در نهایت، اگر بخواهیم سه نگاه را کنار هم قرار دهیم، به یک نتیجه مشترک می‌رسیم: «یک ویت‌کنگ، یک میلیون دلار» می‌آموزد که پیروزی، الزاماً محصول برتری آتش نیست؛ بلکه نتیجه تغییر محاسبات طرف مقابل است. «شلینگ» توضیح می‌دهد که قدرت، توانایی واداشتن طرف مقابل به انتخابی است که در شرایط عادی حاضر به پذیرش آن نبود. و «فالاچی» یادآوری می‌کند که قدرت واقعی، برای اثبات خود نیازی به فریاد ندارد.

در تاریخ روابط بین‌الملل، بسیاری از جنگ‌ها نه با نابودی کامل یکی از طرفین، بلکه با تغییر محاسبات سیاسی پایان یافته‌اند. آنچه مسیر جنگ را تغییر می‌دهد، همیشه افزایش قدرت نظامی نیست؛ گاه افزایش هزینه ادامه جنگ، بازی را به میز مذاکره منتقل می‌کند. سال‌ها پیش، کتاب «یک ویت‌کنگ، یک میلیون دلار» اثر ژان لارتگی نویسنده فرانسوی روایتی از همین منطق ارائه داد. پیام اصلی کتاب این نبود که ویتنام از آمریکا قدرتمندتر بود؛ بلکه این بود که ارتشی کوچک توانست هزینه ادامه جنگ را برای بزرگ‌ترین قدرت نظامی جهان به سطحی برساند که ادامه نبرد، دیگر توجیه سیاسی و اقتصادی نداشته باشد.

این همان مفهومی است که توماس شلینگ، برنده جایزه نوبل اقتصاد و از مهم‌ترین نظریه‌پردازان استراتژی، سال‌ها پیش در نظریه «دیپلماسی اجبار» و «قدرت چانه‌زنی» توضیح داد. از نگاه شلینگ، قدرت تنها در توانایی تخریب خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در توانایی اثرگذاری بر تصمیم طرف مقابل معنا پیدا می‌کند. او معتقد بود هنر استراتژی آن است که طرف مقابل را به این نتیجه برسانی که ادامه مسیر فعلی، از تغییر رفتار برای او پرهزینه‌تر است. در چنین نگاهی، جنگ و مذاکره دو پدیده جداگانه نیستند؛ بلکه دو مرحله از یک فرآیند واحدند. جنگ زمانی متوقف می‌شود که یکی از طرفین یا هر دو، به این جمع‌بندی برسند که ادامه درگیری، سودی متناسب با هزینه‌های آن ندارد.

از همین منظر، جمله مشهور منسوب به اوریانا فالاچی نیز معنایی فراتر از یک عبارت ادبی پیدا می‌کند:«قدرت واقعی نیازی به وقاحت و خودنمایی ندارد؛ قدرت واقعی تو را با روبان ابریشمی خفه می‌کند.»این جمله، تصویری از «قدرت خاموش» ارائه می‌دهد؛ قدرتی که بدون نمایش دائمی زور، بدون هیاهو و بدون تکرار تهدید، نتیجه مطلوب خود را در عرصه سیاست به دست می‌آورد.

اگر متن یادداشت تفاهم میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده را مبنای تحلیل قرار دهیم، نخستین نکته آن است که پس از یک دوره رویارویی نظامی، دو طرف بار دیگر زبان مذاکره را برگزیده‌اند. این واقعیت، یک پیام روشن دارد: ابزار نظامی به‌تنهایی نتوانسته اهداف سیاسی هیچ‌یک از طرفین را به طور کامل محقق کند.

در متن منتشرشده، از توقف عملیات نظامی، تعهد به پرهیز از تهدید و توسل به زور، آغاز روند رفع تحریم‌ها، آزادسازی دارایی‌های ایران، تسهیل صادرات نفت، گفت‌وگو درباره برنامه هسته‌ای و سازوکارهای نظارتی سخن گفته شده است. اگر این مفاد در عمل اجرا شوند، نشان می‌دهند که مذاکره، صرفاً ادامه جنگ با زبانی دیگر نیست، بلکه تلاشی برای بازتعریف هزینه و فایده هر دو طرف است.

البته باید میان «امضای توافق» و «اجرای توافق» تفاوت قائل شد. تجربه خروج آمریکا از برجام، تردیدهای جدی درباره دوام تعهدات واشنگتن ایجاد کرده است. از همین رو، ارزیابی موفقیت هر توافقی تنها با متن آن ممکن نیست؛ بلکه باید دید سازوکارهای اجرایی، راستی‌آزمایی و هزینه نقض توافق چگونه طراحی شده‌اند. از منظر نظریه شلینگ نیز، توافقی پایدار است که خروج از آن برای هر دو طرف هزینه‌زا باشد. اگر یکی از طرفین بتواند بدون پرداخت هزینه جدی تعهدات خود را کنار بگذارد، حتی دقیق‌ترین متن حقوقی نیز تضمین‌کننده دوام توافق نخواهد بود.

در این میان، استمرار ادبیات تهدید از سوی برخی مقام‌های آمریکایی نیز قابل تأمل است. این لحن می‌تواند اهداف مختلفی داشته باشد؛ از حفظ بازدارندگی و تأثیرگذاری بر افکار عمومی داخلی گرفته تا حفظ اهرم فشار در روند مذاکرات. اما در عین حال، تداوم چنین ادبیاتی نشان می‌دهد که رقابت راهبردی پایان نیافته و دو طرف همچنان در حال آزمودن اراده یکدیگرند.

در نهایت، اگر بخواهیم سه نگاه را کنار هم قرار دهیم، به یک نتیجه مشترک می‌رسیم: «یک ویت‌کنگ، یک میلیون دلار» می‌آموزد که پیروزی، الزاماً محصول برتری آتش نیست؛ بلکه نتیجه تغییر محاسبات طرف مقابل است. «شلینگ» توضیح می‌دهد که قدرت، توانایی واداشتن طرف مقابل به انتخابی است که در شرایط عادی حاضر به پذیرش آن نبود. و «فالاچی» یادآوری می‌کند که قدرت واقعی، برای اثبات خود نیازی به فریاد ندارد؛ زیرا نتیجه، خود گویاترین زبان قدرت است.شاید به همین دلیل باشد که در سیاست بین‌الملل، مهم‌ترین سؤال پس از پایان هر جنگ این نیست که چه کسی آخرین موشک را شلیک کرد؛ بلکه این است که چه کسی توانست آخرین محاسبه را در ذهن رقیب تغییر دهد.و شاید پاسخ همین پرسش است که سال‌ها بعد، مورخان را به این نتیجه می‌رساند که یک توافق، پایان یک جنگ بود یا آغاز فصل جدیدی از همان رقابت. 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.