حجت الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی گفت: وی همچنین گفت: ما باید ارزشها را مورد احترام قرار دهیم. حتما باید به توسعه توجه ویژه داشته باشیم و با فقر مبارزه کنیم. اما اکنون خیلیها هستند که با نظم موجود در جهان مخالف اند. انتقاد به نظم لیبرال، مسألهای است که از حدود ۱۹۳۰ مطرح شد. ما میتوانیم به نظم جهانی انتقاد داشته باشیم.
رئیس بنیاد باران تأکید کرد: اگرچه انقلاب اسلامی هدف آبادانی ایران را دنبال میکرد، اما در عین حال، باید آرمانهایی هم داشته باشیم. بر اساس این آرمانها، ما نظم فعلی جهان را ظالمانه میدانیم و هر گونه تجاوز را رد میکنیم.
به گزارش خبرنگار جماران، عصر امروز ۲۱ مهرماه، ۱۴۷ امین نشست تخصصی بنیاد باران در کتابخانه ملی برگزار شد.
در ابتدای این مراسم عباس آخوندی طی سخنانی گفت: باید از «بقای تهدیدمحور» به «رفاه توسعهگرا» برسیم. ما اگرچه توانستهایم بقای خود را حفظ کنیم، اما مردم ما فقیر شدهاند.
وی با اشاره به اینکه کل تولید ناخالص جهان ۱۱۷ تریلیون دلار است، اظهار کرد: از این رقم، حدود ۲۶ درصد به آمریکا، ۱۶ درصد به اتحادیه اروپا و ۱۶.۵ درصد به چین تعلق دارد. بنابراین، این سه، قطبهای قدرت اقتصادی جهان هستند و لازم است ما نسبت خود با آنها را بشناسیم. همچنین هند نیز رشد اقتصادی بسیار بالایی دارد و احتمالا در حدود سالهای ۲۰۳۵ تا ۲۰۴۰، وضعیت سه قطب اقتصادی کنونی جهان تغییر کند و هند نیز به عنوان قطب چهارم ظهور خواهد کرد. اگر تا کنون موتور محرک تولید جهان در غرب قرار داشت، تا سال ۲۰۵۰، دو قطب اقتصادی از مجمع ۴ قطب، در شرق قرار خواهد داشت. این تصویری جدید از ژئوپلیتیک جهان ارائه میدهد.
وی با بیان اینکه آمریکا اگرچه همچنان یک قدرت بزرگ اقتصادی است، اما دیگر آن یکهتازی مطلق خود در دهه ۱۹۹۰ را ندارد، افزود: جهان در دهه ۹۰ تکقطبی بود و در آن زمان، آمریکا خودش شروع به زیر پا گذاشتن ارزشهای لیبرال کرد و خصوصا ترامپ باعث شد آمریکا دیگر به هیچ کدام از این ارزشها پایبند نباشد. لذا آمریکا به سمت نظم دوره قرن ۱۷ و ۱۸ رفت و مبنای بحث ایالات متحده، سلطه مطلق بر جهان شد. اما این رویکرد دوام نیافت، زیرا چین ظهور کرد و ما اکنون با قدرت دومی در جهان مواجهیم که رشد بسیار بالاتری نسبت به آمریکا دارد. در سال ۲۰۵۰، چین قطعا آمریکا را پشت سر خواهد گذاشت و تولید ناخالص داخلی آن بسیار بیشتر از ایالات متحده خواهد شد.

وزیر اسبق راه و شهرسازی ادامه داد: اگرچه هژمونی آمریکا در حال کاهش است، اما آنچه هم صداوسیما میگوید و بر افول این هژمونی تأکید دارد هم اشتباه است. این دفعه نخست نیست که نظام لیبرال با بحران مواجه شده؛ این نظام در زمان جنگ جهانی دوم نیز دچار بحران شد، اما با ابداع «دولت رفاه» توانست خود را در برابر دولتهای کمونیستی نجات دهد. نظام لیبرال در دهه ۱۹۸۰ نیز با بحران دیگری مواجه شد، اما مجددا خود را بازیابی کرد. بنابراین، بحرانهای امروز جهان لیبرال را نیز نباید به معنای افول آن ارزیابی کرد. اکنون میبینیم که اتفاقا این چین است که به عنوان مدافع اصلی جهان لیبرال نقشآفرینی میکند.
آخوندی با تأکید بر اهمیت زنجیرههای ارزش، بیان کرد: سه زنجیره ارزش در دنیا به صورت عمده فعال است؛ یکی در سمت نیمکره غربی که عمدتا در قاره آمریکا قرار دارد و این کشور تاکید میکند که کسی حق ورود به این زنجیره را ندارد و بر همین اساس، ترامپ گستاخانه اعلام میکند گرینلند متعلق به آمریکاست. تنشهای آمریکا با ونزوئلا و کوبا نیز از همین زاویه قابل ارزیابی است. زنجیره بعدی، بین چین و روسیه است و زنجیره بزرگتر، از چین تا آفریقا قرار دارد. بنابراین، آن ۱۱۷ تریلیون دلار بین این سه زنجیره قرار گرفته است. ما در یکی از نقاط اساسی زنجیره سوم هستیم و باید مشخص کنیم آیا رفاه خودمان را دنبال میکنیم یا خواهان سلطه بر آن هستیم. چین ۲.۵ تریلیون دلار با آفریقا مبادله اقتصادی دارد؛ مگر میتواند شاهد ناامنی در این زنجیره باشد؟
وی با بیان اینکه ۲.۹ تریلیون دلار، هزینه امنیت در سطح جهان در سال ۲۰۲۵ بوده است، اضافه کرد: از این رقم، ۳۳ درصد متعلق به آمریکاست. ۱۲ درصد این رقم نیز به چین تعلق دارد. پس از آن، روسیه با ۶.۶ درصد قرار دارد. در این بین، اروپا نیز با سهم ۸۶۴ میلیارد دلاری، جهش بیسابقهای را تجربه کرده است. در خاورمیانه نیز یک مسابقه تسلیحاتی در جریان است و هزینههای تسلیحاتی این منطقه در سال ۲۰۲۵، رشد ۳۶ درصدی را تجربه کرده و به رقم ۲۱۸ میلیارد دلار رسیده که از این بین، طبق آمار رسمی، سهم ایران ۷.۴ میلیارد دلار است و رتبه ۳۸ جهانی را دارد و امیدواریم رقم واقعی، خیلی بیشتر باشد. عربستان، ترکیه و اسرائیل در سه جایگاه نخست قرار دارند.
وزیر اسبق راه و شهرسازی با بیان اینکه اکنون مفهوم «امنیت»، از صِرف امنیت نظامی خارج شده است، عنوان کرد: چین در سال ۲۰۲۲، ابتکار امنیت جهانی را مطرح و بر امنیت زنجیره جهانی و بازار مصرف تأکید کرد و گفت که در چهارچوبهای لیبرال فعالیت میکند. در زمانی که آمریکا در حال خروج از بسیاری از نهادهای لیبرال بود، چین و هند احترام به اصول لیبرال را در دستور کار اصلی خود قرار دادند، زیرا چین میخواست ریسک بازار را به صفر برساند و به این منظور، باید در چهارچوب نظم لیبرال کار کند، نه نظم تهاجمی. چین همچنین تاکید دارد که به دنبال تبدیل شدن به قدرت هژمون نیست و خواهان رویکردهای مشارکتمحور است و با هر گونه هرج و مرج مخالفت دارد. اساسا کشوری که میخواهد کارخانه جهان باشد، باید هم چنین رویکردی را داشته باشد.
آخوندی با بیان اینکه لذا چین تعریف امنیت در جهان را تغییر داد، گفت: در زمان جنگ سرد، امنیت به معنای تعادل تهدید بود، اما اکنون مدیریت ریسک زنجیره ارزش، تعریف جدید امنیت است. در همین راستا، چین و آمریکا هر دو میخواهند مخاطرات فناوری را کاهش دهند و هر دو بحثهای مرتبط با تراشهها و هوش مصنوعی را اولویت خود قرار دادهاند. مخاطرات تامین انرژی، دومین ریسکی است که بر سر راه زنجیره ارزش قرار گرفته است. آمریکا پس از ریاستجمهوری، بلافاصله به عربستان رفت تا هم از ثروت این کشور برای توسعه هوش مصنوعی استفاده کند و هم بخشی از تاسیسات هوش مصنوعی را به عربستان منتقل کند تا با کمبود انرژی در این زمینه مواجه نشود.

وی ریسک بعدی را مخاطرات بازار دانست و اضافه کرد: ناامنی در منطقه، باعث شده پیشبینی رشد تولید جهانی برای سال ۲۰۲۶، به میزان ۰.۵ درصد معادل ۶۰۰ میلیارد دلار افت کند. ریسک بعدی، مخاطرات لجستیک است. تجارت چین با کشورهای جنوب خلیجفارس، ۳۰۰ میلیارد دلار در سال است. برخی برخلاف آنچه برخی در ایران میگویند، چنانچه جنگ فعلی ادامه یابد، بزرگترین بازنده آن، چین خواهد بود. لذا چین ادامه تداوم این وضعیت را نمیدهد. نهایتا، مخاطرات مالی و سیستمهای پرداخت، آخرین ریسکی است که برای زنجیره ارزش وجود دارد.
وزیر اسبق راه و شهرسازی با بیان اینکه ایران در یک موقعیت ژئوپلیتیکی بینظیر قرار دارد، اما این موقعیت باید در خدمت افزایش رفاه مردم قرار گیرد، افزود: تولید ناخالص ما به ۳۵۰ میلیارد دلار رسیده است. این را با ثروت انباشته در کشورهای حاشیه خلیجفارس که ۵.۲ تریلیون دلار است، مقایسه کنید. چرا باید فاصله بین شمال و جنوب خلیجفارس تا این حد زیاد باشد؟! اگر موقعیت ژئوپلیتیک منجر به تقویت ژئواکونومیک نشود، بیشتر جنبه شعاری دارد.
آخوندی با بیان اینکه تصور ما از امنیت، بر اساس یک تصور تاریخی است و فکر میکنیم که هژمون منطقه هستیم، اظهار کرد: حتما باید بر این موضوع تجدیدنظر کنیم. حتی چین هم چنین تصوری در مورد خود ندارد. ما میخواهیم با اقتصاد ۳۵۰ میلیارد دلاری، بر منطقهای با ۵.۲ دلار ثروت، هژمون شویم. این تصور اشتباه که در زمان شاه هم وجود داشت، باعث رفتارهای اشتباه ما شده است. اکنون آمریکا هم دیگر هژمون نیست و اساسا نظم هژمونیک تمام شده است. اکنون باید به سمت نظم شبکهای حرکت و همه با هم کار کنیم.

وی ادامه داد: امروز دیگر هم ناتو، هم پیمان مانند مکه و هم هر پیمان امنیت جمعی دیگری، دورانش گذشته است؛ هم ناتو نتوانست درمقابل روسیه کاری کند و هم پیمان مکه در همان ماه نخست شکست خورد، زیرا درک جهان از امنیت تغییر کرده است. دیگر هیچ ائتلاف نظامیای کارایی ندارد. در جهانی که فناوری هر روز یک فرصت و خطر ایجاد میکند، ما نمیتوانیم با نگاه نظامی، امنیت خودمان را تأمین کنیم. اتفاقات ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ نشان داد دیگر نمیتوانیم از توسعه صحبت کنیم و هیچ مدلی از امنیت نداشته باشیم. تمام ۷ برنامه توسعه ما در جمهوری اسلامی، امنیت را مفروض گرفتهاند و با فرض وجود آن، در مورد توسعه صحبت کردند، در حالیکه اتفاقات این دو سال نشان داد امنیت مفروض نیست.
وزیر اسبق راه و شهرسازی با اشاره به سیر تطور جمهوری اسلامی، بیان کرد: دوره اول، زمان امام بود. ایشان تنها به دنبال حکومت در همین سرزمین بود، نه اینکه قلمروی حکومت خود را از این سرزمین فراتر ببرد. من نام این را «سلطنت شیعی در ممالک محروسه» گذاشتهام. امام با اعزام نیروهای نظامی به لبنان و عراق مخالفت کردند. اصلا سلطنت شیعی، امکان تحقق در خارج از ایران را نداشت. در جمهوری دوم، تئوری ما کلا تغییر کرد و به این سمت رفتیم که امنیت ایران را در یمن، لبنان و... تأمین کنیم و دایره دفاع از کشور را فراتر از مرزها ببریم. اکنون در جمهوری سوم، باید بررسی کنیم که دقیقا چه ایدهای برای توسعه ایران داریم.
آخوندی با تاکید بر اینکه ما نیازمند بازآرایی بر مبنای توسعه، قرارداد اجتماعی نوین و ادغامپایدار در شبکه جهانی هستیم، عنوان کرد: در این صورت، باید ۶ لایه ساختاری را برای امنیت ملی در نظر بگیریم. لایه نخست؛ امنیت سیاسی است که شامل حکمرانی پایدار، خلق کالای عمومی و همگرایی نهادهای مدنی با حاکمیت است میشود. لایه دوم، امنیت اجتماعی است که مهمترین بخش آن، هویت ملی است که باید نسبت آن با ایده ایران را مشخص کنیم. در ۴۵ سال نخست جمهوری اسلامی، جای ایده ایران بسیار خالی بود و در دو سال اخیر، تا حدی در دستور کلر آمد.
وی ادامه داد: لایه سوم، امنیت اقتصادی است که شامل ثبات اقتصاد کلان، مهار تورم و تضمین مطلق مالکیت خصوصی برای اتصال به شبکههای تأمین میشود. لایه چهارم، امنیت دفاعی است. حتما هزینههای دفاعی ما باید افزایش یابد و رقم ۷.۴ میلیارد دلار بسیار پایین است. لایه بعدی، امنیت منابع حیاتی است که شامل پایداری شریانهای حیات از قبیل آب، محیطزیست، انرژی و امنیت غذایی میشود. اکنون منابع آبی ما به شدت دچار مشکل است، اما ما انقدر گرفتار مسائل روزمره شدهایم که متوجه این چالشها نیستیم. لایه آخر امنیت، هوش مصنوعی است.
وزیر اسبق راه و شهرسازی در تشریح اصلاحات لازم به منظور رسیدن به توسعه، بیان کرد: برای توسعه، باید به شعار یک ملت یک دولت برسیم. مگر ما میتوانیم یک ملت داشته باشیم و دولتهای متعدد؟ طبق اصل ۵۶ قانون اساسی، ما باید یک خزانه داشتیم باشیم، اما اکنون کشور خزانههای متعددی دارد. هر کدام از این تراستیها، یک خزانه هستند. همچنین باید معماری بازار را تغییر دهیم. اکثر بازارهای ما انحصاری است. آینده ایران، از پیش تعیینشده نیست، بلکه ما باید آن را بسازیم. باید از بقای تهدیدمحوز به رفاه توسعهگرا برسیم. ما اگرچه توانستهایم بقای خود را حفظ کنیم، اما مردم ما فقیر شدهاند.
خاتمی: نظم فعلی جهان را ظالمانه میدانیم، اما باید در چهارچوب آن فعالیت کنیم

در ادامه این جلسه، حجتالاسلام والسملمین سیدمحمد خاتمی در پاسخ به اظهارات آخوندی، مطالبی را بیان کرد.
به گزارش خبرنگار جماران، خاتمی با بیان اینکه ممکن است از سخنرانی آخوندی این طور برداشت شود که لیبرالیسم مطلوب است، عنوان کرد: تفاوت وجود دارد بین اینکه ما نظم لیبرال را به عنوان یک واقعیت ببینیم و آن را به صورت دوفاکتو(غیررسمی) بپذیریم و اینکه نظم لیبرال را به عنوان راه نجات بشریت ببینیم. بسیاری در جهان، لیبرالیسم را قبول دارند، اما در عین حال، مشی سوسیالیستی را دنبال میکنند. نظم موجود جهانی، نظم ظالمانهای است، اما باید آن را به عنوان یک واقعیت ببینیم و برای تأمین منافع خودمان، در درون این نظم فعالیت کنیم؛ مانند همان کاری که چین میکند و به قدرت دوم جهان تبدیل شده و هدف رسیدن به جایگاه قدرت نخست جهان را دنبال میکند.
وی سپس گفت: ما تأسیساتی را در اصفهان داریم که عمده کار آن، تبدیل اورانیوم به سوخت کارخانههای انرژی اتمی است و کاملا در راستای صلحآمیز فعالیت میکند. اولین طراح این تأسیسات، چینیها بودند که حدود ۵۰۰ میلیون دلار هم بر روی آن سرمایهگذاری کرده بودند. این پروژه تقریبا متوقف شده بود. من در زمان ریاستجمهوری خودم، سه ملاقات با جیانگ زمین، رئیسجمهور وقت چین داشتم و در هر سه مورد، پیشنهاد دادم که برای فعالیت این کارخانه کمک کنند. آقای زمین اما به من میگفت که «دست از این پروژه بردارید؛ ما نیز از این سرمایهگذاری خود گذشتیم، زیرا تنها هدف تبدیلشدن چین به یک قدرت اقتصادی را دنبال میکنیم و از هر امری که مانع از تحقق این هدف شود، اجتناب میکنیم». البته این کار چین یک مزیت هم برای ما داشت و آن اینکه باعث شد ما روی پای خودمان بایستیم و با توان خودمان، آن تأسیسات را که در حملات اخیر بمباران شد، به بهرهبرداری برسانیم.

رئیسجمهور پیشین ایران خطاب به آخوندی تأکید کرد که عبارت «سلطنت شیعی» را در سخنان خود اصلاح کند و گفت: اگرچه انقلاب اسلامی هدف آبادانی ایران را دنبال میکرد، اما در عین حال، باید آرمانهایی هم داشته باشیم. بر اساس این آرمانها، ما نظم فعلی جهان را ظالمانه میدانیم و هر گونه تجاوز را رد میکنیم.
وی سپس به بیان خاطره ای از سفر خود به آمریکا در سال 1385 پراخت و یادآور شد: من پس از پایان دوران ریاستجمهوریام، به دعوت آقای کوفی عنان به آمریکا رفتم و در دانشگاه هاروارد سخنرانی کردم و بسیاری از یهودیان طرفدار اسرائیل نیز در آن سخنرانی حضور داشتند. یکی از این افراد، خطاب به من گفت که «شما هدف نابودی اسرائیل را دارید و به تروریستها کمک میکنید.» من در پاسخ به او گفتم، «من که اکنون کارهای نیستم، اما در وهله اول، باید تروریست را تعریف کرد، نه اینکه هر جریان مخالف خودمان را تروریسم بدانیم. امروز دو جریان در مقابل هم قرار دارند که یکدیگر را متهم به تروریسم میکنند؛ یکی القاعده و دیگری دولت بوش. هر دو اینها با یک منطق کار میکنند؛ هر که با ما نیست، علیه ماست و هر که علیه ماست، شایسته هر برخوردی هست. شما ما را به تروریسم متهم میکنند و من هم متقابلا میتوانم بگویم دولت اسرائیل، ترویست است. من بخش زیادی از آنچه شما تروریسم مینامید را مقاومت مشروع در برابر تجاوز و اشغال میدانم».
وی اضافه کرد: من در ادامه پاسخ گفتم، «از نظر اخلاقی، بشر بسیار هزینه داده تا توانسته این را به یک اصل تبدیل کند که اشغال و سرکوب، منشأ مشروعیت نیست. این همان حرفی است که فارابی نیز میگفت. به همین دلیل است که اکنون فیلمهایی که در مورد مقاومت فرانسه در مقابل آلمان ساخته میشود، مورد ستایش قرار میگیرد. اگر اشغال، مشروعیت میآورد، اکنون فرانسه باید بخشی از آلمان میبود». من در ادامه، از آن یهودی سوال پرسیدم که «آیا اسرائیل به شکلی مسالمتآمیز ایجاد شده یا با اشغال. ما اشغال فلسطین را رد میکنیم، اما در امور آنجا دخالت هم نمیکنیم و آزادسازی سرزمین قدس را حق خود فلسطینیها میدانیم. ما به لحاظ اخلاقی، از ملت فلسطین حمایت میکنیم، اما خودمان را به جای آنها در مقابل یک قدرت قرار نمیدهیم».
رئیس دولتهای هفتم و هشتم خطاب به آخوندی گفت: یک سوءتفاهمی که ممکن است در صحبتهای شما ایجاد شود، این است که نظم لیبرال را مطلوب میدانید. ما باید ارزشها را مورد احترام قرار دهیم. حتما باید به توسعه توجه ویژه داشته باشیم و با فقر مبارزه کنیم، اما اکنون خیلیها هستند که با نظم موجود در جهان مخالف اند. انتقاد به نظم لیبرال، مسألهای است که از حدود ۱۹۳۰ مطرح شد. ما میتوانیم به نظم جهانی انتقاد داشته باشیم. این طور نیست که بگوییم راه نجات ما، پذیرش نظم لیبرال است. امروز حتی بسیاری از اقتصاددانان، بر درستبودن یک سری از اصول سوسیالیسم از جمله «مشارکت» و «تعاون» تأکید میکنند. با این وجود، باید طبق موازین موجود، برای تأمین مصالح خودمان، با نهادهای جهانی کار کنیم.
در پایان این جلسه، حاضرین زادروز سید محمد خاتمی را گرامی داشتند.
