یادداشت پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

یادداشت؛

اگر روایت نکنیم، روایت می‌شویم

به نظر می رسد امری مهم در جریان است، اینکه روایت را نباید واگذار کرد؛ چرا که آنچه در نهایت در ذهن‌ها باقی می‌ماند، نه خودِ رخداد، بلکه معنایی است که از آن ساخته و منتقل می‌شود. در جهان امروز، مسأله دیگر صرفاً «گفتن آنچه رخ داده» نیست، بلکه «قدرت در تعریف معنای آنچه رخ داده» تعریف می‌شود.

روایت جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل به ایران که در اسفند ماه 1404 شکل گرفت، در فضای رسانه‌ای  دستخوش تحولاتی شده است. نگاهی به نوع بازتاب آن شاید بتواند نقطه حساس روایتگری و بازنمایی روایت را معنا کند. امروزه رسانه‌ها قدرت نرم سیاست‌ورزی در عرصه اجتماعی و سیاسی و حتی اقتصادی هستند؛ از این روی  روایت‌های گوناگون از رخدادهای ناشی از جنگ نظیر حمله به  مدرسه میناب که روایتگران برون‌مرزی و شبکه‌های جریان اصلی در صدد مخفی‌سازی یا به نوعی تقلیل‌گرایی داشتند، مؤید اهمیت مسأله رسانه و روایت است. در این روایت‌های واقعی  تخریب جدی مکان‌های غیر نظامی و زیرساخت‌های کشور به نوعی با تقلیل‌گرایی رو به رو شد و حقیقت پنهان مانده است. این مهم حتی، در حمله به تأسیسات دانشگاهی و بیمارستانی و حتی ورزشگاه‌ها که جنایت جنگی محسوب می‌شود با اشکالی دیگر همراه شده است!

 وارونه‌سازی روایت، تقلیل‌گرایی یا حتی نادیده انگاری در فضای رسانه‌ای چیزی نیست بتوان آن را جدی نگرفت. در ارزیابی این شرایط لازم است به این مهم توجه شود که، چگونه برخی از این رخدادها از سوی شبکه‌ها و نشردهندگان به حاشیه رانده یا در بستر الگوریتم و شبکه  کم فروغ گردیده‌اند؟!

لذا به نظر می رسد امری مهم در جریان است،  اینکه روایت را نباید واگذار کرد؛ چرا که آنچه در نهایت در ذهن‌ها باقی می‌ماند، نه خودِ رخداد، بلکه معنایی است که از آن ساخته و منتقل می‌شود. در جهان امروز، مسأله دیگر صرفاً «گفتن آنچه رخ داده» نیست، بلکه «قدرت در تعریف معنای آنچه رخ داده» تعریف می‌شود.

هر رخداد از کنشگری آغاز می‌شود که آن را زیسته یا در آن نقش داشته است. کنشگر نقطه آغاز است؛ جایی که تجربه شکل می‌گیرد و واقعیت خود را نشان می‌دهد. اما این آغاز، به‌معنای تسلط بر سرنوشت روایت نیست. نمونه عینی آن بیمارستان گاندی و مدرسه میناب است که به رغم آنکه رخداد در پیش روی جهان به وقوع پیوست، معانی دیگری را با خود همراه کرد که سرنوشت حقیقت را با ابهام همراه نمود.

چرا که رخداد به‌محض خروج  از دایره تجربه، وارد جهان روایت می‌شود؛ جهانی که در آن، مشاهده‌گر، روایتگر و منتشرکننده هر یک در بازساخت معنا نقش دارند. نکته کلیدی ماجرا اینجا است، که «تجربه‌گر» که در متن رخداد بوده دیگر در انتشار و بازنمایی و حتی حفظ چهارچوب روایت رخ نموده، تأثیرگذار نیست. شاید در گام نخست معنایی به عنوان جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت در رخداد با اتکا به تجربه روایتگر اصلی شکل داده شود؛ اما این به مفهوم حفظ روایت تا آخر نیست!

 به عبارتی، آنچه برای کنشگر یک فاجعه است، در برخی روایت‌ها به خطایی محدود یا روایتی حاشیه‌ای تبدیل می‌شود. این فاصله، همان شکاف میان رخداد و معناست. در چنین شرایطی، مشاهده‌گر بر اساس پیش‌فرض‌های خود تفسیر می‌کند، روایتگر این تفسیر را صورت‌بندی می‌کند و منتشرکننده آن را در شبکه بازتاب می‌دهد. در این میان، روایت دیگر بازتاب صرف واقعیت نیست، بلکه نتیجه زنجیره‌ای از انتخاب‌ها، برجسته‌سازی‌ها و حذف‌هاست. این زنجیره در فضای رسانه‌های نوین به دلیل نقش‌آفرینی الگوریتم‌ها(ماشین)  پیچیده‌تر شده است.

نشانه‌ای از این وضعیت را می‌توان در الگوی گفت‌وگو در شبکه X فارسی زبانان مشاهده کرد. بر اساس یک مطالعه از فعالیت کاربران فارسی‌زبان در بازه یک‌ماهه اخیر، چهار موضوع بیشترین حجم توجه را به خود اختصاص داده است؛ اعدام، بیکاری، گرانی و تورم، و اینترنت. در همین حال، سهم کاربران داخل کشور از مشارکت مستقیم در این فضا بسیار محدود گزارش شده و بخش قابل توجهی از تولید محتوا به کاربران خارج از کشور اختصاص دارد. این عدم توازن، خود به معنای شکاف در تولید و توزیع روایت است.

در چنین فضایی، یقینا کنشگر همچنان منبع مشروعیت روایت است، چرا که به صورت مستقیم با رخداد در ارتباط بوده است، اما  تضمینی برای شنیده شدن ندارد. تجربه زیسته، شاید در لایه‌های روایت کمرنگ یا محو شود یا به شکلی دیگر بازنمایی گردد.  لذا اینجاست که روایت، به میدان رقابت بدل می‌شود؛ رقابت برای تثبیت یک معنا، در برابر معناهای دیگر.

از این روی، اثرگذاری بر روایت، مستلزم حضور در جریان رسانه‌ای است. اگر این حضور محدود شود، روایت‌ها یا به حاشیه رانده می‌شوند یا اساساً مجال بازنمایی پیدا نمی‌کنند. این محرومیت، نه فقط یک محدودیت ارتباطی، بلکه محدودیت در تولید و انتقال معناست.

بنابراین، مسأله امروز، صرفاً تولید روایت نیست، بلکه مداخله در چرخه معناست؛ از لحظه شکل‌گیری رخداد تا لحظه دیده شدن روایت. تنها در این صورت است که می‌توان از فاصله میان آنچه رخ داده و آنچه فهمیده می‌شود، جلوگیری کرد. به معنای دیگر در میدان روایت اگر حضور نداشته باشیم، دیگران معنای واقعیت ما را تعریف خواهند کرد که لزوما با واقعیت ما همراه نخواهد بود!

لذا بی توجهی به ضرورت گشایش فضای اینترنت بین الملل و ایجاد محدودیت برای کاربران عام یعنی عموم مردم، وارد شدن به چرخه‌ای است که یقینا منافع کشور را تأمین نمی‌کند. بلکه شاید به نوعی خسارت زا نیز باشد. چرا که کنشگر در متن رخداد از صحنه بازتاب‌دهی و تفسیر دور افتاده است و در نهایت حقیقت فجایع رخ داده تنها می‌ماند و روایت‌های رقیب جای روایت‌های واقعی را می‌گیرند.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.