کشورها هر اندازه توانمند باشند تابآوری پایانناپذیر ندارند. اگر دولت درگیر جنگ خارجی برآورد دقیقی از میزان تابآوری خود و کشور یا کشورهای حریف نداشته باشد، بیم آن میرود به مرور، تابآوریش را از دست بدهد؛ آهسته و ناپیدا، سراشیبی افول را بپیماید؛ ناخواسته از نقطۀ شکست بگذرد و کشور در مهلکۀ سقوط کامل قرار گیرد.
همواره دولتها با بحرانهای طبیعی و غیرطبیعی روبهرو هستند. بحران غیرطبیعی میتواند سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و یا ترکیبی از دو یا چند عامل باشد. بروز جنگ از جمله بحران سیاسی به شمار میرود که اگر در پهنه سیاست داخلی بروز یابد جنگ داخلی و چنانچه در پهنۀ سیاست خارجی روی دهد جنگ خارجی نامیده میشود. هرچه بحران ترکیبی و چند لایه باشد، مدیریت آن پیچیدهتر میگردد، اما همواره با رویکرد سیاسی میتوان بحران ناشی از جنگ را در پهنۀ داخلی یا خارجی مهار کرد. توجه مدیران به اصل تابآوری کشور در بحران، الزامی است. زیرا اگر کشور در گذر زمان تابآوری را از دست بدهد، بقای خود را با خطر جدی رو به رو کرده است.
کشورها هر اندازه توانمند باشند تابآوری پایانناپذیر ندارند. اگر دولت درگیر جنگ خارجی برآورد دقیقی از میزان تابآوری خود و کشور یا کشورهای حریف نداشته باشد، بیم آن میرود به مرور، تابآوریش را از دست بدهد؛ آهسته و ناپیدا، سراشیبی افول را بپیماید؛ ناخواسته از نقطۀ شکست بگذرد و کشور در مهلکۀ سقوط کامل قرار گیرد.

میزان تابآوری کشورها در جنگ خارجی تابعی از چند برآیند است:
1. بخش نظامی(استعداد، تجهیزات، انگیزه، روحیه، تجربه و...).
2. بخش اجتماعی(همبستگی، وفاداری، پایداری، رضایت، سازشناپذیری، پیوند دولت- ملت و...).
3. بخش اقتصادی(بودجه، خوداتکایی، کارآمدی خدمات، زیرساخت توانمند و...).
چنانچه دولتی از پیش آمادگی رویارویی با بحران ناشی از جنگ خارجی را به دست نیاورده باشد، ممکن است در همان ابتدای بحران دچار هزیمت یا فروپاشی گردد، اما اگر آمادگی لازم را داشته باشد، هفت گام در پیش روی دارد:
گام اول: دریافت ضربۀ اول و نمایش تابآوری کشور
گام دوم: ادامۀ جنگ در دورۀ اوجگیری تابآوری تا کسب دستاوردهای نظامی
گام سوم: در اختیار داشتن فرصت طلایی برای تبدیل دستاورد نظامی به دستاورد سیاسی و نیل به پیروزی
گام چهارم: اشتباه در ارزیابی تابآوری خودی و دشمن، از دست رفتن فرصت طلایی دستاوردسازی و قرار گرفتن در سراشیبی اُفول تابآوری.
گام پنجم: گذر از خط تعادل راهبردی و رفتن به سوی خط فرضی شکست و بی اثر شدن یا کم ارزش شدن دستاوردهای نظامی
گام ششم: هوشیاری دیرهنگام، رویآوری به رویکرد سیاسی، تلاش برای تغییر راهبرد و بازگشت از خط فرضی شکست به خط تعادل به منظور حفظ کشور بدون در اختیار داشتن دستاورد نظامی بارز
گام هفتم: ادامه راهبرد گذشته و قرار گرفتن در سراشیبی سقوط
اشاره به دو نمونه در دهههای اخیر درسآموز است. در نمونه اول، ایران در دوره جنگ تحمیلی عراق شش گام اول را پیمود؛ از دو پیروزی بزرگ بر دشمن در دو مقطع آزادسازی خرمشهر و گرفتن شبهه جزیره فاو، استفاده نکرد تا دستاورد نظامی را تبدیل به دستاورد سیاسی کند؛ جنگ تا زمانی ادامه یافت که عراق نه تنها دستاوردهای نظامی ایران را از بین برد، بلکه با هجوم بی امان دوباره به سرزمین ایران و دادن مجوز یورش به مجاهدین خلق، دولت ایران را دچار چالش کرد و کشور به ناچار به صلح روی آورد.
در نمونه دوم، صدام در رویارویی با آمریکا، ارزیابی دقیقی از تابآوری خود و کشور مقابل نداشت؛ در خیال جرأت نکردن جرج دبلیو بوش برای صدور دستور تهاجم نهایی باقی ماند؛ به درخواست سازمان ملل و آمریکا در زمان مناسب پاسخ نداد؛ هفت گام بالا را پیمود؛ تابآوری عراق از خط فرضی شکست گذشت؛ نظام بعثی دچار فروپاشی گردید و کشور به تسخیر متجاوزان در آمد.
بر این اساس، دولتها میتوانند با ارزیابی دقیق از تابآوری خود و کشور یا کشورهای مهاجم، گزینه پیروزی به هنگام را از ملت دریغ نکرده و شکست را جایگزین آن نکنند. اگرچه راهبرد دولتها در دوره بحران ناشی از جنگ خارجی میتواند بر میزان تابآوری کشور بیفزاید اما احتمال دارد با افتادن در دام غرور کاذب و هیجان ناشی از پیروزی اولیه، برای بیشتر در تنگنا قرار دادن کشور مهاجم/مهاجمان بکوشند و فرصت طلایی تبدیل دستاورد نظامی به سیاسی، برای پایان جنگ با پیروزی را از دست بدهند.
اقدامات بالابرنده تابآوری
1. مداومت در دفاع برنامهریزی شده از کشور و ملت
2. وارد آوردن ضربات دردناک در میدان نبرد و یا خارج از آن به مهاجم/مهاجمان
3. جلوگیری از شکل گیری اتحاد بیشتر مهاجم/مهاجمان بر پایۀ منافع به دست آمده از تجاوز
4. در خطر قرار دادن منافع مشترک همپیمانان
5. برنامهریزی برای پایداری بیش از تصور متجاوز و افزودن میزان تابآوری
غفلتهای از بین برنده فرصت طلایی
1. کوشش برای دستیابی به اهداف حداکثری نیروهای مسلح
2. نادیده گرفتن میزان تابآوری رزمندگان میدانی نه فرماندهان ستادی
3. غلبه شعارزدگی بر برآوردهای دقیق نظامی- سیاسی- اقتصادی
4. پیشی گرفتن اهداف آرمانی بر هدفهای واقعی و قابل دسترس
5. رویآوری به فرسایشی کردن جنگ و فراهمسازی زمینه شکلگیری اتحاد فراگیر یا ورود سازمان ملل
6. نادیده گرفتن تابآوری برتر مهاجم/مهاجمان
7. از دست دادن موضع حق طبیعی دفاع و قرارگرفتن در موضع به خطر اندازنده صلح منطقهای/ بین المللی