پایگاه خبری جماران: رئیس شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی با بیان اینکه بعضی افراد خودشان را حق مطلق میدانند، گفت: خدا رحمت کند شهید لاریجانی را؛ در قم به ایشان مُهر پرتاب کردند، طوری شد آقای لاریجانی؟ در همان سنگر با استواری آمد تا بالأخره به شهادت رسید و در این مسیر هم آنهایی که آن حرفها را زدند، بعد خیلیهایشان پشیمان شدند، طلب مغفرت و عذرخواهی کردند. همین مشکلات و صحبتها در میدان سیاست هم وجود دارد.
مشروح گفتوگوی خبرنگار جماران با اسدالله بادامچیان را در ادامه میخوانید:
اگر موافق باشید درباره تندرویها و بیاخلاقیهایی که این روزها در جامعه صورت میگیرد و بعضی از آنها را هم متأسفانه در رسانه های رسمی مشاهده میکنیم، بپرسیم؛ اینها را ناشی از چه میدانید و چه توصیهای دارید؟
بر اساس آزادی بیانی که در کشور اسلامی هست، نظریات گوناگون مطرح میشود. طبیعی است که نظام هم وظیفه خود میداند که میدان را برای بیان نظرات مختلف، تا آنجا که بحث توطئه و فتنه و ریختن آب به آسیاب دشمنان اسلام و ایران نباشد، باز بگذارد؛ به همین علت این اختلافنظرها و دیدگاهها مطرح میشود. آنچه ما میتوانیم بگوییم این است که همه برای اینکه این آزادی کامل در کشور ما محفوظ بماند، باید حرمت هم را نگه دارند و نسبت به یکدیگر با احترام صحبت کنند و همچنین مطالبشان را هم با نزاکت و با بیان صحیح و اخلاقی ارائه بدهند. این نکته قابل توجه است؛ اگر این کار انجام بشود، فضا محفوظ میماند.
اما اگر مثل عدهای که تندروی کردند و از این طرف گفتند «آنهایی که مذاکرات را جایز نمیدانند، کاسبان جنگ هستند»، این حرفها فرد را تحریک میکند که پاسخی دهد. از طرف دیگر هم اینها بگویند «آنهایی که مذاکره را خلاف و خیانت میدانند، آدمهای آنچنانیاند»، این باعث دعوا میشود. نظر رهبری این است که ما در جامعهمان به هم احترام بگذاریم و اگر هم میخواهیم نظر دهیم، نظر محترمانه دهیم و علاجش هم همین است. اما اینکه حالا ما این توصیه را هم بکنیم، آیا همه گوش میدهند؟ بهطور طبیعی نه، همه گوش نمیدهند.
افرادی هستند که دنبال مقاصد خاص خودشان میگردند و بعضیها خودشان را حق مطلق میدانند. وقتی خود را حق مطلق میدانند و طوری حرف میزنند که انگار هرکس غیر از اینها هرچه میگوید غیرحق و باطل است، این غلط است. بالأخره هرکس حرف میزند معتقد است حرفش صحیح است، اما حرف صحیح این نیست که ما با هرکس هرچه میگوید، با تندی و با توهین و با برخوردهای خشن روبهرو شویم. بهترین راهش همین است که انشاءالله همه با هم صحبت کنند.
از نظر من، این نوع تندرویهایی که درون کشور ما رخ میدهد، تاکنون نشان داده در صحنه سیاست هیچ تأثیر قابل توجهی نگذاشته است. علت آن هم این است که ملت تابع نظر رهبری است و از آن طرف هم مسأله نظام ما بهگونهای محکم و استوار است. بنابراین کسانی که اینطور حرف میزنند بیشتر به خودشان و به گروهشان آسیب میزنند تا به دیگران. بالأخره گذر زمان نشان میدهد که حق با کدام طرف است و حل میشود. به نظر من خیلی این امر مهم و گسترده نیست و معتقد نیستم که حالا این چند نفری که از این حرفها میزنند، مؤثرند.
خدا رحمت کند شهید لاریجانی را؛ در قم به ایشان مُهر پرتاب کردند، طوری شد آقای لاریجانی؟ در همان سنگر با استواری آمد تا بالأخره به شهادت رسید و در این مسیر هم آنهایی که آن حرفها را زدند، بعد خیلیهایشان پشیمان شدند، طلب مغفرت و عذرخواهی کردند. همین مشکلات و صحبتها در میدان سیاست هم وجود دارد.
برویم سراغ مسأله روز؛ آیا حضرتعالی موافق مذاکره هستید؟ نظر شما در مورد مذاکره چیست؟
من معتقدم که ترامپ یک به باد دهنده است؛ نهتنها آمریکا، بلکه گورباچفِ آمریکا و گورباچفِ غرب شده است و آن چیزی است که دنیا را دارد به هم میریزد. اصلاً شما ملاحظه میکنید الآن نفت را آورده روی بالای صد و خردهای دلار در دنیا. از آن طرف شمارش کردند که چندین مرتبه گفته است ما ایران را نابود کردیم. نود و خردهای مورد مصاحبه دارد که ایران را نابود کرده است، بعد هشتاد و خردهای مورد مصاحبه کرده که میخواهیم با ایران توافق کنیم! اگر نابود کردی، پس توافق چرا؟ او اصلاً قابل این نیست که کسی با او مذاکره کند. بعد هم به نظر من ترامپ به پایان رسیده است؛ اصلاً دیگر ارزشی ندارد که کسی بخواهد برایش در دنیا حرف بزند.
بخشی از جامعه از شما می پرسد طرفدار جنگ هستید یا طرفدار مذاکره؟ با این شرایط و وضعیت فعلی کشور، راه خروج از بنبست چیست؟
اولاً ما بنبست نداریم. در ثانی، جنگ ما با دشمنان اسلام بنا به فرموده قرآن دائمی است: «الَّذِینَ آمَنُوا یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ» (آنان که ایمان آوردند، دائم در حال پیکار در راه خدایند) و «وَالَّذِینَ کَفَرُوا یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ الطَّاغُوتِ» (و آنان که کافر شدند در مسیر طاغوت میجنگند). آمریکا که نمیخواهد با ایران به تفاهم یا به توافق برسد؛ مگر آمریکا دنبال توافق با ماست؟ آمریکا حرفش روشن است؛ میخواهد ایران نباشد، میخواهد ایران همهچیزش در اختیار آمریکا باشد. به قول آقای شهیدمان، این را دیگران مثل اوباما غیره علنی میگفتند، وگرنه من گزارش کامل دوران ریاستجمهوری بوش را دارم که دقیقاً در جریان تمام اندیشکدههای آمریکا و اتاق فکرهایشان هستند و همهشان میگویند اصل قضیه این است که ایران از بین برود.
اگر با ما مذاکره میکنند برای از بین بردن ایران است. اگر با ما توافق میکنند برای از بین بردن ایران است. اصلاً مسأله آنها این است که ایران اسلامی مستقل نباشد و نفتش را خودش نفروشد. ۴۷ سال است نمیگذارد ما نفتمان را بفروشیم. دیگر ترامپ صریح گفت میخواهم ایران را نابود کنم و به عصر حجر برگردانم؛ نفتش را ببرم، دقیقاً مثل ونزوئلا. یک دزد سر گردنه بینالمللی آمده رئیسجمهور ونزوئلا را با زنش دزدیده و برده در آمریکا! این آدم اصلاً قابل مذاکره است؟ مصلحت هیأت حاکمه آمریکا این است که هرچه زودتر ترامپ را حذفش کند و اگر نمیشود، خود ترامپ خودکشی کند؛ مثل هیتلر که خودکشی کرد، وگرنه اینطوری نمیشود.
یک موقع هست که شما اصلاً نباید حرف مذاکره را بزنید. مذاکره یک ابزار است؛ اگر لازم شد، مفید دانستیم و همه با هم دیدیم به نفع ماست، مذاکره انجام میدهیم. اینکه مذاکره مثبت است یا منفی، مذاکره نه مثبت است نه منفی. کلمات و واژهها بعضیهایشان ذاتاً مثبتاند مثل عدل و انصاف؛ هیچکس نمیگوید «چه انصاف خیلی بدی کرد!» بعضیها زشتاند مثل جنایت و خیانت؛ کسی نمیگوید «بهبه چه خیانت خوبی کرد!» بعضی واژهها عادیاند و با پسوند و پیشوند مفهوم پیدا میکنند مثل «کار». کار هم کار خوب هست، هم کار بد هست. مذاکره هم مذاکره خوب هست، هم مذاکره بد هست. مذاکره بد، بد است و مذاکره خوب، خوب است.
جنگ هم دو بخش است؛ یک جنگ در راه حق و در راه دفاع از همه ارزشها و در مقابل متجاوز است، این را به آن میگویند جهاد. این جهاد به قول حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام): «إِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخَاصَّةِ أَوْلِیَائِهِ». یک جنگ هم جنگی است که برای خدا و ارزشها نیست؛ برای کشورگشایی، زورگویی و دزدیدن است مثل جنگ ویتنام، که جنگ بدی است. بنابراین جنگ چیز بدی است در صورتی که بد باشد. اگر جنگ برای دفاع از میهن باشد، خیلی هم مقدس است. در مسأله مذاکره هم همینطور است؛ اگر مذاکره برای کار خوب باشد و نتیجه خوب داشته باشد، وظیفه است. خداوند در قرآن میفرماید: «وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِکِینَ اسْتَجَارَکَ فَأَجِرْهُ حَتَّىٰ یَسْمَعَ کَلَامَ اللَّهِ» (اگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست، به او پناه بده تا کلام خدا را بشنود).
میگوید بیا به من پناه بده، من حرف خدا را بشنوم. بیا کلام خدا را به او برسان و امنیتش را هم تأمین کن. این برای شنیدن کلامالله است. اما اگر قرار شد به آدم زور بگوید که «تو باید تسلیم بشوی و هرچه من میگویم بگویی چشم»، این که مذاکره نیست؛ این در حقیقت تحمیل و اجبار و زورگویی است. بنابراین موضع امثال ما روشن است. من در این کشور هیچکس را طرفدار جنگ نمیدانم، هیچکس را هم طرفدار عدم مذاکره نمییابم. همه اینهایی که میگویند (گاهی اوقات به یک بحثهایی اشاره میشود)، حرف بنده هم همین است؛ من اگر این اصول را قبول دارم، بنابراین دیگر معنی ندارد کسی بپرسد طرفدار مذاکره هستید یا مخالف. این یک بازی سیاسی است که «شما طرفدار مذاکرهاید؟ نه شما طرفدار جنگ هستید!» چه کسی طرفدار جنگ است که ما بیاییم بیخودی بجنگیم؟ ولی آمریکا اگر با ما جنگید، با او میجنگیم.
بعضیها معتقدند که تندروها ممکن است نفوذی باشند. نظر شما چیست؟ آیا تندرویهایی که دارد صورت میگیرد، کار نفوذیها در کشور است؟
اول تعریف کنیم که به چه کسی میگوییم تندرو؟ این را مشخص کنیم، بعد ببینیم این نفوذی هست یا نه؛ چون همینطوری کلی نمیشود گفت. باید دید که چه کسی هست و چه میگوید؟ بعد بگوییم این گروهی که این حرف را زد، آقای فلانی یا گروه فلان، اینها نفوذی هستند یا خیر. اگر نفوذی است، تحویل دستگاه امنیتی و دستگاه قضایی دهیم تا رسیدگی کنند. اگر نه، هرکسی بگوید آقا در تندروی نفوذ هست، بله اتفاقاً نفوذ هم در تندروی هست هم در کندروی؛ در هر دو هست. منتها بهطور کلی نمیشود گفت و باید شناخت چه کسی را میشود گفت نفوذی و چه کسی را میشود گفت غیرنفوذی.
اگر نکته خاصی نسبت به شرایط و اوضاع و احوال این روزهای کشور باقی مانده است، بفرمایید.
فکر میکنم ما الحمدلله در مسأله کلانِ کارِ کشورمان، بعد از چهار ماه و نیم جنگ که حاکمیت نظام کشور را اداره کرده است - از رهبری تا مسئولین قوا، از دولت، قوه قضاییه، مجلس، از همه گروهها و نهادهای مدافع ما، ارتش، سپاه، بسیج، نیروهای مردمی و ملت ما - توانستیم در سطح این چهار ماه و نیم، در مقابل دو قدرت هستهای و صهیونیسم بینالمللی و آمریکای مستکبر، با امنیت و آرامش و بهخوبی کشورمان را اداره کنیم. پس این نشان میدهد که زیربنای نظام ایرانی و نظام جمهوری اسلامی کاملاً مستحکم است، وگرنه در هر کشوری حاکمش بمیرد مغازهها خالی میشوند، آشفته میشود و به هم میریزند.
اما چهار ماه و نیم است که ملت ما میدان را دارد، خیابان را دارد، دیپلماسی را هم دارد و بین این سه وحدت برقرار است. ما تا الآن در مذاکره چه چیزی دادهایم؟ این هیأت مذاکرهکننده محترم ما با آمریکا چه داده است؟ جز اینکه ۱۴ بند را بر آمریکا تحمیل کرد و آمریکاییها مجبور شدند بپذیرند و بعد از آن زیرش زدند. بنابراین زیربنای نظام ما محکم است. روبناها مثل معیشت مردم، مسائل مربوط به گرانیها، تورم و این قضایا را باید با کمک هم حل کنیم. بعد از اینکه انشاءالله بهزودی این مسأله جنگ به این ترتیب پایان میرسد و آمریکا مجبور میشود که دست از این اتفاق بردارد، همه باید با هم متحد و یکپارچه تحت رهبری رهبر عزیزمان آیتالله حاج آقا مجتبی خامنهای، با همراهی مسئولین، خیابان، میدان و دوستان، کمک کنیم این روبناها را حل کنیم؛ انشاءالله.
این وظیفه ماست. وظیفه ما نیست که وارد این دعواها و این گفتوگوها شویم. هرکس هم وارد این دعواها شود، خودش را به بنبست کشانده است. من صراحتاً به دوستان اصلاحطلبم میگویم، از آن طرف هم به تندروهای اصولگرا که به قول شما دارند این کارها را میکنند، اینها در بین ملت جایگاهی نخواهند داشت. آینده از آنِ مردمی است که همه با هم، دست در دست رهبری و ولیفقیه، در از بین بردن مشکلات مردم و تأمین معیشت سالمِ مردم کار کنند. هرکس میخواهد یا علی بگوید. این تجربه ۷۰ ساله من در میدان سیاست است؛ هرکس خواست گوش دهد و هرکس نخواست هم گوش ندهد.