در حالی که اظهارات اخیر ترامپ از محدود شدن منابع مالی آزادشده ایران به خرید «غذا، ذرت، گندم و سویا از تولیدکنندگان آمریکایی» خبر میدهد، مرور سابقه تجارت کشاورزی ایران نشان میدهد «کارگیل و بونگه» از قدیم و حتی در دوران تحریم هم با ایران تجارت می کردند. به عبارت روشنتر تا همین امروز هم حتی ترامپ مسیر تجارت غلات ایران و آمریکا را تحریم نکرده بود.
به گزارش جماران، داوود حشمتی در نفت خبر نوشت: در حالی که اظهارات اخیر ترامپ از محدود شدن منابع مالی آزادشده ایران به خرید «غذا، ذرت، گندم و سویا از تولیدکنندگان آمریکایی» خبر میدهد، مرور سابقه تجارت کشاورزی ایران نشان میدهد «کارگیل و بونگه» از قدیم و حتی در دوران تحریم هم با ایران تجارت می کردند. به عبارت روشنتر تا همین امروز هم حتی ترامپ مسیر تجارت غلات ایران و آمریکا را تحریم نکرده بود.
بر اساس چارچوب تحریمهای ایالات متحده در سالهای گذشته، کالاهای اساسی و محصولات کشاورزی همواره در فهرست اقلام مجاز برای تجارت با ایران قرار داشتهاند/ موضوعی که باعث شده جریان تأمین غلات، هرچند با فراز و فرودهای سیاسی، هیچگاه بهطور کامل متوقف نشود. در عمل، غذا و نهادههای کشاورزی یکی از معدود حوزههایی بودهاند که حتی در دورههای تشدید تنش میان تهران و واشنگتن نیز در قالب سازوکارهای مشخص حقوقی و مالی، امکان تبادل محدود را حفظ کردهاند.
در این میان، شرکتهای بزرگ تجارت کشاورزی جهان مانند Cargill و Bunge که از مهمترین بازیگران بازار جهانی غلات و دانههای روغنی محسوب میشوندبهطور مستقیم یا غیرمستقیم در زنجیره تأمین این بازار حضور داشتهاند. اگرچه محدودیتهای بانکی و تحریمها در مقاطع مختلف مانع از فعالیت مستقیم و پایدار این شرکتها در بازار ایران شده، اما گزارشهای تجاری و سوابق بازار نشان میدهد که تجارت غلات ایران عمدتاً از مسیر شبکههای واسطهای، معاملهگران منطقهای و شرکتهای بینالمللی فعال در بازار کالاهای اساسی انجام شده است.

کارگیل که در سال ۱۸۶۵ تأسیس شده و امروز بزرگترین شرکت خصوصی آمریکا به شمار میرود، شبکهای گسترده از فعالیت در حوزه غلات، خوراک دام، روغنهای گیاهی، حملونقل و حتی خدمات مالی دارد. این شرکت با حضور در دهها کشور و مدیریت زیرساختهای لجستیکی شامل سیلوها، بنادر و مسیرهای حملونقل، یکی از ستونهای اصلی تجارت جهانی غذا محسوب میشود. در سوی دیگر، Bunge Global نیز بهعنوان یکی از بزرگترین معاملهگران سویا، ذرت و دانههای روغنی جهان، طی سالهای اخیر با توسعه فعالیتهای خود (از جمله از طریق ادغامها و خریدهای بزرگ در زنجیره تأمین موادغذایی) جایگاه خود را در بازار جهانی تقویت کرده است. بونگه شرکتی است که ریشه هلندی آمریکایی دارد. این شرکت در سالهای اخیر با خرید شرکت بزرگ ویترا (Viterra) جایگاه خود را در تجارت جهانی غلات و دانههای روغنی بهطور قابل توجهی تقویت کرد. بونگه علاوه بر تجارت غلات، در صنایع روغن نباتی، سوختهای زیستی و فرآوری محصولات کشاورزی نیز حضور گسترده دارد. کالایی که ایران به واردات آن به شدت وابسته است.
اهمیت این دو شرکت در بحث ایران از آنجا ناشی میشود که در گزارشهای رسانهای و تحلیلی بازار کالا طی سالهای گذشته، نام آنها در کنار جریان واردات غلات به بازار ایران مطرح شده است. در برخی گزارشها، بهویژه در اوایل دهه ۲۰۱۰، معاملهگران بازار جهانی از نقش این شرکتها در تأمین محمولههای گندم، ذرت و سویا برای واردکنندگان ایرانی سخن گفتهاند. هرچند این ارتباط عمدتاً غیرمستقیم و از طریق شبکههای واسطهای بوده است.

در همان دوره، کارگیل نیز در اظهارات رسمی تأیید کرده بود که صادرات محصولات کشاورزی به ایران را در چارچوب استثناهای بشردوستانه تحریمهای آمریکا ادامه میدهد. چارچوبی که اساساً برای حفظ جریان تجارت کالاهای اساسی مانند غذا و دارو طراحی شده است. با این حال، محدودیتهای بانکی و مالی در سالهای بعد باعث شد این تجارت در مقاطع مختلف متوقف یا بهشدت محدود شده و به مسیرهای غیرمستقیم و پیچیدهتری منتقل شود.
در ادامه این روند، گزارشهای مختلف در سالهای پس از برجام نیز از علاقه شرکتهای بزرگ تجارت غلات به بازگشت یا گسترش حضور در بازار ایران خبر دادند، اگرچه فضای سیاسی و مالی همچنان مانع از شکلگیری یک رابطه پایدار و مستقیم شد. در سالهای ۲۰۱۹ و ۲۰۲۰ نیز بار دیگر نام این شرکتها در ارتباط با واردات غلات ایران مطرح شد، اما همزمان تأکید شد که مشکلات بانکی و محدودیتهای انتقال پول عملاً مانع از تداوم قراردادهای جدید شده است.

از این منظر، آنچه امروز درباره استفاده از منابع مالی آزادشده ایران برای خرید مواد غذایی از آمریکا مطرح میشود، در سطح ساختاری بیشتر به معنای بازآرایی یک مسیر قدیمی در قالب سازوکارهای مالی جدید و تحت نظارت سختگیرانهتر است تا آغاز یک الگوی کاملاً تازه در تجارت ایران و آمریکا.
به بیان دیگر، تجارت غذا میان ایران و بازار جهانی، برخلاف حوزه انرژی یا کالاهای راهبردی دیگر، همواره یکی از معدود کانالهای نسبتاً پایدار باقی مانده میان ایران و آمریکاست. کانالی که حتی در دورههای اوج تنش سیاسی نیز متوقف نشده، بلکه شکل و مسیر آن تغییر کرد. در این چارچوب، احتمالاً شرکتهایی مانند کارگیل و بونگه (بهعنوان بازیگران اصلی زنجیره جهانی غلات) در صورت عملیاتی شدن چنین سازوکاری، بار دیگر در حاشیه یا متن این تجارت قرار خواهند گرفت، هرچند نه لزوماً به شکل مستقیم یا رسمی.