چگونه می‌توان حرکت اقلیتی متحجر، با سوابق تروریستی و اعمال جنایتکارانه را برآمده از اندیشه امام دانست در حالیکه به حاکمیت رسیدن آنها نه بر اساس خواست و ارادهٔ اکثریت مردم که مرهون توافق قدرت‌های خارجی، و وحشت و رعب فراگیری داخلی از آنها است؟!

پایگاه خبری جماران: چند روز از نوشتن سرمقاله توهین‌آمیز روزنامه کیهان که به‌نام تحلیل افغانستان طالبانی، در تحریفی آشکار نوشته بود: «در طول دو دهه گذشته، طالبان برای جلب نظر ایران به فراخوان حضرت امام خمینی مبنی بر حرکت مسلمان‌ها به سمت تشکیل حکومت‌های مستقل از قدرت‌های سلطه‌طلب خارجی و نیز مقابله با مفسدین داخلی استناد کرده است».

اگرچه عملکرد متولیان این روزنامه در دو دههٔ گذشته، اعتبار چندانی برای آن باقی نگذاشته است و این روزنامه پر سابقه را چنان شب‌نامه‌ای موهوم و بولتنی موهون مبدل ساخته است، و شوربختانه مدت‌هاست انتظار عملکرد مسئولانه، منطقی و منطبق با آرمانهای اصیل انقلاب و امام، و برآمده از آموزه‌های شرعی و موازین اخلاقی، از این روزنامه، انتظاری است که غیر ممکن می‌نماید، اما به جهت آنکه در میان عمدهٔ اهل رسانه و برخی مردم، این نشریه منتسب به حاکمیت و نظام دانسته می‌شود، لازم بود نسبت به این تحریف آشکار و خطرناک نکات و تذکراتی داده شود:

یک: اگرچه در این سرمقاله «طالبان» به عنوان مصداق برای مسلمان‌هایی که به سمت تشکیل حکومت‌های مستقل از قدرت‌های سلطه‌طلب خارجی حرکت کرده‌اند، دانسته شده است، اما مطابق همین برداشت ناصواب و انحرافی، داعش، القاعده و دیگر گروهک‌های تروریستی که با نام اسلام قیام کرده اما آبروی دین را برده و کرامت انسان‌ها را لگدکوب کرده‌اند، نیز می‌توانند به عنوان مصداق این ایده، قرار گیرند. و اصلا دور از ذهن نیست که در سال‌های آینده شاهد نگارش سرمقاله‌ای دیگر با تصریح به همین مصادیق باشیم!

دو: سالهاست جریان نفوذ که به تصریح عالیترین مسئولان امنیتی واطلاعاتی کشور، با ظاهری فریبگر و رفتاری موجه، تندترین شعارهای انقلابی را سر می‌دهند و انقلابیون اصیل را با تهمت، تخریب و هتک، به انزوا می‌کشانند، همچون موریانه به جان انقلاب و مردم افتاده‌اند.

آن‌ها خود را مدافعان اصول اسلام، انقلاب وحتی اندیشه امام می‌خوانند، اما مامور به استحالهٔ نظام از اندیشه راستین امام، و تحریف آموزه‌های اسلام و انقلاب هستند.

سه: در سالهای گذشته همه دیدند که همین مدافعان دروغین، برخی صاحبان اندیشهٔ تحجر، و مخالفان سرسخت تفکر انقلابی و اندیشه امام خمینی در دوران مبارزه که در مقطعی مبارزه با شاه را نیز حرام دانسته بودند را مزورانه و سالوسانه به‌عنوان ایدئولوگ انقلاب و مفسر اندیشه امام جا زدند و تلاش کردند تا در حاکمیت فکری نظام، اندیشه‌های متحجرانهٔ آنها را جایگزین اندیشهٔ مترقی امام نمایند!

عالی‌ترین نمایش این تلاش را پیش از انتخابات اخیر ریاست جمهوری، همه به وضوح دیدند که ایدهٔ «حکومت اسلامی» را بجای «جمهوری اسلامی» پروراندند تا مردم را به کلی از عرصه و چرخهٔ حکمرانی خارج کنند.

چهار: اگرچه پس ارتحال امام، در سایهٔ بی‌توجهی و سهل‌انگاری متولیان امور، صاحبان اندیشه متحجر توانستند از انزوا و فعالیت نرم، با کمک جریان نفوذ، خارج شوند و در ارکان و مناصب عالی نظام رخنه کنند، اما هنوز نص گفتار، رفتار و نوشتارهای بنیانگذار انقلاب به عنوان متن مقدس نظام وجود دارد و معدود افرادی از نسل اول انقلاب و یاران صادق امام هستند که درمقابل این جریان بایستند. لذا این جریان ترجیح می‌دهد که بجای عبور صریح و علنی از امام و آرمان‌های انقلاب، به تحریف مکتب فکری ایشان مبادرت کنند.

پنج: مهمترین روش این گروه در سناریوی تحریف، تبیین کاریکاتوری اندیشه و مکتب امام است.

و چنانکه در کاریکاتور، تناسب اجزاء بر هم می‌خورد و برخی اجزاء بزرگ‌نمایی شده و برخی دیگر کوچک می‌شوند، در این روش نیز به‌صورت هدفمند، برخی از قضایای موجود در مکتب امام، بزرگ‌نمایی و برخی دیگر را به عمد، کوچک می‌نمایانند. با این تفاوت که بینندگان کاریکاتورها، می‌دانند که در آنچه نظاره می‌کنند، نسبت‌ها بر هم خورده و تناسبی با واقعیت ندارد اما در تبیین کاریکاتوری اندیشه، بانیان و حامیان، در پی تحریف واقعیات و فریب مخاطبان هستند.

شش: آری در منظومه فکری امام، مبارزه با قدرت‌های سلطه‌طلب، استکبارستیزی و استقلال‌خواهی، امری پسندیده است اما در همین منظومه، انتخاب حکومت وحکمرانان مبتنی بر خواست و ارادهٔ مردم است. و اگر کسی حرکتی را به صرف مقابله با قدرت‌های سلطه‌طلب، مستند به اندیشه امام کند، خواسته یا ناخواسته، مرتکب تحریف اندیشه امام شده است.

هفت: چگونه می‌توان حرکت اقلیتی متحجر، با سوابق تروریستی و اعمال جنایتکارانه را برآمده از اندیشه امام دانست در حالیکه به حاکمیت رسیدن آنها نه بر اساس خواست و ارادهٔ اکثریت مردم که مرهون توافق قدرت‌های خارجی، و وحشت و رعب فراگیری داخلی از آنها است؟!

هشت: بی‌تردید، روزنامهٔ مزبور و نگارندهٔ یادداشت آن می‌بایست به‌خاطر تحریف صورت گرفته که در واقع توهین به امام است، بازخواست شوند اگرچه امیدی به آن نیست!

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
28 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.