورهای شورای همکاری خلیج فارس بارها آن را رد کرده‌اند. فارغ از رد یا پذیرش این روایت، تهران اکنون به‌طور فعال زیرساخت‌های آنهارا را هدف قرار می‌دهد. حمله اخیر در کویت نشان می‌دهد که کشورهای شورای همکاری خلیج فارس با درگیری‌ای روبه‌رو هستند که همچنان فعال است و فاصله زیادی با یک بحران منجمد و متوقف‌شده دارد.

در چنین فضایی، ایران همچنان جنگ چندبُعدی علیه همسایگان عرب خود را ادامه می‌دهد. پرتاب پهپادها و موشک‌ها با جنگ اقتصادی ترکیب شده است. از یک سو، تهران گاهی اهداف اقتصادی مانند پالایشگاه‌ها و فرودگاه‌ها را هدف قرار می‌دهد؛ از سوی دیگر، ادامه محاصره هرمز نیز بر اقتصاد کشورهای صادرات‌محور شورای همکاری خلیج فارس اثر می‌گذارد، به‌ویژه کشورهایی که جایگزین تجاری مؤثری برای مسیر خلیج فارس ندارند: کویت، بحرین و قطر. افزون بر این، نوعی جنگ روانی نیز از سوی ایران علیه کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در جریان است؛ حملات پراکنده نه‌تنها آن‌ها را وادار می‌کند دائماً در حالت آماده‌باش بمانند، بلکه آسیب‌پذیری پایدارشان را نیز آشکار می‌سازد؛ آن هم در حالی که آمریکا تکرار می‌کند جنگ پایان یافته و آتش‌بس برقرار است.

 

کویت در تیررس و جبهه شبه‌نظامیان عراقی

از زمان آغاز آتش‌بس، ایران سطوح مختلفی از فشار را بر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس اعمال کرده و در این میان، بهره‌برداری از جغرافیا نیز نقش مهمی داشته است. برای نمونه، قطر و عربستان سعودی از ۸ آوریل هدف قرار نگرفته‌اند؛ روزی که یک پهپاد ایرانی به ایستگاه پمپاژ خط لوله شرق ـ غرب عربستان آسیب زد؛ خط لوله‌ای که مسیر هرمز را دور می‌زند. این حمله درست زمانی رخ داد که آتش‌بس به‌تازگی وارد مرحله اجرا شده بود. امارات به‌دلیل توافق‌های ابراهیم با اسرائیل و سیاست منطقه‌ای تهاجمی و فعال خود، آشکارا همچنان در تیررس ایران قرار دارد؛ بحرین نیز در سطحی کمتر با چنین وضعیتی روبه‌روست.

مورد کمتر قابل انتظار، کویت است: این کشور در جریان آتش‌بس در حال تبدیل شدن به هدف اصلی جنگ چندبُعدی ایران است. از نظر تعداد حملات، کویت در طول جنگ نیز در میان کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، پس از امارات، در رتبه دوم قرار داشت؛ با حملاتی به پالایشگاه نفت مینا الاحمدی، بنادر تجاری شویخ و مبارک الکبیر در بوبیان. تجارت دریایی از مبدأ و به مقصد کویت بر اثر بسته شدن هرمز به‌شدت مختل شده است. پس از آغاز آتش‌بس نیز، این امارت در اوایل ماه مه مدعی تلاش گروهی از نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران برای نفوذ به جزیره بوبیان شد؛ گروهی که به ادعای کویت بعداً بازداشت شدند. افزون بر این، چهار حمله هوایی نیز گزارش شد.

جغرافیا آسیب‌پذیری کویت را به حداکثر می‌رساند. این امارت با جنوب عراق، یعنی بصره، هم‌مرز است؛ جایی که نظامیان شیعه طرفدار ایران، مانند مقاومت اسلامی عراق از جمله کتائب حزب‌الله، فعال هستند و به تهران پشتیبانی لجستیکی، آزادی تحرک و امکان انکارپذیری قابل قبول می‌دهند. در طول جنگ، برخی از حملات به کویت و دیگر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس از عراق انجام شد. تنش در مرز بالا گرفته است: پس از آنکه یک راکت، که گفته می‌شود از خاک کویت شلیک شده بود، سه غیرنظامی را کشت، کنسولگری کویت در بصره از سوی معترضان مورد هجوم قرار گرفت و همین مسئله کویت‌سیتی را به احضار سفیر واداشت.

عراق به صحنه‌ای کلیدی برای تقویت بیشتر فشار ایران بر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس تبدیل شده است؛ صحنه‌ای که دامنه جغرافیایی تهدید را گسترش می‌دهد و هم‌زمان به تهران امکان می‌دهد با حملات هم‌زمان به مناطق شمالی و ساحلی، فشار بر پدافندهای هوایی را به حداکثر برساند و آن‌ها را اشباع کند. امارات اعلام کرد پهپادهایی که مقصدشان براکه بود، از غرب وارد این کشور شدند؛ بنابراین از مسیر عراق. به‌ویژه در کویت، که پس از خروج اماراتی‌ها تنها عضو شورای همکاری خلیج فارس در اوپکِ تحت رهبری عربستان است، درگیری کم‌شدت ایران به‌دنبال فرسایش است؛ فرسایشی که از ترکیب حملات با بسته شدن هرمز شکل می‌گیرد.

 

آزمودن رهبری عربستان در شورای همکاری خلیج فارسِ پرمناقشه

برای نخستین بار از ۲۸ فوریه، یکی از کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، یعنی کویت، بلافاصله تصاویر خسارت‌های قابل توجه در فرودگاه بین‌المللی پایتخت را منتشر کرد؛ آن هم در حالی که مقام‌های دولتی در حال بازدید از محل بودند. این اقدام در مقایسه با گذشته نزدیک، تغییری واقعی در شیوه اطلاع‌رسانی عمومی به شمار می‌آید؛ تغییری که می‌تواند نشان دهد کشورهای عربی خلیج فارس نگران‌اند که این تهدیدها و حملات همچنان ادامه پیدا کند.

در نهایت، با وجود آتش‌بس و در شرایطی که فشارها دوباره افزایش یافته، ایران در حال آزمودن رهبری عربستان سعودی در شورای همکاری خلیج فارسِ به‌شدت پرمناقشه است؛ بی‌آنکه مستقیماً به خاک عربستان حمله کند. هرچه شدت حملات پهپادی و موشکی در اطراف مرزهای پادشاهی افزایش می‌یابد، ریاض بیشتر می‌کوشد میان جریان‌های طرفدار اولویت دادن به دیپلماسی، یعنی قطر و عمان، و جریان‌های متمایل به واکنش، یعنی امارات، توازن سیاسی برقرار کند تا از شکاف خطرناک در شورای همکاری خلیج فارس جلوگیری شود. در حال حاضر، آتش‌بس برای پایتخت‌های عربی خلیج فارس فقط عدم قطعیت بیشتر و پرسش‌های امنیتی بی‌پاسخ به همراه داشته است.

 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.