اکنون در سال جاری خورشیدی و در پرتو روابط خوب ایران با چین و عادی سازی روابط با عربستان به عنوان دو شریک استراتژیک پاکستان، موقعیت مناسبی است تا جمهوری اسلامی روابط خود با پاکستان را باز تعریف و در جهت اعتلا و ارتقای آن پیش برود.

محمد حسین بنی اسدی، دیپلمات بازنشسته و کارشناس سیاست خارجی در یادداشتی برای جماران نوشت: اخیرا دولتمردان و رسانه های پاکستان از تصمیم خود برای تکمیل بخش خط لوله گاز مشترک با ایران تا بندر گوادر خبر داده و این تصمیم را در راستای تفاهم دوجانبه با ایران به منظور نشان دادن تعهد خود در تکمیل بخش مربوط به پاکستان این خط لوله دانسته اند.

توافقنامه ای که ابتدا عنوان آن  خط لوله صلح  بین ایران- پاکستان و هند «IPI»بود  در اثر بی اعتمادی  بین هند و پاکستان منجر به حذف هند شد و سرانجام در ماه مه ۲۰۰۹ بین ایران و پاکستان تحت عنوان IP به امضا رسید . بر اساس این تفاهم قرار بود به مدت ۲۵ سال  روزانه ۷۵۰میلیون فوت مکعب گاز از میدان پارس جنوبی به پاکستان ارسال شود، از این خط لوله ۱۹۳۱ کیلومتری ۱۱۵۰ کیلومتر در ایران و ۷۸۱کیلوتر در پاکستان قرار دارد و دو کشور ملزم به تکمیل این پروژه در خاک خود شدند . خط لوله گاز ایران پاکستان با قطر ۵۶ اینچ قرار بود  تنها ۸ اینچ آن به مصرف در استان سیستان و بلوچستان  اختصاص یابد و بقیه به پاکستان صادر شود، در سال ۲۰۱۳ با حضور محمود احمدی نژاد و آصف علی زرداری روسای جمهور وقت ایران و پاکستان این پروژه با شتاب و آب و تاب زیاد  به اصطلاح افتتاح شد و دولت احمدی نژاد قول ۵۰۰ میلیون دلار اعتبار به پاکستان را اعلام کرد در حال که هنوز بخش های از این خط لوله در ایران و  پاکستان تا نقطه صفر مرزی احداث نشده بود  . با پایان دوره احمدی نژاد و زرداری دوره ما عسل خط لوله IP نیز تمام شد و  وعده  تامین اعتبار ۵۰۰ میلیون دلاری از سوی ایران نیز مسکوت ماند و پاکستانی‌ها نیز بهانه خوبی برای شانه  خالی کردن از زیر بار تعهد پیدا کردند.  از سوی دیگر تیغ تحریم آمریکا نیز بر این پروژه بزرگ فرود آمد. به یاد دارم آقای عباسی وزیر وقت نفت پاکستان در آخرین دوره نخست وزیری نواز شریف  به اینجانب گفت تا زمانیکه ایران در تحریم آمریکا باشد  تکمیل این پروژه  خط لوله غیر ممکن است و ایران باید بر این مهم واقف باشد.

دولتمردان و رسانه های پاکستان طی ماه‌های اخیر موضوع  تکمیل تعهد خود در احداث ۸۰کیلو متر به ارزش ۱۸۵نیلیون دلار در خاک پاکستان را بارها برجسته کرده اند. روزنامه  پاکستانی نیشن به نقل از منابع آگاه نوشت   پاکستان برای فرار از پرداخت جریمه ۱۸میلیارد دلاری  به ایران، تصمیم به احداث ۸۰کیلو متر از تعهد ۷۸۱کیلومتری خود را عملی سازد (بر اساس توافق دو کشور هر کدام از کشورها که تعهد خود را در تکمیل خط لوله در خاک خود عملی نکنند در صورت مراجعه طرف دیگر به دادگاه بین المللی ملزم به پرداخت ۱۸میلیارد دلار به طرف مقابل است). به نوشته رسانه های پاکستان  مقامات وزارت نفت پاکستان از ایران مهلت بیشتری برای تکمیل خط لوله در خاک خود کرده اند و ظاهراً  به نوشته آنها  تا سال ۲۰۲۴ این مهلت تمدید شده است. بعد از اینکه مقامات و رسانه های پاکستانی از تصمیم دولت برای تکمیل خط لوله در داخل پاکستان تا گوادر خبر دادند و حتی صحبت از تمایل دولت پاکستان  برای درخواست معافیت از آمریکا  به میان آوردند و در اظهار نظری دیگری سخنگوی وزارت خارجه پاکستان گفت دو کشور همسایه برای احداث خط لوله گاز به مشورت با کشور ثالث نیاز ندارند و هرگونه دخالت خارجی را رد می کنند، شاهد واکنش های مختلف از سوی آمریکا بودیم.  ابتدا دستیار وزیر خارجه آمریکا دونالد لو در نشست کمیته فرعی امور خارجی مجلس نمایندگان آمریکا اعلام کرد «آمریکا با طرح گاز ایران - پاکستان مخالف است،این پروژه برای پاکستان سودی ندارد و ما به دنبال آن هستیم که پاکستان به پروژه های انرژی غیر ایرانی نگاه داشته باشد و به جای این خط لوله به راهکارهای جایگزین و تولید انرژی پاک متمرکز شود که آمریکا نیز از آن حمایت می کند»

به گفته دستیار وزارت خارجه آمریکا، اسلام آباد درخواستی برای دریافت معافیت تحریمی  از امریکا نداشته است. بعد از اظهارات دستیار وزارت  خارجه آمریکا سفیر این کشور در اسلام آباد طی ملاقات با وزیر انرژی پاکستان مواضع مشابهی را به طرف پاکستانی منتقل کرد وسرانجام  روز  هشتم فروردین جاری سخنگوی وزارت خارجه آمریکا  میخ نهایی بر تابوت خط لوله IP  کوبید و اعلام کرد  «ما از پیشرفت خط لوله گاز ایران پاکستان حمایت نمی کنیم و به پیامدهای آن هشدار می دهیم و به همه توصیه می کنیم که مراوده با ایران  خطر تحریم‌های ما را به دنبال دارد»

 اهداف پاکستان از تکمیل خط لوله گاز

پاکستان به شدت به انرژی به منظور سر و سامان دادن به اوضاع بحرانی اقتصادی نیاز دارد و چنانچه  این خط لوله تکمیل شود موفقیت بزرگی برای دولت مستقر محسوب می شود

مردم پاکستان انتظار دارند که دولت به تکمیل این پروژه خط لوله بپردازد و افق روشنی پیش چشم مردم به‌ویژه  تجار و صاحبان صنایع قرار دهد از این رو دولت پاکستان مایل است این خواسته مردم را عملی سازد.

دولت پاکستان  قصد دارد با این اقدام نه تنها حسن نیت خود به ایران را به نمایش گذارد بلکه  به نحوی  ایران را که بعضآ از امکان مراجعه به دادگاههای بین المللی دم می زند خلع سلاح کند.

 دولت پاکستان با این اقدام از کارت  دیگر کشورهای صاحب گاز از جمله ترکمنستان، روسیه و قطر بازی کند و آنها را به تحویل گاز به پاکستان ترغیب کند .

پاکستان گر چه امکان اخذ مجوز  معافیت از امریکا را بعید می داند و احتمالا با جدیت آن را تعقیب نمی کند مایل است نشانه رعایت تحریم ها علیه ایران را به طرف آمریکایی منتقل کند.

تا جاییکه نویسنده اطلاع دارد  توافق اولیه دو کشور برای رساندن خط لوله گاز تا نقطه صفر مرزی تعهد داشت و قرار بود این خط لوله در خاک پاکستان بعد از عبور از بلوچستان به منطقه نواب شاه در ایالت سند پاکستان برسد و از آنجا به نیروی برق تبدیل و به شبکه سراسری برق متصل گردد .

ایران نیز این خط لوله گاز را به نقطه صفر مرزی خود نرسانده و مستلزم چند صد میلیون دلار  هزینه است که با تکمیل تعهد پاکستان آیا ایران نیز تعهد خود را عملیاتی می کند یا نه.

 پاکستان به خوبی واقف است که ایران با کمبود تولید گاز حتی برای مصارف داخلی خود مواجه است و از طرف دیگر تعهد خود در احداث خط لوله تا نقطه صفر مرزی را نیز عملی نکرده است لذا این تصور که در آینده پاکستان طلبکارانه با ایران برخورد کند و یا حتی دعوی غرامت نماید دور از انتظار نیست.

 پاکستان در گذشته  به دنبال احداث ترمینال LNG در بندر گوادر و کراچی بوده است اینکه اکنون صحبت از اتصال خط لوله به بندر گوادر می کند قابل بررسی  و تعمق است.

 به نظر می رسد پاکستان در حوزه روابط با ایران از پیچیدگی و ظرافت خاصی با ایران برخورد می کند و متاسفانه ایران بیشتر از منظر احساسی و عاطفی به این مورد می نگرد که همین خط لوله گاز نیز از این ملاحظات به دور نیست .  زیرا قرار بود ابتدا خط لوله گاز ایران پاکستان و هند باشد که طبعا  بازار هند برای ایران قابل اعتماد و اتکا بود اما با زیرکی پاکستان به خط لوله ایران پاکستان  منجر شد و آن هم در دست اندازهای مختلف قرار گرفت.  اکنون نیز پاکستان بیشتر به دنبال خلع سلاح کردن ایران از تعقیب جریمه خط لوله است. پاکستان با این علم که ایران در حال حاضر و حتی کوتاه مدت نمی تواند تعهد گازی خود از طریق خط لوله را عملی کند با خلع سلاح ایران و بهانه تحریم امریکا  دست خود را از زیر ساطور ایران رها می کند و حتی شاید در آینده امکان اعلام غرامت و جریمه را  علیه ایران داشته باشد .

گرچه پاکستان به شدت به انرژی نیاز دار و مردم پاکستان نیز چشم به راه دریافت انرژی از ایران هستند اما دولت می خواهد ضمن قانع کردن افکار عمومی داخلی ملاحظات با آمریکا را نیز رعایت کند و از سوی دیگر ترکمنستان را نیز ترغیب به تکمیل خط لوله گاز تاپی (TAPI) کند.

پاکستان در حال حاضر بخش عمده گاز مورد نیاز خود را به صورت LNG از قطر وارد می کند و در نتیجه کاهش هزینه تولید LNG به خاطر پیشرفت تکنولوژی در این حوزه چندان هم  ناخشنود نیست.

روابط ایران و پاکستان نه تنها در چنبره خط لوله گاز  اسیر شده بلکه با مشکلات عدیده دیگری از جمله بی اعتمادی ،کاهش مبادلات تجاری و حتی بروز مشکلات امنیتی که منجر به موشک پرانی دو طرف گردید، مواجه شده است.

سالهاست در  گفتگوهای دوجانبه صحبت از تمایل برای افزایش سطح مبادلات تجاری تا ۵ میلیارد دلار صحبت می شود گر چه  ۵ میلیارد دلار تجارت بین دو کشور با جمعیتی بیش از ۳۰۰  میلیون نفر انتظار زیادی نیست اما در نتیجه اعمال تحریم های آمریکا و پذیرش بدون چون وچرا از سوی پاکستان و بر حذر داشتن بانک مرکزی  از تجارت رسمی با ایران عملا مبادلات رسمی تجاری متوقف شده و حتی با پرداخت پول ناشی از صادرات  برق به پاکستان نیز با مشکل مواجه هست. در چنین شرایطی  تجارت  تنها به صورت غیر رسمی و قاچاق در نواحی مرزی بین دو کشور جریان دارد . با اعمال تحریم، امریکا عملا ایران را در دامی گرفتار کرده که بدون رهایی از آن امکان عادی سازی تجارت و سرمایه گذاری و مشارکت در پروژه های عظیم با دیگر کشورها را از ایران گرفته است . به نظر می رسد تا زمان رفع تحریمهای ایران توسط آمریکا امکان عملیاتی شدن خط لوله گاز به پاکستان در حد یک ایده و خیال خوش باقی خواهد ماند.

 منطقی است چنانچه ایران ظرفیت لازم را برای صادرات دارد مردم سیستان و بلوچستان را از این موهبت برخوردار سازد و با اتصال خط لوله گاز به  بندر چابهار   و ناحیه مکران توجه سرمایه گذاران داخلی و خارجی به مشارکت در طرحهای اقتصادی این بندر را جلب کند.

 گر چه تیغ تحریم‌ها همچنان می تواند مشارکت خارجی در این بندر را با مشکل مواجه سازد دیپلماسی هنر و فنی است که روابط را از یک جاده یک طرفه به جاده روان دوطرفه هدایت  کند و سرانجام به شاهراه های تجارت جهانی وصل کند نه اینکه تنها با ابراز آمال و آرزوهای یک جانبه  ساز  تنهای ناکوک و گوش خراش و ناهماهنگ با ارکستر جهانی خود را در گوشه انزوا  سر دهد.

 اهمیت پاکستان  به عنوان همسایه اتمی با جمعیت ۲۴۰ میلیون  که عمدتا نسبت به ایران  سمپاتی و همدلی دارند  ایجاب می کند که روابط با پاکستان با تقویت عرصه اقتصادی  با استفاده از پشتوانه فرهنگی و تاریخی از امنیتی شدن فاصله بگیرد. بدیهی است تحقق این امر مستلزم گماردن دیپلماتهای مجرب و کارکشته همراه با ترسیم نقشه راه بر اساس واقعیات و متضمن منافع دوجانبه  به طور مستمر است.  

اکنون در سال جاری خورشیدی و در پرتو روابط خوب ایران با چین و عادی سازی روابط با عربستان به عنوان دو شریک استراتژیک پاکستان، موقعیت مناسبی است تا جمهوری اسلامی روابط خود با پاکستان را باز تعریف و در جهت اعتلا و ارتقای آن پیش برود.

مایه امیدواری است که در پرتو تحولات جهانی و از سوی دیگر نیازهای داخلی ایران کشتی‌بان  سیاست ایران، به این امر مهم واقف شود که بدون رفع تحریمها وپایان چالش هسته ای و الحاق به FATF و سایر پروتکلهای اقتصادی و تجاری و در نهایت رفع تنش با منطقه و جهان ،کار مشترک ایران با شرکتهای بزرگ  جهان و جلب سرمایه گذاری و انتقال تکنولوژی و فناوری غیر ممکن است.

در نتیجه لازم است که برای خارج شدن از چاه ویل تحریم‌های آمریکا  اقدامات بایسته صورت گیرد و از فرصت ماه‌های آخر رئیس جمهور بایدن استفاده بهینه شود وگرنه بوی خیری از دولت ترامپ در صورت پیروزی به مشام نمی رسد،  گرچه در عالم سیاست  هیچ چیزی غیر ممکن نیست.

 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

کلمات کلیدی ایران و پاکستان
نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.