از زمان میرزا تقیخان تا امروز، هر کوششی برای اصلاح مالی در ایران شده، در کنارش، عوامل دربار و ذینفعهای فاسد و زیادهخواه، بدون استثنا عنصر خارجی هم دست داشته و این معنایش این است که اگر حکومت بخواهد اصلاح واقعی صورت بدهد، باید به اندازه پیچیده بودن موضوع خودش را مجهز کند. باید حکومتگری داشته باشید که در این حد صلاحیت فکری و بلوغ اندیشهای داشته باشد. آدمهای خام، آدمهای با حسننیت اما کجاندیش به کار شرایط کنونی ایران نمیآیند و فهمیدن سره از ناسره بر حسب ادعاهایی که سیاستگذارها کردهاند و نتیجهای که حاصل شده، برای ارکان اصلی حکومت دیگر دشوار نیست.
گروه اقتصادی: فرشاد مومنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی با تاکید بر ضرورت بازنگری در شیوه سیاستگذاری اقتصادی و اصلاح رفتارهای مالی سیاستگذار، گفت: کشور در شرایطی قرار دارد که بیش از هر زمان دیگری به علم، جلب مشارکت متخصصان، اعتماد عمومی و سیاستگذاری مبتنی بر واقعیت نیاز دارد و نمیتوان مشکلات اقتصادی را صرفا به جنگ و تحریم نسبت داد چرا که سیاستهای بیثباتساز، شوکهای پیدرپی نرخ ارز و قیمتهای کلیدی، ضعف در حمایت از تولید و برخی کجکارکردیهای سیاستی، خود از عوامل مهم تشدیدکننده بحران اقتصادی و تضعیف توان مالی دولت هستند.
سخنان سست و توخالی نمیتواند اعتماد و امید در جامعه ایجاد کند
به گزارش جماران، دکتر فرشاد مومنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی که در نشست «نگاهی به بخشنامه بودجه سال ۱۴۰۶» در موسسه مطالعات دین و اقتصاد، سخن میگفت، اظهار کرد: هر کس که دل در گرو این سرزمین و مردمانش و آیندهاش دارد، میفهمد که در شرایط کنونی نیاز جامعه ما تا چه اندازه نسبت به گذشته، به آرامش و همدلی و اعتماد متقابل و برانگیختن امید زیاد است. این مسئله هم خوب فهمیده میشود که بالاخره برای اینکه این نظم باقی بماند، با همه ضعفها و نقایصش، بدنه اجرایی وجود دارد که واقعا تحت کمسابقهترین فشارها، بیشترین تلاش را میکند. اما مسئلهای که متاسفانه به اندازه کافی دربارهاش صحبت نشده، این است که آیا آن آرامش و امید و همدلی و اعتماد، با مطرح شدن حرفهای سست و ناسنجیده و توخالی، ولو اینکه خوشنودکننده باشد، میتوانیم امید داشته باشیم که شکل بگیرد و تداوم داشته باشد، یا اینکه آنچه گفته میشود، نسبتی با علم، نسبتی با واقعیت و نسبتی با انصاف داشته باشد. جامعه ما بهشدت نیاز دارد درباره این موضوعات فکر کند.
وی با بیان اینکه متاسفانه دستگاههای حکومتی و نظامهای رسمی تبلیغاتی به گونهای رفتار میکنند که گویی اصلا قائل به تعامل و اینکه مخاطبها باید اقناع شوند و مردم تحت شرایط کنونی چیزهایی را با پوست و گوشت و استخوانشان لمس میکنند نیستند، ادامه داد: باید به گونهای حرف زده شود که هم سطوحی از اعتماد بین عامه مردم و حکومت را ایجاد کند و هم سطوحی از امید و اعتماد بین متخصصها.
ادارهکنندگان کشور باید ذینفعان وضع موجود را شناسایی کنند
این استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه دشمنان ایران به دنبال این هستند که مناسباتی ایجاد شود که مردم از بیخ و بن امید خودشان را از اصلاح توسط ساختار قدرت کنونی، خدای نکرده، از دست بدهند، افزود: اکنون ما با کسانی مواجه هستیم که از وضع موجود به شکلهای مختلف نفع شخصی دارند. بحث بسیار حیاتی این است که آنها که کشور را اداره میکنند چقدر توان و آمادگی برای تمایزبخشی بین این گونههای مختلف دارند.
نظام پاداشدهی موجود، هشداردهندگان را به جای خطاکاران تنبیه میکند
مومنی تاکید کرد: در سایه برنامه تحول ساختاری، یک نظام پاداشدهی در ایران تعریف شده که کاری با آنها که خطاهای فاحش و فسادهای محرز مرتکب میشوند، ندارند؛ اما آنها که این خطاها را گوشزد کردند و کسانی که در اثر این خطاها کار و زندگیشان مورد تهدید قرار میگیرد، با آنها برخورد میشود و این یک مناسباتی است که به یک بازبینی بسیار اساسی نیاز دارد. باید امیدوار باشیم که آنهایی که باید بفهمند، خیلی زودتر این چیزها را بفهمند و قادر به تفکیک باشند. وقتی که سال ۱۴۰۱ ماجرای شوک نرخ ارز کلید خورد، بارها درباره آن هشدار دادیم، اما وقتی تمام پیشبینیهای منتقدان آن سیاست، به فاصله کوتاهی عینیت پیدا کرد و غلط بودن تمام ادعاهای پوچ و توخالی آنهایی که روی صندلی قاعدهگذاری نشسته بودند و وعدههای «سر خرمن» و «در باغ سبز» نشان میدادند، معین شد، کوچکترین تنبیه را برای خطاکاران ندیدیم، اما بیشمار تنبیه برای آنها که قربانی این خطا بودند و کار به استخوانشان رسیده بود، در نظر گرفته شد.
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ادامه داد: به نظر میرسد این مناسبات قرار است باز هم استمرار پیدا کند. یعنی مجرمهای واقعی که یا بهخاطر فقدان صلاحیت کارشناسی در جاهایی قرار گرفتهاند که روی تاثیرگذاری سطح بالا پیشبینی شده، و یا آنهایی که واقعا پیوند با بیرون دارند و دارند چنین سناریوهایی را به زور و با نفوذ در ایران جاری میکنند، چه کسی باید واقعا به این چیزها رسیدگی بکند؟ با کمال تأسف، علائم امیدوارکنندهای مبنی بر اینکه این شیوه روبهرو شدن با مسائل، خودش فاجعهساز برای کشور است و خودش هم متجاوزها را تحریک میکند که بنا به تصریح خودشان، هم برنامه تجاوزشان را جلو بیندازند و هم منافع آنها را تامین میکند، وجود ندارد.
هر قدر شکاف بین مردم و حکومتگرها بیشتر شود، دشمن خارجی سود میبرد
وی با تاکید بر اینکه هر قدر شکاف بین مردم و حکومتگرها بیشتر شود، دشمن خارجی سود میبرد، عنوان کرد: اکنون کشور ما بهشدت نیازمند فصلالخطاب قرار دادن علم و جلب مشارکت دانایان، است تا کشور کمهزینهتر و پردستاوردتر اداره شود. از این زاویه پرداختن به سند بودجه بسیار حیاتی است. هرکس که به سرنوشت کشور علاقهمند باشد و صلاحیت تخصصی هم داشته باشد، یا باید مستقیما مشارکت کند یا بستری فراهم کند که دانایان کشور که به هر دلیل انگیزههایشان را برای حرف زدن تا حدود زیادی از دست دادهاند، بیایند حرف بزنند. باید بتوانیم با استفاده از حداکثر ذخیره دانایی کشور، علاج واقعهها را قبل از وقوع بکنیم.
اصلاح رفتارهای مالی حکومت، حیاتیترین کانون اصلاح اعتلابخش است
مومنی یادآورشد: به لحاظ تاریخی، تقریبا از نقطه عطف اصلاحات میرزا تقیخان امیرکبیر تا امروز، حیاتیترین کانون اصلاح بدون خونریزی، اصلاح رفتارهای مالی حکومت است. این یک اصلاح اعتلابخش و بدون خونریزی است. متوقف کردن اصلاحات مالی امیرکبیر، پسافتادگیهای صدساله و بیشتر به ما تحمیل کرد. مثلاً یکی از کانونهای اصلی بلوغ اندیشه میرزا تقیخان امیرکبیر این بود که اگر ایران بخواهد رفتارهای مالیاش به قاعده، اعتلابخش و توسعهخواهانه باشد، باید تمرکز تخصیصها و سیاستها روی ارتقای بنیه تولید ملی باشد. یکی از بزرگترین کارهای میرزا تقیخان این بود که در سالهای نزدیک به نیمه قرن نوزدهم، با حمایتهای حکومت، بنای توانمند شدن ایران برای ساخت سماور را در دستور کار قرار داد. کتاب «امیرکبیر و ایران» نوشته فریدون آدمیت را بخوانید و ببینید بعد از کشتن میرزا تقیخان، بر سر آن صنعتگرهایی که با حمایتهای میرزا تقیخان داشتند ایران را سماورساز میکردند، چه آمد. من اسمش را گذاشتهام «یک دریغ صدساله»، چون درست صد سال بعد، به تقریب، به همت استاد فقید مصطفی عالینسب و با پشتیبانیهای دولت دکتر مصدق، ایران توانست سماورساز شود.
اصلاح رفتارهای مالی حکومت، بزرگترین نیروی محرکه ارتقای بنیه تولید فناورانه
استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه در ادبیات توسعه، میگویند اگر رفتارهای مالی حکومت اصلاح بشود، این بزرگترین نیروی محرکه ارتقای بنیه تولید فناورانه است، اضافه کرد: معتبرترین کسانی که در زمینه رمزگشایی از اینکه چرا انگلستان در صنعتی شدن، در اروپایی که در همه زمینهها همچون هم بودند، اولین کشور را انجام کرد، میگویند بین اصلاح رفتارهای مالی حکومت با ارتقای تولید فناورانه پیوند تمامعیار وجود دارد.
بحران مالی حکومت از تضعیف بنیه تولید ملی آغاز میشود
وی ادامه داد: مسئله بسیار حیاتی دیگر که برای امروز ایران خیلی درسآموز است، این است که در کل دوره پس از نخستین موج انقلاب صنعتی تا امروز، که بیش از تقریباً ۲۵۰ سال را پوشش میدهد، در کل این دوره ۲۵۰ ساله، بدون استثنا، بحران مالی حکومت دقیقاً در زمانهایی اتفاق افتاده که بنیه تولید ملی دچار اختلال شده است. چقدر این حرف تکاندهنده است. منطق چیست؟ منطق این است که همیشه در طول تاریخ، یعنی حتی قبل از انقلاب صنعتی هم، همیشه بزرگترین پرداختکنندگان مالیات به حکومتها تولیدکنندهها بودند. بنابراین وقتی حال تولیدکنندهها بد شود، آنکه از همه بیشتر ضرر میکند، حتی از خود تولیدکنندهها، حکومت است. مالیه حکومت با وارد شدن هر نوع ضعفی در بنیه تولید ملی، رو به قهقرا میگذارد؛ حالا تا چه برسد به اینکه در درون خود حکومت هم نیروهای محرکه بسیار بزرگی برای کجکارکردی و فساد و خاصخرجیهای پوچ و ضدتوسعهای وجود داشته باشد.
بیگانگان در جلوگیری از اصلاح مالیه ایران نقش تعیینکننده داشتند
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد، با بیان اینکه بیگانگانی که به ایران طمع داشتند، در جلوگیری از هر نوع کوشش اصلاحی برای بهبود وضعیت مالی ایران نقش تعیینکننده داشتهاند، یادآورشد: به محض اینکه مجلس اول مشروطه شکل گرفت، از اولین حرفهایی که زدند این بود که باید به این ولخرجیهایی که در دربار وجود دارد رسیدگی کنیم. بعد مجلس ایران به توپ بسته شد. باید بررسی کنیم که فرمان به توپ بستن مجلس را چه کسی داد و اجراش به عهده چه کسی بود. به فاصله کوتاهی بعد از آن ماجرا، آن انقلابیهای مشروطه لایحه بودجهای تنظیم کردند که بر اساس آن، گامهای اساسی نهادی برای اصلاح مالیه در ایران کلید خورد. ببینید آن دو نفری که آن وزیر مالیه انقلابی ما را دم در مجلس و روز ارائه لایحه بودجه به مجلس ترور کردند، از چه کشوری بودند و سرنوشتشان چه شد. از شروع به اصلاح نظام مالیه پس از پیروزی انقلاب مشروطه، بدون استثنا در تمام سنگاندازیها علیه اصلاح رفتارهای مالی دولت، در کنار مثلا اشراف و فاسدها و کاسبکارها، نیروهای خارجی هم حضوری در استاندارد حق وتو داشتند.
مومنی به ترور صنیعالدوله در مقابل مجلس توسط دو تبعه روس و تلاش ایران برای کمک از مورگان شوستر، مستشار آمریکایی اشاره کرد و گفت: مورگان شوستر هنوز چند ماه در ایران مستقر نشده بود، وزارت خارجه روسیه بیانیه داد که شوستر باید ظرف ۷۲ ساعت ایران را ترک کند!
چرا مسیر واردات دارو و مواد اولیه بسته است، اما آیفون و کالای لوکس وارد میشود؟
باید پیچیدگیهای مناسبات سلطه را شناخت تا منافع کشور را تشخیص داد
به گفته این اقتصاددان؛ بعضیها اکنون چون مناسبات سلطه را با چشم غیرمسلح نمیشود دید، فکر میکنند که پس وجود ندارد. بعد یک کسانی هم دارند که برای اینکه این «وجود ندارد» را ریشهدار کنند، به آنها که درباره این عنصر حیاتی تذکر میدهند که حواستان را جمع کنید، میگویند اینها توهم توطئه دارند. همین الان هم با اینکه این تجاوزهای چندگانه آمریکا و اسرائیل را در کمتر از دو سال گذشته دیدید و نحوه بازی کردنشان با ما و دفعالوقت و فرسایشی کردن این مناسبات را میبینیم، در حالی که اینها میگویند ایران را از زمین و دریا و هوا محاصره کردهاند، ظرف ۴۸ ساعت این امکان فراهم میشود که مثلا آیفون ۱۸ به فاصلهای در آمریکا در ایران بیاید و در همان مدت زمان ۴۸ ساعت هم کلش به فروش برسد. چطور میشود این زمین و دریا و هوا که برای واردات دارو و غذا و مواد اولیه برای تولیدکنندهها بسته است، اما برای واردات آیفون ۱۸ و خودرو لوکس و بقیه کالاهایی که در ایران قابل تولید است، امکان عبور دارد؟ یک ایرانی باشرافت و توسعهخواه باید آن پیچیدگیها را بداند تا قادر باشد که مثلاً آنچه به صلاح کشور هست را از آنچه به ضد صلاحش هست تمیز بدهد.
اصلاح واقعی در ایران به حکومتگری با بلوغ فکری نیاز دارد
مومنی ادامه داد: از زمان میرزا تقیخان تا امروز، هر کوششی برای اصلاح مالی در ایران شده، در کنارش، عوامل دربار و ذینفعهای فاسد و زیادهخواه، بدون استثنا عنصر خارجی هم دست داشته و این معنایش این است که اگر حکومت بخواهد اصلاح واقعی صورت بدهد، باید به اندازه پیچیده بودن موضوع خودش را مجهز کند. باید حکومتگری داشته باشید که در این حد صلاحیت فکری و بلوغ اندیشهای داشته باشد. آدمهای خام، آدمهای با حسننیت اما کجاندیش به کار شرایط کنونی ایران نمیآیند و فهمیدن سره از ناسره بر حسب ادعاهایی که سیاستگذارها کردهاند و نتیجهای که حاصل شده، برای ارکان اصلی حکومت دیگر دشوار نیست. اگر شما سختیای دیدید، بروید مشکل را در جاهای اصلیاش ردیابی کنید.
به باور این استاد دانشگاه؛ با همه این دشواریها، دکتر محمد مصدق یکی از بزرگترین یادگارهایی که برای گذشته، حال و آینده ایران به جا گذاشته، این است که در اوج تحریم و در اوج همه گرفتاریها توانست آنچنان مالیه ایران را به هنجار بکند که در سال پایانی حکومتش بودجه با کسری صفر ارائه کرد. یعنی اگر شما آدمهایی در تراز محمد مصدق و یارانش داشته باشید، کاملا هم شدنی است.
جنگ روانی آمریکا و انگلیس، بخشی از نخبگان ایران را در برابر مصدق قرار داد
این اقتصاددان اضافه کرد: ببینید آمریکاییها و انگلیسیها وقتی این توانمندی را دیدند، با یک جنگ روانی فاجعهآمیز که بخش بزرگی از نخبگان ما، بازی انگلیس و آمریکا را خوردند و در برابر دکتر مصدق قرار گرفتند و همهمان ضرر کردیم، چه کردند. کتاب «سیاست خارجی آمریکا و شاه» نوشته گازیوروفسکی، که بر اساس برخی از اسناد سری منتشرنشده دوران ملی شدن نفت ایران نوشته شده، سازوکارهای اینکه چطور نخبگان فکری و سیاسی ما را بازی دادند، را توضیح میدهد و این بازی خوردگی تا امروز هم دارد؛ یعنی هنوز هم کسانی بر اساس آن بازی طراحیشده توسط آمریکاییها و انگلیسیها در چارچوب آن ستاد مشترک امآی6 و سیا با دکتر مصدق مخالفت میکنند.
رسانهها با ضعف در تولید فکر، مخاطبان را در اختیار خارجیها قرار میدهند
وی با بیان اینکه اکنون هم ما در اسارت انواع جنگهای روانی قرار داریم، ابراز عقیده کرد: رسانهها و نهادهای رسمی چون قادر نبودند آن بنیه فکری را جذب کنند که از درونش قدرت تشخیص مسائل حیاتی ایران بیرون آید، ما هنوز هم تحت تاثیر جنگهای روانی و ذهنیتسازیها قرار داریم. بسیار باعث تاسف است که مثلا به همان اندازه که در عرصه سیاستگذاری اقتصادی ولانگاری و سستانگاری میبینید، در عرصه اندیشهای و تبلیغی اوضاع به مراتب از حیطه اقتصاد، اگر بهتر که بدتر نباشد، بدتر نیست. چرا باید کار به جایی برسد که ما مخاطبهای خودمان را تقدیم خارجیها کنیم؟ چرا باید برای دشمنانمان انگیزه ایجاد کنیم که روی تریبونهای رسانهای سرمایهگذاریهای بزرگ کنند، در حالی که باطل السحرش بهکارگیری علم و صداقت با مردم است.
باید یک بازنگری بنیادی در کیفیت سازمان برنامه و بودجه و شیوه اداره بانک مرکزی انجام شود
مومنی ادامه داد: باید یک بازنگری بنیادی در کیفیت سازمان برنامه و بودجه و شیوه اداره بانک مرکزی انجام شود. شیوه سیاستگذاری ارزی و اعتباری ایران بسیاری مواقع، دقیقا ضد تولید و بنابراین علیه امنیت ملی کار میکند، ولو اینکه با حسننیت هم این کار انجام شده باشد. در عین حال درجه اضطرار ما درباره نحوه قاعدهگذاری و نحوه اجرا در بانک مرکزی، حتی از سازمان برنامه هم بیشتر است. منکر وجود آدمهای بسیار دلسوز در سازمان برنامه و بانک مرکزی در همین امروز نیستم، ولی آنها زورشان در تراز زور حسین عظیمی و فیروزه خلعتبری نیست. اینها در زمان جنگ، نیروی کارشناسی سازمان برنامه و بانک مرکزی بودند که آقای مهندس موسوی بعضی وقتها این افراد را به اسم در هیئت دولت دعوت میکرد؛ یعنی میگفت حرفهای آنها باید در تراز و بلکه بر فراز اعضای هیئت دولت شنیده شود. اکنون منزلت کارشناسی که با حریت و صداقت و علم همراه باشد، چه نسبتی با این دوره دارد؟
رشد تولید با کاسبکاری دستگاههای حکومتی سازگار نیست
وی با بیان اینکه بحران مالی در ایران از بخش تولید شروع میشود؛ یعنی سهلانگاری و بیتوجهی به نیازهای بخش تولید، نیروی محرکه بحران مالی برای حکومت میشود، توضیح داد: بزرگترین پرداختکنندگان مالیات در همیشه تاریخ ایران، تولیدکنندهها بودند. شکل و شمایل تولیدکنندهها و اندازه نقشآفرینیشان در طول تاریخ تغییر کرده، ولی این اصل هرگز خدشهای نداشته است. اگر تولید بخواهد رشد کند، دیگر دولت و دولتمردها نباید کاسبی شخصی داشته باشند. درآمد اختصاصی انگیزه کاسبکاری در دستگاههای حکومتی ایجاد میکند.
سیاستهای پولی، مالی و ارزی با حاکمیتزدایی مواجه شدهاند
مومنی با بیان اینکه یکی از فاجعهآمیزترین و خسارتبارترین حاکمیتزدایی از حکومت به دست حکومتگراها، در عرصه مربوط به سیاستهای پولی، سیاستهای مالی و سیاستهای ارزی رخ داده است، خاطرنشان کرد: یعنی خود بانک مرکزی یک قواعدی میگذارد که کسی حرفش را گوش ندهد، آنهایی که ذینفعاند قاعدهگذار شوند، قاعدهگذاری و تنظیمگری از دست بانک مرکزی خارج شود. فقط برای اینکه ایدهای داشته باشید که حاکمیتزدایی از حکومت به دست حکومتگراها یعنی چه، میگویم شما نگاه کنید، خود حکومتگران، آماری که منتشر میکنند، میگویند که تقریباً دو، سوم بازار کار ایران غیررسمی است. یعنی بازاری که در آن قاعدهگذاریهای حکومت نافذ نیست. وقتی به آنها میگوییم چه کار دارید میکنید، میگویند شرایط جنگی را درک کن. ما به آنها میگوییم شما برو سراغ آنهایی که پوست خربزه زیر پایت گذاشتهاند که در اوج جنگ با بیسابقهترین حاکمیتزداییها از حکومت به دست حکومتگران در بازار پول، در بازار ارز، در بازار کار و در بازار کالا روبهرو هستیم.
این استاد اقتصاد دانشگاه علامهطباطبایی تصریح کرد: اگر کسی واقعا به تمامیت ارضی کشور علاقهمند باشد، باید اینها را بگذارد زیر ذرهبین که ما با چه سیاستهایی آمدیم، خودمان از دست به دست خودمان، حاکمیت را از دست ایران، به دولتش و حکومتش، درآوردیم بیرون و به جایی که بالاترین سطوح پیوند میان منافع مافیاها و خارجیها وجود دارد، پرتاب کردیم. فهمیدن اینکه این چه شیوه قاعدهگذاریای است که تو بیپروا اجازه واردات خودروهای لوکس میدهی، یکدفعه عزیزان احساساتی میشوند و میگویند فعلاً خودروهای لوکس نیاید. من باز میگویم خدا پدر و مادرشان را بیامرزد؛ در همین حد احساساتی شدنشان هم، ولو اینکه نمیدانیم چقدر پایدار است، میگوییم باز خدا بدهد برکت، از نبودش بهتر است. ولی باباجان، چه کسی گفته که ما ناگزیریم اول این همه خسارت بپردازیم؟
ابزارهای اعمال حاکمیت در بازارها که در جنگ هشت ساله وجود داشت، از دست رفته است
مومنی ادامه داد: این قاعدهگذاریهای نابخردانه مبتنی بر شوکدرمانی و رهاسازی، به دست حکومتگران از حکومت حاکمیتزدایی کرده است. اکنون بخش بزرگی از آن ابزار اعمال حاکمیت ملی که حکومت مثلا در دوره جنگ تحمیلی هشتساله در بازارها داشت، از دست رفته و فاجعهبارترینش بازار سرمایه، بازار پول و بازار ارز است. گویا مقام پولی مسئولیتهایش را به ذینفعهایی تفویض کرده است. به اذعان فرد شماره یک بانک مرکزی نباید چرا اسم این بازار را بازار آزاد ارز نامید. این بازار تامین مالی قاچاقچیها را به عهده دارد. بعد فردا خودش دوباره پول به آن بازار تزریق میکند و حکایت همچنان باقی است.
بازی با نرخ ارز و بهره، ایران را فقیرتر و شکنندهتر میکند
این اقتصاددان به بخشهایی از گزارش پایش ملی محیط کسبوکار که در زمستان ۱۴۰۴ منتشر شده اشاره کرد و گفت: در آنجا میگوید که بیسابقهترین نااطمینانیها برای بنگاههای صنعتی به وجود آمده، حیاتیترین عنصر تزریق نااطمینانی به اینها شوکهای قیمتی است؛ شوک به قیمتهای کلیدی، شامل ارز، نرخ و قیمت حاملهای انرژی. این شیوه بازی با نرخ ارز و نحوه تخصیص ارز و نرخ بهره و نحوه تخصیص اعتبارات بانکی، ایران را هر روز فقیرتر، وابستهتر و شکنندهتر میکند و تمام گواههای این مسئله را هم خود حکومتگران گرامی و دستگاههای کارشناسیشان منتشر کردهاند.
ظرفیت تولید ایران به پایینترین سطح چند دهه اخیر رسیده است
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد عنوان کرد: در حالی که دولت میگوید من با بحران ارزی روبهرو هستم، در گزارش پایش ملی محیط کسبوکار، برای اولین بار طی تاریخ چند ده ساله گذشته ایران، میانگین استفاده از ظرفیتهای تولید به ۳۴ درصد رسیده. یعنی دو سوم ظرفیتهای تولیدی نصبشدهمان به خاطر همین نابخردیهای سیاستی مشکوک، بلااستفاده است. چون اگر مثلاً شما یک بار، دو بار، ده بار یک حرفهایی میزنید و میگویید من این کار را میکنم تا آن اتفاق بیفتد، دقیقاً ضدش اتفاق بیفتد، وقتی که برای بار یازدهم و تا صدم هم دوباره اصرار میکند که همان سیاست را اجرا بکنند، این دیگر با نادانی یا کمدانی کمتر پیوند میخورد به یک چیزهای دیگر پیوند میخورد که امیدواریم آنهایی که اهلش هستند به آن رسیدگی بکنند.
تقاضای غیرتوسعهای برای ارز، بهانهای برای شوکهای ارزی ایجاد میکند
مومنی ادامه داد: میگویند ارز کم داریم، در حالی که دو سوم ظرفیتهای تولیدی که برایش مقادیر عظیم ارزی صرف شده، بلااستفاده است. دوباره برای ایجاد واحدهای تولیدی به شدت ارز میخواهد؛ یعنی انگار مرتب دارند دهانها را به صورت مصنوعی برای تقاضای غیردانشمحور یا ضدتوسعهای برای ارز باز میگذارند. بعد آنوقت این میشود محمل و مجوز برای شوکهای نرخ ارز؛ چون میگویند ما این میزان تقاضا را نمیتوانیم جواب بدهیم. بعضی وقتها این بهانه میشود برای آن کار.
مجوزهای تولید خودرو در ایران با مجموع واحدهای خودروسازی ۹ کشور برابری میکند
این اقتصاددان با بیان اینکه گزارشهای وزارت صمت میگوید که تا قبل از اینکه این بحرانها ایجاد شود، تعداد مجوزهای بهاصطلاح تولید خودرو در ایران معادل کل واحدهای خودروسازی آلمان، ژاپن، آمریکا، فرانسه، کره جنوبی، ایتالیا، اسپانیا، برزیل و ترکیه است، اضافه کرد: در همان گزارش آماری میگوید که تعداد مجوزهایی که برای موتورسیکلتسازی در ایران داده شده، بیش از دو برابر واحدهای فعال کشورهای چین، کره جنوبی، تایوان، ژاپن، مالزی، اندونزی، تایلند، ویتنام، هند، پاکستان، بنگلادش، فیلیپین و ترکیه است. یعنی فهم اینها اینقدر دشوار است؟
وی ادامه داد: در همین شرایط که برای اقلام حیاتی میگویند ارز نداریم، دوباره عزیزان اطلاعیه دادند که هر کس کارت ملی دارد، میتواند ارز دریافت کند. اکنون بانک مرکزی گرامی ما تقریبا تعیین سرنوشت ۷۰ درصد از کل معاملات ارزی را ارجاع داده به بازار معاملات مستقیم؛ یعنی آنجا که طرفین عرضهکننده و تقاضاکننده، تعیینکننده نرخ هستند. اسمش را گذاشتهاند نرخ توافقی. آیا ما نهاد نظارتی بالادست بانک مرکزی نداریم؟ چطور میشود یک نفر یک خطای کوچک در لفظ میکند، یکدفعه ده تا نهاد نظارتی خیلی قاطع و بَرّاق ما داریم، اما در برابر چنین چیزهایی که به تمامیت ارضی کشور مرتبط است، واکنشی مشاهده نمیکنیم!؟
شوکهای ارزی با موج خروج سرمایههای انسانی و مادی پیوند دارد
مومنی تاکید کرد: در هر دورهای که شوک نرخ ارز به ایران وارد شده، به اندازه متناسب با آن، ما با امواج خروج سرمایههای انسانی و مادی روبهرو هستیم. ببینید چقدر تکاندهنده است. یعنی آنهایی که مثلا برای پنج میلیارد دلار وامگیری از صندوق بینالمللی پول یا بانک جهانی این همه تدارکات میچینند، این اقدامات را انجام می دهند. باید گفت شما کارهایی نکنید که سرمایههای انسانی و مادی موجود احساس ناامنی کنند، از کشور بیرون بروند. همان شرایط جنگی که بهحق به آن استناد میکنیم، اقتضا نمیکند که بگویی هرکس آمد، صرفنظر از اینکه نیاز دارد یا ندارد یا میخواهد چه کار کند، مثلا اینقدر اسکناس خارجی به او داده میشود. از دل این طرز نگاهی که به بودجه در سایه این بخشنامه وجود دارد، چشمانداز قابل اطمینان برای بازیگران توسعهخواه ایران بیرون نمیآید.
وی افزود: نمیشود که در تمام اسناد منتشرشده در ۳۵ سال گذشته در بانک مرکزی، سازمان برنامه و وزارت اقتصاد، وقتی که میخواهند توضیح دهند که چرا تمام وعدههایشان با عدم تحقق روبهرو شده و تمام سیاستهایشان شکست خورده، میگویند بیثباتی در اقتصاد کلان عنصر اول است. بعد پرسش این است که چرا یک کلمه راجع به نقش سیاستهای بیثباتساز که مهلکترین ضربهها را به توان مالی دولت میزند، حرف نمی زنید؟
شوکدرمانی هزینههای دولت را بیش از سهونیم برابر افزایش میدهد
استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی یادآورشد: از نقطه عطف گزارش اقتصادی سال ۱۳۷۳ تا امروز، دهها بار در اسناد بانک مرکزی و سازمان برنامه گفتند به قاعده هر یک واحد پولی که دولت از طریق بیثباتسازی و شوکدرمانی به دست میآورد، هزینههای دولت بیش از سه و نیم برابر افزایش پیدا میکند. آخر این که دیگر بوقهای استکباری نیست؛ این گزارش اقتصادی سال ۷۳ است که سازمان برنامه منتشر کرده است. وقتی هیچ ارزیابی آسیبشناختی از سیاستهای غلط خودتان ندارید و کل ماجرای نابسامانی در این اقتصاد را به جنگ و تحریم نسبت دهید، گویی که ما قبل از اینها مثلا یک شرایط ایدهآل و طلایی داشتیم، دروغ است. به همان اندازه که اگر کسی بگوید جنگ و تحریم روی اوضاع اقتصاد ایران نقش نداشته، دارد دروغ میگوید، آنهایی هم که میگویند صددرصد ماجرا به آن است و نابخردیهای سیاستی و فسادهای اجرایی را نادیده بگیرند، دروغ می گویند. اینکه ما میگوییم علم فصلالخطاب بشود، به خاطر این است که اینها همه با موازین کارشناسی و با مستنداتی که خود دستگاههای مسئول گرامی منتشر کردهاند، قابل رؤیت و قابل اثبات است.
مومنی گفت: آقای دکتر شاکری در آن کتاب بینظیرش که درباره تاریخ اقتصاد ۶۰ ساله گذشته ایران است، نشان داده که قدرت تخریبی شوکهای پیدرپی به نرخ ارز در تخریب اقتصاد ایران، از قدرت تخریبی تمام مسائل ساختاری کشور به اضافه کرونا و تحریم بیشتر است. ایشان این را با عدد و رقم در کتابشان نشان دادهاند. بنابراین ما میگوییم که درست است که جنگ و تحریم هزینههای سنگین انسانی و مادی به ما تحمیل میکند، اما به هیچ وجه این هزینهها قابل مقایسه با تخریبهای ناشی از شوک وارده به قیمتهای کلیدی، مثل نرخ ارز و مثل قیمت انرژی، نیست.