رابین رایت، نویسنده و تحلیلگر باسابقه مجله نیویورکر استدلال میکند که جنگ ترامپ با ایران، برخلاف ادعاهای اولیه واشنگتن، نهتنها به یک توافق بهتر منتهی نشده، بلکه آمریکا را پس از پرداخت هزینهای سنگین، دوباره به نقطه آغاز بازگردانده است؛ نقطهای که حتی ممکن است از توافق هستهای سال ۲۰۱۵ نیز برای واشنگتن ضعیفتر باشد.
به گزارش سرویس بین الملل جماران، مقاله «بحران خشم حماسی؛ فرجام فضاحتبار جنگ ترامپ با ایران و بازگشت به نقطه صفر» نوشته رابین رایت، نویسنده و تحلیلگر باسابقه مجله نیویورکر است؛ روزنامهنگاری که از سال ۱۹۸۸ با این مجله همکاری دارد و سالها تحولات ایران، خاورمیانه و سیاست خارجی آمریکا را پوشش داده است.
رایت در این مقاله استدلال میکند که جنگ ترامپ با ایران، برخلاف ادعاهای اولیه واشنگتن، نهتنها به یک توافق بهتر منتهی نشده، بلکه آمریکا را پس از پرداخت هزینهای سنگین، دوباره به نقطه آغاز بازگردانده است؛ نقطهای که حتی ممکن است از توافق هستهای سال ۲۰۱۵ نیز برای واشنگتن ضعیفتر باشد.
توهم توافق بهتر
در سپتامبر ۲۰۱۵، دونالد ترامپ، هتلدار مشهوری که بهتازگی نامزدی خود برای ریاستجمهوری آمریکا را اعلام کرده بود و عملاً هیچ تجربهای در سیاست خارجی نداشت، در توییتی مدعی شد توافق هستهای ایران بهعنوان یکی از بیکفایتترین توافقهای تاریخ ثبت خواهد شد.
او ادعا میکرد آمریکا در همه زمینهها بازنده شده است؛ اما به نوشته رایت، بسیار بعید بود ترامپ حتی متن ۱۵۹ صفحهای توافق و پنج ضمیمه فنی و دقیق آن را خوانده باشد؛ همان توافقی که او در سال ۲۰۱۸ بهطور یکجانبه از آن خارج شد و آن را «وحشتناک» نامید.
رایت تأکید میکند که دولت اوباما بدون راهاندازی جنگ، توانست امتیازاتی مهم از ایران در حوزه هستهای بگیرد؛ هرچند این دیپلماسی به دو سال مذاکرات دشوار و فرسایشی نیاز داشت.
اما اکنون ترامپ در حال هدایت توافقی برای پایان دادن به جنگی نسنجیده، کمسابقه، بدون آمادگی و بدهنگام با ایران است؛ جنگی که در بسیاری از مسائل کلیدی، آمریکا را به نقطه اول یا حتی وضعیتی بدتر بازگردانده است.
صورتحساب سنگین جنگ
به نوشته نیویورکر، جنگ ترامپ علیه ایران تا این مرحله دستکم ۲۸ میلیارد دلار هزینه مالی بر جای گذاشته و به کشته شدن ۱۳ آمریکایی و هزاران ایرانی انجامیده است.
فراتر از این تلفات انسانی و هزینههای سنگین، این درگیری موجب انسداد فلجکننده تنگه هرمز، اختلال شدید در زنجیره تأمین انرژی جهانی و شکلگیری بحرانی اقتصادی شده که صدها میلیون نفر را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار داده است.
رایت معتقد است این لشکرکشی نظامی، آسیبهایی احتمالاً جبرانناپذیر به اعتبار بینالمللی ایالات متحده وارد کرده است. تناقض اصلی از نگاه او اینجاست که ترامپ پس از این همه هزینه، احتمالاً چیزی بیش از آنچه در توافق اولیه به دست آمده بود، کسب نخواهد کرد.
به تعبیر نویسنده، عملیاتی که با عنوان «خشم حماسی» آغاز شد، اکنون خود به یک فاجعه تمامعیار حماسی تبدیل شده است؛ فاجعهای که جایگاه واشنگتن را در سطح جهانی متزلزل کرده است.
قمار کوتاهمدت واشنگتن
در روزهای اخیر، آمریکا و ایران اعلام کردهاند که در مراحل پایانی مذاکره بر سر یک «یادداشت تفاهم» قرار دارند؛ چارچوبی که قرار است نخستین گام برای پایان دادن به درگیری باشد.
با این حال، رایت مینویسد انتظار نمیرود این چارچوب اولیه، جزئیات زیادی برای حل پیچیدهترین مسائل داشته باشد. به باور او، ایران با وجود تحمل خسارتهای سنگین، از جمله ترور رهبر عالی خود، از دست دادن شماری از مقامهای ارشد سیاسی و نظامی و تخریب گسترده زیرساختها، همچنان در حال انجام یک بازی بلندمدت است.
در مقابل، ترامپ زیر فشار زمان قرار دارد. نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای کنگره و افزایش مخالفتهای عمومی با جنگ در داخل آمریکا، او را به سمت یک بازی کوتاهمدت سوق داده است.
رایت نتیجه میگیرد که تضاد میان راهبرد بلندمدت ایران و نیاز فوری ترامپ به پایان جنگ، نشان میدهد چرا اصرار واشنگتن بر تسلیم بیقیدوشرط تهران، مسیر رسیدن به یک توافق پایدار را مسدود کرده و این نبرد را به بنبست کشانده است.