پایگاه خبری جماران: امام جمعه پیشین بیرجند با تأکید بر اینکه نمازجمعه باید کانون آزادگی باشد، گفت: بحثهایی که در نمازجمعهها میشود باید مفید و کاربردی و بهروز باشد و تأثیر عملی داشته باشد. متأسفانه شما نوع بحثها را نگاه کنید، میبینید که بحثهای تکراری، بدون توجه به نیاز جامعه، نیاز جوانها؛ آن هم در این عصر هوش مصنوعی، در این عصر انفجار اطلاعات و سرچهای گوناگون و اطلاع و مراکز اطلاعرسانی گوناگون.
مشروح گفتوگوی خبرنگار جماران با حجتالاسلام و المسلمین علی رضایی بیرجندی را در ادامه میخوانید:
نزدیک به نیمقرن از برگزاری نمازجمعه در کشور میگذرد و ما شاهد یک فرایند نزولی کیفی در همه زمینههای آن بهویژه در فرم و محتوا هستیم. حضرتعالی بهعنوان فردی که سالها امامجمعه و نماینده ولیفقیه در بیرجند بودید، علت را در چه میبینید؟
بسمالله الرحمن الرحیم. نماز قلهای است که انسان را به رشد فردی، اجتماعی، سیاسی و معنوی میرساند و انسان را بزرگ میکند و غلها و زنجیرها را از دستوپای انسان باز میکند. سوره جمعه میفرماید که «فاسعوا إلى ذکر الله وذروا البیع». یعنی تلاش کنید به سمت خدا بروید و معاملهگری را کنار بگذارید. نماز جمعه در نیمقرن گذشته به لحاظ کمی سیر صعودی داشته، اما این واقعیت تلخ را نمیشود نپذیریم که از نظر کیفی متأسفانه دچار نزول و سراشیبی شده و آن جایگاهی که باید میداشت را ندارد. البته عوامل گوناگونی میتوانند در این مسأله دخیل باشند.
شما میبینید در اول انقلاب شخصیتهایی مثل آیتالله طالقانی، آیتاللهالعظمی منتظری، رهبر شهیدمان یا آیتالله هاشمی(رحمة الله علیهم اجمعین) سابقه انقلابی، علمی و اندیشهای اینها برای همگان روشن بود و در عمل نیز اثبات کرده بودند. بهصورت طبیعی وقتی چنین کسانی جلودار میشوند و نماز را به پا میدارند، جامعه با عشق، با تمام وجودش، جوانها، پیرها، متوسطها، همهوهمه شرکت میکنند و آن نماز دارای روحیه است و دارای نشاط است و در مسیر رشد قرار دارد.
نماز و بهویژه نمازجمعه جایگاه رشد و تعالی و رسیدن به خداست. در این جهت امامجمعه بالاترین نقش را میتواند ایفا کند. او باید خودش این راه را رفته و رشد کرده باشد. در اول انقلاب میبینیم شخصیتهایی میآیند و امامت جمعه را به عهده میگیرند که خودشان در این جهت واقعاً الگو هستند. ولی بعد ما میبینیم گاهی کسانی این مسئولیت را به عهده میگیرند که شرایط را ندارند و گاهی ظاهرسازیها، این نمازی که باید کانون رشد و شکوفایی باشد را دچار آسیب میکند.
نکته دوم اینکه نمازجمعه کانونی است که آقا رسولالله میآمد ۱۰ دقیقه در هفته برای مردم حقایق را میگفت، راه را نشان میداد و بقیه هفته را با مردم زندگی میکرد. اوایل انقلاب نوع کسانی که این مسئولیت را به عهده گرفتند چنین شخصیتهایی بودند. اما کمکم دیدیم که امامجمعه میآید بهجای مثلاً فرض کنید که راهنشان دادن و اینکه خودش کامل در آن راه باشد، ساعتها حرفها و سخنانی گفته میشود؛ ولی از عمل کمتر حداقل خبری هست.
نکته سومی که بهعنوان آسیب و آفت که باعث این سیر فیالجمله نزولی شده از نظر کیفیت، این است که نمازجمعه باید کانون آزادگی باشد. بحث این است که بندگی خدا میکنیم، همه با هم در مقابل خدا، آن حقیقت مطلق، خیر مطلق، زیبایی مطلق زانو میزنیم و میخواهیم با این صفات باشیم و لذا نمازجمعه باید پایگاه و جایگاه انتقاد باشد؛ یعنی اعمال مسئولین نقد شود و به مردم پاسخگو باشند؛ نه محل مدح و ستایش و ریاکاری و امثال اینها.
نکته بعدی که بهعنوان آسیب میشود ذکر کرد اینکه بحثهایی که در نمازجمعهها میشود باید مفید و کاربردی و بهروز باشد و تأثیر عملی داشته باشد. متأسفانه شما نوع بحثها را نگاه کنید، میبینید که بحثهای تکراری، بدون توجه به نیاز جامعه، نیاز جوانها؛ آن هم در این عصر هوش مصنوعی، در این عصر انفجار اطلاعات و سرچهای گوناگون و اطلاع و مراکز اطلاعرسانی گوناگون.
به نظر شما برای جذب بیشتر اقشار مختلف مردم و به خصوص جوانان به نماز جمعه، چه اقداماتی باید انجام شود؟
باید اختلاف سلیقهها را بپذیریم. نکته بعدی این است که «التغافل نصف الدین». ما باید خیلی جاها با تغافل با بندگان خدا و با مردم و جامعه برخورد کنیم. جامعهای که در آن یک تفکر خاص حاکم باشد، نمیتواند رشد کند. ما باید بپذیریم که جامعه انسانها متفاوتاند، افکار و برداشتهای گوناگون دارند و این را خود خدا در جان انسانها قرار داده است. نکته بعد اینکه امروز مسأله جوانها و مسائل فکری جامعه چیز دیگری است؛ در حالی که ما هنوز بحثهایی میکنیم که برای قرنهای گذشته است و این باعث این شکاف بزرگ و غیبت نسل جوان در نمازجمعهها میشود.
تفاوت اساسی میان نمازها و خطبههای جمعه امروز با نمازها و خطبههای جمعه دهه شصت و اوایل انقلاب نظیر نمازجمعه افرادی چون آیتالله طالقانی و شهدای محراب، آیتالله اردبیلی، مشکینی، امینی و... یا حتی تا دو دهه پیش (خطبهها و نمازهای) آیتالله هاشمی رفسنجانی و آیت الله جوادی آملی در چیست؟
این است که آن روز واقعاً شخصیتها معتقد به گفتههایشان و عامل به گفتههایشان بودند و امروز میبینیم کمی این شرایط کمرنگ شده است.
در این فرایند عملکرد یک امامجمعه در شهر و استان و منطقه و نیز خطبههای او تا چه میزان اثرگذار است؟
عملکرد ائمه جمعه و خطبههای آنها در فلاح و رستگاری، یا خداینکرده در سقوط و انحطاط و اختلاف و نزاعهای اجتماعی تأثیر دارد.
به نظر شما چه ملاکهایی باید برای انتخاب ائمه جمعه وجود داشته باشد؟
اگر میخواهیم امامجمعه انتخاب کنیم و حاکمیت میخواهد امامجمعه انتخاب کند، به سوابق علمی و اندیشهای توجه کند. یعنی حداقل اینکه با معارف عالی قرآن در سطح خوبی آشنا باشند و بهقدر خودشان بتوانند دست جامعه را بگیرند و فضیلت حاکم باشد. یعنی علم حاکم باشد. کسانی که اهل جهاد با دشمن، جهاد با نفس، جهاد با ظاهرگرایی و ریا هستند باید جلودار باشند تا نمازجمعه، نمازجمعه فیالجمله معیاری شود.
راه آشتی عموم جامعه مؤمنان بهویژه جوانان با نمازجمعه چیست؟
راه برونرفت از آسیبهایی که امروز هست و آشتی با جوانها این است که ما به اصل محبت در جامعه اسلامی توجه کنیم. باید مهربانی را گسترش دهیم، به دنبال بهانهگیری و مچگیری از افراد جامعه نباشیم و با سعهصدر و مهربانی نگاه کنیم. در زکات اسلامی سهمی برای کفار گذاشته شده که ما با امکانات حتی قلب آنها را به سمت اسلام متمایل کنیم؛ نه اینکه با کمی اختلاف سلیقه یا با سخنی که به ذائقه ما خوش نیامد، در نمازجمعه پرخاش کنیم و جامعه را به سمت دوقطبی بودن و تضاد پیش ببریم.
ما محورمان توحید است، همه را باید به سمت توحید دعوت کنیم؛ آنوقت میتوانیم در مقابل استکبار و مستکبرین بایستیم. جامعهای که دایره ولایت را آنقدر کم کند که دیگر کسی نتواند زیر آن چتر جمع شود، نمیتواند در مقابل مستکبرین و زورگویان عالم بایستد. باید این چتر ولایت آنقدر گسترده و وسیع باشد که هرکس کوچکترین زمینهای برای ورود به این پرچم دارد، راه برای او باز باشد؛ نه اینکه با تنگنظری آنقدر دایره ولایت و دین، قرآن و اهلبیت(ع) را کم کنیم که دیگر خودمان هم زیر آن چتر جا نشویم. این با اهداف و آرمانهای اصلی انقلاب ناسازگار است.
نکته بعدی اینکه نمازجمعه کانون ایثار و از خودگذشتگی است. در نظام امامت و ولایت، هرچه رهبری گفت را جامعه باید اطاعت کند؛ آن هم رهبری عادل و دلسوز که حکم خدا را اجرا میکند. اما گاهی از امام جمعه خواسته میشود که مثلاً فلان مسئول – سلیقه او هرچه هست – همراهی شود. این قابل تحمل نیست. بعد از اینکه دیدیم نمیتوانیم آنچه برخی از دوستان با تنگنظریهایشان میخواهند را عمل کنیم، استعفا را اعلام کردیم و کنار کشیدیم. امام جمعه باید سمبل ایثار باشد.
نکته سوم هم اینکه امامجمعه و مسئولین باید حرف مردم را بشنوند. ما اصلاً حرف مردم را نمیشنویم! نمازجمعه پایگاه انتقاد اجتماعی است و پایگاهی است که باید مسئولین را پاسخگو کند و مسئولین پاسخ دهند. الآن ائمه جمعه ما کمتر میشنوند. من شخصا قبل و بعد از نماز مینشستم و به حرف و سخنان مردم گوش میدادم و قبل از خطبهها از سلایق گوناگون دعوت میکردم و در نمازجمعه صحبت میکردند. در ماه مبارک رمضان نیز سی شب گروههای اجتماعی را به یک افطار ساده دعوت میکردیم و قبل از افطار سخنان این گروههای گوناگون اجتماعی را میشنیدیم و بعد نماز را باتوجهبه نیازها و سخنان و انتقادها و بحثهای مردمی شکل میدادیم. باید به این هم توجه شود.
نظر شما در خصوص برخی حواشی تریبونهای نماز جمعه و صداوسیما چیست؟
اگر نمازجمعه به رشد فردی و اجتماعی بشریت فکر کند، باید خیلی سخنها حسابشده باشد. جراحت شمشیر خوب میشود؛ اما جراحت زبان، آن هم در تریبون عمومی باید خیلی مواظبت کرد. نمازجمعه باید جایگاه اولیای الهی باشد؛ کسانی که خودشان را برای پاسخگویی در محضر حق آماده کردهتند، کلمات، نگاه و اعمالشان همه حسابوکتاب دارد.
مهمترین نعمتی که خدا به انسان داده عقل و خرد است. پس باید عاقلانه زندگی کنیم و بعد اولواالالباب بشویم. یعنی نمازجمعه باید پایگاهی برای همافزایی شود و آسیبها و تاریکیها را کم کند. مگر ما نماز را برای نزدیک شدن به خدا نمیخوانیم؟ نزدیک شدن به خدا یعنی جانی پر از مهربانی، زیبایی، عشق، ایثار و انفاق. بنابراین عملکرد ائمه جمعه و خطبههای آنها تأثیر دارد در فلاح و رستگاری یا خداینکرده در انحطاط، اختلاف و نزاعهای اجتماعی که سرانجامی جز سقوط ندارد.
نکتهای که در پایان خوب است به آن توجه شود این است که نمازجمعه میخواهد زمینهساز حاکمیت ولیالله الاعظم در عالم باشد و این جز با وحدت، همدلی، همراهی و ایثار امکانپذیر نیست. شما میدانید که در زمان انشاءالله آمدن ولیالله الاعظم آقا امام زمان(عج)، هم پرچم کفر بالا نخواهد بود؛ کفر توان ایستادگی در برابر حق را نخواهد داشت. اما اصلِ تفاوتها، اختلاف سلیقهها و اختیار انسان همیشه هست. اما مهم این است که در جهت رشد و کمال، همدل و همراه باشیم و اختلاف با عقل اصلا سازگار نیست.