مؤسسه دیپلماسی و اقتصاد (instituDE) در تحلیلی هشدار داد که مشارکت نظامی ترکیه در جنگ یمن و پیوستن آنکارا به توافق دفاعی مکه میتواند روابط ایران و ترکیه را وارد مرحلهای پرتنش کند. این گزارش، تشدید اختلافات دیپلماتیک و اقتصادی، حملات نامتقارن و رویارویی مستقیم نظامی را سه سناریوی احتمالی تنش میان دو کشور دانسته و تأکید کرده است که حتی حضور محدود نظامی ترکیه در عربستان سعودی ممکن است پیامدهایی فراتر از محاسبات اولیه آنکارا داشته باشد.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، مؤسسه «دیپلماسی و اقتصاد» (instituDE) در گزارشی تحلیلی به بررسی پیامدهای مشارکت نظامی ترکیه در توافق دفاعی مکه و تأثیر آن بر روابط تهران و آنکارا پرداخت و نوشت: ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان در ۵ اکتبر تصمیم گرفتند توافق دفاعی مشترک مکه را وارد مرحله اجرا کنند. بر اساس این تصمیم، ترکیه در کنار پاکستان، شمار توافقشدهای از نیروهای نظامی خود را برای کمک به مقابله با انصارالله به عربستان سعودی اعزام خواهد کرد. آنکارا قصد دارد مشارکتی محدود، عمدتاً در قالب کمکهای فنی، داشته باشد. منابعی در آنکارا میگویند ترکیه در درجه نخست سامانههای پدافند هوایی و هواپیماهای نظامی مستقر خواهد کرد. منابع ترکیهای ابعاد این استقرار را کماهمیت جلوه میدهند و آن را اقدامی صرفاً دفاعی توصیف میکنند.
بااینحال، با فعال شدن سازوکار دفاع جمعی توافق مکه، ترکیه عملاً به بخشی از جنگ یمن تبدیل شده است؛ حتی اگر مشارکت آن به همان اندازه محدودی باشد که آنکارا در نظر دارد. مهمتر از آن، ترکیه به بخشی از روندی گستردهتر پیوسته است: منازعهای منطقهای با ایران و متحدان این کشور.
انصارالله متحدانی بسیار کارآمد برای حکومت ایران هستند. حملات آنها به تأسیسات انرژی، فرودگاهها، نفتکشها و دیگر اهداف راهبردی، تأثیر فشار ایران بر ایالات متحده، متحدان واشنگتن و اقتصاد جهانی را چند برابر میکند. موقعیت انصارالله در مجاورت تنگه بابالمندب نیز اهمیت راهبردی آنها را برای ایران افزایش میدهد. از این منظر، اگر تهران بخواهد تنش با آنکارا را تشدید کند، جای تعجب نخواهد داشت؛ حتی اگر دولت ترکیه تلاش کند مشارکت خود در جنگ یمن را از سایر ابعاد منازعه منطقهای جدا نگه دارد و روابطش را با حکومت ایران حفظ کند.
تشدید احتمالی تنش از سوی ایران علیه ترکیه میتواند در سه مرحله رخ دهد: تشدید دیپلماتیک و اقتصادی، حملات نامتقارن و رویارویی مستقیم.
تشدید دیپلماتیک و اقتصادی
استقرار نیروهای ترکیه در عربستان سعودی واکنش دیپلماتیک تهران را برخواهد انگیخت. حکومت ایران پیشتر نیز نارضایتی خود را از بیطرفی ترکیه در جریان جنگ ایران با آمریکا نشان داده است. بنابراین، بروز تنشهای دیپلماتیک و حتی قطع روابط میان دو کشور دور از انتظار نخواهد بود.
چرخش آنکارا به سمت جبهه ضدایرانی، به توافق مکه و جنگ یمن محدود نمیشود. ترکیه که زمانی راههایی برای دور زدن تحریمهای آمریکا علیه ایران پیدا میکرد، اکنون با کارزار دولت ترامپ موسوم به «عملیات طرد اقتصادی» همراهی میکند؛ کارزاری که هدف آن به زانو درآوردن حکومت تهران از طریق فشار اقتصادی است.
دولت ترکیه تاکنون چند اقدام اقتصادی در این راستا انجام داده است؛ از جمله تعلیق پروازهای تجاری به ایران و از ایران و لغو مجوز فعالیت بانک ملت.
بااینحال، ایران اهرم مؤثرتری نیز در اختیار دارد: گاز طبیعی.
ترکیه در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۳ درصد از واردات گاز طبیعی خود را از ایران تأمین کرد. قرارداد ۲۵ساله گازی دو کشور در ژوئیه ۲۰۲۶ به پایان رسید. اگرچه ایران بزرگترین تأمینکننده گاز طبیعی ترکیه نبود، توقف جریان گاز ایران میتواند در ماههای زمستان پیش رو، برای اقتصاد ترکیه که هماکنون نیز با مشکلات جدی مواجه است، دردسرهای بزرگی ایجاد کند.
ترکیه طی سالهای اخیر منابع تأمین گاز طبیعی خود را متنوع کرده و سهم گاز وارداتی از آمریکا نیز افزایش یافته است. بااینحال، وزیر انرژی ترکیه میگوید این کشور همچنان برای حفظ امنیت انرژی خود به گاز ایران نیاز دارد.
حملات نامتقارن
ترکیه به تنشهای دیپلماتیک با ایران و استفاده تهران از وابستگی انرژی آنکارا بهعنوان اهرم فشار عادت دارد. ترکیه و ایران دو رقیب منطقهای هستند که در سوریه، عراق و قفقاز با یکدیگر اصطکاک و تقابل داشتهاند. بااینحال، حملات نامتقارن و تروریستی میتواند بحرانی بیسابقه در روابط دو کشور ایجاد کند.
در جریان جنگ اخیر ایران و آمریکا، تشدید نظامی اقدامات ایران علیه ایالات متحده و دیگر بازیگران منطقهای، گسستی آشکار از راهبرد پیشین تهران را نشان داد؛ راهبردی که بهمراتب محتاطانهتر بود.
ایران از فوریه ۲۰۲۶ تاکنون نهتنها از آغاز تشدید تنش خودداری نکرده، بلکه دامنه درگیریها را نیز گسترش داده است. در واقع، ایران در مقطعی که ترکیه هنوز وارد منازعه نشده بود، چهار موشک به سمت این کشور شلیک کرد؛ موشکهایی که بنا بر اعلام ترکیه، پدافند ناتو آنها را رهگیری کرد.
بنابراین، مشارکت ترکیه در جنگ یمن میتواند حملات تلافیجویانه ایران علیه اهداف ترکیه را در پی داشته باشد؛ حملاتی که تهران مسئولیت آنها را بر عهده نگیرد.
برای مثال، نیروهای ترکیه در شمال عراق ممکن است هدف حملات شبهنظامیان همسو با ایران در این کشور قرار گیرند. همچنین، خط لوله نفت باکو ـ تفلیس ـ جیحان، که روزانه ۶۰۰ هزار بشکه نفت خام را از دریای خزر به دریای مدیترانه منتقل میکند، میتواند هدف حمله قرار گیرد. انتقال بخشی از این نفت به اسرائیل، جذابیت این خط لوله را بهعنوان هدفی برای ایران افزایش میدهد.
پایگاه هوایی اینجرلیک، که میزبان نیروهای آمریکایی است؛ تأسیسات راداری ناتو در مالاتیا؛ و نمایندگیهای دیپلماتیک آمریکا و اسرائیل نیز میتوانند در شمار اهداف احتمالی ایران قرار گیرند.
افزون بر این، حمله به اهداف راهبردی، اقتصادی، سیاسی یا گردشگری ترکیه میتواند ثبات سیاسی شکننده این کشور را تضعیف کند یا مشکلات اقتصادی آن را تشدید سازد؛ بدون آنکه ایران مسئولیت حملات را بپذیرد.
در واکنش به چنین اقداماتی، ترکیه میتواند از حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) و دیگر گروههای کردی یا مخالف حکومت ایران علیه تهران استفاده کند و در اختیار آنها سلاح و پشتیبانی نظامی قرار دهد.
بااینحال، ترکیه در این سناریو بیش از ایران چیزی برای از دست دادن دارد. ایران ماههاست که تحت فشار نظامی، سیاسی و اقتصادی آمریکا قرار گرفته است و به همین دلیل ممکن است هزینههای بیشتری را نسبت به آنچه پیشتر قابل تصور بود، تحمل کند.
رویارویی مستقیم
آخرین مرحله تشدید تنش، رویارویی مستقیم خواهد بود؛ وضعیتی که در آن موشکها و پهپادهای ایرانی شهرهای ترکیه را هدف قرار دهند، همانگونه که پیشتر در عربستان سعودی، امارات متحده عربی و نقاط دیگر منطقه چنین حملاتی انجام شده است.
حکومت ایران پیشتر آمادگی خود را برای چنین سطحی از تشدید تنش نشان داده است. ترکیه نیز میتواند دست به اقدام تلافیجویانه بزند، اما با توجه به اینکه ایران ماهها تحت بمباران شدید آمریکا قرار داشته، هزینه اضافی حملات تلافیجویانه ترکیه برای تهران ممکن است نسبتاً محدود باشد. همانند حملات نامتقارن، رویارویی مستقیم نیز میتواند هزینههای سنگینی برای ترکیه به همراه داشته باشد.
مشارکت ترکیه در جنگ یمن ممکن است از مسیرهای مختلفی به نتیجهای نامطلوب منتهی شود. نیروهای ترکیه مستقر در عربستان سعودی ممکن است هدف حملات حوثیها قرار گیرند. اما مسئله فقط این نیست؛ ترکیه بهتدریج به بخشی از منازعه گستردهتر منطقهای تبدیل میشود.
آنکارا هر کاری بتواند انجام خواهد داد تا نقش خود در جنگ یمن را کماهمیت جلوه دهد و روابط دیپلماتیکش را با تهران حفظ کند. بااینحال، حکومت ایران که در میدان نبرد اعتمادبهنفس تازهای پیدا کرده است، ممکن است تصمیم بگیرد برای عقب راندن دولت ترکیه به حاشیه منازعه، هزینههایی بر آن تحمیل کند. چنین اقدامی میتواند راه را برای ورود روابط ترکیه و ایران به مرحله تازهای از تشدید تنش باز کند.
دولت ترکیه با فعال کردن سازوکار دفاع جمعی توافق مکه، صرفاً به جنگ یمن نمیپیوندد؛ بلکه خود را درگیر منازعهای منطقهای میکند که پیامدهای آن ممکن است بسیار فراتر از محاسبات اولیه آنکارا باشد.
هرچه این جنگ منطقهای طولانیتر شود، مخاطرات برای همه طرفها افزایش خواهد یافت و آنها را به پذیرش ریسکهای بزرگتر سوق خواهد داد. در نتیجه، ممکن است آنکارا در نهایت دریابد که آنچه با یک استقرار نظامی محدود در عربستان سعودی آغاز شده، به پایان قرنها صلح نسبی میان ترکیه و ایران منجر شده است.