پایگاه خبری جماران، مطهره کشاورز محمدیان: تب پیوستن به فهرست «بهترین روستاهای گردشگری جهان» چند سالی است که در ایران بالا گرفته؛ تکاپو برای رسیدن به عنوانی جهانی که اگر روی ریل درستی بیفتد، میتواند اقتصاد، محیطزیست و بافت اجتماعی روستاها را متحول کند. حالا پرونده هشت روستای ایران از قلعه بالا در سمنان و موئیل در اردبیل تا درک سیستان و بلوچستان، مصر اصفهان، ریاب خراسان رضوی، شانه تراش مازندران، گیسوم گیلان و پامنار خوزستان روی میز سازمان جهانی گردشگری جهانی گردشگری (UN Tourism) قرار گرفته تا این بومهای پرظرفیت در رقابتی سنگین محک بخورند.
اما حقیقت این است که در این رقابت کار در اتاق داوری بینالمللی با عکسهای کارتپستالی و گزارشهای روتوش شده پیش نمیرود. نگاه ارزیابان روی نقطههای حساسی متمرکز است: این که جامعه بومی دقیقاً کجای سفره توزیع ثروت و تصمیمگیریهای کلیدی قرار دارد، زیستبوم شکننده منطقه چقدر توانپذیرش مسافر را دارد، و چطور میتوان مطمئن شد که دهانپُرکن بودنِ عنوان «جهانی»، ریشه اصالت و زندگی روزمره روستا را از درون نمیخشکاند؟
در این گفتوگو، آزاده عابدینزاده، استاد دانشگاه، مروج گردشگری روستایی و تسهیلگر روستای جهانی سهیلی قشم، از شاخصهای ارزیابی، اهمیت جهانی شدن روستاها، خطرهای «گردشگری انبوه»، آموزشهای نمایشی و تهدید حاشیهنشینی بومیان در برابر سرمایهگذاران سودجو میگوید.
یک روستا برای انتخابشدن بهعنوان روستای جهانی گردشگری، چه ویژگیها و شاخصهایی باید داشته باشد؟
روستا صرفاً به دلیل داشتن جاذبه طبیعی یا فرهنگی، مقصد مناسب گردشگری برای معرفی جهانی نیست؛ بلکه باید نشان دهد چگونه از این ظرفیتها برای توسعه پایدار و بهبود کیفیت زندگی مردم محلی استفاده میکند. سازمان جهانی گردشگری روستاها را در ۹ حوزه ارزیابی میکند: منابع فرهنگی و طبیعی، حفاظت و معرفی میراثفرهنگی، پایداری اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی، توسعه گردشگری و یکپارچگی زنجیره ارزش، حکمرانی و اولویتبندی گردشگری، زیرساخت و ارتباطات، و سلامت، ایمنی و امنیت. شرایط اولیه نیز شامل جمعیت حداکثر ۱۵ هزار نفر، حضور فعالیتهای سنتی مانند کشاورزی، دامداری، جنگلداری یا ماهیگیری و برخورداری از ارزشها و سبک سنتی و اصیل زندگی جامعه محلی است.
تجربه سهیلی نشان میدهد مزیت رقابتی زمانی شکل میگیرد که طبیعت، فرهنگ، معیشت و مشارکت مردم در کنار هم دیده شوند. جنگلهای حرا در ذخیرهگاه زیستکره (تالاب خورخوران)، فرهنگ دریا محور، غذاهای بومی، صنایعدستی و مشارکت مردم در حفاظت از محیطزیست، ظرفیتهایی بههمپیوستهاند. روستای شایسته معرفی جهانی فقط دیدنی و تماشایی نیست؛ باید بتواند مسئولانه از داشتههای خود حفاظت کند و آنها را به فرصت توسعه تبدیل کند.
فرایند ثبت جهانی یک روستا چگونه است؟
این فرایند از شناخت ظرفیتها و ارزیابی واقعبینانه وضعیت کنونی روستا شروع میشود؛ سپس فاصله میان وضعیت موجود و معیارهای برنامه جهانی شناسایی و برای رفع کاستیها برنامهریزی میشود. مستندات و پرونده کاندیدا باید از مسیر رسمی کشور عضو، یعنی دفترکل توسعه گردشگری داخلی وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی ارائه شود؛ روستاها نمیتوانند مستقلاً و خارج از این مسیر اقدام کنند. پس از بررسی اولیه دبیرخانه بهترین روستاهای گردشگری جهان، پروندهها به هیئت مشورتی مستقلی از متخصصان بینالمللی ارجاع میشوند. جا دارد از تلاشهای شایسته آقای فاطمی، مدیرکل محترم توسعه گردشگری داخلی، و تیم همکارانشان تقدیر کنم که حامی تمامقد روستاهای ایران عزیز در طی مسیر صحیح ثبت جهانی هستند. آنچه از تجربه ثبت سهیلی میتوان آموخت که پرونده موفق، بازتاب عملکرد واقعی مقصد است، نه مجموعهای از تصاویر و اطلاعات تبلیغاتی.
ارزیابان چه معیارهایی را مدنظر قرار میدهند و چه عواملی در تأیید یا رد پرونده مؤثر است؟
ارزیابی بر پایه شواهد و عملکرد روستا انجام میشود، نه ادعاهای مطرحشده در پرونده. ارزیابان احتمال زیاد ظرفیتهای فرهنگی و طبیعی، وضعیت اقتصاد محلی، مشارکت جامعه، کیفیت حکمرانی، زیرساختها، حفاظت محیطزیستی و ایمنی گردشگران را در کنار یکدیگر بررسی کنند. برای مثال، وجود یک جنگل حرا ارزشمند بهتنهایی کافی نیست؛ باید روشن باشد چه اقداماتی برای حفاظت از آن انجام میشود، گردشگری چگونه مدیریت میشود و منافع اقتصادی آن چه سهمی در زندگی مردم دارد. در سهیلی، استفاده از شناورهای کمصدا از سال ۱۳۹۷، مشارکت مردم در پرورش نهال حرا و فعالبودن دو شرکتتعاونی، نمونههایی از اقداماتی هستند که ظرفیت محیطزیستی را با مسئولیتپذیری اجتماعی پیوند میدهند.
برای آمادهسازی روستاها برای ورود به شبکه روستاهای جهانی گردشگری، چه برنامههای آموزشی باید در نظر گرفته شود؟
آموزش باید از یک دوره کوتاهمدت و تشریفاتی فراتر برود و به برنامهای مستمر برای توانمندسازی جامعه محلی تبدیل شود. برنامه آموزشی میتواند شامل پنج محور اصلی باشد: آشنایی با معیارهای نهگانه ارزیابی؛ حفاظت از محیطزیست و مدیریت منابع طبیعی؛ توسعه کسبوکارهای محلی، بازاریابی و فروش محصولات بومی؛ میزبانی حرفهای، ارتباط با گردشگران و معرفی میراثفرهنگی؛ و حکمرانی محلی، مشارکت اجتماعی و مستندسازی عملکرد.
در سهیلی، طبق الگوی آموزشی پروفسور جعفر جعفری، چهره نامدار گردشگری ایران، آموزشها به دودسته تعریف و اجرا شد: آموزشهای عمومی شامل کدهای اخلاقی، الگوهای رفتاری و آداب معاشرت، بهداشت فردی و کمکهای اولیه، ایمنی و آتشنشانی که برای تمام فعالان بهصورت مشترک برگزار شد؛ و سطح تخصصی متناسب با هر رسته شغلی، مانند اصول خانهداری برای اقامتگاهها یا میزبانی و پذیرایی برای رستورانهای دریایی. این آموزشهای گسترده و کاربردی، روستا را به سمت «روستای یادگیرنده» سوق داد؛ در حقیقت، روستا یک کلاس بزرگ آموزشی است. پیوند میان حفاظت از حرا، فعالیتهای گردشگری دریایی، غذاهای بومی و صنایعدستی نشان میدهد که آموزش زمانی اثربخش است که به فعالیت اقتصادی و زندگی روزمره مردم متصل شود. هدف نهایی آن است که مردم، خودشان توانایی مدیریت و توسعه گردشگری روستایشان را به دست آورند.
لازم است راهنمایان گردشگری و فعالان محلی هم پیش از ثبت جهانی آموزش میبینند و این آموزشها چگونه برگزار میشود؟
آموزش راهنمایان و فعالان محلی باید یکی از اولویتهای اصلی آمادهسازی هر روستا باشد. بااینحال، باید میان آنچه در یک روستا عملاً اجرا شده و آنچه بهعنوان الگوی پیشنهادی برای سایر روستاها ارائه میشود، تفاوت قائل شد؛ این آموزشها باید متناسب با نقش هر گروه طراحی شوند: راهنمایان به تفسیر میراث، مدیریت گروه گردشگران و گردشگری مسئولانه نیاز دارند؛ قایق داران به اصول ایمنی، کاهش آلودگی صوتی و حفاظت از زیستگاه؛ و صاحبان اقامتگاهها، رستورانها و کسبوکارهای صنایعدستی به مهارتهای میزبانی، کیفیت خدمات، بازاریابی و مدیریت اقتصادی. پیشنهاد من این است که آموزشها به شیوه کارگاههای عملی، بازدیدهای میدانی، دورههای مربی محور و ارزیابی مهارت در محیط واقعی برگزار شوند؛ بهگونهای که آموزش به ارتقای کیفیت تجربه گردشگر و حفظ هویت فرهنگی روستا منجر شود.
اگر مردم روستا با الزامات گردشگری پایدار و معیارهای ثبت جهانی آشنایی کافی نداشته باشند، چگونه مشارکتشان را جلب میکنید؟
نخستین گام این است که گردشگری پایدار را با زبان زندگی و منافع روزمره مردم توضیح دهیم، نه با اصطلاحات تخصصی و معیارهای بینالمللی. وقتی مردم درک کنند که حفاظت از طبیعت، حفظ غذاها و آیینهای بومی و مدیریت صحیح گردشگران میتواند به پایداری درآمد و آینده فرزندانشان کمک کند، زمینه مشارکت واقعی فراهم میشود. در سهیلی، پیوند میان حفاظت از حرا و معیشت محلی اهمیت ویژهای دارد؛ بر اساس گزارش موجود در صفحه رسمی سازمان جهانی گردشگری، مردم در پرورش نهالهای حرا مشارکت دارند، در حقیقت گردشگری وابسته به این زیستبوم به ایجاد درآمد و تقویت تابآوری اقتصادی کمک میکند. برای تعمیم این تجربه، پیشنهاد میکنم پیش از تدوین برنامه توسعه گردشگری، نشستهای گفتوگومحور با زنان، جوانان، صیادان و صاحبان کسبوکارها برگزار شود تا منافع و نگرانیهای مردم به طور شفاف ثبت و نتایج اقدامات در اختیار آنان قرار گیرد. مشارکت واقعی زمانی شکل میگیرد که مردم صرفاً مجری تصمیمهای دیگران نباشند، بلکه در تصمیمگیری و بهرهمندی از منافع نیز سهم داشته باشند.
نقش مردم بومی در تصمیمگیریها و برنامهریزیهای گردشگری چیست؟
جامعه محلی باید یکی از ارکان اصلی حکمرانی گردشگری روستا باشد؛ زیرا مردم، حافظان اصلی فرهنگ، دانش بومی و منابعی هستند که گردشگری بر پایه آنها شکل میگیرد. اگر تصمیمها بدون شناخت نیازها و محدودیتهای جامعه محلی اتخاذ شوند، حتی افزایش ورود گردشگران نیز لزوماً به توسعه پایدار منجر نخواهد شد. در روستایی مانند سهیلی، مشارکت جامعه باید در تعیین شیوه گردشگری در جنگل حرا، مدیریت رفتوآمد شناورها، توسعه رستورانها و اقامتگاهها و عرضه صنایعدستی نمود قابلرصد و پایش پیدا کند. پیشنهاد میکنم کارگروهی محلی با حضور نمایندگان جامعه، مدیریت روستا، نهادهای مرتبط و فعالان گردشگری تشکیل شود؛ سازوکاری که امکان مشارکت در تعیین اولویتها، اعلام نگرانیها، بررسی آثار پروژهها و ارزیابی نتایج را فراهم کند.
بهویژه باید صدای زنان، جوانان و حتی کودکان شنیده شود و حفظ اصالت فرهنگی به معنای کنارگذاشتن نیازهای امروز جامعه محلی تلقی نشود.
ملاحظات زیستمحیطی و ویژگیهای فرهنگی و اجتماعی جامعه بومی چگونه در برنامههای توسعه گردشگری لحاظ میشود؟
توسعه گردشگری روستایی باید بر اساس ظرفیتهای واقعی اکوسیستم و فرهنگ جامعه محلی انجام شود؛ طبیعت صرفاً یک جاذبه نیست، بلکه سرمایهای است که تداوم فعالیت اقتصادی و کیفیت زندگی نسلهای آینده به حفاظت از آن وابسته است. روستای جهانی سهیلی در جزیره قشم و در محدوده ژئو سایت جنگلهای حرا با شماره جی
۲۰ ژئوپارک جهانی یونسکو قرار دارد و عناوینی چون تالاب خورخوران و ذخیرهگاه زیستکره نیز دارد. در کنار این ظرفیت طبیعی، فرهنگ ماهیگیری، غذاهای دریایی، نان تموشی و نانروغنی، صنایعدستی و روایتهای بومی نیز بخشی از هویت گردشگری روستا هستند؛ بنابراین، برنامه توسعه باید دو هدف را همزمان دنبال کند: کاهش اثرات منفی گردشگری بر محیطزیست و ایجاد ارزش اقتصادی از راه معرفی مسئولانه فرهنگ و محصولات محلی.
برای جلوگیری از آسیب گردشگری انبوه به محیطزیست و زندگی مردم چه برنامهای می شود در نظر گرفت؟ آیا راهکاری برای مدیریت ظرفیت پذیرش گردشگر وجود دارد؟
افزایش تعداد گردشگران بهخودیخود نشانه موفقیت همهجانبه گردشگری نیست. اگر ورود گردشگران از ظرفیت اکولوژیک، زیرساختی و اجتماعی مقصد فراتر رود، منابع طبیعی ممکن است تخریب شوند و زندگی روزمره مردم روستا مختل و زمینهساز تنشهای اجتماعی شود. باید ظرفیت پذیرش در بخشهای مختلف روستا ارزیابی شود؛ ظرفیت گردشگری دریایی در حرا با ظرفیت غذاخوریها، اقامتگاهها، مسیرهای دسترسی و فضاهای عمومی یکسان نیست. برایناساس میتوان برای تعداد شناورها، زمان و مسیر حرکت، اندازه گروهها و فعالیت در مناطق حساس ضوابط مشخصی تدوین کرد. تجربه سهیلی در استفاده از شناورهای کمصدا از سال ۱۳۹۷ و مشارکت جامعه در احیای حرا، نمونهای از حرکت بهسوی کاهش فشار گردشگری بر محیطزیست است. برای مدیریت علمی ظرفیت تحمل نیز باید دادههای واقعی درباره تعداد گردشگران و جریان حضورشان، وضعیت زیستگاه، حجم پسماند، مصرف آب و رضایت ساکنان جمعآوری ، تحلیل و برنامهریزی شود. در مناطق حساسی مانند جنگل حرا، اصل باید تقدم حفاظت از اکوسیستم بر افزایش بیضابطه گردشگران باشد.
آیا پیش از ثبت جهانی، برنامهای برای مدیریت پسماند، مصرف آب، حفاظت از منابع طبیعی و صیانت از هویت فرهنگی تدوین میشود و مسئول نظارت کیست؟
بله به نکته مهمی اشاره کردید این برنامهها باید پیش از معرفی جهانی تدوین شوند. هر روستا باید متناسب با ویژگیهای طبیعی، جمعیتی و اقتصادی خود برنامهای عملیاتی برای مدیریت پسماند، صرفهجویی در آب، حفاظت از منابع طبیعی، کنترل آلودگی و صیانت از میراثفرهنگی داشته باشد. برای سنجش پیشرفت، شاخصهایی مانند تفکیک و جمعآوری پسماند، مصرف آب بهازای گردشگر، کیفیت خدمات بهداشتی، وضعیت زیستگاه و میزان مشارکت کسبوکارهای محلی لازم است. نظارت نیز نباید به یک نهاد محدود شود: دهیاری، شورای اسلامی روستا، دستگاههای متولی محیطزیست، نهادهای خدمات عمومی، مدیریت گردشگری و جامعه محلی باید در چارچوب وظایف قانونی همکاری کنند. تعیین مسئول، زمانبندی و روش اندازهگیری روشن برای هر اقدام، پاسخگویی را افزایش میدهد. در روستای جهانی سهیلی طرح تفکیک زباله از مبدأ، بادیل سفره سبز سهیلی و پاکسازی مرتب محیط روستا و جنگل حرا انجام شد.
پس از انتخاب جهانی، چه سازوکاری برای ارزیابی مستمر وضعیت روستا وجود دارد؟
انتخاب جهانی آغاز مرحلهای تازه از مسئولیتپذیری است، نه پایان مسیر توسعه. پیشنهاد من تدوین نظام پایش سالانه بر اساس همان ۹ حوزه ارزیابی سازمان جهانی گردشگری است؛ با شاخصهایی مانند اشتغال و درآمد محلی، سهم زنان و جوانان در فعالیتهای اقتصادی، وضعیت منابع طبیعی، کیفیت خدمات گردشگری، رضایت ساکنان و گردشگران و کیفیت حکمرانی محلی. در سهیلی میتوان وضعیت زیستگاه حرا، عملکرد شناورها، اشتغال در رستورانها و بازار صنایعدستی و خرید محصولات محلی را بهصورت دورهای بررسی کرد. شاخصها باید مبنای مشخص داشته باشند. قرارگرفتن در شبکه روستاهای جهانی، نتایج آینده را تضمین نمیکند؛ بنابراین، لازم است سازوکار ملی روشنی برای پایش عملکرد، اصلاح کاستیها و انتشار نتایج وجود داشته باشد.
پس از انتخاب جهانی، چه برنامهای برای توسعه زیرساختها و تقویت اقتصاد محلی اجرا میشود؟
عنوان جهانی بهخودیخود تأمین اعتبار یا اجرای پروژههای زیرساختی را تضمین نمیکند؛ اما میتواند زمینه دیدهشدن روستا و جلب همکاری و سرمایهگذاری مسئولانه را فراهم کند. در سهیلی، اولویتها باید بر اساس نیازسنجی و ظرفیت واقعی مقصد تعیین شوند؛ از جمله تأمین پایدار آب و برق، مدیریت پسماند و صرفهجویی در مصرف آب، خدمات بهداشتی، ساماندهی دسترسیها، کیفیت اقامتگاهها و رستورانها و توسعه بازار محصولات بومی و فرصتهای شغلی زنان و جوانان. برای هر پروژه باید هزینه، منبع تأمین مالی، مسئول اجرا، زمانبندی و آثار اقتصادی و محیطزیستی مشخص شود. مجدد تأکید میکنم معیار موفقیت نیز فقط افزایش تعداد گردشگران نیست؛ اشتغال پایدار، سهم مردم از درآمد گردشگری و حفظ منابع طبیعی هم باید سنجیده شود.
چگونه باید اطمینان حاصل کرد که انتخاب جهانی صرفاً به افزایش تبلیغات و ورود گردشگر محدود نمیشود؟
شهرت بینالمللی یک فرصت است، اما اگر به برنامه اقتصادی و حفاظتی متصل نشود، ممکن است به افزایش فشار بر محیطزیست و زیرساختهای محلی بینجامد. باید از ابتدا میان سه موضوع پیوند برقرار کنیم: حفاظت از میراث، ایجاد ارزش اقتصادی محلی و توزیع عادلانه منافع. در سهیلی، گردشگری حفاظت محور حرا زمانی به توسعه پایدار کمک میکند که درآمد
آن علاوه بر فعالان گردشگری، به حفظ زیستگاه و بهبود معیشت جامعه هم برسد؛ کما این که درصدی ثابت از درآمد تعاونی اسکله گردشگری سهیلی صرف بهبود زیرساختهای روستا میشود. این روستا امروز با ۷۵ اقامتگاه بومگردی، ۱۳ رستوران محلی با ظرفیت مجموع ۲۵۰۰ نفر مهمان، اشتغال ۱۵۰ نفر در این رستورانها، شبکهای از ۱۵۲ قایق، شناور کمصدا و لنج تفریحی و بازارچه صنایعدستی با ۳۵ واحد در حال ارائه خدمات است. اگر درآمد گردشگری افزایش یابد؛ اما کیفیت محیطزیست یا رضایت جامعه محلی کاهش پیدا کند، نمیتوان آن را موفقیت کامل دانست؛ توسعه پایدار زمانی محقق میشود که اقتصاد، جامعه و طبیعت همزمان منتفع شوند.
برای هر روستای انتخابشده، برنامه عملیاتی متناسب با ظرفیتها و محدودیتهای آن تدوین میشود؟
بله؛ روستاها از نظر منابع طبیعی، فرهنگ، زیرساخت و توان مدیریتی با یکدیگر تفاوت دارند و نسخه واحدی کارآمد نخواهد بود. در سهیلی، محورهای برنامه حول جنگل حرا، گردشگری دریایی، خوراک محلی و صنایعدستی تعریف میشود؛ در روستایی دیگر ممکن است کشاورزی یا معماری تاریخی نقش اصلی را داشته باشد. ابتدا وضعیت موجود و ظرفیت تحمل محیطی و اجتماعی ارزیابی میشود؛ سپس اهداف قابلاندازهگیری، پروژههای اجرایی، منابع مالی و مسئولان هر اقدام مشخص و برای هر پروژه زمانبندی و شاخص ارزیابی تعریف میشود. بهتر است برنامه در جلسات عمومی با مشارکت مردم بررسی و بر اساس نتایج پایش اصلاح شود. ارزش انتخاب جهانی زمانی آشکار میشود که روستا بتواند از این فرصت برای حل مسائل واقعی خود استفاده کند، نه صرفاً برای حفظ عنوان یا افزایش تبلیغات.
تقسیم وظایف و همکاری میان دولت، بخش خصوصی، مدیریت محلی و جامعه بومی چگونه باید تعریف شود؟
توسعه گردشگری پایدار روستایی به حکمرانی چندسطحی نیاز دارد. دولت باید سیاستگذاری، هماهنگی بینبخشی و تأمین زیرساختهای عمومی را دنبال کند؛ دهیاری و شورای اسلامی روستا نیازها و اولویتهای محلی را شناسایی کنند؛ بخش خصوصی خدمات باکیفیت و سرمایهگذاری مسئولانه ارائه دهد؛ و جامعه محلی در تصمیمگیری، حفاظت از میراث و بهرهمندی از منافع مشارکت داشته باشد. در سهیلی، هماهنگی میان مدیریت گردشگری روستا، نهادهای محیطزیستی، مدیریت منطقه آزاد قشم و ادارات ذیل آن، استانداری، فرمانداری، بخشداری و مدیریت محلی و فعالان اقتصادی سبب همافزایی شده است. پیشنهاد من ایجاد سازوکار هماهنگی مشخص با شرح وظایف روشن برای هر روستای جهانی است؛ سازوکاری که مسئولیت هر دستگاه، سهم بخش خصوصی، جایگاه نمایندگان مردم، منابع مالی و روش ارزیابی عملکرد را مشخص کند. مشارکت جامعه محلی نیز نباید به حضور نمایشی در جلسات محدود شود؛ مردم باید در تعیین اولویتها، نظارت بر اجرا و ارزیابی آثار نقش واقعی داشته باشند و اثربخشی نقش خودشان را احساس کنند.
بخش خصوصی چه نقشی دارد و چگونه میتوان از غلبه منافع اقتصادی بر مصالح جامعه محلی جلوگیری کرد؟
بخش خصوصی میتواند در اقامتگاه، رستوران، حملونقل گردشگری، بازاریابی و فروش محصولات بومی سرمایهگذاری کند؛ اما سرمایهگذاری زمانی مطلوب است که با ظرفیت محیطزیستی مقصد و هویت فرهنگی روستا سازگار باشد و فرصت کسبوکارهای کوچک و تولیدکنندگان محلی را از بین نبرد.
برای جلوگیری از غلبه منافع اقتصادی بر مصالح عمومی، ضوابط محیطزیستی و کاربری زمین، ارزیابی آثار پروژهها، استانداردهای ایمنی و نظارت شفاف لازم است؛ و حمایت از تعاونیها، کسبوکارهای خرد، زنان کارآفرین و جوانان محلی توزیع منافع را عادلانهتر میکند. در مناطق حساس مانند جنگل حرا، هیچ سرمایهگذاری ای نباید صرفاً بر اساس سودآوری کوتاهمدت ارزیابی شود؛ هدف، جذب سرمایهای است که به حفظ سرمایه طبیعی و فرهنگی مقصد کمک کند، نه تضعیف آن.
برای تأمین منابع مالی و استمرار برنامههای توسعهای، چه مدلی از همکاری دولت و بخش خصوصی پیشنهاد میکنید؟
بنا به تجربه چهار سال تسهیلگری روستای جهانی سهیلی و فعالیت داوطلبانه در حوزه دسترسپذیری خدمات گردشگری و هتلداری عرض میکنم پایداری مالی باید از همان مرحله تدوین برنامه توسعه موردتوجه قرار گیرد. صرف دریافت عنوان جهانی، منابع لازم برای زیرساخت و حفاظت از محیطزیست را تأمین نمیکند؛ برای هر پروژه باید منبع هزینهای و درآمدی، هزینه نگهداری، مسئولیت اجرایی و سازوکار تداوم فعالیت مشخص باشد. میتوان از یک الگوی ترکیبی استفاده کرد: تأمین مالی زیرساختهای عمومی از طریق منابع دولتی؛ جذب سرمایهگذاری خصوصی برای فعالیتهای دارای توجیه؛ حمایت از تعاونیها و کسبوکارهای محلی؛ و بررسی امکان تخصیص بخشی از درآمد گردشگری به حفاظت از منابع طبیعی و بهبود خدمات جامعه محلی، در چارچوب قوانین. پیشنهاد میکنم برای هر روستای جهانی، سبد پروژه اولویتداری با برآورد هزینه، منابع تأمین مالی، زمانبندی و شاخصهای ارزیابی تهیه شود و گزارش شفاف هزینهکردها بهصورت دورهای در اختیار جامعه محلی قرار گیرد.
در نهایت، تجربه سهیلی نشان میدهد چگونه حفاظت از میراث طبیعی و فرهنگی، فعالیت اقتصادی و مشارکت مردم در کنار هم قرار میگیرند. هدف ما نباید صرفاً جهانیشدن نام روستا باشد؛ بلکه باید جهانیشدن یک الگوی موفق برای توسعه پایدار روستایی باشد؛ الگویی که در آن مردم، طبیعت و اقتصاد محلی در کنار یکدیگر رشد میکنند.