چند ماهی از پیروزی انقلاب اسلامی مردم ایران نگذشته بود، در دانشگاه های بزرگ از جمله دانشگاه صنعتی شریف که ما دانشجوی آن دانشگاه بودیم، فضای دانشگاه محل مانور تبلیغاتی گروههای چپ و سازمان مجاهدین خلق علیه اقدامات دولت و انقلاب بود. در مناطق کردستان، گنبد و آذربایجان نیز اقدامات مسلحانه همراه با اجتماعات مخالفین انقلاب صورت می گرفت.
حضرت امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی با توجه به فضای کشور و اقداماتی که در مناطق مختلف علیه حرکت انقلاب اسلامی انجام میشده است و با عنایت به عملکرد دولت آمریکا در پشتیبانی از رژیم پهلوی، از دانشجویان و دانشگاهیان خواستند تا علیه سیاستهای دولت آمریکا فریاد برآورند.
دانشجویان چند دانشگاه بزرگ کشور شامل صنعتی شریف، تهران، ملی (شهید بهشتی فعلی) و پلی تکنیک در پاسخ به دعوت حضرت امام و جو ملتهب در تعدادی از مناطق، بر آن شدند تا در راستای رسالت دانشجویی خود وارد صحنه شده و اقدام اساسی را انجام دهند.
براساس تحلیلهای نمایندگان دانشجویان این چهار دانشگاه، دولت آمریکا که شاه مخلوع را نیز به بهانه درمان پناه داده بود، محور تحرکات مخرب و ضدانقلابی در کشور محسوب، و مقرر شد تا مرکز هدایت این اقدامات شوم تسخیر، و عملیات آنها متوقف و آرامش در کشور حاکم و شاه مخلوع هم به ایران مسترد گردد.
براساس تصمیمات اتخاذ شده روز سیزده آبان که سالروز تبعید حضرت امام به ترکیه درسال ۱۳۴۳ و نیز کشتار تعدادی از دانش آموزان عزیز در۱۳ آبان سال ۵۷ توسط عوامل رژیم پهلوی مقابل دانشگاه تهران بود، به عنوان روز تسخیر سفارت آمریکا انتخاب و در ساعت ۱۰ صبح روز یکشنبه ۱۳ آبان سال ۵۸ حرکت اعتراضی حدود ۴۰۰ نفر دانشجو از چهار دانشگاه، از شرق خیابان طالقانی به سمت درب اصلی سفارت آمریکا آغاز و سرانجام با ورود دانشجویان از درب اصلی به داخل سفارت، لانه جاسوسی دولت آمریکا به تصرف دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در آمد و دانشجویان که خود را پیرو خط امام میدانستند، این اقدام انقلابی را در لبیک به ندای حضرت امام و ایجاد آرامش در کشور و بازگشت محمدرضا پهلوی اعلام، و تصمیم داشتند بعد از سه روز نیز سفارت را ترک کرده و به دانشگاههای خود برای حضور در کلاسها برگردند.
انگیزه دانشجویان برای تسخیر سفارت از طریق آیت الله آقای موسوی خوئینیها که روحانی مورد اعتماد دانشجویان بودند، از طریق مرحوم حجت الاسلام والمسلمین آقای حاج سید احمد خمینی به استحضار حضرت امام رسید. حضرت امام که از انگیزه دانشجویان مطلع و آن را در راستای حمایت از انقلاب و محکومیت اقدامات دولت آمریکا دانستند ،اعلام کردند که در ایران باز انقلاب است انقلابی بزرگتر از انقلاب اول نحوه برخورد امام با این موضوع نشان داد که امام بزرگوار به ماهیت استکباری و خوی تجاوزگری و استعماری دولت آمریکا در همان دوران پی برده بودند، و برای همین در۱۴ آبان ۵۸ با صراحت تمام اعلام نمودند در این انقلاب شیطان بزرگ آمریکاست.
دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در جریان تسخیر سفارت بدون استفاده از سلاح و بدون آسیب رساندن به نیروهای امریکایی داخل سفارت، کل مکانهای محوطه سفارت را به تسخیر خود در آوردند و در بیانیه های مختلف خطاب به مردم ایران و جهانیان، هدف و انگیزه خود را از این اقدام و شروط خود را برای آزادی گروگانهای آمریکایی اعلام نموده بودند. آزادی گروگانهای زن و سیاه پوست به دستور حضرت امام نشان دهنده توجه امام و ملت ایران به سیاه پوستان و احترام به قشر زنان بود. و با محول نمودن موضوع گروگانها از سوی حضرت امام به مجلس، سرانجام پس از ۴۴۴ روز در دی ماه سال ۵۹ و درقالب تنظیم و امضای قرارداد الجزایر بین دولت ایران و آمریکا، بقیه گروگانها آزاد شدند.
اینکه این حرکت انقلابی و دانشجویی را که با تایید کامل حضرت امام مواجه و توسط رهبر شهیدمان در همه دوران رهبری درسخنرانیها و پیامهای مختلف مورد حمایت واقع شده است را تضعیف و آن را ناشی از تحریک گروههای اقلیت، کمونیستی و دولت شوروی سابق اعلام کنیم ناشی از عدم شناخت درست و دقیق شرایط آن دوران و تصمیم گیری شجاعانه و مستقل دانشجویان در آن مقطع حساس زمانی باید دانست.
اینکه شروع جنگ هشت ساله توسط رژیم بعث عراق را ناشی از تسخیر سفارت آمریکا بدانیم، نشان میدهد که از مستندات موجود و دلایل و زمینه های شروع جنگ توسط صدام علیه کشورمان اطلاع درستی نداریم. اینکه همه مسائل موجود بین امریکا و ایران پس از پیروزی انقلاب تاکنون را ناشی از این اقدام بدانیم، نشان میدهد که هم ما ماهیت استکباری و خوی سلطه گری دولت آمریکا را خوب متوجه نشدهایم، و هم تحلیل درستی از اقدامات و توطئه های آمریکا علیه ملت وکشور ایران نداریم.
اقدامات رییس جمهور فعلی آمریکا در مواجهه با ملت و کشور ایران و اعلام لزوم هدم تمدن چند هزار ساله آن با تحمیل جنگ های ۱۲ روزه و ۴۰ روزه و تداوم آن تاکنون تجلی بارز ماهیت شیطانی و ضدبشری دولت آمریکاست.
بی شک نظام جمهوری اسلامی میتوانست در همه این دوران با اتخاذ راهبردهایی در داخل کشور و در سطح بین الملل و ارتباط و تعامل با کشورها در راستای مصالح و منافع کلان ملی خردمندانهتر و هوشمندانهتر عمل کرده و از فرصتهای موجود برای بهبود وضعیت ملت و کشور باتدبیر و درایت بیشتر استفاده مینمود.