یادداشت پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

یادداشت؛

ایران و زبان فارسی جانِ ملت ماست

شاهنامه فردوسی از بزرگترین کتاب‌های حماسی زنده دنیاست که بدون شک کتاب یاد‌آوری‌ست، یادآوری برای ملتی بزرگ، آزاده و اهل فرهنگ تا جوانه عشق به میهن در جان ایرانیان زنده بماند. جای خوشحالی و افتخار دارد که ما شاهنامه را با همان زبانِ هزار سال پیش فردوسی بزرگ بدون هیچ ترجمه‌ای می‌خوانیم در حالی که دیگر افسانه‌های مهم جهان از «ایلیاد و اُدیسه اثر هومر یونانی» تا «کمدی الهی اثر دانته ایتالیایی» همچنان مردم برای خوانش آثار حماسی‌شان به ترجمه روی می‌آورند چون با زبان مبدأ بسیار تفاوت دارند.

چه شورانگیز محمد ذکایی‌ می‌سراید:

«مرا تا به تن گوهر جان بُوَد

دلم روشن از مهر ایران بُوَد‌»

سخن گفتن از ایران، آموختن و عشق ورزیدن به تاریخ و فرهنگ با شکوه‌مان را نُقل مجالس خانوادگی، فضای مجازی و جمع‌های دوستانه کنیم. ایران‌ را به وسعت آب و خاک زیبایش دوست بداریم که شکوه تمدن و فرهنگ ماندگارش پس از چند هزار سال با هر تولدی چون سلول‌های بنیادینی در جانِ ما مسیر تکامل خود را سپری خواهند کرد. ایران از معدود تمدن‌های بشری‌ست که روح زایندگی، عدالت و نوع‌دوستی در آن از سرآغاز حضور‌ در تاریخ تا اکنون جاری‌ بوده‌است. همه پرورده این آب و خاکیم و میهن، فرهنگ و تاریخِ این خانه تمام دارایی و تکیه‌گاه امن ایرانیان بوده و لاجرم مهم‌ترین سند و افتخار برای حضور هر ایرانی در عرصه جهانی‌ست، چنین وطن دوستی مستحسن است که بدون لکنت زبان و لرزش دل، مکلف به ستایش آن هستیم.

نیاکان‌ عالم، هنرمند و دانشمند‌مان طی اعصار‌ مختلف با وجود تنش‌ها بی‌هیچ مِنت و توقعی تنها از سر مهر ورزیدن آورده خود را بر این کُهن بوم و بَر با افتخار افزوده‌اند‌. انسان‌ها در نخستین و ابتدایی‌ترین شکل آموختن از تاریخ و فرهنگ یعنی جمع‌ها و نشست‌های خانوادگی همچون آینه‌ای شفاف به شناختی از پیرامون محیط خود می‌رسیدند و با گذر زمان و افزایش تجربه‌ها و شناخت جامعه در جایگاه قضاوتِ زندگی خویش به مقام عالی هیأت منصفه‌هایی آگاه و دل‌سوز برای شهر و دیار خود تبدیل می‌شدند تا معنای نقد و دوری از بدی‌ها برای آبادانی سرزمین، آداب همیشگی‌ آنان شود.

ملت ما از ‌قرن‌ها پیش در جمع‌های خانوادگی‌ حکمت‌های عامیانه پند‌آموز از بزرگان آموخته و با فرستادن کودکان نزد عالمان شناخته شده ایام در مکتب‌خانه‌های کم جمعیت (سه یا چهار نفره) فرزندان را به زیور علوم، فرهنگ و خودشناسی می‌آراستند تا با کسب شناخت و گذر از مرز فردی به اقامت در مرزهای دل‌نشین وطن برسند و عشق به خاک و سرزمین در وجودشان تبلور یابد. حلقه پیوند ما ایرانیان در بستر تاریخ، مهر ورزیدن و از جان گذشتن برای این خاک مقدس بوده که امروزه هم به عنوان امری قدسی همه بر آن صحه‌ گذاشته و به آن سوگند یاد می‌کنیم. گوهری ناب که الحق و الانصاف در دنیای امروزی یگانه است.

آنچه ایران را توانسته با وجود شرایط تلخ و ناگوار تاریخی از گزند حوادث در امان نگاه دارد، نه تنها وجود حاکمانی مقتدر دوست‌دار ملت و همراهی جنگجویان شجاع بوده، بلکه زبانِ همدلی مشترک‌مان یعنی زبان فارسی‌ را در این میان نباید از یاد برد. زبانی پُر رمز و راز و سرشار از معانی که روح آزادگی، شجاعت و کرامت بشری را در وجدان تک‌تک ایرانیان بر جای گذاشته که از ابتدا آئین باستانی این ملت بر همان پایه انسانیت و عدالت بنا شده است. شاهد این سخن دقیق، صمیمانه و نه «مدعا» رفتار ایرانیان با یکدیگر همان رفتار شفقت‌آمیز با سایر ملل‌ بوده‌است. دلالت‌های تاریخی به دستاوردهای دانشمندان، شاعران، عالمان و حاکمان مصلح این ملت چه پیش از اسلام و چه بعد از آن حکایت از جهانی بودن انسان ایرانی دارد. سعدی علیه‌الرحمه می‌سراید:

بنی‌ آدم اعضای یکدیگرند - که در آفرینش ز یک گوهرند - چو عضوی به درد آورد روزگار - دگر عضوها را نماند قرار… آموزه‌هایی این‌ چنین در ستایش ابنای بشر، حکایت از روح بزرگ این ملت دارد که مردم جهان را همانند اعضای یک پیکر می‌دانند.

ابوالقاسم فردوسی شاعر حماسه‌سرای قرن چهارم هجری، پدر زبان شکوه‌مند فارسی‌ست. حکیم سخن در زمانه یأس و دل‌مردگی که نه ملتی منسجم بود که نگاهبان زبان مادری (زبان پُر رمز و راز فارسی) باشد و نه حاکم با عدالت که میهن را شرف خود بداند. فردوسی دلباخته ایران و غرور ملی‌اش بود. با تمام دشواری‌ها و اندوه خزانی که بر این سرزمین رفته بود با نگاه پدری فداکار به احیای زبان فارسی (وطن دوم ما) پرداخت و بی‌ هیچ مزد و ‌مِنّتی برای احیای‌اش به جنگ نفس‌گیر «کلمه‌»ها رفت. فردوسی شاهنامه را در قالب مثنوی سرود و معجزه‌آسا با فراخوان کِلک سِحر انگیز‌اش‌، قلعه‌ای مستحکم از سواران و پهلوانان جنگجو، پیرامون ایران بنا نهاد و شاهان خفته در خاک را بر تخت پادشاهی نشاند تا رسم جوانمردی و شهریاری دوباره در این مُلک جان بگیرد.

سال‌ها در گوشه‌ای از خاک بَلاکِش خراسان یک تنه به قامت ایران درآمد و غرور ملی فراموش شده را در حافظه همه اقوام ما چون نسیمی همیشگی دمید و گل‌بانگِ «چو ایران نباشد تن من مباد» وِرد جان و زبان‌‌ ما شد که پس از هزار سال همچون خشمی‌ مقابل هر متجاوز به این آب و خاک نمایان می‌گردد. شاهنامه منظومه‌‌ای زنده و یگانه به بزرگی ایران و طولانی‌ترین شعر حماسی جهان که توسط یک شاعر فارسی زبان نوشته شده است. دایرة‌المعارف وطن پرستی‌ که باور شکست‌ناپذیری را در جان اندیشه زنان و مردان ایران زمین بنا نهاد.

این بسی رنج بردن‌های او، عظمت تاریخ با شکوه‌مان را به حافظه جمعی‌ پیوند زد. فردوسی رنج کشیده و بی‌نوا با همه سخاوت و پدرانه زیستن‌اش در حق ایران، تا پایان عمر کسی قدر قدم و قلم‌اش را ندانست و با نهایت تأسف در فقر درگذشت. جمعی از اطرافیان پیکرش را در باغ شخصی او در شهر تابران توس به خاک سپردند تا برای همیشه نام‌ او با زبان فارسی و آینده ایران پیوندی ابدی یابد و این همان پاداش چشم‌گیر و روح نوازی بود که پس از خاکسپاری به دست آورد.

شاهنامه فردوسی از بزرگترین کتاب‌های حماسی زنده دنیاست که بدون شک کتاب یاد‌آوری‌ست، یادآوری برای ملتی بزرگ، آزاده و اهل فرهنگ تا جوانه عشق به میهن در جان ایرانیان زنده بماند. جای خوشحالی و افتخار دارد که ما شاهنامه را با همان زبانِ هزار سال پیش فردوسی بزرگ بدون هیچ ترجمه‌ای می‌خوانیم در حالی که دیگر افسانه‌های مهم جهان از «ایلیاد و اُدیسه اثر هومر یونانی» تا «کمدی الهی اثر دانته ایتالیایی» همچنان مردم برای خوانش آثار حماسی‌شان به ترجمه روی می‌آورند چون با زبان مبدأ بسیار تفاوت دارند.

متون تاریخ، جانِ اندیشه را در پاسداشت نام خانواده بزرگ‌مان «میهن» ارتقاء می‌بخشد. پرستش غرورانگیز ایران توسط ملتش به عنوان افتخاری وصف ناشدنی‌ در جهانِ امروز به شمار می‌آید. به تعبیر نظامی عشق به این میهن را با افتخار و بانگ بلند باید بیان داشت:

«همه عالم تَن است و ایران دل

نیست گوینده زین قیاس خجل»

عشق و ستایش وطن چون دوست داشتن اعضای خانواده‌ می‌ماند. خانواده‌ای بزرگ و با اصالت که برای آبادانی و حفظ دستاوردهای تاریخی در طول هزاران سال فرزندان شایسته‌ای در دامن فراخ و پُر مِهر خود پرورش داده‌است. «وطن» ما ایران، رنگین‌کمان رنگ‌ها، لهجه، گویش و فرهنگ‌های با شکوهی‌ست که ما همیشه از صمیم قلب به آن عشق می‌ورزیم.

.............................................................................

*روزنامه‌نگار

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.