نتیجهگیری کلی این تحلیل نشان میدهد که متن سخنرانی با بهرهگیری از شبکهای از مفاهیم کلیدی و الگوهای تکرار، یک گفتمان منسجم و هدفمند را شکل میدهد که در آن سه محور اصلی «داخلی»، «خارجی» و «آینده» به هم پیوند میخورند تا پیامی واحد را به مخاطب منتقل کنند: «ملت زنده ایران در آزمونی سخت پیروز شده است و اکنون باید با هوشیاری و تلاش، این پیروزی را تثبیت کند.»
پایگاه خبری جماران، محمد تقی زاده: در این تحلیل، تمرکز بر کلمات پرتکرار متن بیانات سخنرانی رهبر انقلاب در دیدار مردم آذربایجان شرقی است. کلمات پرتکرار را از شمارش سخنان ایشان استخراج شده است (مانند ملّت با ۲۳ تکرار، ایران با ۲۱، آمریکا با ۱۹، باید با ۱۸، مردم با ۱۴، و غیره).
این کلمات نه تنها نشاندهندهی فراوانی هستند، بلکه ساختار، تمها، تأکیدها و پیامهای اصلی متن را آشکار میکنند. تحلیل را در لایههای مختلف انجام شده است:

تحلیل ساختاری و زبانی
بر اساس کلمات ربطی و پرتکرار غیرمحتوایی کلمات ربطی و ساختاری بیشترین تکرار را دارند، که نشاندهندهی سبک گفتاری، تأکیدگر و ارتباطی سخنرانی است. این کلمات به ایجاد جریان و نزدیکی با مخاطب کمک میکنند:
این کلمات ساختاری متن را به یک سخنرانی پویا و مخاطبمحور تبدیل کردهاند، که در آن توضیحات و تأکیدها غالب هستند.
تحلیل ساختاری نشان میدهد که این سخنرانی یک گفتمان تعاملی و از موضع قدرت است. از یک سو، با استفاده از «شما» و «ما» و «این»، مرزهای هویتی را بازتعریف میکند و مخاطب را در متن شریک میسازد.
از سوی دیگر، با وفور فعل «است» و جملههای کوتاه خبری، روایتی قطعی و غیرقابلمناقشه از وقایع ارائه میدهد. «و»ها و «که»ها نیز به سخنران اجازه میدهند تا این روایت قطعی را با انباشت ادله و توضیحات، مستحکمتر سازد.
|
رتبه |
کلمه |
تعداد تکرار |
توضیح کوتاه مفهومی |
|
۱ |
ملّت |
۲۳ |
هسته اصلی متن؛ ملت زنده، ملت ایران، پیروزی ملت |
|
۲ |
آنها |
۲۱ |
اشاره به دشمنان، فتنهگران، آمریکاییها |
|
۳ |
ایران |
۲۱ |
هویت ملی، جمهوری اسلامی ایران |
|
۴ |
آمریکا |
۱۹ |
دشمن اصلی خارجی، روبهزوال، تهدیدکننده |
|
۵ |
باید |
۱۸ |
لحن تکلیفی و آیندهنگرانه (وظایف مردم و مسئولین) |
|
۶ |
من |
۱۶ |
گوینده (بنده)، ایجاد ارتباط شخصی |
|
۷ |
کار |
۱۶ |
تلاش، کار مسئولین، کار دشمن، کار ابلهانه |
|
۸ |
شما |
۱۵ |
مخاطب مستقیم (مردم تبریز و آذربایجان) |
|
۹ |
میکنند |
۱۵ |
فعل حال برای توصیف اقدامات دشمن یا مردم |
|
۱۰ |
مردم |
۱۴ |
مردم عزیز، مردم غیور، حضور مردم |
|
۱۱ |
کنند |
۱۳ |
ادامه فعل باید (باید انجام دهند) |
|
۱۲ |
کردند |
۱۳ |
گذشته اقدامات (دشمن کردند، مردم کردند) |
|
۱۳ |
شدند |
۱۱ |
حالت وقوع (شهید شدند، شکست خوردند) |
|
۱۴ |
اسلامی |
۱۰ |
جمهوری اسلامی، درسهای اسلامی |
|
۱۵ |
برای |
۱۰ |
هدف و جهت (برای ما، برای ایران) |
|
۱۶ |
دربارهی |
۱۰ |
موضوع سخن (درباره فتنه، درباره آمریکا) |
|
۱۷ |
جمهوری |
۹ |
جمهوری اسلامی (ترکیب پرتکرار) |
|
۱۸ |
کشور |
۹ |
کشورمان، مشکلات کشور |
|
۱۹ |
هستند |
۹ |
توصیف وضعیت (هستند در کشور، هستند آماده) |
|
۲۰ |
فتنه |
۹ |
حادثه اصلی اخیر، فتنه = کودتا |
در گسترش تحلیل تمهای اصلی، نخست باید به جایگاه «ملت» به عنوان سوژه و قهرمان اصلی روایت اشاره کرد. فراوانی ۲۳ بار تکرار واژه «ملت» صرفاً یک آمار نیست، بلکه نشاندهنده جانشینی این مفهوم به جای نهادهای سنتی قدرت است. در این گفتمان، ملت فقط مورد خطاب نیست، بلکه فاعل همه افعال مهم به شمار میرود؛ ملت است که کودتا را له میکند، مانع بلعیده شدن توسط آمریکا میشود و به تهدیدها پاسخ میدهد. این یعنی مشروعیت نظام مستقیماً به کنشگری ملت گره خورده است. ملت با صفاتی چون «زنده»، «پابرجا»، «بیدار» و «بانشاط» توصیف میشود که در تقابل با توصیف دشمن («روبهزوال»، «فاسد») قرار میگیرد و دوگانه «حیات در برابر ممات» را شکل میدهد. در این میان، اشاره به «خانوادههای شهدا» در ابتدای سخنرانی، مفهوم ملت را از یک انتزاع به شبکهای خویشاوندی ملموس تبدیل میکند و تقسیمبندی سهگانه شهدا (مدافعان امنیت، رهگذران، فریبخوردگان) تلاشی برای فراگیر کردن مفهوم شهادت و بازگرداندن همه به درون ملت است، حتی آنهایی که اشتباه کردند.
تم دشمن نیز در این متن از پیچیدگی خاصی برخوردار است. «آمریکا» با ۱۹ بار تکرار و «فتنه» با ۹ بار تکرار در نگاه اول دو تم مجزا به نظر میرسند، اما در ساختار متن به شدت به هم پیوند خوردهاند. متن به وضوح آمریکا و رژیم صهیونیستی را به عنوان صاحبان اصلی پروژه معرفی میکند و فتنهگران داخلی را به عنوان اجیرشدگان یا سرنیزه آنان. بنابراین تم فتنه در واقع زیرمجموعه تم بزرگتر تهدید آمریکاست، اما در صحنه داخلی بازتولید میشود. واژه «کودتا» پل ارتباطی این دو است؛ این تحلیل مسأله را از یک اغتشاش خیابانی به تهدید امنیت ملی با پشتوانه خارجی ارتقا میدهد. تشبیه فتنهگران به «داعش» که آن نیز ساخته آمریکاست، خشونت آنان را تداعی میکند و در عین حال نوظهور بودن و تغییر تاکتیک دشمن را گوشزد مینماید. بدین ترتیب تم آمریکا صرفاً به عنوان یک کشور، بلکه به عنوان منبع تولید تروریسم و ناامنی تصویر میشود.
لحن تکلیفمحور متن با ۱۸ بار تکرار «باید» نشاندهنده گذار از تحلیل گذشته به تجویز برای آینده است. این بایدها را میتوان به سه دسته تقسیم کرد: بایدهای عمومی خطاب به مردم مانند هوشیاری و حفظ اتحاد ملی، بایدهای اختصاصی خطاب به مسئولان مانند تلاش مضاعف و اصلاح امور، و بایدهای قضایی که در عبارت «باید تعقیب بشوند، مجازات بشوند، محاکمه بشوند» متجلی میشود. این دسته آخر تم فرعی مجازات را ایجاد میکند که عدالت را در برابر فتنه قرار میدهد و مطالبه مردمی را به نهادهای رسمی ارجاع میدهد.
تم اقتصاد و تلاش با تکرار ۱۶ بار واژه «کار» و ارجاع مستقیم به مسئولین و اقتصاد، یک تم زمینی مهم در کنار تمهای حماسی و سیاسی محسوب میشود. اشاره به «تورّم غیرمنطقی» و «سقوط ارزش پول ملی»، تم اقتصاد مقاومتی را تداعی میکند و نشان میدهد که میدان مبارزه فقط امنیتی نیست، بلکه معیشت مردم نیز جزئی از پایداری و اقتدار کشور است. در مقابل فضای تنش و فتنه، تأکید بر «آرامش کسب و کار» و «سکینه» یک تم روانشناختی-اجتماعی ایجاد میکند که هدف آن ایجاد ثبات و اعتماد در جامعه است. جمله «فَاَنزَلَ اللهُ سَکینَتَهُ» این تم را به منبعی الهی نیز پیوند میزند.
تم هویتی آذربایجان و تبریز هرچند در فراوانی آماری به اندازه ایران نیست، اما در ساختار متن نقش یک تم محوری را در ابتدای سخنرانی ایفا میکند. «وقتشناسی» و «غیرت» به عنوان ویژگیهای ذاتی آذربایجان معرفی میشوند («امتیازی که در جاهای دیگر کمتر است»). اشاره به حضور دو برابری مردم تبریز در راهپیمایی، این شهر را به عنوان الگوی وفاداری و انقلابیگری به دیگر نقاط ایران معرفی میکند. این تم، وحدت ملی را از طریق به رسمیت شناختن ظرفیتهای منطقهای تقویت مینماید.
در جمعبندی نهایی میتوان گفت این متن از یک هندسه روایی سهلایه پیروی میکند.
لایه نخست، هویتی-حماسی است که ملت ایران و به طور خاص مردم آذربایجان را به عنوان نیرویی زنده، هوشیار و فداکار معرفی میکند.
لایه دوم، تحلیلی-امنیتی است که نقشه دشمن برای براندازی از طریق پروژه فتنه و کودتا را تشریح کرده و شکست آن را با ایستادگی ملت اعلام میدارد.
لایه سوم، تکلیفی-اقتصادی است که وظایف آینده را شامل هوشیاری مستمر در برابر تهدیدات جدید و تلاش مضاعف مسئولان برای حل مشکلات اقتصادی ترسیم میکند. این سه لایه به وسیله دوگانههای متعددی مانند ما/آنها، حق/باطل و تکلیف/عمل به هم گره خوردهاند.
تحلیل تأکیدها و الگوهای تکرار
در گسترش تحلیل تأکیدها و الگوهای تکرار، باید به این نکته توجه کرد که بسامد واژگان در این سخنرانی صرفاً یک ویژگی آماری نیست، بلکه سازوکاری بلاغی برای ایجاد قطببندیهای گفتمانی و ترسیم مرزهای هویتی است. تکرار کلماتی مانند «باید» و «است» فراتر از ایجاد قاطعیت، نوعی ضرورت تاریخی و انکارناپذیری را به متن تزریق میکند. وقتی در بخشهای مختلف سخنرانی با جملههای کوتاهی مانند «این کودتا بود» یا «ملت زنده است» مواجه میشویم، در واقع با گزارههایی روبهرو هستیم که مجال چونوچرا را از مخاطب سلب میکنند و او را در برابر واقعیتی تثبیتشده قرار میدهند. این سبک بیانی با کاربرد مکرر ضمیر اشاره «این» (۸۹ بار) تکمیل میشود؛ «این» نه تنها فاصله میان واقعه و مخاطب را از میان برمیدارد، بلکه با ایجاد حس حضور و فوریت، مخاطب را در متن رویدادها شریک میسازد و او را به قضاوتگری فعال تبدیل میکند که باید در برابر «این فتنه» یا «این کودتا» موضع بگیرد.
|
تم اصلی |
کلمات کلیدی مرتبط (با فرکانس تقریبی) |
تعداد تقریبی تکرار گروهی |
پیام محوری متن در این تم |
|
ملت و مردم ایران |
ملّت (۲۳)، مردم (۱۴)، ایران (۲۱)، ما (۲۹)، شما (۱۵) |
≈ ۱۰۰+ |
ملت زنده و پیروز، منبع قدرت اصلی |
|
دشمن خارجی (آمریکا) |
آمریکا (۱۹)، دشمن (۸)، تهدید (چند)، آنها (۲۱) |
≈ ۵۰+ |
زوال آمریکا، تهدید بیاثر، دخالت بیمنطق |
|
فتنه و کودتای اخیر |
فتنه (۹)، کودتا (۶–۸)، اینها (۲۷)، مراکز (۸) |
≈ ۴۰+ |
کودتای طراحیشده خارجی، شکستخورده زیر پای ملت |
|
وظایف و آینده |
باید (۱۸)، کار (۱۶)، هوشیاری، آمادگی، اتحاد |
≈ ۴۰+ |
حفظ پیروزی با هوشیاری، تلاش مضاعف مسئولین |
|
شهدا و جانباختگان |
شهید/شهدا (چند)، شدند (۱۱)، رهگذر، فریبخورده |
≈ ۲۰–۳۰ |
دایره وسیع شهادت، طلب رحمت برای اکثر آنها |
|
ویژگی آذربایجان |
آذربایجان، تبریز، وقتشناسی، حضور (چند) |
≈ ۱۵–۲۰ |
وقتشناسی تاریخی، اتصال نسلی، حضور متراکم |
ترکیبهای پرتکرار در این متن نیز از الگوی مشخصی پیروی میکنند. ترکیب «ملت ایران» با حدود پانزده بار تکرار، محوریترین مفهوم سخنرانی را شکل میدهد و سایر مفاهیم پیرامون آن سامان مییابند. این ترکیب معمولاً با افعال کنشگر همراه است: ملت ایران است که کودتا را له میکند، به تهدیدها پاسخ میدهد و مانع تسلط دشمن میشود. در مقابل، ترکیب «آمریکا» با کلماتی مانند «تهدید» و «دخالت» قرار میگیرد که تصویرگر دشمنی مداخلهجو و سلطهطلب است. جالب اینکه در این ترکیببندی، آمریکا هرگز فاعل افعال مثبت نیست و کنشهای آن همواره با شکست و زوال همراه است. ترکیب «فتنه» با «کودتا» و «دشمن» نیز حلقه واسطی است که تهدید خارجی را به صحنه داخلی پیوند میزند و ماهیت اغتشاشات اخیر را به مثابه پروژهای طراحیشده از سوی دشمنان تفسیر میکند. در نهایت، ترکیب «باید» با مفاهیمی مانند «هوشیاری»، «اتحاد» و «آمادگی»، بخش تجویزی سخنرانی را شکل میدهد و مرز میان تحلیل گذشته و وظایف آینده را مشخص میسازد.
الگوی زمانی متن نیز هوشمندانه طراحی شده است. کاربرد مکرر قید «امروز» (۸ بار) و اشاره به «امسال» و «۴۷ سال»، افق زمانی سخنرانی را میان سه نقطه گره میزند: گذشته انقلاب (با اشاره به قیام ۲۹ بهمن ۵۶)، حال (فتنه اخیر و راهپیمایی ۲۲ بهمن)، و آینده (وظایف پیش رو). این الگوی زمانی، پیوستگی تاریخی انقلاب را نشان میدهد و ثبات و استمرار ملت ایران را در برابر زوال و بیثباتی دشمن (آمریکا) قرار میدهد. نکته مهم اینکه ارجاع به «۴۷ سال» ناتوانی آمریکا در از بین بردن جمهوری اسلامی، نه فقط یک گزارش تاریخی، بلکه پیشبینی شکستهای آینده دشمن نیز هست.
لحن متن بر اساس موضوع به دو قطب کاملاً متضاد تقسیم میشود. در بخشهای مربوط به ملت و مردم، زبانی سرشار از صفات حماسی و مثبت به کار میرود: «زنده»، «غیور»، «سربلند»، «بیدار»، «بانشاط». این صفات اغلب با افعالی همراهند که حرکت و پویایی را تداعی میکنند. در مقابل، توصیف آمریکا و فتنهگران با صفاتی منفی همراه است: «روبهزوال»، «فاسد»، «خشن»، «ابلهانه»، «بیمنطق». این دوگان زبانی، دوگانه «حیات در برابر ممات» را تقویت میکند و مخاطب را ناخودآگاه در قطب نخست جای میدهد.
اگر بخواهیم بخشهای مختلف متن را بر اساس الگوهای تکرار تحلیل کنیم، میتوان به تفکیک زیر دست یافت. در مقدمه که به آذربایجان و تاریخ آن اختصاص دارد، کلمات «مردم»، «حضور» و «وقتشناسی» برجستهترین نقش را ایفا میکنند. این بخش با تأکید بر ویژگیهای منحصربهفرد مردم تبریز (اتصال نسلی، اقدام بههنگام)، آنها را به عنوان الگویی برای کل ملت ایران معرفی میکند. اشاره به حضور دو برابری مردم تبریز در راهپیمایی ۲۲ بهمن، این تم را تقویت میکند و آذربایجان را به پیشگام وفاداری و انقلابیگری بدل میسازد.
در بخش مربوط به فتنه داخلی، واژگان کلیدی «فتنه»، «کودتا»، «دشمن» و «آنها» هستند. این بخش با زبانی تحلیلی و امنیتی، پرده از ماهیت کودتای اخیر برمیدارد و آن را به عنوان پروژه مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی تفسیر میکند. نکته مهم در این بخش، تقسیمبندی سهگانه جانباختگان (مدافعان امنیت، رهگذران، فریبخوردگان) است که با تکرار ضمیر «آنها» و «اینها» مرزبندی دقیقی میان گروههای مختلف ایجاد میکند. این دستهبندی، هم رحمانیت نظام را نشان میدهد (با شامل کردن فریبخوردگان در مفهوم شهید) و هم بر ضرورت مجازات سران فتنه تأکید میکند.
بخش مربوط به آمریکا با تکرار نام این کشور (۱۹ بار) و مفاهیمی مانند «تهدید» و «بیمنطقی» مشخص میشود. در این بخش، آمریکا به عنوان امپراتوری روبهزوال تصویر میشود که با مشکلات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی دستوپنجه نرم میکند و بیش از پنجاه درصد مردمش رئیسجمهور خود را قبول ندارند. تأکید بر دخالت بیجای آمریکا در مسائل داخلی ایران (تسلیحات، انرژی هستهای) و اعتراف رئیسجمهور آمریکا به ناتوانی ۴۷ ساله در مقابله با جمهوری اسلامی، تصویری از دشمنی درمانده و مستأصل ارائه میدهد که تهدیدهایش جز ایجاد انگیزه در ملت ایران اثری ندارد.
در نتیجهگیری سخنرانی، واژگان «باید»، «کار» و «مسئولین» غلبه مییابند. این بخش لحنی دستوری و آیندهنگر دارد و وظایف پیش رو را ترسیم میکند: اصلاح اقتصادی، رفع تورّم، ایجاد آرامش در کسب و کار، و تلاش مضاعف مسئولان. تأکید بر «آرامش» و «سکینه» در این بخش، در تقابل با فضای تنش و فتنهای است که در بخشهای قبلی توصیف شد و نشان میدهد که هدف نهایی این تکالیف، بازگشت ثبات و اعتماد به جامعه است. ارجاع به آیه «فَاَنزَلَ اللهُ سَکینَتَهُ...» نیز این آرامش را به منبعی الهی پیوند میزند و آن را از یک هدف صرفاً دنیوی فراتر میبرد.
نتیجهگیری کلی
1.نتیجهگیری کلی این تحلیل نشان میدهد که متن سخنرانی با بهرهگیری از شبکهای از مفاهیم کلیدی و الگوهای تکرار، یک گفتمان منسجم و هدفمند را شکل میدهد که در آن سه محور اصلی «داخلی»، «خارجی» و «آینده» به هم پیوند میخورند تا پیامی واحد را به مخاطب منتقل کنند: «ملت زنده ایران در آزمونی سخت پیروز شده است و اکنون باید با هوشیاری و تلاش، این پیروزی را تثبیت کند.»
2.محور داخلی این سخنرانی با تکرار ۲۳ بار واژه «ملت» و حدود ۵۸ بار ترکیب مفاهیم مرتبط با هویت ملی (ملت + مردم + ایران)، تصویری از یک کنشگر جمعی قدرتمند و فداکار را ترسیم میکند. این ملت در برابر «فتنه» (۹ بار) و «کودتا» (۸ بار) میایستد و با ایثارگری خود، توطئه دشمن را خنثی میسازد. رویکرد متن به شهدا در این میان بسیار حائز اهمیت است؛ تقسیمبندی سهگانه جانباختگان به مدافعان امنیت، رهگذران و حتی فریبخوردگان، نشاندهنده راهبردی رحمانی و فراگیر برای بازتعریف مفهوم ایثار و وفاداری است. این رویکرد نه تنها شکافهای اجتماعی ناشی از ناآرامی ها را ترمیم میکند، بلکه دایره همدلی ملی را چنان گسترش میدهد که همه قربانیان این ماجرا (به جز عوامل خشونت گرا) را در بر میگیرد و آنان را به آغوش ملت بازمیگرداند.
3.محور خارجی سخنرانی با ۱۹ بار تکرار نام «آمریکا» و حدود ۳۶ بار ترکیب مفاهیم مرتبط با دشمن (دشمن + آمریکا + فتنه)، مرزبندی روشنی با «دیگری» ترسیم میکند. آمریکا در این گفتمان نه صرفاً یک کشور رقیب، بلکه نماد «امپراتوری روبهزوال» و منبع همه توطئههاست. تکرار صفاتی چون «فاسد»، «بیمنطق»، «خشن» و «ابلهانه» در کنار نام آمریکا و فتنهگران، تصویری کاملاً منفی از آنها ارائه میدهد و در مقابل، صفات «زنده»، «غیور» و «سربلند» برای ملت ایران، دوگانه «ما» در برابر «آنها» را به دوگانه «حیات» در برابر «ممات» بدل میکند. نکته مهم اینکه تهدیدهای آمریکا در این متن همواره «بیاثر» توصیف میشوند و حتی اعتراف رئیسجمهور آمریکا به ناتوانی ۴۷ ساله در برابر جمهوری اسلامی، به عنوان سندی بر این مدعا به کار گرفته میشود.
4.آنچه این دو محور را به هم پیوند میزند و به متن جهت میبخشد، محور سوم یعنی «آیندهنگری» است که با ۱۸ بار تکرار «باید» و ۱۶ بار تکرار «کار» تجلی یافته است. این بخش از سخنرانی، لحن را از تحلیلی به تجویزی تغییر میدهد و وظایف پیش رو را ترسیم میکند: هوشیاری در برابر فتنههای جدید، اتحاد ملی، و مهمتر از همه، تلاش مضاعف مسئولان برای حل مشکلات اقتصادی. تأکید بر «تورّم غیرمنطقی» و «سقوط ارزش پول ملی» نشان میدهد که میدان مبارزه صرفاً امنیتی نیست، بلکه معیشت مردم نیز جزئی از پایداری و اقتدار کشور محسوب میشود. در مقابل این تکالیف، وعده «آرامش» و «سکینه» قرار دارد که با ارجاع به آیه «فَاَنزَلَ اللهُ سَکینَتَهُ...» جنبهای الهی و معنوی نیز پیدا میکند.
5.در نهایت، آنچه این سه محور را در قالبی منسجم گرد هم میآورد، یک «روایت حماسی» است. این روایت، ملت ایران را به مثابه قهرمانی شکستناپذیر معرفی میکند که در آزمونهای تاریخی (از قیام ۲۹ بهمن ۵۶ تا حوادث اخیر) همواره پیروز میدان بوده است. دشمن در این روایت، با وجود همه تواناییهای ظاهری، محکوم به زوال و شکست است. و آینده نیز با تکیه بر هوشیاری و تلاش، روشن و امیدبخش ترسیم میشود. این پیام واحد که از دل شبکهای از کلمات پرتکرار و الگوهای زبانی استخراج میشود، کارکرد اصلی سخنرانی را که «تحلیلی-انگیزشی» است، به خوبی برآورده میسازد: از یک سو تحلیلی از رویدادهای گذشته ارائه میدهد و از سوی دیگر، مخاطب را به کنش در آینده ترغیب میکند.