ترامپ به نیروی آزاردهندهی جهان امروز بشری تبدیل شده است و ما ایرانیان نیز امروزه در پرتو جنگ تحمیلی اخیر از گند و آزار او در امان نماندهایم، آزار و اذیتی که فوکویاما در همان سال به قدرت رسیدن ترامپ (۲۰۱۶) مدعی بود هم در خطمشی و هم در شخصیت ترامپ ریشه دارد.
تردیدی نیست که ظهور و بروز شخصیت پرتنشی چون دونالد ترامپ یکی از مهمترین تحولات جهان سیاست در طول یک دهه اخیر(۲۰۱۶) بوده است.
ظهور ترامپ از همان ابتدا لرزه بر اندامهای مختلف جهان سیاست در داخل و خارج از آمریکا انداخته بود. ترامپ در یک دهه اخیر به تدریج هم متفکران سیاسی، هم نهادهای جا افتاده سیاسی، هم قواعد و رویههای مرسوم سیاسی، هم متحدان و هم غیرمتحدان را با چالشهای جدی مواجه ساخت و این الگوی رفتاری بیش از آنکه نشانه قدرتمندی و بزرگی او به عنوان رهبر قویترین کشور جهان باشد، نشانه عدم تعادل و مسئولیتناپذیری اوست. خطر ترامپ برای جهان بشری به حدی است که فرانسیس فوکویامای وفادار به لیبرالیسم را مجبور میسازد در همان خط اول مقدمهی کتاب مشهور «هویت:سیاست هویت کنونی و مبارزه برای به رسمیت شناخته شدن» خود بنویسد: «اگر ترامپ در نوامبر ۲۰۱۶ رئیس جمهور آمریکا نشده بود، این کتاب هم نوشته نمیشد. من هم مانند بسیاری از آمریکاییها از نتیجه این انتخابات شگفتزده و نگران عواقب آن برای ایالات متحده و جهان شدم».
از یاد نبریم که فوکویاما و امثال او عمری را صرف مطالعه و بررسی لیبرالیسم، گسترش ارزشهای لیبرال در جهان بشری، نهادسازی، دموکراسی، حاکمیت قانون، پاسخگویی و مواردی از این دست ساخته بودند، اما ترامپ با اتخاذ رویههای سیاسی شخصی و خطرناک خود همه این تلاشها را دود کرد و به هوا فرستاد!
ترامپ محصول نوعی پوپولیسم آمریکایی است و با چنین خیزشی به قدرت رسید، با این حال فوکویاما میگوید این نوع خیزشهای پوپولیستی حامی ترامپ در ایالات متحده مسبوق به سابقه است و در سال ۱۹۳۲ خیزش مشابهی توانست فرانکلین روزولت را وارد کاخ سفید کند. هر چند پوپولیسم نیز ظاهرا در جامعه آمریکا دارای سابقه تاریخی است، اما به نظر میرسد این بار پوپولیسم منجر شده به ظهور ترامپیسم و الگوی رفتاری او به آشفتگی و پرخطر شدن جهان بشری منجر شده است.
به نظر میرسد اگر ترامپ شخصیت و سیاستمداری نرمال در جهان سیاست بود نباید شکافهای میان ایالات متحده و اروپا و ناتو تا این حد عریان میشد و امروزه انگلستان را به فکر بازگشت به اتحادیه اروپا سازد. طنز ماجرا وقتی بیشتر میشود که ترامپ در این سالها متحدان سنتی آمریکا در جهان لیبرال را آزار میداد، همچنان کانادا و گریلند را طلب میکند و در پی تسخیر آنهاست و به دوست شفیق اقتدارگرایانی چون ویکتور اوربان در مجارستان بدل گردید که اخیرا در انتخابات این کشور دچار شکست شد.
باری، ترامپ به نیروی آزاردهندهی جهان امروز بشری تبدیل شده است و ما ایرانیان نیز امروزه در پرتو جنگ تحمیلی اخیر از گند و آزار او در امان نماندهایم، آزار و اذیتی که فوکویاما در همان سال به قدرت رسیدن ترامپ (۲۰۱۶) مدعی بود هم در خطمشی و هم در شخصیت ترامپ ریشه دارد. از حیث خطمشی و سیاستگذاری، مرکانتیلیسم و ناسیونالیسم اقتصادی او بیش از آنکه به سود حامیانش باشد، احتمالا وضع آنها را بدتر خواهد ساخت و افزایش قیمت بنزین و کود و آمونیاک و مسائلی دیگر امروز شاهدی بر این مدعاست، ضمن آنکه ترجیح دادن اقتدارگرایان جهان بر متحدان سنتی و دموکراتیک موجب بیثباتی در نظم بینالمللی میشود، امری که اکنون بوضوح در عرصه جهانی قابل مشاهده است. از دیگر سو، از نظر شخصیتی نیز ترامپ با مشکلاتی چشمگیر مواجه است، زیرا او فاقد فضایلی نظیر صداقت، قابل اعتماد بودن، قضاوت سلیم، تعهد به خیر و منافع عمومی و قطبنمای اخلاقی به عنوان صفات رهبران بزرگ و مصالحهجو است.
مهمترین دغدغه او ارتقای جایگاه شخصی خود و شکل دادن به شخصیتی همیشه پیروز است که شبانه میتواند رئیس جمهور یک کشور را بدزدد و دور زدن افراد و مقررات با هر ابزاری نیز او را خوشحال میکند. نتیجهی این نوع ویژگیها و رذالتهای شخصیتی ترامپ را در حال حاضر میتوان در نوع مواجهه او با ایران برای شکلدهی به نوعی توافق متوازن که میتواند زمینههای دستیابی به صلح در منطقه و جهان را فراهم سازد، به خوبی مشاهده نمود.
آری، از هر سو که بنگریم ترامپ و ترامپیسم مایه گند و آزار جهان امروز ما شده است که امیدوارم با تدبیر و توان سیاستمداران و نظامیان کشورمان از آن به سلامت عبور کنیم.
*مختار نوری، (استادیار اندیشه سیاسی دانشگاه رازی کرمانشاه)