مجله آمریکایی «تایم» (TIME) در یادداشتی تحلیلی به قلم سه پژوهشگر نام‌های جغرافیایی، از پیشنهاد دونالد ترامپ برای تغییر نام اقیانوس اطلس یا آرام به «اقیانوس ترامپ» یا «اقیانوس قاره آمریکا» انتقاد کرده است. نویسندگان این یادداشت با توصیف چنین رویکردی به‌عنوان نمونه‌ای از «خودشیفتگی در نام‌گذاری جغرافیایی»، تأکید می‌کنند که نام‌های جغرافیایی بخشی از میراث فرهنگی مشترک بشریت هستند و نباید به ابزاری برای برندسازی شخصی، نمایش قدرت سیاسی و تغییر یک‌جانبه نقشه جهان تبدیل شوند.

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، مجله آمریکایی «تایم» (TIME) در یادداشتی تحلیلی به بررسی پیشنهاد دونالد ترامپ برای تغییر نام اقیانوس‌های اطلس و آرام پرداخته است. نویسندگان این یادداشت با انتقاد از آنچه «خودشیفتگی در نام‌گذاری جغرافیایی» می‌خوانند، تأکید کرده‌اند که نام‌های جغرافیایی بخشی از میراث فرهنگی مشترک بشریت هستند و نباید به ابزاری برای برندسازی شخصی و نمایش قدرت سیاسی تبدیل شوند. تایم در این یادداشت می‌نویسد:

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، که ظاهراً تغییر نام یک خلیج بین‌المللی و یک دریاچه مشترک میان دو کشور برایش کافی نبوده است، در ۱۰ اکتبر و در جریان یک گردهمایی سیاسی در شهر کلارکسویل ایالت تنسی، ایده تغییر نام اقیانوس اطلس یا اقیانوس آرام به «اقیانوس ترامپ» یا «اقیانوس قاره آمریکا» را مطرح کرد.

او در میان خنده و تشویق حاضران گفت: «ما به یک اقیانوس نیاز داریم. برای همین داشتم به این فکر می‌کردم که یا اقیانوس اطلس را انتخاب کنیم یا اقیانوس آرام را.»

ترامپ افزود: «اسمش را می‌گذاریم اقیانوس ترامپ یا اقیانوس قاره آمریکا؛ چیزی شبیه به این.»

سپس ترامپ در گردهمایی دیگری در ۲۱ اکتبر در ایالت کارولینای جنوبی اعلام کرد که از ساندار پیچای، مدیرعامل گوگل، خواسته است نام اقیانوس اطلس را در نقشه‌های گوگل تغییر دهد. به گفته ترامپ، پیچای در پاسخ گفته است: «لطفاً از ما نخواهید چنین کاری انجام دهیم.»

ترامپ در ادامه گفت: «بنابراین احتمالاً از این موضوع صرف‌نظر می‌کنم. فکر می‌کنم بهتر است نام اقیانوس اطلس را همان‌طور که هست حفظ کنیم.»

اگرچه گوگل تاکنون بیانیه رسمی درباره این موضوع منتشر نکرده است، اما اصرار ترامپ بر نام‌گذاری مکان‌ها به نام خود یا آمریکا، پدیده‌ای قابل‌توجه است. از دیدگاه ما، این رفتار نمونه‌ای آشکار از «خودشیفتگی در نام‌گذاری جغرافیایی» (Toponymic Narcissism) است؛ به این معنا که فرد از نام‌گذاری مکان‌ها برای بازآفرینی جهان بر اساس تصویر و هویت شخصی خود استفاده می‌کند.

نباید خودمان را فریب دهیم؛ ترامپ به‌خوبی با اصول برندسازی آشناست. در واقع، بخش عمده فعالیت‌های تجاری او بر بازاریابی و ترویج برند ترامپ در هتل‌ها، زمین‌های گلف و حتی کفش‌های ورزشی طلایی‌رنگ استوار بوده است. بنابراین، نباید تعجب کرد که او در دومین دوره ریاست‌جمهوری خود نیز همان الگوی پیشین را دنبال می‌کند.

بااین‌حال، نقشه جهان یک پروژه خصوصی توسعه املاک و مستغلات نیست. همچنین نمی‌توان نام‌های جغرافیایی را صرفاً به ابزاری برای برندسازی تقلیل داد. نام مکان‌ها کارکردی مدنی و اجتماعی فراتر از این دارند و به‌عنوان نمادهای مشترک جهانی باید از بزرگداشت شخصی و منافع سیاسی هر فرد یا رهبر خاص فراتر باشند.

نام‌های جغرافیایی بخشی از میراث فرهنگی ناملموس ما محسوب می‌شوند و از اهمیتی فرهنگی برخوردارند که بسیار فراتر از تمایلات زودگذر ترامپ برای تغییر نقشه‌ها دوام خواهد داشت. این نام‌ها به تصورات جغرافیایی ما و شیوه درک و شناخت مردم از جهان شکل می‌دهند. نام‌گذاری جغرافیایی همچنین پیامدهای مهمی برای آموزش، روابط بین‌الملل و نوع پیام‌هایی دارد که می‌خواهیم به جهان منتقل کنیم.

برای نمونه، قابل‌توجه است که ترامپ بخش عمده تلاش‌های خود برای تغییر نام مکان‌ها را بر مناطقی متمرکز کرده که نام‌هایی با ریشه بومی دارند؛ از جمله دریاچه انتاریو و خلیج مکزیک.

در مورد اقیانوس اطلس نیز می‌توان این اقدام را تلاشی برای حذف ریشه تاریخی و زبانی نامی دانست که از طریق یونان به شمال آفریقا پیوند می‌خورد. نام این اقیانوس از تعبیر یونانی «اقیانوسِ اطلس» گرفته شده است که به اسطوره غولی اشاره دارد که در کوه‌های اطلس در شمال غرب آفریقا زندگی می‌کند.

ما به‌عنوان پژوهشگران حوزه نام‌های جغرافیایی، دهه‌هاست که جنبه‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی نام‌گذاری مکان‌ها را مطالعه می‌کنیم. در طول تاریخ، رهبران سیاسی و نقشه‌نگاران بارها از نام‌گذاری جغرافیایی برای اعمال قدرت آشکار و بازنویسی نقشه جهان استفاده کرده‌اند.

از یک منظر، اقدامات نمایشی ترامپ برای تغییر نام مکان‌ها، صرفاً تازه‌ترین نمونه پرزرق‌وبرق از روندی تاریخی و گسترده‌تر در پیوند میان نقشه‌نگاری و سیاست به شمار می‌رود.

اما ترامپ صرفاً با هدف نمایش قدرت آمریکا در عرصه جهانی، نام مکان‌ها را تغییر نمی‌دهد. او همچنین خودِ فرایند نام‌گذاری جغرافیایی و به همراه آن، هنجارهای بین‌المللی حاکم بر تهیه نقشه‌ها را به سخره می‌گیرد.

جامعه بین‌المللی باید بار دیگر بر تعهد خود به احترام گذاشتن به ارزش فرهنگی نام‌گذاری مکان‌ها تأکید کند و اصولی مسئولانه برای نام‌گذاری جغرافیایی تدوین و تبیین کند؛ به‌ویژه درباره عوارض جغرافیایی مشترکی که از مرزهای بین‌المللی فراتر می‌روند.

 

ما در نامه‌ای سرگشاده که با همکاری کارشناسان نام‌های جغرافیایی از سراسر جهان تدوین کرده‌ایم، پنج اصل اساسی را برای نام‌گذاری مسئولانه مکان‌ها پیشنهاد داده‌ایم:

 

اصل نخست: به رسمیت شناختن ارزش فرهنگی نام‌های جغرافیایی

نخستین اصل بر این موضوع تأکید دارد که نام‌های جغرافیایی باید به‌عنوان جلوه‌هایی از میراث فرهنگی ناملموس و منابعی مشترک با اهمیت فرهنگی شناخته شوند؛ منابعی که حفاظت و مدیریت مسئولانه آن‌ها، تعهداتی فراتر از منافع هر دولت، رهبر، نهاد یا نسل خاص به همراه دارد.

 

اصل دوم: مشارکت معنادار مردم در تصمیم‌گیری‌ها

با توجه به اهمیت فرهنگی نام‌های جغرافیایی، اصل دوم بر ضرورت مشارکت واقعی و معنادار مردم در تصمیم‌گیری‌های مربوط به نام‌گذاری مکان‌ها تأکید می‌کند. نام‌های جغرافیایی که به‌صورت خودسرانه و بدون طی فرایندهای قانونی و رویه‌های مناسب تغییر می‌کنند، نباید از سوی جامعه بین‌المللی به رسمیت شناخته شوند.

 

اصل سوم: جلوگیری از سوءاستفاده سیاسی و سرزمینی از نام‌گذاری

سوم آنکه نام‌های جغرافیایی نباید به ابزاری برای اعلام برتری فرهنگی، پیشبرد جاه‌طلبی‌های سرزمینی یا ادعای مالکیت ملی انحصاری بر فضاهای جغرافیایی مشترک میان مردمان مختلف تبدیل شوند.

 

اصل چهارم: پرهیز از نام‌گذاری مکان‌ها به نام افراد زنده

به‌طور کلی، مکان‌ها نباید به نام افراد زنده نام‌گذاری شوند. در عوض، نام‌گذاری جغرافیایی باید در خدمت منافع عمومی باشد، نه اینکه به ابزاری برای ترویج میراث شخصی افرادی تبدیل شود که می‌کوشند از طریق بزرگداشت خود، بر اهمیت و جایگاه شخصی‌شان بیفزایند.

 

اصل پنجم: احترام به تنوع نام‌ها و ضرورت گفت‌وگوی بین‌المللی

در نهایت، ما بر این باوریم که یک فضای جغرافیایی مشترک لزوماً نباید تنها یک نام داشته باشد؛ زیرا وجود نام‌های متعدد برای یک مکان می‌تواند بازتاب‌دهنده لایه‌های گوناگون تاریخی، زبان‌ها و پیوندهای فرهنگی و عاطفی باشد که مکان‌ها از طریق آن‌ها معنا و هویت پیدا می‌کنند.

بااین‌حال، پذیرش این تنوع نباید به معنای تأیید تغییر نام یک‌جانبه عوارض جغرافیایی مشترک، بدون انجام گفت‌وگوی بین‌المللی میان کشورها و جوامعی باشد که از این تصمیم‌ها تأثیر می‌پذیرند.

اگر ترامپ تلاش خود برای تغییر نام اقیانوس اطلس یا اقیانوس آرام را ادامه دهد، جامعه بین‌المللی باید در مخالفت با این اقدام جلب‌توجه‌طلبانه، که نقض اصول حرفه‌ای نقشه‌نگاری به شمار می‌رود، موضعی متحد اتخاذ کند و از ارزش فرهنگی نام‌گذاری جغرافیایی، به‌عنوان یکی از پایه‌های اساسی نقشه مشترک جهان و تصور جغرافیایی ما، دفاع کند.

 

 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

کلمات کلیدی ترامپ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.