یادداشت پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

یادداشت؛

اکبر آقا مُرد از بس که جان ندارد

اصلا همه مردم ایران دلتنگت هستند. به نظرم اگر قطرات اشک‌هایی که برات ریخته شده را جمع می‌کردند می‌شد تابوت خودت را با قایق حمل کرد؛ قایق روان بر روی اشک‌های روان. اکبر آقا من از دور فهمیده بودم که چقدر المیرا رو دوست داری، گمان می‌کنم المیرا و مادرش هم اگر بدونند که چه جای خوبی هستی آرام بشوند.

سلام اکبرآقا

از بس که جان نداشتی ترجیح دادی بمیری و نمانی، تمام عمرت به جز یک‌بار ما را خنداندی آن‌هم درست همین موقع جان نداشتنت بود که گریستیم.

می‌خواهم با زبان پرویز شاپور با تو سخن بگویم، حتما می‌شناسیش، کاریکلماتورهایش بی‌نظیر است. راستی ممکن است در آنجا که هستی او را ببینی شاید هنوز هم ریش انبوه داشته باشد. اگر خواستی با او روبوسی کنی به پیشنهاد عمران صلاحی حتما با نی ببوسش.

اکبر جان می‌دانی که روزهای آخر، قبل از اینکه جان نداشته باشی، دکتر معالجت یک جلسه را صَرف گفت‌وگو با عزرائیل کرد تا شاید بتواند منصرفش کند که نشد و روحت ترجیح داد برای پرواز به آسمان پیلۀ جسم را سوراخ کند و در نهایت به هم‌آغوشی جسم و جانت پایان دهد. مرگت دستمزد یک عمر زندگانی‌ات بود البته که دستمزد خوبی است برای تو؛ چون آن‌گونه که من می‌فهمم پاداش شخصی چون تو در آن دنیا که عمری مردم را خندانده‌ای و با معرفت هم خنداندی، آن‌قدر هست که به تمام گلایه‌هایت از دستمزدهای دنیوی پایان دهد و تا بی نهایت راضی باشی.

زمان دست تمام موجودات را می‌گیرد و به درِ خروج هدایت می‌کند. پیش از تو، خیلی‌ها را هدایت کرده و پس از تو نیز هم خواهد کرد.  اصلا عمری بین در ورودی و در خروجی زندگی سرگردانیم. همه ما با زندگی باید به اندازه عمرمان کنار بیاییم، اما با مرگ تا بی‌نهایت،  زیرا بالأخره خطوط موازی مرگ و زندگیِ همه‌مان در جایی با هم تلاقی کرده، تمام لذت‌ها را تلافی می‌کنند.

پیشتر همیشه مدرسه‌ات دیر می‌شد اما نمی‌دانم چرا به مرگ که رسید، زود شد. خیلی زود رسیدی. مرگ تو ارزش یک عمر زندگی کردن را داشت. از آن مرگ‌هایی بود که جناب مرگ برایت کلاه از سر برداشت. چشم‌های آدم‌برفی‌ها وقتی به آفتاب می‌خورد پر از اشک می‌شود، اما تو حتی وقتی آدم‌برفی شدی همه را از بین خنده و غم‌خنده به سوی قهقهه کشاندی. من همیشه فکر می‌کنم که آخرین برف، کفن زمستان است و به همین دلیل روی برف، دنبال ردِ پای زمستان نمی‌گردم. در آدم‌برفی نشان دادی که برفی نباید بود، ژرفی باید بود که بودی.

به نظرم جسدت را در روزنه امیدت دفن کردند. رونه امیدت فقط کرمِ حضرت کریم بود، نبود؟ خاله جانت در مراسم تشییع گفت که پشت و پناهش بودی،  دمت گرم اکبر آقا نشون دادی که هنوزم بچه نازی آبادی. یادت میاد در نازی آباد، جوادیه و فلاح و امام‌زاده حسن، حتی باغبان‌ها هم مهربان بودند و وصیت می‌کردند با آبی که می‌خواستند جسدشون رو بشویند، گلها را آب بدهند؟ همون وقت‌ها که وقتی از هم جدا می‌شدیم به جای می‌بینمت می‌گفتیم خداحافظ، بقال سرکوچه وقتی پول بهش می‌دادی نمی‌گفت از خرید شما متشکرم؛ می‌گفت خدا بده برکت.

اما الآن همه چی فرق کرده. همه مدرن شدند عینک دودی از ملزومات لاینفک در تشییع جنازه هنرمندها شده، راستی چرا خورشید مردم رو این‌قدر اذیت می‌کنه؟ اگه خورشید خودش عینک دودی بزنه لازم نیست بقیه مردم - حتی سلبریتی‌ها - عینک دودی بزنند. شریفی‌نیا که کل کل‌هات با او دیگه از طرف تو خاموش شد، خداییش برات سنگ تمام گذاشت و گفت از دختر بچه قنداقی تا پیر زن صد و ده ساله را می‌توانستی بازی کنی. باید میگ‌فت شصت و شش ساله، به نظرم حواسش جای دیگه‌ای بود که فقط خودت و شریفی‌نیا می‌دونید. کُلِّ نمک فیلم‌های دِه نمکی تو بودی، رفتی و فقط دِه‌اش موند. همین ده نمکی باعث شد رسوایی را رسوا کنی و چه خوب هم رسوا کردی. از حال روزش می‌شد فهمید که بخشی از وجود هر دو را کَندی و بردی.

 

اکبرآقا!

اصلا همه مردم ایران دلتنگت هستند. به نظرم اگر قطرات اشک‌هایی که برات ریخته شده را جمع می‌کردند می‌شد تابوت خودت را با قایق حمل کرد؛ قایق روان بر روی اشک‌های روان. اکبر آقا من از دور فهمیده بودم که چقدر المیرا رو دوست داری، گمان می‌کنم المیرا و مادرش هم اگر بدونند که چه جای خوبی هستی آرام بشوند.

راستی اکبر جان اونجا اگه مرحوم پدرت را دیدی بپرس ببین به روزه‌هایی که گرفته ایرادی نگرفتند؟ اگر هم‌گرفته باشند از فرشته‌هایی که خنده بر لبهاشون نشوندی، اگر بخواهی، گیرها رو رفع می‌کنند. تو  37 سال پیش «ای ایران» را وقتی که سرگروهبان مکوندی بودی خواندی، حالا که این‌قدر محبوب هردوسوی در ورودی و خروجی هستی، منتظر ای ایران خواندنت در جمع دوستانه با محمدعلی کشاورز، عزت‌الله انتظامی، داود رشیدی، مهرجویی و کیارستمی و همۀ بزرگان هنر ایرانیم. بخواه تا خدا برای ما ملت ایران هم بخواد. خدا برات بخواد. یا حق

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.