رقابت اقتصادی با ایران و دستیابی به بازار اقتصادی قطر، نقش برجسته درمیان کشورهای مذاکره کننده با جریان مخالف بشار اسد، حرکتی رئالیستی براساس رویکرد منفعت طلبانه در منطقه و گستره توسعه اقتصادی رویکرد استعاره ای و نقش برجسته کشور ترکیه در تحولات خاورمیانه است.
دولت ترکیه، تاریخ پرفراز و نشیبی را پشت سر گذاشته است، اما آنچه که از تاریخ این کشور حاصل می شود این موضوع است که در همه ادوار تاریخی، نقش مؤثر و اثرگذاری را در منطقه داشته است.
ترکیه جدید، پس از پشت سر گذاشتن، دوران امپراتوری عثمانی، دوره لائیک، اکنون وارد دوران اسلامی خود شده است. این چرخش سیاسی در ترکیه جز با به قدرت رسیدن اسلامگراها در سال های اخیر میسر نشده است که می توان در این راستا از نخست وزیر «نجم الدین اربکان» تا «رجب طیب اردوغان» اشاره کرد.
رهبریت کنونی ترکیه در چند سال اخیر به وضوح این موضوع را نشان داده است که این کشور خواهان ایفای نقش مؤثری در معادلات منطقه و به خصوص منازعات خاورمیانه است. انتقادات گاه و بیگاه مسئولان ترک از سردمداران رژیم صهیونیستی، حمایت از آرمان های فلسطین و محکومیت مداخله غرب در جهان عرب و کشورهای اسلامی، رویکرد جدیدی از نگرش ترکیه به جهانیان عرضه می کند.
در واقع دوران جدید که به دوران ترکیه سوم موسوم شده است، حکایت از نبردی سخت و سنگین در درون لایه های سیاسی در آن کشور و خارج از آن دارد. تلاش لابی های صهیونیستی برای جلوگیری از نزدیکی ترکیه به کشورهای مسلمان خاورمیانه، اتهام حمایت از تروریسم، ممانعت از روند تسهیل پیوستن ترک ها به اتحادیه اروپا، موانعی است که اکنون این کشور با آن دست و پنجه نرم می کند.
اما با وجود این به رهبران ترکیه و به خصوص رجب طیب اردوغان رئیس جمهور آن کشور در چند سال اخیر نشان دادند، می توان به همه مشکلات سیاسی داخلی فایق آمد و در معادلات منطقه ایفای نقش کرد.
ترکیه جدید دیگر نمی خواهد همپیمان رژیم صهیونیستی و میانجی منازعات خاورمیانه باشد، بلکه تلاش می کند، خود در کنار اعراب و در یک صف با وحشی گری های رژیم صهیونیستی مبارزه کند و این قدرت را نیز در خود می بیند که در آینده در مقابل آن بایستد.
حمله رژیم صهیونیستی به کاروان کمک های انساندوستانه بین المللی به مردم محاصره شده غزه، علاوه بر انزوای هرچه بیشتر رژیم صهیونیستی در منطقه و جهان محبوبیت ترکیه را در نزد افکار عمومی افزون تر کرد و نشان داد، مسئولان ترک با گام های استواری وارد منازعات خاورمیانه شدند.
در واقع شخصیت تأثیرگذار «رجب طیب اردوغان» رئیس جمهورترکیه در جمع اضداد (قومیت گرایی، اسلام و حکومت لائیک) و استفاده از آنها به عنوان ابزارهایی برای ایفای نقش ترکیه جدید در معادلات جهانی و به خصوص در خاورمیانه بسیار قابل توجه است.
اردوغان توانست نفرت گذشته بین اعراب و ترک ها را کنار بزند و با استفاده از سمبل مقاومت در فلسطین به عنوان یک آرمان اسلامی با گام هایی استوار و محکم به منازعات خاورمیانه قدم بگذارد.
رئیس جمهور اسلامگرای ترکیه با درک تاریخی «لزوم رهبریت قدرتمند در خاورمیانه»، وارد معادله های پیچیده سیاسی در منطقه بحران خیز خاورمیانه شد و نشان داد که ترکیه سوم را با اتحاد با اعراب و کشورهای اسلامی رهبری خواهد کرد.
ترکیه طی نیم قرن گذشته سه نقش متفاوت در منطقه خاورمیانه ایفا کرده است، مثلا در دهه 50 و 60 میلادی، ترکیه نقش یک هم پیمان غرب بر ضد اعراب را داشت و عضوی فعال در پیمان بغداد (سنتو) که (به نفع رژیم صهیونیستی و بر ضد اعراب به رهبری جمال عبدالناصر بود) ایفا کرد. در سایه این پیمان بود که انگلیس، فرانسه و رژیم صهیونیستی توانستند در سال 1956 با حمله به کانال سوئز انتقام خود را از اعراب بگیرند و متأسفانه ترکیه تنها، نظاره گر اوضاع در آن زمان بود.
پس از فروپاشی «اتحاد جماهیر شوروی» سابق، ترکیه کم و بیش نقش گذشته خود را با پیوستن به پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) و برقراری روابط سیاسی، اقتصادی و نظامی قوی با رژیم صهیونیستی ادامه داد. تا اینکه، پس از رسیدن اسلام گراها به قدرت که از «نجم الدین اربکان»، نخست وزیر سابق، آغاز و با رجب طیب اردوغان (رئیس جمهور کنونی) ادامه یافت، آنکارا به سوی اعراب گرایش پیدا کرد.
هرچند این نقش، ادامه نقش های قبلی ترکیه بود و آنکارا تلاش می کرد به عنوان یک میانجی بین اعراب و رژیم صهیونیستی به حساب آید ولی اسلامگرایان ترک متوجه شدند، این موضوع آن چیزی نیست که اهداف ترکیه را در خاورمیانه محقق کند و شکست مذاکرات صلح رژیم صهیونیستی و سوریه بهترین دلیل آن بود. همچنین جلوگیری و سنگ اندازی برخی از کشورهای اروپایی در پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا، باعث شد که اردوغان توجه خود را به جهان عرب و اسلام بیشتر و با گروه های فلسطینی مخصوصا حماس روابط برقرار کند.
در این راستا، اردوغان از این هم فراتر رفت و روابط سیاسی و اقتصادی قوی تری با سوریه برقرار کرد به طوری که آن را به عنوان شریک منطقه ای خود قلمداد کرد. ترکیه با مشارکت فعال خود در مبارزه برای شکست محاصره غزه و اعزام کشتی های کمک رسانی به 1/5 میلیون جمعیت ساکن آن، به نقطه ای از تاریخ رسید که خود را در رویارویی واقعی با رژیم صهیونیستی دید.
به هر جهت، ترکیه امروز به رهبری اردوغان، نقش یک یاری رسان و همراه با فلسطینیان و اعراب را ایفا می کند و اهتمام ویژه ای نیز برای رفع محاصره غزه و حمایت از حماس دارد، همچنانکه اخیراً اردوغان در سخنانی در شهر قونیه گفت: «رزمندگان حماس، تروریست نیستند و این جنبش باید شرایط را برای ایجاد یک حکومت دموکراتیک فراهم کند.”
نخست وزیر ترکیه حتی بیشتر از آن، پیشنهاد، آشتی بین فتح و حماس را ارائه کرد و گفت: «حماس پیش از این، برای دستیابی به آشتی ملی اقداماتی را انجام داده است و ما منتظر اقدامات مشابه از سوی فتح در این مورد هستیم.” این موضع گیری های اردوغان نشان می دهد که ترکیه، سیاست خود را در مقابل کشورهای مسلمان، اعراب و فلسطین در خاورمیانه تغییر داده است و ملت های مسلمان نیز از آن حمایت می کنند.
اما این اقدام ترکیه بدان معنا نیست که این سیاست به مذاق بیشتر رهبران غرب خوش بیاید، چرا که برخی از آنها، خود را «میانه رو» فرض کرده و با آنکارا در این مورد همراهی نخواهند کرد و یا شاید به دلیل تضاد مواضع جدید ترکیه با منافع آمریکا، آن را قبول نداشته باشند. این موضوع به هر صورتی که باشد، احتیاج به تأمل در مورد مواضع اخیر ترکیه در قبال مسائل خاورمیانه دارد.
مثلا همین موضوع لزوم رفع محاصره غزه که ترکیه بر آن پافشاری می کند، تنها برداشته شدن محاصره دریایی، زمینی و هوایی رژیم صهیونیستی بر سرزمین کوچکی در منطقه نیست، بلکه مقصود، رهایی مردم فلسطین از زندان بزرگی به نام غزه است. این موضوع به این معنی است که مردم غزه از همه اقدامات ضدانسانی رژیم اشغالگر صهیونیستی که شامل رفع محاصره دریایی، هوایی و زمینی است رهایی یابند.
سیاست خارجی ترکیه در خاورمیانه براساس مانیسفت سیاست خارجی آن که آقای داوود اوغلو در کتاب 'عمق استراتژیک' خود مطرح کرده، مورد بازنگری و ارزیابی قرار می گیرد. این بازنگری پس از تحولات خاورمیانه در سال 2011 بیشتر مورد توجه قرار می گیرد و این پرسش را مطرح می کند که آیا دولت ترکیه شکست خورده یا نه.
نویسنده کتاب «عمق استراتژیک»، کسی است که هم بحث های نظری را در پیش گرفته و هم تجربه عملی داشته است. داوود اغلو، ابتدا به عنوان مشاور اردوغان فعالیت کرده و سپس به سمت وزارت خارجه رسید.
در نهایت در سال 2014 رئیس حزب عدالت و توسعه و نخست وزیر ترکیه شد.
می توان کتاب عمق استراتژیک را با این موضوع شروع کرد که سیاست خارجی ترکیه، در دوران قبل از به قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه، بر مبنای حفظ وضع موجود و توازن منطقه ای در خاورمیانه بود. سیاستی که ترک ها در پیش گرفته بودند، نگاه به غرب و دوری از خاورمیانه بود. آنها خاورمیانه را کانون تهدیدزا نگریسته و به لحاظ تاریخی با اعراب مشکل پیدا کرده بودند. همچنین با دلیل حضور کردها، علاقه ای به این منطقه نداشتند.
با تحولات دهه 1990، به خصوص بعد از جنگ دوم خلیج فارس، و پس از فروپاشی شوروی، ترکیه خود را در ناتو تعریف کرد. اقدامی که اهمیت استراتژیک را زیر سوال برد و پس از شکست کمونیسم در شوروی، جایگاه خود را در غرب از دست دادند. این اقدام هم بر نگاه غربی ها و هم نگاه جهانی به ترکیه اثرگذار بوده و این سوال را مطرح کرد که ترکیه چگونه می تواند خود را بازسازی کند؟
بهترین زمان برای بازسازی ترکیه، به قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه درسال 2002 بود. تمرکز ترکیه در سیاست خارجی مبنی بر کتاب عمق استراتژیک بود. داوود اوغلو در این کتاب به دو بحث مهم تاریخی و جغرافیایی اشاره کرده و تلاش می کند هویت جدیدی به ترکیه بدهد. بر اساس این کتاب، ترکیه دارای پیشینه تاریخی بوده که اوغلو آن را طبق امپراتوری عثمانی تعریف می کند. همچنین با توجه به عمق جغرافیایی این کشور، پلی میان شرق و غرب بوده که می تواند نقش مرکزی را ایفا کند.
براساس چنین رویکردی، نظام بین الملل به سه دسته تقسیم بندی می شود:
1-دولت هایی که رفتار ایستا دارند. این دولت ها سعی می کنند خود را از تحولات و آشوب ها دور نگه داشته و بیشتر منفعل هستند.
2- دولت ها یا بازیگران عادی و نرمال که اگر آشوبی به وجود بیاید، خود را به دست تحولات بین الملل داده و وارد آشوب می شوند، اما بازی گردان نیستند.
3-دولت ها یا بازیگرانی که بر اساس فاکتورها و پتانسیل قدرت وارد تحولات شده و نقش پویا و داینامیکی را ایفا می کنند زیرا خود بازی گردان هستند.
بنابراین از نگاه داوود اوغلو، ترکیه بر اساس مولفه های تاریخی، جغرافیایی و تمدنی در دسته سوم قرار گرفته و باید نقش ایفا کند زیرا در غیر این صورت، شکست خورده است. بر اساس چنین نگاهی، ترکیه در گذشته دولت منفعل به خصوص در قبال خاورمیانه بوده است. به همین دلیل برای اثبات چنین جایگاهی ترکیه باید وارد بحران شود و جریان سازی کند. پس از آن بود که ترکیه از غرب فاصله گرفته و به طرف شرق آمد.
گرچه به دلیل کمبودها و نقش گذشته، این حرکت به تدریج صورت گرفت. اما اوج آن بین سال های 2008 تا 2009 بود که ترکیه توانست با استفاده از قدرت نرم، به عنوان قدرت منطقه ای نقش آفرینی کند. بر این اساس ترکیه سعی داشت به آرام کردن فضا بر اساس شعار به صفر رساندن مشکلات با همسایگان عمل کند. ترکیه بر این باور بود هر اندازه بتواند بازی کند، وابستگی متقابل بیشتر شده و می تواند از روابط اقتصادی بیشتری بهره ببرد، چنین سیاستی باعث بازسازی نقش ترکیه در نگاه غربی ها شد. نقش میانجی گری ترکیه میان رژیم صهیونیستی و سوریه و حماس و برنامه هسته ای ایران گویای این مدعاست.
ترکیه توانست به عنوان بازیگر مستقل، نقش مستقل خود را نشان دهد. بر اساس دیدگاه آقای اوغلو، ترکیه با توجه به ویژگی ها و فاکتورهایی که دارد، نباید زیر بلیت هیچ قدرت جهانی حتی آمریکا برود. اگر ترکیه خواهان قدرت منطقه ای است، باید نقش مستقل خود را ایفا کند. طبق چنین دیدگاهی شاهد شکوفایی در سیاست خارجی ترکیه در منطقه بودیم.
اما با شروع تحولات عربی، آزمون بسیار مهمی پیش روی ترکیه قرار گرفت. تحولات عربی زمینه تحولات گسترده ای را در سطح کشورهای عربی و در اوج آن در سوریه به وجود آورد. براساس تقسیم بندی آقای اوغلو ترکیه ناگزیر برای ورود به بحران بود. اما نکته اینجاست که در راستای ورود به منازعات منطقه ای، با توجه به عناصر مختلف، یک سیاست قابل پیش بینی وجود ندارد و نمی توان رویکرد خطی را نسبت به تحولات خاورمیانه در پیش گرفت. بر این اساس ابتدا ترکیه برای ورود به لیبی مقاومت کرد اما در نهایت به این موضوع تن داد.
در عین حال اعتماد به نفس ترک ها زمانی که محبوبیت آقای اردوغان در خیابان های مصر مشاهده شد، افزایش یافت. اما مساله سوریه برای ترکیه چالش برانگیز شد. پیش تر ترکیه توانسته بود روابط حسنه ای را با سوریه ایجاد کند. پیش از سال 1998، به دلیل حمایت های سوریه از پ.ک.ک و پناه دادن به آقای اوجالان، تنش میان دو کشور بالا گرفته و حتی احتمال درگیری نظامی وجودداشت.
اما پس از آن روابط دو کشور به تدریج بهبود یافته و حتی دو کشوراقدام به برگزاری مانور مشترک کرده، روادید میان دو کشور برداشته شده و حتی قرار بود سد مشترکی ساخته شود. همچنین روابط خانوادگی صمیمی میان اردوغان و اسد به وجود آمده بود.
از طرفی به دلیل مرزهای طولانی میان ترکیه و سوریه، هر تغییری در سوریه پیامدهای امنیتی برای ترکیه به همراه داشت. همچنین از نگاه ترکیه، سوریه دروازه اقتصادی به جهان عرب بود. روابط حسنه میان ترکیه و سوریه، زمینه دلخوری غرب و آمریکا را فراهم آورد زیرا از نگاه آمریکا، سوریه محور شرارت بود.
از این رو برخی بر این عقیده اند، رفتار آمریکا در قبال ترکیه نوعی تلافی باشد. زمانی که آمریکا از ترکیه برای شرکت در جنگ عراق درخواست کرد و ترکیه از این کار امتناع کرد. در نهایت با روی کار آمدن اوباما، برای اولین بار شاهد اعزام سفیر آمریکا به سوریه بودیم. اما این مساله زمان زیادی طول نکشید و با شروع بحران در سوریه، ترکیه سر دوراهی قرار گرفت.
از سویی دیگر جایگاه ترکیه در کنار ایران بعد از حصر قطر بسیار قابل توجه بوده است چراکه عبدالباری عطوان نویسنده و تحلیلگر مشهور عرب در تحلیلی به آخرین تحولات و مسائل مربوط به بحران عربستان و متحدانش با قطر پرداخت و نوشت:«دونالد ترامپ» رئیس جمهور آمریکا دو بار وارد خط بحران قطر شد اولی برای استقبال از تحرک شاخه« دشمنان» قطر بود که قطر را متهم به حمایت مالی از تروریسم و کمک به آن کرد و تأکید کرد که انزوایش آغازی برای پایان تروریسم است و دومی زمانی بود که روز گذشته تبدیل به میانجی گر شد آن هم با برقراری تماس با « تمیم بن حمد آل ثانی»امیر قطر بود که به وی پیشنهاد داد که در نشست سران دو کشور در واشنگتن شرکت کند.
تماس دوم ترامپ با امیر قطر پس از تماس دیگری صورت گرفت که با ملک «سلمان بن عبدالعزیز» برقرار کرد و تأکید کرد که کشورش« امیدوار است که امنیت و ثبات در منطقه برقرار شود» و این در وهله نخست یعنی شکست محاصره قطر هر چند به شکل جزئی است.
از مضمون کامل متن این گفت و گوی ترامپ با امیر قطر خبر نداریم ولی انتظار داریم که وی «هزینه مادی» هر گونه دخالت آمریکا برای پایان دادن به بحران یا به عبارتی دقیق تر برای حل آن را مورد بررسی قرار داده است این مرد یعنی ترامپ، در هر صورت پول برایش مهم است و به امور سیاسی با عینک «تاجر» نگاه میکند، نه کمتر نه بیشتر، و شاید نگران انتخاب گزینه های دیگر توسط قطر است.
سه تحول اصلی در صحنه سیاسی کشورهای حاشیه خلیج فارس اتفاق افتاد که قاعده های بازی را تغییر داد و تا حدود اندکی کفه ترازو را به نفع کشور قطر تغییر داد:
اول: موافقت پارلمان ترکیه با اعزام نیروی زمینی و هوایی و به پایگاه نظامی ترکیه در قطر برای اجرای معاهده دفاع مشترک میان دو کشور.
دوم: سفر«محمد جواد ظریف» وزیر امور خارجه ایران به آنکارا در سایه افزایش حرف و حدیث ها درباره تشکیل محور ترکیه، ایران و عراق برای رویارویی و مقابله با محور عربستان، امارات، بحرین و مصر.
سوم: انتشار اخبار و شایعه هایی است که ادعا می کند یگان هایی از سپاه پاسداران ایران با پوشش آموزش نیروهای قطری و تقویت حمایت از کاخ امیر قطر به دوحه رسیدند و این ادعاها را شبکه تلویزیونی «العربیه» عربستان مطرح کرده و به آنها دامن می زند.
این سه عامل در در رویکرد احتمالی در بحران قطر بازتاب داشت.
اول: باعث شود که دولت قطر درخواست های ده گانه ای که عربستان و هم پیمانانش بر قطر تحمیل می کنند و قطر آن را نقض حاکمیت و تحمیل دیکته کردن ها علیه خود می داند را رد کند.
دوم: اشاره ترکیه و ایران به ورود به بحران قطر باعث شود که طرف های عربستانی و اماراتی انعطاف به خرج داده و سقف خواسته های خود را پایین بیاورند امری که باعث موفقیت میانجی گری کویت و عمان شود.
سوم: بحران قطر روز به روز پیچیده تر می شود و اگر مدت میانجی گری ها طول بکشد و در یک دایره خالی دور خود بچرخد یعنی مقوله عدم التزام کشور قطر به توافقنامه های سال 2014 تکرار شود که مقوله ای هم درست است لیکن طی سال گذشته تحولات زیادی رخ داده است، پیچیده تر هم می شود.
همچنین ایران و ترکیه و سوریه سه کشور راهبردی در منطقه خاورمیانه هستند که تحولات داخلی منطقه ای و بین المللی در هرکدام موجب تاثیر و تاثر متقابل می شود.
تهران و آنکارا در مورد بحران سوریه نظرات و اهداف و منافع متفاوتی دارند. ترکیه به دنبال همکاری با جبهه غربی ضد سوری (مشخصا آمریکا، عربستان وقطر) برای حمایت از مخالفین نظام سوریه است و به پایگاهی برای تشکیل، تجهیز و حمایت مخالفان بشار اسد تبدیل شده است. درحالیکه ایران دخالت خارجی در سوریه را مردود شمرده و خواستار اصلاحات مردمی بر اساس راه حل سوری - سوری است.
سقوط بشار اسد را خواسته غرب و رژیم صهیونیستی می داند و معتقد است که به دلیل حمایت سوریه از جریان مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی، باید با برنامه آمریکا و عربستان در خاورمیانه و بویژه در مورد سوریه مخالفت کرد. در هر صورت کشورهای منطقه و در راس آنها ایران و ترکیه باید برای حل معضل داخلی سوریه، تعامل داشته باشند،.
آناتولی رضا هاکان تکین سفیر ترکیه در ایران طی سخنانی در کنفرانس 'سیاست‌های ترکیه در خاورمیانه' در دانشگاه شهید بهشتی تهران اظهار داشت: بدون اعتماد، رسیدن به راه حل برای از بین بردن مسائل موجود در خاورمیانه امکان پذیر نیست. عدم حل این مسائل می‌تواند منجر به بحران‌های عمیق‌تری شود.
وی افزود: مشکلات موجود در خاورمیانه باید توسط کشورهای منطقه حل شود و همه این کشورها باید در این راه مشارکت کنند. موضع ترکیه نیز صلح پایدار، ثبات و توسعه اقتصادی در منطقه است. اعتماد مهترین نیاز کشورهای خاورمیانه در شرایط کنونی است. بدون حل این موضوع بقیه مسائل نیز حل نخواهد شد. ایران و ترکیه نیز باید اعتماد خود به یکدیگر را افزایش دهند.
تکین ادامه داد: خاورمیانه تحولات مهمی را گذرانده و به شرایط کنونی رسیده است. اشغال افغانستان، انقلاب ایران، جنگ ایران و عراق، اشغال عراق به دست ایالات متحده و بهار عربی از جمله این تحولات بوده که هم منطقه و هم جهان را تحت تاثیر قرار داده است.
وی با بیان اینکه حل مساله فلسطین نیز با صلح پایدار در خاورمیانه میسر خواهد شد، اظهار داشت: بهار عربی که از تونس شروع شد تمام منطقه را در برگرفته و نتایج خونینی در سوریه داشته است. به عنوان ترکیه همیشه مسائل خاورمیانه را از نزدیک تحت نظر داریم. تاریخ ما جدا از خاورمیانه نیست. تمام جنبش‌های موجود در این منطقه ترکیه را تحت تاثیر قرار داده است.
تکین با اشاره به اینکه دو کشور ترکیه و ایران به عنوان دو کشور پیشرو در منطقه هستند، افزود: این دو کشور هم در حال رقابت و هم در حال همکاری‌اند. تنها زمانی که به نقشه نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که این دو کشور چقدر برای یکدیگر اهمیت دارند.
وی ادامه داد: عنصر اصلی سیاست بین‌المللی منافع ملی است، اما این موضوع برای دو کشور ایران و ترکیه زیاد صدق نمی‌کند چرا که منافع ما مشترک است. اگر رقابتی نیز میان ما باشد، این رقابت در راستای منافع هر دو کشور است. زمانی که به روابطمان نیز نگاه می‌کنیم هر دو کشور در سیاستها و اعمالشان با در نظرگرفتن این موضوع عمل می‌کنند.
تکین با اشاره به اینکه ترکیه هم از زاویه تاریخی و هم تجاری خواهان ثبات پایدار در منطقه بوده است، افزود: این موضوع هم برای ترکیه و هم برای منطقه مفید خواهد بود.
بنابراین تحولات پرشتاب و عمیق منطقه خاورمیانه فرصت گران سنگی را پیش روی ترکیه قرار داده است تا این کشور در قامت یک بازیگر تاثیرگذار منطقه ای، به ایفای نقش در روند این تحولات بپردازد. بهره گیری این کشور از ابزار میانجی گری به موازات ارائه الگوی دموکراسی ترکیه ، به افزایش قدرت و نفوذ منطقه ای آنکارا کمک شایانی کرده است.
اما از سویی دیگر، افزایش انتقادات داخلی از رویکرد خاورمیانه ای دولت اردوغان ، نحوه مقابله با سرایت خیزش های مردمی به مناطق کردنشین در بعد داخلی و بروز شک و تردیدهای جدی نسبت به ماهیت واقعی سیاست خارجی دولتمردان حزب عدالت و توسعه در سطح کشورهای عربی 'در پی اتخاذ مواضع متناقض در قبال لیبی، بحرین و یمن' و ایجاد تنش در روابط ترکیه با متحدان غربی بویژه با عدم مشارکت در عملیات نظامی ناتو در خاک لیبی در بعد خارجی را باید مهم ترین پیامدها و به عبارتی بهتر، مهمترین چالش های ترکیه بر بستر تحولات ترکیه دانست که این امر از میزان و کارآیی حداکثری فرصت های پیش آمده برای ترکیه، تا حد بسیار زیادی خواهد کاست.
**گروه ایرنا مقاله
از: محمدرضا یوسف نژاد خبرنگار خبرگزاری ایرنا سمنان
انتشاردهنده: جانعلی فتحی
انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.