یافته‌های جدید نشان می‌دهد گرچه هوش مصنوعی بر بازار کار تأثیر گذاشته است، اما گسترش دورکاری عامل مهم‌تری در کاهش استخدام فارغ‌التحصیلان تازه‌کار بوده و روند ورود نسل جوان به مشاغل تخصصی را با چالش مواجه کرده است.

به گزارش جماران به نقل از فاینشنال تایمز فارغ‌التحصیلان دانشگاهی و دیگر افرادی که به‌تازگی وارد بازار کار می‌شوند، سال‌های دشواری را پشت سر گذاشته‌اند. در حالی که بازار کار برای جوانان تا حدی رونق داشته، استخدام فارغ‌التحصیلان تازه‌کار در بسیاری از کشورها نسبت به کارکنان باتجربه کاهش یافته است.

این افت استخدام به‌ویژه در مشاغل اداری و تخصصی، مانند برنامه‌نویسی و دیگر مشاغل فنی، بسیار محسوس بوده است. همین مسئله باعث شد بسیاری، ظهور ابزارهای هوش مصنوعی را عامل اصلی بدانند؛ ابزارهایی که می‌توانند بخش زیادی از وظایفی را انجام دهند که معمولاً به کارکنان تازه‌کار سپرده می‌شود، در حالی که هنوز توانایی جایگزینی تجربه و دانش حرفه‌ای افراد باسابقه را ندارند.

اما پژوهشی که هفته گذشته منتشر شد، نشان می‌دهد مشکلات فارغ‌التحصیلان جدید احتمالاً کمتر از آنچه تصور می‌شود به هوش مصنوعی مربوط است. این پژوهش پرسش مهمی را مطرح می‌کند: چه تحول بزرگ دیگری بیش از هوش مصنوعی به استخدام نیروهای تازه‌کار آسیب زده و بر مشاغل دانشی بیش از کارهای یدی تأثیر گذاشته است؟ پاسخ دو پژوهشگر، «پیتر جان لامبرت» و «یانیک شیندلر»، جالب توجه است: گسترش دورکاری.

این نظریه قانع‌کننده به نظر می‌رسد، زیرا کارکنان در آغاز مسیر حرفه‌ای خود بیش از افراد باتجربه به نظارت، آموزش و تعامل نزدیک نیاز دارند تا از طریق مشاهده و همکاری مستقیم با همکاران حرفه‌ای، مهارت‌ها، دانش و سرمایه اجتماعی لازم را به دست آورند.

اما کار از خانه این فرایند را دشوارتر می‌کند و هزینه زمانی و مدیریتی استخدام نیروهای تازه‌کار را افزایش می‌دهد. همچنین فرصت پیشرفت شغلی آن‌ها را کند می‌کند. در نتیجه، گسترش دورکاری باعث شده کارفرمایان بیشتر میان استخدام نیروی تازه‌کار و نیروی باتجربه، گزینه دوم را ترجیح دهند.

شواهد متعددی نیز از این نظریه حمایت می‌کنند. لامبرت و شیندلر صدها میلیون داده مربوط به استخدام و آگهی‌های شغلی را بررسی کردند و دریافتند اگرچه هم میزان مواجهه شغل‌ها با هوش مصنوعی و هم امکان دورکاری با کاهش استخدام نیروهای تازه‌کار همبستگی دارند، اما وقتی عامل «دورکاری بودن شغل» در نظر گرفته می‌شود، نقش هوش مصنوعی تا حد زیادی کمرنگ می‌شود.

به بیان دیگر، شاید تصور شود هوش مصنوعی دلیل کاهش استخدام برنامه‌نویسان مبتدی است، اما واقعیت این است که مشاغل برنامه‌نویسی عمدتاً از راه دور انجام می‌شوند. در مقابل، مشاغلی مانند وکالت که وابستگی کمتری به هوش مصنوعی دارند اما قابلیت دورکاری بالایی دارند نیز با کاهش استخدام نیروهای تازه‌کار روبه‌رو شده‌اند. از سوی دیگر، مشاغلی که وابستگی بیشتری به هوش مصنوعی دارند اما نیازمند حضور فیزیکی‌اند، مانند متصدیان پذیرش، ثبات بیشتری را تجربه کرده‌اند.

البته این موضوع تهدید هوش مصنوعی برای جوانان را رد نمی‌کند. حتی ممکن است دورکاری، خطر جایگزینی کارکنان جوان با هوش مصنوعی را افزایش دهد. مدیرانی که تنها از طریق پلتفرم‌هایی مانند «اسلک» با کارکنان در ارتباط هستند، ممکن است کار این نیروها را بیشتر قابل خودکارسازی بدانند. همچنین شرکت‌هایی که در آموزش و مدیریت نیروهای تازه‌کار به‌صورت دورکار مشکل دارند، ممکن است هنگام استخدام استانداردهای سخت‌گیرانه‌تری تعیین کنند؛ مسئله‌ای که می‌تواند به افزایش فرصت‌های شغلی خالی و تشدید این روند منجر شود.

صرف‌نظر از علت دقیق، نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که در کنار توجه گسترده به هوش مصنوعی، گسترش دورکاری نیز تحولی بسیار مهم و در عین حال کمتر دیده‌شده بوده که پیامدهای عمیقی برای اقتصاد و جامعه داشته است.

از سوی دیگر، پژوهشی که اوایل امسال منتشر شد نشان داد والدین آمریکایی که امکان دورکاری دارند، از زمان بیشتری که در خانه می‌گذرانند برای مراقبت از فرزندان خود استفاده می‌کنند؛ مسئله‌ای که باعث افزایش درآمد و اشتغال همسرانشان شده است. مطالعه‌ای دیگر نیز نشان داده دورکاری می‌تواند به افزایش نرخ تولد کمک کند.

این یافته‌ها بار دیگر تأکید می‌کنند آنچه به نفع کارکنان میانسال و باسابقه است، ممکن است به زیان نسل جوان تمام شود.

این داده‌ها همچنین جنبه ظریفی از این بحث را روشن می‌کنند که کمتر مورد توجه قرار گرفته است: برخلاف تصور رایج که نسل‌های قدیمی‌تر خواهان بازگشت کامل به دفاتر هستند، در واقع جوانان و اعضای نسل «زد» بیشتر مخالف دورکاری کامل‌اند و ترجیح می‌دهند همکارانشان زمان بیشتری را در محیط کار حضور داشته باشند.

در نتیجه، اگرچه کار از خانه برای افراد سی‌وچند ساله که می‌خواهند زمان بیشتری را صرف تربیت فرزند کنند یک مزیت بزرگ محسوب می‌شود، اما برای نسل جوان‌تر دو پیامد منفی داشته است: از یک سو روند پیشرفت شغلی آن‌ها را کند کرده و از سوی دیگر برخی را کاملاً از بازار کار دور نگه داشته است.

در مجموع، اصرار بر بازگشت کامل به دفتر کار برای پنج روز در هفته شاید زیاده‌روی باشد، زیرا شواهد نشان می‌دهد الگوی ترکیبی یا «هیبریدی» بهترین نتیجه را دارد. اما دفعه بعد که صحبت از افزایش روزهای حضور در محل کار شد، باید در نظر داشت که بزرگ‌ترین برندگان این تغییر نه مدیران، بلکه کارکنان تازه‌کار و فارغ‌التحصیلان جدید خواهند بود.

 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.