مراسم تشییع «جواد مجابی» شاعر، منتقد ادبی و نقاش با حضور دوستداران او در حال برگزاری است.
به گزارش جماران، مراسم وداع با جواد مجابی شاعر، نویسنده، منتقد ادبی و هنرهای تجسمی، نقاش، طنزپرداز و روزنامهنگار ایرانی چهارشنبه ۱۸ شهریور مقابل منزل او در کوی نویسندگان برگزار شد.
در این مراسم محمود دولت آبادی، نویسنده، بهزاد شیشهگران نقاش، اسدالله امرایی نویسنده، ماشاالله شمس الواعظین روزنامهنگار، لیلی رشیدی بازیگر، احمد پوری نویسنده و مترجم، حسین سناپور نویسنده، سیروس علینژاد روزنامهنگار، پوریا عالمی روزنامهنگار، پوریا سوری مدیر انتشارات وزن دنیا، محمد حسینی نویسنده، امیر حسینزادگان، مدیر انتشارات ققنوس، یوسف علیخانی مدیر انتشارات آموت، حافظ موسوی شاعر، علیرضا رئیسدانایی مدیر انتشارات نگاه، سعیدرضا علمی مدیر انتشارات بدرقه جاویدان، قبادآذرآیین داستاننویس، احترام برومند بازیگر و جمعی از ادیبان و هنرمندان حضور داشتند.
پوریا سوری با بیان اینکه یکی از خرمندترین نویسندگان ایران دیگر نیست، گفت: لحظه تلخ وداع فرارسیده است، امروز با ادیب خردمند، شاعر، نویسنده نقاش جواد مجابی خداحافظی میکنیم.
مدیر انتشارات وزن دنیا با اشاره به چند ساحتی بودن جواد مجابی گفت: عرصههایی که او پیمود آنقدر عمیق است که کلام من قاصر است که درباره او صحبت کنم. نزدیک دو دهه شانس این رو داشتم که در این خانه به کوی نویسندگان بیایم.
تصویر مجابی به عنوان نویسنده در آیینههای مختلف هنری متجلی شده است
رضا سرور منتقد تئاتر و نویسنده یادداشتی را که برای مجابی نوشته بود، خواند و در بخشی از آن گفت: تمامی آثار هنرمندان جامعالاطراف در تمامی بخشها سرآمد نیستند، اما در چنین شرایطی هنرمند میتواند از هر رسانه برای بیان ایدههای خود با توجه به زمانه استفاده کند.
این منتقد تئاتر با بیان اینکه مجابی به عنوان نویسنده جامعالاطراف آثار متعدد و در حوزههای مختلف آفرید، ادامه داد: همه آثار مولفههایی مشترک دارد. میتوان گفت آثار مجابی سه مولفه تاریخنگری، طنز و تمثیل را داشت. از هنرمندان جامعالاطراف همه تصویر مشابه در ذهن ندارند، تصویر مجابی به عنوان نویسنده در آیینههای مختلف هنری متجلی شده است.
امیرحسن چهلتن نویسنده در بیان خاطراتی که در نزدیک به ۵۰ سال دوستی با جواد مجابی داشت، گفت: مجابی در یادداشتی که ۵۰ سال پیش منتشر کرده بود، چگونگی مرگش را پیشبینی کرده بود.
مجابی قوت قلبی بیمانند به دیگران میداد
محمد حسینی نویسنده با اشاره به اینکه افراد ساکن در خانه جواد مجابی همواره نویسندگان جوان را جدی میگرفتند، گفت: مجابی شاعر، داستاننویس، منتقد، طنزپرداز، نقاش است و همه این را میدانند و یک چیز است که فقط افرادی که شانس حضور در خانه او را داشتند، میدانند.
این نویسنده با اشاره به اینکه مجابی خیلی بزرگتر از چیزی بودند که جامعه از او شناخت داشتند، افزود: او قوت قلبی بیمانند به دیگران میداد. حد عظمت مردی که اینجا خوابیده به من اجازه نمیدهد که درباره او صحبت کنم، امیدوارم روزی مردم ایران، پی به بزرگی این نویسنده ببرند.
سرپرست خانوادهای فرهنگی ما را تنها گذاشت
ناستین مجابی با بیان اینکه سرپرست خانواده فرهنگی باقی را تنها گذاشته است، گفت: دریغ و درد که در زمان دستیابی به مهترین دستاورد زندگی اش، که سالها برای آن زحمت کشیده بود، موجود موذی که در نتیجه سالها مواجهه با سختیهای نویسندگی در مغز او ایجاد شده بود، مانع شد.
همسر جواد مجابی درباره همراهی فرهنگیان در دوران بیماری مجابی، بیان کرد: سهم آن دسته از نامداران که از روز ۱۲ اردیبهشت تا کنون همراه احوال ناخوش او و ما بودند، قصهای است که نوشته خواهد شد. روزها و سالهایی که متنهای کهن را میخواندیم، شور همان متون ما را گرد هم جمع خواهد کرد.
او در ادامه شعری از مولانا خواند:
ای بیتو حرام زندگانی/ خود بیتو کدام زندگانی
بی روی خوش تو زنده بودن/ مرگ است به نام زندگانی
پازهر توی و زهر دنیا/ دانه تو و دام زندگانی
گوهر تو و این جهان چو حقه/ باده تو و جام زندگانی
بی آب تو گلستان چو شوره/ بی جوش تو خام زندگانی
بی خوبی حسن باقوامت/ نگرفته قوام زندگانی
با جمله مراد و کام بیتو/ نایافته کام زندگانی
تا داد سلامتی ندادی/ کی کرد سلام زندگانی
خامش کردم بکن تو شاهی/ پیش تو غلام زندگانی
برای پدرم معشوق از میهن جداییناپذیر است
پوپک مجابی دختر مجابی درباره کتاب شعر «عاشقانههای مجابی» توضیح داد: در روزهایی که ناشر برای این کتاب از پدر درخواست کرده بود، جواد مجابی در حال کار روی یک پروژه بود، پس این کار را به من سپرد.
او ادامه داد: مجابی اگرنه هر روز بلکه هفتهای چند روز با چند برگ از اتاقش بیرون میآمد و آنها را میخواند. پس با مجموعهای گسترده مواجه شدم، در بررسی شعرها متوجه شدم برای پدرم معشوق از میهن جداییناپذیر است، وقتی این موضوع را با او در میان گذاشتم او هم تایید کرد.
پوپک مجابی در ادامه از کتاب شعر «عاشقانههای مجابی» چند شعر از جواد مجابی خواند.
پوریا عالمی شاعر و روزنامهنگار درباره روزهایی که به خانه جواد مجابی میرفت، گفت: این خانه و صاحبان این خانه به تنها رود زنده این شهر تبدیل شدند، نهالها را آبیاری کردند و موجب سایهگسترانی درختان شدند.
مجابی ۲۲ مهر ۱۳۱۸ در قزوین به دنیا آمد. در آغاز دهه چهل در رشته حقوق و دکترای اقتصاد از دانشگاه تهران فارغالتحصیل شد. در همان دوره کارشناس وزارت فرهنگ و هنر بود و بهصورت حرفهای و مستمر به روزنامهنگاری و نویسندگی میپرداخت.
مجابی مدتی در روزنامه اطلاعات دبیر بخش فرهنگ و هنر نیز بود و با مجلاتی ادبی مهمی چون فردوسی، جهان نو، خوشه، آدینه و دنیای سخن همکاری داشت، این نویسنده، مدتی بعد زمان خود را به ادبیات و خلق رمان اختصاص داد و میتوان گفت در چهل سال گذشته، آثاری که خلق کرده است، بیشتر در زمینه رمان و شعر شکلگرفته است.
جواد مجابی یکی از منتقدان مطرح در حوزه تجسمی بوده و در این زمینه آثار متعددی نوشته است، علاوه بر این آثار تولیدی متعددی در نقاشی و کاریکاتور از خود بهجای گذاشته است، از جواد مجابی باتوجهبه درونمایه بعضی از آثارش، بهعنوان طنزپرداز ایرانی نیز یاد میشود.
جواد مجابی در سال ۱۳۵۴ برای روزنامهنگاری و فعالیت در این حوزه جایزه فروغ را دریافت کرد، پس از آن نیز در سال ۱۳۸۲ جایزه بیژن جلالی را برای نقد دریافت کرد.
جایزه آرش جشنواره تیرگان در ۲۰۰۸ تورنتو از دیگر جوایز این ادیب و منتقد هنری به شمار میرود.
«شناختنامه احمد شاملو»، «شناختنامه غلامحسین ساعدی»، «بنفشههای سراشیب»، «ایالات نیستدرجهان»، «سرآمدان هنر نو»، «عبید باز میگردد»، «روزنامه مرد عزلتگزین»، «به قول مردم گفتنی» «باغ گمشده»، «از دل به کاغذ»، «گفتن در عین نگفتن»، «آینه بامداد» و... بخشی از آثار این نویسنده فقید هستند.
پیکر جواد مجابی نویسنده، شاعر، طنزپرداز، نقاش و منتقد ادبی و هنری از مقابل خانهاش در کوی نویسندگان به سمت امامزاده کرج تشییع میشود.