یک دیپلمات سابق گفت: خوب است مقامات ما با توجه به تجربیاتی که از جنگ ایران و عراق و قطعنامه 598 دارند، در مورد بیانیه چین و پاکستان بیشتر فکر کنند.
کوروش احمدی در گفتوگو با خبرنگار جماران، با اشاره به بیانیه ۵ بندی چین و پاکستان در مورد جنگ جاری، اظهار کرد: بیانیه مشترکی که بعد از سفر اخیر وزیر خارجه پاکستان به چین تهیه و منتشر شد، بیانیه مهمی است و انتظار میرفت توجه بیشتری به آن نشان داده شود. این بیانیه پس از جلسه چهارجانبه بین وزرای خارجه مصر، ترکیه، پاکستان و عربستان در اسلامآباد منتشر شد و قاعدتا مفاد آن بازتابدهنده اجماع این 4 کشور و چین است.
وی با بیان اینکه احتمالا سفر وزیر خارجه پاکستان به پکن با نظر 4 کشور مذکور و جمعبندی آنها مبنی بر اهمیت دخالت چین بوده است، افزود: این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که چین و روسیه در یک ماه اخیر تا حد زیادی نسبت به جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و اتفاقات خلیجفارس بیتفاوت بودند و حتی سخنگوی وزارت خارجه کشورمان نیز از بیتفاوتی این دو کشور انتقاد کرد. لذا اولین نتیجه مهم این بیانیه را باید موافقت چین با ایفای نقش در بحران جاری به شمار آورد.
این تحلیلگر مسائل بینالملل با اشاره به اینکه اساسا چین با طرفین مختلف این درگیری روابط بسیار توسعهیافتهای دارد، بیان کرد: چین هم ارتباطاتش با ایران خوب است و هم حجم مبادلات اقتصادیاش با شش کشور عضو شورای همکاری خلیجفارس، به رقم بسیار بالای حدود ۳۰۰ میلیارد دلار در سال میرسد. همچنین روابط چین با اسرائیل نیز در سطوح بالایی در جریان است و ارتباطاتش با آمریکا نیز تحت تاثیر ملاحظات چندبعدی بسیار حساسی قرار دارد.
این دیپلمات سابق ادامه داد: لذا چین در ابتدای ظاهرا برای اینکه حساسیت ایجاد نکند و موجب رنجش هیچ کدام از طرفین نشود، ترجیح داد که چندان خود را درگیر این جنگ نکند. بنابراین، شاید بتوان گفت چهار کشور مذکور، خواستهاند از طریق این بیانیه، چین را به عنوان یک قدرت جهانی که در تهران نیز نفوذ کلام دارد، فعال کنند. البته از این پس نیز حتما برای چین، رعایت توازن بیشترین اهمیت را خواهد داشت.
احمدی با بیان اینکه بیانیه چین و پاکستان چندان منعکسکننده مواضع ایران نیست، عنوان کرد: شکل کلی این بیانیه، مطابق روال عادی روندها و تلاشهای دیپلماتیک در ارتباط با جنگها تنظیم شده است، نه با توجه به مواضع خاص ایران. به عنوان مثال، در بند نخست بیانیه بر توقف فوری مخاصمه و جلوگیری از گسترش درگیری تاکید شده که همخوانی چندانی با مواضع ایران ندارد، زیرا مقامات ما مکررا اعلام کردهاند خواستار آتشبس نیستند و بر «توقف کامل جنگ» تأکید دارند.
وی اضافه کرد: در این بیانیه همچنین نکات دیگری مانند شروع مذاکرات صلح در اسرع وقت، تأکید بر دیپلماسی به عنوان تنها گزینه و تعهد همه طرفها به حل صلحآمیز اختلافات، رعایت امنیت تأسیسات غیرنظامی، تامین امنیت راههای دریایی و اعاده وضعیت عادی در تنگه هرمز در اسرع وقت، رعایت منشور ملل متحد و تلاش برای انعقاد یک موافقت صلح مطرح شده که ممکن است شماری از آنها با مواضع مقامات ما سازگار نباشد.
این دیپلمات سابق با اشاره به اینکه تا کنون مقامات ایرانی توجه چندانی به این بیانیه نشان ندادهاند، عنوان کرد: آمریکا نیز عکسالعملی در مورد آن نداشته است، زیرا اساسا ترامپ نه چندان از مبانی دیپلماتیک سر در میآورد و نه علاقهای به روندها و رویههای چندجانبه بینالمللی دارد. لذا به نظر میرسد که این بیانیه شاید بیشتر منعکسکننده خواست کشورهای منطقه باشد تا طرفهای اصلی جنگ یعنی ایران و آمریکا.
این تحلیلگر مسائل بینالملل با اشاره به میانجیگری مستقل پاکستان برای پایاندادن به جنگ، بیان کرد: میانجیگری پاکستان بیشتر تا هفته گذشته مطرح بود و هر چه جلوتر آمدیم، از تبوتاب آن کاسته شد و شاید به خاطر بیمیلی ایران به شرکت در مذاکرات اسلامآباد، در دو-سه روز اخیر دیگر صحبت چندانی در مورد ابتکار پاکستان مطرح نیست. به نظر میرسد عدم استقبال ایران از مذاکره موجب شده تا تحرکات پاکستان تا حدی رو به کاهش بگذارد.
احمدی با بیان اینکه به نظر نمیرسد چین فراتر از بیانیه اخیر با پاکستان، بخواهد اقدام دیگری را در قبال جنگ ایران انجام دهد، گفت: عناصر مندرج در این بیانیه در زمره عناصر معمول و رایجی است که همیشه در واکنش به جنگها مطرح می شود. البته این فرصتی است که ایران نباید آن را به آسانی از دست دهد. عناصر مندرج در این بیانیه نهایی نیستند، بلکه سرفصلهایی اند که باید در مورد آنها مذاکره و توافق شود.
وی ادامه داد: به علاوه، در شرایطی که جنگ عمدتا در قلمرو ایران جریان دارد و همچنین آمریکا و اسرائیل به اهداف خود دست نیافتهاند، توقف جنگ بیشتر به سود ایران است و میتواند مانع تداوم عملیات جنایتکارانه متجاوزین در حمله به زیرساختهای غیرنظامی مسکونی، صنعتی و انتظامی و صنایع دفاعی شود. همچنین چون این بیانیه منعکسکننده نوعی اجماع کشورهای منطقه به اضافه چین است، برخورد مثبت ایران با آن میتواند تسهیلکننده شرایط بعد از توقف جنگ باشد.
این دیپلمات سابق تصریح کرد: باید در نظر داشت که بدیلی که برای بیانه چین و پاکستان وجود دارد، طرح 15 بندی آمریکاست. لذا پذیرش کار در چارچوب این بیانیه، آمریکا را در موضع دشواری قرار خواهد داد. به علاوه، حتی اگر ایران بنا بر ادامه جنگ داشته باشد، نباید پرچم صلحخواهی را زمین بگذارد. خوب است مقامات ما با توجه به تجربیاتی که از جنگ ایران و عراق و قطعنامه 598 دارند، در مورد این بیانیه بیشتر فکر کنند.