حضور ۲۵ اثر از حوزه هنرهای ملی در بیست‌وپنجمین حراج تهران را نباید صرفاً یک انتخاب کیوریتوریال یا تنوع‌بخشی به سبد آثار این رویداد دانست؛ این اتفاق، نشانه‌ای از شکل‌گیری یک تغییر پارادایم در اقتصاد هنر ایران است. برای نخستین بار، یکی از مهم‌ترین بازیگران بازار هنر کشور، ظرفیت‌های اقتصادی هنرهای سنتی را نه در قالب صنایع‌دستی، بلکه در جایگاه دارایی‌های فاخر فرهنگی مورد توجه قرار داده است.

به گزارش جماران، محمد علی ودود، مرد سال ۲۰۲۲ شورای جهانی صنایع‌دستی و عضو شورای هنر بنیاد ملی نخبگان در یادداشتی نوشت:

حضور ۲۵ اثر از حوزه هنرهای ملی در بیست‌وپنجمین حراج تهران را نباید صرفاً یک انتخاب کیوریتوریال یا تنوع‌بخشی به سبد آثار این رویداد دانست؛ این اتفاق، نشانه‌ای از شکل‌گیری یک تغییر پارادایم در اقتصاد هنر ایران است. برای نخستین بار، یکی از مهم‌ترین بازیگران بازار هنر کشور، ظرفیت‌های اقتصادی هنرهای سنتی را نه در قالب صنایع‌دستی، بلکه در جایگاه دارایی‌های فاخر فرهنگی مورد توجه قرار داده است.

این تغییر نگاه، می‌تواند نقطه آغاز بازسازی زنجیره ارزش هنرهای ملی باشد؛ زنجیره‌ای که از تولید اثر آغاز می‌شود و تا سرمایه‌گذاری، بازارهای داخلی و بین‌المللی، موزه‌ها، مجموعه‌داران و بازارهای مالی ادامه می‌یابد.

سال‌هاست که هنرهای سنتی ایران، با وجود برخورداری از پشتوانه‌ای چند هزار ساله، از فقدان یک بازار حرفه‌ای، شفاف و پایدار برای آثار فاخر رنج می‌برند. مسئله امروز، کمبود هنرمند یا فقدان کیفیت نیست؛ مسئله، نبود زیرساختی است که بتواند تأمین، اصالت‌سنجی، ارزش‌گذاری، کشف قیمت، مبادله و مشارکت در مالکیت آثار فاخر را به‌صورت نظام‌مند سامان دهد.

اقتصاد هنرهای ملی، پیش از هر چیز، به اعتماد نیاز دارد و اعتماد بدون شفافیت شکل نمی‌گیرد.

از همین‌رو، فناوری‌های نوین می‌توانند نقش تعیین‌کننده‌ای در آینده این بازار ایفا کنند. بلاکچین، شناسنامه‌های دیجیتال آثار، توکنایز کردن دارایی‌های هنری و قراردادهای هوشمند، تنها ابزارهای فناورانه نیستند؛ بلکه زیرساخت‌های نهادی اقتصاد هنر در عصر دیجیتال به شمار می‌روند. این فناوری‌ها امکان ثبت غیرقابل‌تحریف اصالت اثر، رهگیری مالکیت، شفافیت مبادلات و ایجاد اعتماد در بازارهای ملی و بین‌المللی را فراهم می‌کنند.

اما مهم‌ترین ظرفیت این تحول، در ایجاد صندوق کالایی آثار فاخر هنرهای سنتی نهفته است.

صندوق کالایی، مفهومی شناخته‌شده در بازارهای مالی است که امکان سرمایه‌گذاری بر دارایی‌های واقعی را فراهم می‌کند. انتقال این الگو به حوزه هنرهای سنتی، می‌تواند یکی از نوآورانه‌ترین ابزارهای توسعه اقتصاد فرهنگ در ایران باشد. در این مدل، آثار فاخر پس از اصالت‌سنجی، ارزش‌گذاری و ثبت دیجیتال، به دارایی‌هایی شفاف، قابل اعتماد و قابل مشارکت تبدیل می‌شوند؛ دارایی‌هایی که علاوه بر حفظ ارزش فرهنگی، قابلیت جذب سرمایه، تأمین مالی تولید و توسعه بازار را نیز خواهند داشت.

چنین سازوکاری سه تحول اساسی را رقم خواهد زد.

نخست، انگیزه تولید آثار فاخر را افزایش می‌دهد؛ زیرا هنرمند به بازاری حرفه‌ای، شفاف و پایدار متصل می‌شود.

دوم، زنجیره تأمین بازارهای حرفه‌ای هنر را شکل می‌دهد؛ زنجیره‌ای که تولیدکننده، کارگاه، مجموعه‌دار، گالری، حراج، سرمایه‌گذار و خریدار بین‌المللی را در یک معماری واحد به هم پیوند می‌دهد.

و سوم، امکان هدایت سرمایه‌های خرد به سمت تولید آثار فاخر را فراهم می‌آورد؛ به‌گونه‌ای که علاقه‌مندان به فرهنگ و هنر نیز بتوانند، متناسب با توان مالی خود، در توسعه هنرهای ملی مشارکت کنند.

در چنین معماری، نقش هر یک از بازیگران روشن است؛ هنرمندان و کارگاه‌ها تولیدکننده سرمایه فرهنگی هستند، نهادهای حاکمیتی استانداردها و نظام اعتباربخشی را تدوین می‌کنند، شرکت‌های فناوری زیرساخت‌های دیجیتال و بلاکچین را فراهم می‌سازند و نهادهایی مانند حراج تهران، با کشف قیمت و اعتباربخشی به آثار، حلقه اتصال هنرهای ملی به بازار حرفه‌ای را تکمیل می‌کنند.

اگر این زنجیره به‌درستی شکل گیرد، هنرهای سنتی ایران از یک حوزه صرفاً فرهنگی، به یکی از پیشران‌های اقتصاد خلاق کشور تبدیل خواهند شد؛ اقتصادی که نه بر استخراج منابع طبیعی، بلکه بر تولید سرمایه فرهنگی، دانش، هویت و خلاقیت استوار است.

از این منظر، حضور گسترده هنرهای ملی در بیست‌وپنجمین حراج تهران، تنها یک رویداد هنری نیست؛ آغاز گفت‌وگویی ملی درباره آینده اقتصاد هنر ایران است. گفت‌وگویی که می‌تواند به شکل‌گیری بازارهای نوین، ابزارهای مالی مبتنی بر دارایی‌های فرهنگی و مشارکت گسترده جامعه در حفظ، توسعه و ارزش‌آفرینی هنرهای فاخر ایران بینجامد.

امروز، بیش از هر زمان دیگری، این فرصت فراهم شده است که میراث چند هزار ساله هنرهای سنتی، با اتکا به فناوری‌های نوین و سازوکارهای پیشرفته بازار، نه‌تنها حافظ هویت فرهنگی ایران باشد، بلکه به یکی از موتورهای توسعه اقتصاد فرهنگ در قرن بیست‌ویکم تبدیل شود. این فرصت، اگر با هم‌افزایی هنرمندان، نهادهای حاکمیتی، بخش خصوصی و بازار حرفه‌ای هنر همراه شود، می‌تواند نقطه عطفی در تاریخ اقتصاد هنرهای ملی ایران باشد.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.