​در حالی که سایه جنگ با ایران همچنان بر سیاست خارجی واشینگتن سنگینی می‌کند، نشانه‌هایی از بازگشت یک سناریوی تاریخی در حیاط خلوت آمریکا دیده می‌شود؛ جایی که تهدیدهای فزاینده دونالد ترامپ علیه کوبا، یادآور شکست پرهزینه «عملیات خلیج خوک‌ها» است. اکنون، ۶۵ سال پس از آن ماجراجویی ناکام، این پرسش دوباره مطرح شده که آیا واشنگتن در آستانه تکرار خطایی است که زمانی اعتبار جهانی‌اش را به لرزه انداخت—آن هم در شرایطی که هزینه‌های یک درگیری دیگر می‌تواند بسیار فراتر از گذشته باشد.

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، پایگاه تحلیلی «سیاست‌ورزی مسئولانه» «Responsible Statecraft» نوشت: شصت و پنج سال طولانی پس از آنکه کاخ سفیدِ کندی یک تهاجم شبه‌نظامی به رهبری سیا را در خلیج خوک‌ها آغاز کرد، شبح آن حمله شکست‌خورده بر بحران کنونی در روابط ایالات متحده و کوبا سایه افکنده است. دولت ترامپ تقریباً به طور روزانه تهدیدهای خود را برای استفاده مجدد از نیروی نظامی در تلاش برای سرنگونی دولت کوبا تشدید کرده است؛ کاخ سفید اکنون دستورالعملی را به پنتاگون صادر کرده است تا آماده باشد. نشریه «یواس‌ای تودی» همین هفته گزارش داد: «برنامه‌ریزی نظامی برای یک عملیات احتمالی به رهبری پنتاگون در کوبا، در صورتی که پرزیدنت دونالد ترامپ دستور مداخله صادر کند، در سکوت در حال افزایش است.»

ترامپ تمام نشانه‌ها را بروز داده است که قصد دارد سلطه ایالات متحده بر کوبا را تثبیت کند؛ کشوری که از زمان انقلاب ۱۹۵۹ به عنوان نماد استقلال آمریکای لاتین ایستادگی کرده است. به نظر می‌رسد باتلاق جنگ با ایران باعث هیچ درنگی برای این رئیس‌جمهور امپریالیست نشده است. ترامپ در ۱۳ آوریل با بی‌خیالی اظهار داشت: «ممکن است بعد از اینکه کارمان با [ایران] تمام شد، سری هم به کوبا بزنیم.» ترامپ همین دو هفته پیش درباره نیات خود برای تغییر حکومت اعلام کرد: «کوبا نفر بعدی خواهد بود.»

در بافتار بحران کنونی کوبا، شصت و پنجمین سالگرد شکست مفتضحانه و بدنام «خلیج خوک‌ها» اهمیت تازه و فوری پیدا می‌کند. تلاش شبه‌نظامی سازمان‌دهی شده توسط سیا برای عقب راندن انقلاب کاسترو، همچنان به عنوان یک تاریخ عبرت‌آموز از هزینه‌های گزاف مداخله ایالات متحده در کوبا — و جاهای دیگر — باقی مانده است.

«شکست کامل»

تلاش پنهانی برای تغییر حکومت علیه کوبا تنها ۱۵ ماه پس از انقلاب ۱۹۵۹، با مجوز ۱۷ مارس ۱۹۶۰ رئیس‌جمهور دوایت آیزنهاور آغاز شد. «برنامه اقدام پنهانی علیه حکومت کاسترو» در ابتدا بر ایجاد تیم‌هایی از چریک‌های تبعیدی تحت حمایت سیا متمرکز بود که برای سازماندهی یک ضد انقلاب به کوه‌های کوبا نفوذ می‌کردند. آن تلاش به شکلی مفتضحانه شکست خورد، زیرا نیروهای کاسترو به سرعت نفوذی‌ها را رهگیری کردند و محموله‌های تسلیحاتی که سیا از طریق هوا برای آن‌ها پرتاب می‌کرد، به جای ضد انقلابیون، به دست ارتش کوبا افتاد.

در اولین جلسه «کارگروه شعبه ۴» سیا، مدیر عملیات نیمکره غربی سیا پیش‌بینی کرد که این تلاش شکست خواهد خورد «مگر اینکه فیدل و رائول کاسترو و چه گوارا در یک مجموعه حذف شوند.» او استدلال کرد که این حکومت تنها «با استفاده از زور سرنگون خواهد شد.» ظرف چند ماه، طرح پنهانی بازنگری شد تا به یک حمله شبه‌نظامی توسط تیپی از تبعیدیان آموزش‌دیده توسط سیا تبدیل شود.

و سیا واقعاً تلاش کرد تا با به خدمت گرفتن مافیا برای ترور فیدل کاسترو، رهبری کوبا را سرنگون کند و ۲۰۰ هزار دلار از بودجه تهاجم را برای پرداخت هزینه‌های آن عملیات اختصاص داد. جیکوب استرلین، افسر سیا که مسئول مدیریت تلاش‌های شبه‌نظامی بود، به شدت با توطئه ترور مخالفت کرد. استرلین چند سال پیش در مصاحبه‌ای به من گفت: «فکر می‌کردم کاملاً غیراخلاقی است که خودمان را درگیر چنین کاری کنیم. فکر می‌کردم این مخرب‌ترین کار برای عملیاتی باشد که در بهترین حالت هم دشوار بود.»

البته، توطئه ترور سیا-مافیا نیز شکست خورد و حتی پیش از آغاز تهاجم، الگویی را برای آن تثبیت کرد. در واقع، به گفته تئودور دریپر، تحلیلگر سیاسی، خلیج خوک‌ها در تاریخ به عنوان «شکست تمام‌عیار» ثبت خواهد شد. 

 

خلیج خوک ها تکرار خواهد شد

 

این سلسله از فجایع عملیاتی را در نظر بگیرید:

• قرار بود حمله شبه‌نظامی یک تهاجم غافلگیرانه در نیمه‌شب باشد. اما میلیشیای کاسترو در ساحل منتظر بودند و به محض اینکه یک افسر سیا در لحظه آغاز پیاده‌سازی نیروها، چراغ راهنمایی را در ساحل قرار داد، شروع به تیراندازی کردند.

• حمله هوایی مقدماتی سیا به نیروی هوایی کاسترو در نابودی تمام هواپیماهای کوبا ناکام ماند و تعداد کافی از آن‌ها باقی ماند تا در صبح ۱۷ آوریل ۱۹۶۱ به کشتی‌های تدارکاتی نیروی مهاجم حمله کرده و آن‌ها را غرق کنند. پنج ماه پیش از تهاجم، مجله «نیشن» (The Nation) به اولین رسانه آمریکایی تبدیل شد که گزارش داد سیا در حال آموزش یک نیروی تبعیدی در گواتمالا برای حمله به کوبا است.

• داستان پوششی سست سیا برای حمله هوایی مقدماتی — مبنی بر اینکه یک خلبان نیروی هوایی کوبا پناهنده شده و بمب‌ها را بر روی هواپیماهای کوبایی ریخته است — ظرف چند ساعت توسط مطبوعات فاش شد، اما نه پیش از آنکه سفیر آدلای استیونسون آن استدلال دروغین را به مجمع عمومی سازمان ملل ارائه کرده و ایالات متحده را در برابر جامعه جهانی شرمسار کند.

• انکار محتمل آنچه قرار بود یک عملیات مخفیانه باشد، همان‌طور که خود سیا بعدها اعتراف کرد، به یک «توهم رقت‌بار» تبدیل شد.

• نیروی شبه‌نظامی تحت رهبری سیا ظرف ۷۲ ساعت توسط ارتش و میلیشیای بسیار بزرگتر کاسترو شکست خورد.

• هدف ایالات متحده برای جلوگیری از نفوذ شوروی در کوبا کاملاً نتیجه معکوس داد. در میانه تهاجم، کاسترو کوبا را یک کشور سوسیالیستی اعلام کرد و در مواجهه با تجاوز ایالات متحده، خواستار حمایت اتحاد جماهیر شوروی شد. متعاقباً، کوبا یک پیمان دفاعی با اتحاد جماهیر شوروی امضا کرد که منجر به تصمیم خروشچف برای نصب موشک‌های هسته‌ای در این جزیره شد و به بحران موشکی اکتبر ۱۹۶۲ انجامید، زمانی که جهان به نزدیک‌ترین فاصله خود با آرماگدون اتمی رسید.

جان اف کِنِدی (رئیس جمهور وقت آمریکا) شکست در خلیج خوک‌ها را «بدترین تجربه زندگی‌ام» نامید. این عملیات شکست‌خورده که تنها ۱۲ هفته پس از آغاز به کار او رخ داد، به یک شرمساری شخصی در برابر تمام جهان برای ریاست‌جمهوری جوان او تبدیل شد. کندی در اولین کنفرانس مطبوعاتی خود پس از تهاجم، به زیبایی خاطرنشان کرد: «ضرب‌المثلی قدیمی هست که می‌گوید پیروزی صد پدر دارد و شکست یتیم است»، و اذعان کرد: «من مقام مسئول دولت هستم.»

علاوه بر این، این تهاجم ضربه سختی به اعتبار بین‌المللی ایالات متحده وارد کرد. دولت کندی در حال دروغگویی به جامعه جهانی درباره نقش خود در حمله‌ای بی‌دلیل به یک کشور کوچک کارائیب غافلگیر شد. همان‌طور که آرتور شلزینگر، دستیار کاخ سفید (که با تهاجم مخالف بود) به کندی گزارش داد، «شوک شدید و سرخوردگی» بر واکنش‌ها در اروپای غربی حاکم بود. آنچه رهبران اروپایی را آزار می‌داد، نه شکست عملیات، بلکه تصمیم به تهاجم بود. آن‌ها می‌پرسیدند: «چرا کوبا چنین تهدیدی برای شما بود؟ چرا نمی‌توانستید با کوبا کنار بیایید، همان‌طور که اتحاد جماهیر شوروی با ترکیه و فنلاند کنار می‌آید؟» متحدان ایالات متحده، همان‌طور که کندی بعدها اعتراف کرد، «فکر می‌کنند ما در مورد کوبا کمی مجنون هستیم.»

داوود در برابر جالوت

صدها کوبایی در حمله ایالات متحده کشته یا مجروح شدند، حمله‌ای که جان بیش از ۱۰۰ نفر از اعضای نیروی تبعیدی، تیپ ۲۵۰۶، را نیز گرفت. اما برای کوبا، نتیجه نبرد یک پیروزی تاریخی با ابعادی تقریباً کتاب مقدس بود. در چشمان جهان، به ویژه جهان سوم، انقلاب نوپای کاسترو در برابر غول شمال ایستادگی کرده بود — مانند داوود در برابر جالوت. در داخل و خارج، کاسترو به عنوان یک رهبر ناسیونالیست جنبش ضد امپریالیستی ظاهر شد که در طول دهه ۱۹۶۰ گسترش یافت.

در یک ملاقات مخفیانه پس از تهاجم بین چه‌گوارا و ریچارد گودوین، دستیار کاخ سفید، بر اساس یادداشتی از گفتگوی آن‌ها که به پرزیدنت کندی ارائه شد، چه «می‌خواست از ما برای تهاجم تشکر کند». او گفت: «این یک پیروزی سیاسی بزرگ برای آن‌ها بود، به آن‌ها اجازه داد تا پایه‌های خود را مستحکم کنند و آن‌ها را از یک کشور کوچک ستمدیده به یک کشور برابر تبدیل کرد.»

آن دیدار همچنان به عنوان ضمیمه‌ای مرتبط به تاریخ خلیج خوک‌ها باقی مانده است. در پی آنچه در آن زمان آشکارترین اقدام تجاوزکارانه ایالات متحده علیه کوبا بود، دولت فیدل کاسترو به دنبال چیزی بود که چه آن را یک «مودوس ویوندی» با ایالات متحده نامید. پیام او برای پرزیدنت کندی این بود که کوبا آماده و مایل است از طریق گفتگوی دیپلماتیک به نگرانی‌های واشینگتن رسیدگی کند، با یک استثنا: کوبا «نمی‌توانست درباره هیچ فرمولی بحث کند که به معنای دست کشیدن از نوع جامعه‌ای باشد که خود را وقف آن کرده بودند.»

شصت و پنج سال بعد، این همچنان موضع کوبا است، در حالی که دولت پساکاستروی میگل دیاز-کانل با خطرناک‌ترین تهدید اقدام نظامی ایالات متحده از زمان خلیج خوک‌ها روبرو است. جهان از زمان ایستادگی پیروزمندانه کوبا در برابر قدرت نظامی ایالات متحده در آوریل ۱۹۶۱ تغییرات قابل توجهی کرده است. در دوران ترامپ، هیچ تظاهری به رعایت قوانین بین‌المللی یا حقوق حاکمیتی ملت‌ها وجود ندارد.

تنها اعمال بی‌حد و حصر و مهارنشده‌ی نیروی جراحی‌گونه برای درهم شکستن ملت‌های کوچک‌تر و وادار کردن آن‌ها به تسلیم وجود دارد. اما تاریخ پلایا خیرون همچنان بلافاصله مرتبط باقی مانده است.

پرزیدنت کندی در کنفرانس مطبوعاتی خود پس از تهاجم شکست‌خورده خلیج خوک‌ها خاطرنشان کرد: «مرد خردمندی زمانی گفت: «یک خطا تا زمانی که از اصلاح آن امتناع نورزید، به اشتباه تبدیل نمی‌شود.»» او اشاره کرد که «درس‌های تنبه‌برانگیزی» برای آموختن وجود داشت. در این سالگرد دراماتیک تجاوز پرهزینه ایالات متحده علیه کوبا، هنوز زمان برای دونالد ترامپ باقی است تا آن‌ها را بیاموزد.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.