جی پلاس ـ منصوره جاسبی: بحبوحه عملیات والفجر هشت بود و آتشی که در منطقه عملیاتی کارخانه نمک بر روی سر بچه ها فرود می آمد، محمدرضا عسکری کیسه ای به دوشش گرفته بود و به سمت بچه ها می رفت، جلو رفتم و با دیدن گلوله های آرپی جی پرسیدم: کجا می روید؟ آخر شما رئیس ستاد لشکر هستید نیازی نیست که این کارها را انجام دهید.
محمدرضا با خوشرویی همیشگی اش لبخندی به من تحویل داد و گفت: من این کار را می کنم تا دیگران هم همین کار را انجام دهند.
برگرفته از خاطره ای نقل شده از عسکر قلی پور از اعضای تیپ یکم لشکر 25 کربلا.