توماس فریدمن در یادداشتی در نیویورک‌تایمز، جنگ آمریکا با ایران را نمونه‌ای از تغییر عمیق در مفهوم قدرت نظامی می‌داند؛ تغییری که در آن بازیگران کوچک‌تر با اتکا به موشک‌های دقیق، پهپادها، اطلاعات لحظه‌ای و فناوری‌های ارزان می‌توانند هزینه‌های سنگینی به قدرت‌های بزرگ تحمیل کنند. به باور او، گسترش هوش مصنوعی این روند را شتاب خواهد داد و می‌تواند برتری سنتی ارتش‌های بزرگ را بیش از پیش فرسوده کند.

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، «توماس ال. فریدمن» ستون‌نویس نیویورک‌تایمز، مقاله را با این جمله آغاز می‌کند که اگر قرار بود کتابی درباره جنگ آمریکا با ایران بنویسد، عنوان آن را از پیام پنجم آوریل ۲۰۲۶ ترامپ خطاب به رهبران ایران انتخاب می‌کرد: «تنگه لعنتی را باز کنید، دیوانه‌ها؛ وگرنه در جهنم زندگی خواهید کرد—فقط تماشا کنید!»

از نظر فریدمن، این پیام خشمگین و تهدیدآمیز بهترین توصیف از «فیزیک جدید قدرت» در جنگ ایران است. رئیس‌جمهور بزرگ‌ترین قدرت نظامی جهان، پس از بمباران گسترده ایران، ناچار شده بود در شبکه‌های اجتماعی از تهران بخواهد تنگه هرمز را باز کند؛ زیرا ایران با وجود برخورداری از نیروی نظامی بسیار کوچک‌تر و تحمل خسارات سنگین، در برابر حملات آمریکا تسلیم نشده بود.

 

23371547381_165bb0dc49_o-scaled-1

 

فریدمن می‌گوید جنگ‌ها معمولاً تغییرات اساسی در توزیع قدرت را آشکار می‌کنند: چه کسی واقعاً قدرت دارد، چه کسی قدرت سابق خود را از دست داده و قدرت چگونه به کار گرفته می‌شود. پیام ترامپ نشان داد که داشتن ارتش، بودجه و تجهیزات بیشتر دیگر لزوماً به معنای توان تحمیل سریع اراده سیاسی نیست.

استدلال اصلی مقاله این است که بازیگران کوچک‌تر اکنون می‌توانند با استفاده از موشک‌ها، پهپادها، اطلاعات لحظه‌ای و فناوری‌های ارزان، بسیار بزرگ‌تر از اندازه واقعی خود عمل کنند. قدرت‌های بزرگ نیز قادر به انجام عملیات کوچک و بسیار دقیق هستند، اما به دلیل وابستگی به ناوهای هواپیمابر، پایگاه‌های عظیم و سامانه‌های تسلیحاتی گران‌قیمت، هزینه بسیار بیشتری می‌پردازند. در وضعیت کنونی، مزیت نسبی بیشتر در اختیار بازیگران کوچک و پراکنده قرار گرفته است.

این پدیده تنها به ایران محدود نیست و در جنگ‌های اوکراین و روسیه، حزب‌الله و اسرائیل، حماس و اسرائیل و درگیری حوثی‌ها با قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی نیز دیده می‌شود. فریدمن هشدار می‌دهد که گسترش هوش مصنوعی این روند را تقویت خواهد کرد و به بازیگران کوچک امکان می‌دهد با هزینه کمتر، دقیق‌تر و قدرتمندتر عمل کنند.

ترامپ کمتر از دو هفته پس از آغاز حملات گسترده آمریکا و اسرائیل، در ۱۱ مارس اعلام کرد که جنگ عملاً در ساعت نخست پایان یافته و آمریکا پیروز شده است. فریدمن می‌گوید ترامپ در یک نکته درست می‌گفت: هیچ‌گاه نباید پیروزی را زود اعلام کرد.

ترامپ در نظر نگرفته بود که ایران نیز درباره زمان و شرایط پایان جنگ نقش دارد. تهران برخلاف دولت آمریکا، برای روز پس از حملات برنامه جایگزین داشت: استفاده از موشک‌ها و پهپادهای نسبتاً ارزان برای کنترل تنگه هرمز، حمله به پایگاه‌های آمریکا و گسترش درگیری در خلیج فارس. ایران با وجود خسارات سنگین توانسته است آمریکا و اسرائیل را به نوعی بن‌بست بکشاند و آسیب‌های نظامی و اقتصادی قابل‌توجهی وارد کند که فریدمن معتقد است ابعاد آن از سوی ترامپ و پیت هگست به‌طور کامل بیان نشده است.

یکی از نمونه‌های اصلی، حمله روز نخست جنگ به پایگاه پشتیبانی آمریکا در بحرین بود. موشک‌ها و پهپادهای ایران بخش بزرگی از مرکزی را نابود کردند که نیروی دریایی آمریکا دهه‌ها برای انتقال غذا، سوخت، مهمات و تجهیزات از آن استفاده می‌کرد. از دست رفتن این مرکز باعث کمبود برخی اقلام برای نزدیک به ۵۷۰۰ خدمه ناو آبراهام لینکلن شد.

آمریکا در نتیجه این حمله ناچار شد وابستگی خود را به پایگاه دیه‌گو گارسیا افزایش دهد؛ جزیره‌ای تحت فرماندهی بریتانیا که حدود ۲۷۰۰ مایل از بحرین فاصله دارد. فریدمن می‌پرسد چگونه چنین مرکز حیاتی‌ای در نخستین روز جنگ تا این اندازه در برابر حملات ایران بی‌دفاع بود و چرا پیت هگست برای پاسخ‌گویی درباره این شکست به کنگره فراخوانده نشده است.

نمونه دیگر، انهدام رادار سامانه تاد در پایگاه موفق‌السلطی اردن است. براساس گزارش‌های مورد اشاره مقاله، یک موشک ایرانی توانست راداری به ارزش حدود ۵۰۰ میلیون دلار را که برای عملکرد یکی از پیشرفته‌ترین سامانه‌های دفاع موشکی آمریکا حیاتی بود، منهدم کند.

یک مقام ارشد اردنی گفته است موشک در میانه پرواز تغییر مسیر داد، از جناحی غیرمنتظره به رادار نزدیک شد و از شناسایی و رهگیری گریخت. هنوز مشخص نیست این حمله با موشک فتاح یا ترکیبی از موشک و پهپاد انجام شده است.

جان آرکیلا، استاد بازنشسته تحلیل دفاعی در مدرسه عالی نیروی دریایی آمریکا، توضیح می‌دهد که جنگ موشکی دیگر به پرتاب یک کلاهک در مسیری قابل پیش‌بینی محدود نیست. موشک‌های جدید می‌توانند در میانه پرواز مانور دهند، از اطلاعات لحظه‌ای استفاده کنند، با سرعت‌های بسیار بالا حرکت کنند و از زاویه‌ای به هدف برسند که سامانه دفاعی انتظار آن را ندارد.

به گفته آرکیلا، این تحول موشک را به سلاح برتر قرن بیست‌ویکم تبدیل کرده و می‌تواند بازدارندگی و ثبات را در جنگ‌های مختلف تضعیف کند. چین نیز چند سال است موشک‌های مافوق صوت و مانورپذیر دی‌اف‌ـ۱۷ را در رزمایش‌های نزدیک تایوان به کار می‌گیرد.

در نمونه‌ای دیگر، دو پهپاد انتحاری در سوم مارس به محوطه سفارت آمریکا در ریاض حمله کردند. پهپاد نخست مستقیماً به طبقه محل استقرار دفتر سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا اصابت کرد و پهپاد دوم از همان شکاف ایجادشده وارد ساختمان شد. انفجار دوم آتش‌سوزی گسترده‌ای ایجاد کرد که ساعت‌ها ادامه یافت. گزارش‌های بعدی احتمال دادند این حمله با استفاده از اطلاعات ماهواره‌ای روسیه انجام شده باشد، هرچند نقش روسیه به‌طور قطعی تأیید نشده است.

فریدمن با استناد به آرکیلا می‌گوید جنگ‌های گذشته با «انبوه نیرو و انرژی» پیروز می‌شدند. هرچه فاصله هدف بیشتر بود، دقت کاهش می‌یافت و ارتش‌ها برای جبران آن از حجم بیشتری از نیرو و مهمات استفاده می‌کردند. اکنون اطلاعات جای انبوه نیرو را گرفته است. سلاح‌های دقیق و نسبتاً ارزان رابطه سنتی میان فاصله و دقت را از میان برده‌اند و برخی از آنها با قطعاتی ساخته می‌شوند که در بازارهای عمومی قابل تهیه‌اند.

اوکراین بدون برخورداری از نیروی دریایی سنتی، با قایق‌های بدون سرنشین و شناورهای کوچک مسلح، ناوگان روسیه را از سواحل خود عقب رانده و مسیر صادرات غلات و کود را باز نگه داشته است. حزب‌الله نیز با سلاح‌های کوچک‌تر و دقیق به ارتش و شهرهای اسرائیل آسیب زده و ایران و حوثی‌ها توانسته‌اند قدرت‌های بزرگ‌تر را در چند جبهه درگیر کنند.

به گفته آرکیلا، آمریکا و اسرائیل تلاش کردند جنگ را با افزایش تعداد حملات و حجم مهمات گسترش دهند، اما ایران جنگ را از نظر جغرافیایی پخش کرد. تهران واحدهای کوچک مجهز به موشک‌های دقیق را در نقاط متعدد مخفی کرد و پایگاه‌های آمریکا و تأسیسات نفتی کشورهای عربی را در سراسر خلیج فارس هدف قرار داد.

مأموریت این واحدها زنده‌ماندن، شلیک و جابه‌جایی سریع است. در چنین محیطی، تعداد زیادی واحد کوچک با سلاح‌های ارزان که می‌توان آنها را در مدتی کوتاه ساخت یا تغییر داد، ممکن است از چند آرایش بزرگ تانک‌های آبرامز مؤثرتر باشند.

بازیگران کوچک همچنین برای موفقیت لزوماً مجبور به پیروزی کامل نیستند؛ کافی است شکست نخورند و جنگ را ادامه دهند. در مقابل، قدرت بزرگی مانند آمریکا باید پیروز شود، جنگ را پایان دهد و نیروهایش را به خانه بازگرداند. ادامه درگیری بدون شکست قطعی، برای ایران و نیروهای همسو می‌تواند خود نوعی موفقیت باشد.

بااین‌حال، فریدمن تأکید می‌کند که قدرت‌های بزرگ نیز می‌توانند با استفاده از اطلاعات دقیق، در مقیاسی کوچک اما ویرانگر عمل کنند. در نخستین روز جنگ، اسرائیل با کمک اطلاعات آمریکا و حملات نقطه‌ای، بیش از ۴۰ مقام ارشد ایرانی را که در یک مجتمع در تهران جمع شده بودند ترور و بخش مهمی از ساختار امنیت ملی ایران را در یک عملیات از میان برد.

نمونه دیگر، انفجار پیجرها و وسایل ارتباطی اعضای حزب‌الله در سپتامبر ۲۰۲۴ بود. این عملیات ده‌ها کشته و حدود سه هزار زخمی بر جای گذاشت و طبق گزارش‌ها نزدیک به ۱۵۰۰ نیروی حزب‌الله را به دلیل جراحات دست، صورت و بدن از فعالیت عملیاتی خارج کرد. اسرائیل با مقدار محدودی مواد منفجره و حجم زیادی اطلاعات، شمار زیادی از نیروهای حزب‌الله را در چند ساعت هدف قرار داد.

حمله سایبری استاکس‌نت به تأسیسات غنی‌سازی نطنز نیز نمونه دیگری از عمل‌کردن یک قدرت بزرگ در مقیاسی کوچک بود. آمریکا و اسرائیل به‌جای بمباران مستقیم، از یک بدافزار برای از کار انداختن تعداد زیادی سانتریفیوژ ایران استفاده کردند. هرچند سانتریفیوژها نسبتاً سریع جایگزین شدند و اثر بلندمدت عملیات محدود بود، طراحی و اجرای آن به منابع اطلاعاتی و مالی گسترده‌ای نیاز داشت.

فریدمن در پایان هشدار می‌دهد که هوش مصنوعی این روند را شتاب خواهد داد. در آینده حتی یک نوجوان با لپ‌تاپ، اتصال ماهواره‌ای و یک مدل هوش مصنوعی می‌تواند آسیب‌پذیری‌های نرم‌افزاری قدیمی را شناسایی و شبکه آب یا برق یک شهر را مختل کند.

بنابراین «کوچک‌ها» نه‌فقط کشورها و گروه‌های مسلح، بلکه افراد کم‌سن‌وسال و مجهز به فناوری خواهند بود که می‌توانند خساراتی در مقیاس قدرت‌های بزرگ ایجاد کنند. به همین دلیل، فریدمن معتقد است فیزیک جدید قدرت می‌تواند جنگ‌ها را طولانی‌تر، دفاع را پیچیده‌تر و برتری سنتی ارتش‌های بزرگ را کم‌اثرتر کند.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.