بیست و هشتمین روز و شب جنگ تحمیلی، یک موقعیت و وضعیت خاص و ویژه را در نبرد اطلاعاتی و امنیتی و نظامی موجود برای طرفین به همراه داشت؛ آنچنان که می‌توانیم از آن با عنوان ورود جنگ به فازی تازه از نبردهای سهمگین، آن را قلمداد کرد. 

نزدیک به ٣ دهه است که ایران و متحدان منطقه‌ای ایالات متحده در منطقه خاورمیانه و درست تر بگوییم «غرب آسیا»، مشغول یک نبرد پنهان و غیر مستقیم تاکتیکی و موازنه ساز هستند و مشغول تمهید و تدارک و پشتوانه سازی پیرامون ارتقای ظرفیت‌های ملی و منطقه‌ای برای هماوردی در جنگ محتملی  که این روزها به نقطه عطف خود رسیده و پرده‌ها فرو افتاده است و دو طرف با همه قوا و ظرفیت های خود در برابر یکدیگر صف آرایی کرده‌اند. 

ایران به طور طبیعی به لحاظ لجستیکی و ادوات نظامی در برابر بزرگترین ارتش مکانیزه طول تاریخ جهان و شریک راهبردی آن که متخصص در عملیات تروریستی و جنگ های ترکیبی است، امکان موازنه سازی ندارد اما ایران در این میان دست بسته و در نقطه ضعف قرار ندارد. 

ایران از موقعیت سوق الجیشی و جغرافیای راهبردی برخوردار است که می تواند نه تنها فقط نقاط ضعفش را پوشش دهد که در روند و جریان جنگ به ایران مزیت راهبردی و دست بالا و برتر را ببخشد. 

آنچه که در نقطه مقابل بر عکس آن برای دشمنان ایران صدق می کند، از یک سو رژیم منحوس اسرائیل در جغرافیای سرزمین های اشغالی دچار تنگنای راهبردی است و از عمق استراتژیک برخوردار نیست و در یک جغرافیای محدود، ضریب ضربه پذیری آن به خصوص در جنگ بلند مدت و فرسایشی به شدت افزایش می‌یابد 

در خصوص ایالات متحده و کشورهای متحد آن که عملا در جنگ علبه ایران ورود و قابلیت و موضوعیت دارند، وضعیت بسیار وخیم تر نیز هست. 

برخلاف ایران که پتانسیل‌های سرزمینی آن متنوع و در گستره‌ای فراگیر پراکنده است، زیر ساخت‌های کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در محدوده‌ای متمرکز و در دسترس قرار دارد و نکته کلیدی آن، این است که مبتنی بر تک محصول حوزه انرزی و محصولات و فرآورده‌های هیدروکربوری است. 

در مقابل ایران علاوه بر حوزه انرژی کشوری است که در عرصه‌های مختلف برخوردار از زیر ساخت های متنوع در صنایع مادر، معادن فراوان، برخوردار از سرزمین‌های مستعد و حاصلخیز و تنوع آب و هوایی است که هیچ یک از آن کشورها قابل قیاس با ایران نیستند. 

چنین اتمسفر ویژه و متنوع و متکثری، ظرفیت تاب آوری ایران را در یک جنگ بزرگ و بلند مدت بسیار ارتقاء می‌بخشد و از طرف دیگر در مواجهه با طرف مقابل به ایران دست بالا را در جنگ ترکیبی موجود می بخشد. 

پس از لفاظی‌های مغرضانه و مزوّرانه دونالد ترامپ که مدعی تمدید ضرب الاجل برای حمله به زیر ساخت‌های برق ایران شد و پس از حمله به پالایشگاه های نفتی ایران در پارس جنوبی که بلافاصله از ترس پاسخ ایران از زیر آن شانه خالی کرد و مدعی شد که دیگر چنین حوادثی رخ نخواهد داد، در بیست و هشتمین روز جنگ، این بار با حمله به زیر ساخت‌های صنایع مادر در حوزه فولاد در خوزستان و اصفهان پرده دیگری از جنگ رونمایی شد. 

قمار بزرگی که عزم ایران را یک بار دیگر به چالش کشیده و مقامات ایرانی هم بلافاصله اعلام کرده‌اند که پاسخ متقابل در راه است و حتی با صدور اخطار به شهروندان کشورهای عربی، به آنان تذکر داده شده که از شعاع کارخانه ها و منافع شرکت‌های متعلق به صنایع مشابه آمریکایی در منطقه فاصله بگیرند. 

اما نکته کلیدی آنست که ایران می‌تواند در جنگ زیر ساخت‌ها با رویکرد  و استراتژی «محاسبه ناپذیری» پاسخ های خود را هدفمند و موثر و پشیمان کننده ارائه دهند. 

به عنوان مثال، رژیم اشغالگر صهیونیستی که صنایع فولادی ندارد و برخوردار از چنین ظرفیت‌هایی نیست یا کشورهای عربی همسان و همطراز با ایران در صنایع راهبردی ظرفیت و امکانات ندارند، اینجاست که ایران می‌تواند در پاسخ به حملات غیر قانونی و برخلاف تمام موازین و قواعد و کنوانسیون‌های بین المللی به زیر ساخت‌های حیاتی خود با دست باز دست به گزینش نقاط راهبردی زیر ساخت دشمن بزنند. 

اتفاقا این نقاط راهبردی و گزینه‌های روی میز برای آنان محدود است و زمینه و ضریب آسیب پذیری آنان را بسیار بالا برده و در جنگ زیر ساختی که دشمن کلید زده، دست بالا و ویژه‌ای به ایران خواهد بخشید که فشار را بر اردوگاه دشمن فزاینده و بی امان و متواتر کند. به خصوص که اهداف نظامی دشمن دیگر در منطقه، سیبل دندان گیری نیست و چیزی از آن باقی نمانده و این خبط و خطای فاحش دشمن می‌تواند عرصه‌های تازه را پیش نیروی آفندی ایران و جبهه‌های تازه پیش روی شرکا و متحدان ایران در منطقه بگشاید. 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

کلمات کلیدی رضا رئیسی

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.