گفتگوی اختصاصی پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

در گفت و گو با جماران؛

جهانگیر کرمی، تحلیلگر مسائل بین‌الملل: احتمالا طی روزهای آینده، گزینه دیپلماسی مطرح خواهد شد/ هنوز زمان پذیرش دیپلماسی فرانرسیده؛ باید زمان بیشتری بگذرد/ ترامپ تصورمی کرد با یک بمباران چند روزه به اهدافش می‌رسد

جهانگیر کرمی به «جماران» گفت: نفس دیپلماسی خوب است و می‌تواند در هر زمانی مطرح شود، اما مساله اصلی، پذیرش آن است که به نظر می‌رسد هنوز زمان آن فرانرسیده و دیدیم که حتی در ایران واکنش‌هایی که نسبت به این موضوع وجود دارد، چندان مساعد نیست و به نظر می‌رسد که باید زمان بیشتری بگذرد. در مورد کشور میانجی نیز قاعدتا وزن آن کشور مهم است و گزینه‌هایی مانند چین، هند، اندونزی، روسیه و ترکیه در این زمینه می‌توانند نقش‌آفرینی جدی‌تری داشته باشند.

عضو هیأت علمی دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران گفت: من تصور می‌کنم که با توجه به مقاومت مدافعان و ملت ایران‌ و عدم تحقق اهداف دشمنان، در روزهای آینده دیپلماسی مطرح خواهد شد.

جهانگیر کرمی در گفت‌وگو با خبرنگار جماران، با بیان اینکه جنگ فعلی به لحاظ همزمانی با مذاکرات، غافلگیری، شهادت مقامات رده‌بالای کشور و نیز نوع فناوری‌های نظامی به‌کارگرفته‌شده، شباهت بسیار زیادی با جنگ ۱۲ روزه دارد، اظهار کرد:‌‌ اما در برخی موضوعات دیگر، جنگ کنونی متفاوت از جنگ قبلی است؛ این بار آمریکا به طور جدی و گسترده وارد جنگ شده است و پاسخ مدافعان کشورمان به جنگ‌افروزان نیز بسیار گسترده‌تر است‌. 

وی ادامه داد: در حقیقت ما اکنون با یک جنگ منطقه‌ای بزرگ رو به رو هستیم که جمهوری اسلامی ایران، ناگزیر از انجام حملاتی به پایگاه‌های آمریکا در کشورهای حوزه خلیج فارس است که این شکل بسیار متفاوتی از جنگ در تاریخ منطقه تلقی می‌شود. به علاوه، تجاوز دشمنان ملت ایران نیز فراتر از اقدام علیه پایگاه‌های نظامی رفته و به هجوم به مدارس، بیمارستان‌ها، مناطق مسکونی، منابع انرژی، پل‌ها و خطوط ارتباطی کشیده شده است.

عضو هیأت علمی دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران با بیان اینکه یک تفاوت دیگر در این دو جنگ، زمینه‌ها و بستر اجتماعی بروز آن‌ها بود، افزود: در جنگ نخست هیچ زمینه داخلی خاصی وجود نداشت و در طول جنگ نیز همبستگی گسترده‌ای در جامعه شکل گرفت که البته بعد از جنگ، از این سرمایه اجتماعی در مسیر اصلاح و تعامل استفاده مناسبی نشد. در جنگ اخیر اما متأسفانه حوادث دی‌ماه شرایط را برای حمله خارجی ایجاد کرد؛ هرچند پس از شهادت آیت‌الله خامنه‌ای، موجی از حمایت‌ها و حضور مردم آغاز شد که در نوع خود متفاوت از قبل است.

کرمی با اشاره به ادعاهای ترامپ علیه تمامیت ارضی کشور، عنوان کرد: ترامپ با هدایت صهیونیسم همزمان چند هدف را به شکل پلکانی در این جنگ دنبال می‌کند؛ تضعیف قدرت ایران، نابودی تأسیسات هسته‌ای و موشکی، تسلیم، تغییر نظام سیاسی و حتی تجزیه بخش‌هایی از کشور. اما آنجا که مسأله میهن و تهدید تمامیت سرزمینی کشور مطرح باشد، قدرت نظامی ایران، پشتیبانی ملت و یکپارچگی مردم مانع هر طرح شومی از طرف دشمنان ایران خواهد بود. اکنون پایان جنگ توسط ترامپ، بستگی به میزان مقاومت و تداوم قدرت هجومی ایران دارد که اگر هزینه های گسترده‌ای بر آمریکا تحمیل کند، ممکن است جنگ خاتمه یابد.

وی در تحلیل خود از سرنوشت جنگ کنونی، بیان کرد: طبیعتا هر جنگی زمانی وارد مرحله دیپلماسی می‌شود که متجاوز یا به اهدافش نرسد، یا برآوردها و محاسباتش از اهداف جنگ و وضعیت طرف مقابل غلط از آب درآمده باشد، یا اینکه یکی از طرفین شرایط دشواری را تجربه کند. نهایتا زمانی که دو طرف به نوعی توازن برسند، گزینه دیپلماسی مطرح می‌شود. من تصور می‌کنم که با توجه به مقاومت مدافعان و ملت ایران‌ و عدم تحقق اهداف دشمنان، در روزهای آینده دیپلماسی مطرح خواهد شد.

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل اضافه کرد: البته نفس دیپلماسی خوب است و می‌تواند در هر زمانی مطرح شود، اما مساله اصلی، پذیرش آن است که به نظر می‌رسد هنوز زمان آن فرانرسیده و دیدیم که حتی در ایران واکنش‌هایی که نسبت به این موضوع وجود دارد، چندان مساعد نیست و به نظر می‌رسد که باید زمان بیشتری بگذرد. در مورد کشور میانجی نیز قاعدتا وزن آن کشور مهم است و گزینه‌هایی مانند چین، هند، اندونزی، روسیه و ترکیه در این زمینه می‌توانند نقش‌آفرینی جدی‌تری داشته باشند.

کرمی در خصوص اخبار منتشرشده در مورد کمک‌های روسیه به ایران در جنگ اخیر، عنوان کرد: ایران و روسیه در دی‌ماه سال گذشته یک قرارداد همکاری جامع راهبردی امضاء کردند که پیوستاری از همکاری‌های اقتصادی، فنی و نظامی را شامل می‌شود و در طول این یکسال نیز برخی از نیازهای دفاعی کشور از این طریق تأمین شده است. این همکاری‌ها اگرچه همچنان در جریان است، اما طبیعتا محدودیت‌هایی دارد. دو کشور متحد نظامی نیستند و روسیه خودش نیز درگیر جنگ است و از طرفی، دولت روسیه بسیار عملگرا محسوب می‌شود و همزمان دنبال اخذ امتیازاتی از آمریکا در قبال جنگ اوکراین است و این فرصت را مغتنم می‌شمارد و لذا چنین عواملی را هم باید در همکاری‌های دو کشور لحاظ کنیم.

وی با اشاره به اینکه حمله آمریکا به ایران بر خلاف اهداف مشخص‌شده ترامپ در سند اخیر امنیت ملی آمریکا بود که بر تمرکز بر آمریکای لاتین تاکید دارد، گفت: قبلا هم در سال ۲۰۱۲ اوباما طرح «چرخش به شرق»  یا تمرکز بر آسیا را در سند امنیت ملی آمریکا مطرح کرده بود، اما آغاز بحران اوکراین و بحران سوریه، مانع از تمرکز جدی آمریکا بر چین شد. ‌لذا سند اخیر امنیت ملی آمریکا نیز لزوما بدان معنا نیست که این کشور کلا بساطش را از خاورمیانه و آسیا برمی‌چیند. تصور ترامپ هم آن بود که با یک بمباران چند روزه به اهدافش می‌رسد و لذا این عملیات را ناقض مفاد دکترین «مونروئه»   تلقی نمی‌کرد.

عضو هیأت علمی دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران با بیان اینکه آمریکای ترامپ موضوع منابع انرژی را در اولویت قرار داده است، اظهار کرد: این موضوع در مقابل چین به عنوان قدرت اقتصادی دوم جهان، معنای رقابت‌جویانه‌تری پیدا می‌کند. اما واقعیت آن است که اهداف ترامپ چندگانه است و در این رابطه باید ترکیبی از فشار و نفوذ اسرائیل از جمله در پرونده اپستین، ویژگی‌های روانشناختی شخص ترامپ و نیز ملاحظات اقتصادی و بین‌المللی که در این رابطه اهمیت پیدا می‌کنند، مورد توجه قرار گیرند.

کرمی با اشاره به اینکه چین پیش از جنگ کمک‌هایی در حوزه‌های فنی به ایران ارائه داده بود، بیان کرد: ممکن است هنوز هم این کمک ها ادامه داشته باشد. اما چین بازیگر بسیار پیچیده‌ای ست و نوع روابطش با آمریکا و جهان غرب به گونه‌ای نیست که خود را در مقابل آنها قرار دهد. در جنگ اوکراین نیز این وضعیت را دیدیم و حمایت از روسیه را به گونه‌ای انجام نداد که باعث فشاری از سوی غرب شود. لذا در مورد ایران هم اگرچه چین بارها و رسما حمایت خود را از حاکمیت و تمامیت سرزمینی ایران اعلام کرده است، اما هر کمکی با لحاظ احتیاط کامل خواهد بود‌.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
1 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.