وبسایت اسرائیلی «واینت» در گزارشی تحقیقی به قلم رونن برگمن، مسیر شکلگیری و گسترش یک نقلقول جعلی منتسب به سردار احمد وحیدی را بررسی کرده است؛ ادعایی که از یک حساب مشکوک در هند آغاز شد، با بازنشر رسانهها و چهرههای سیاسی اسرائیلی و آمریکایی اعتبار ظاهری پیدا کرد و سرانجام به سخنان رسمی بنیامین نتانیاهو راه یافت، بیآنکه هیچ منبع ایرانی، ویدئو، متن سخنرانی یا تأیید مستقلی برای آن وجود داشته باشد.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، وبسایت اسرائیلی «واینت» در گزارشی تحقیقی به قلم رونن برگمن، روند شکلگیری و گسترش یک نقلقول جعلی منتسب به سردار احمد وحیدی را بررسی کرده است؛ ادعایی که براساس آن، سردار وحیدی گفته بود: «تا زمانی که اسرائیل و آمریکا سلاح هستهای دارند، ایران نیز به کار روی آن ادامه خواهد داد.»
براساس بررسی واینت، این نقلقول کاملاً ساختگی بوده و هیچ منبع ایرانی، ویدئو، متن سخنرانی یا گزارش مستقلی از رسانهها و خبرگزاریهای معتبر بینالمللی از جمله رویترز، آسوشیتدپرس و خبرگزاری فرانسه برای تأیید آن وجود ندارد.
بااینحال، این ادعا در روز ۵ اوت و در فاصلهای حدود ۱۵ ساعت، مسیری را طی کرد که از یک حساب مشکوک هندی در شبکه اجتماعی ایکس آغاز شد، به رسانهها و چهرههای سیاسی اسرائیلی رسید، توسط بنیامین نتانیاهو تکرار شد، در آمریکا بازتاب پیدا کرد و سرانجام با عنوان خبری برگرفته از «رسانههای اسرائیلی» دوباره به هند بازگشت.
نقطه آغاز؛ یک حساب هندو-ملیگرا در هند
براساس گزارش واینت، نقطه آغاز انتشار این ادعا حسابی با نام «ریتیکا» در شبکه ایکس بود؛ حسابی هندو-ملیگرا و حامی اسرائیل که سابقه انتشار اخبار جعلی دارد. ساعت ۹:۱۴ صبح روز ۵ اوت، این حساب بدون ارائه هیچ منبع، فیلم، سند یا گزارش ایرانی، نقلقول ادعایی منتسب به احمد وحیدی را به زبان هندی منتشر کرد. در آن مرحله، هیچ مدرکی که نشان دهد این سخنان واقعاً از سوی یک مقام ایرانی بیان شده باشد، ارائه نشد.
ورود «تفسیر موساد» به چرخه انتشار
چند ساعت بعد، در ساعت ۱۳:۴۹، حساب انگلیسیزبان «Mossad Commentary» «تفسیر موساد» نسخهای مرتبتر و قابلانتشارتر از همان ادعا را منتشر کرد. این حساب بیش از یک میلیون دنبالکننده دارد، اما برخلاف نام خود هیچ ارتباط رسمی با سازمان اطلاعات خارجی اسرائیل، موساد، ندارد. خود موساد نیز پیشتر هرگونه ارتباط با این حساب را تکذیب کرده است.
با انتشار این ادعا از سوی حسابی با چنین نام و تعداد بالای دنبالکنندگان، نقلقول بیمنبع اولیه بهتدریج ظاهر معتبرتری پیدا کرد.
شبکه ۱۴ اسرائیل؛ تبدیل ادعا به «خبر»
ساعت ۱۴:۲۲ همان روز، بخش انگلیسی شبکه ۱۴ اسرائیل این ادعا را به شکل یک خبر منتشر کرد. شبکه ۱۴ حتی پا را فراتر گذاشت و مدعی شد این اظهارات «نخستین اعتراف مستقیم یک مقام ارشد ایرانی به ساخت بمب هستهای» است. دقایقی بعد، بنیامین نتانیاهو نیز پست مربوط به این ادعا و گزارش شبکه ۱۴ را بازنشر کرد؛ اقدامی که وزن سیاسی و رسانهای بیشتری به خبری داد که همچنان هیچ منبع اولیه قابلاثباتی نداشت.
نتانیاهو نقلقول جعلی را وارد یک سخنرانی رسمی کرد
پیش از ساعت ۱۷:۰۲ روز ۵ اوت، بنیامین نتانیاهو در یک سخنرانی رسمی در کوه هرتسل، این ادعا را تکرار کرد. او گفت احمد وحیدی آشکارا قصد ایران برای «ادامه توسعه سلاح هستهای» را اعلام کرده است. در این مرحله، ادعایی که چند ساعت پیش بدون هیچ منبعی از یک حساب شبکه اجتماعی در هند آغاز شده بود، با تکرار از سوی نخستوزیر اسرائیل به گفتهای با ظاهر رسمی و معتبر تبدیل شد.
بازتاب در آمریکا؛ از مایک والتز تا فاکسنیوز
پس از آن، این ادعا به فضای سیاسی و رسانهای آمریکا نیز راه پیدا کرد. مایک والتز، سفیر آمریکا در سازمان ملل و مشاور پیشین امنیت ملی دونالد ترامپ، پست شبکه ۱۴ اسرائیل را بازنشر کرد، اما بعداً بدون ارائه توضیحی آن را حذف کرد. مارک لوین نیز این ادعا را منتشر کرد و پس از آن، وزارت خارجه اسرائیل و شبکه فاکسنیوز نیز به بازتاب همان نقلقول پرداختند.
در نتیجه، ادعایی که هیچ منبع اولیهای برای آن وجود نداشت، با تکرار توسط مقامها و رسانههای شناختهشده، هر بار اعتبار ظاهری بیشتری پیدا کرد.
وقتی منتشرکننده اولیه، رسانه اسرائیلی را «منبع» معرفی کرد
یکی از نکات قابلتوجهی که واینت به آن اشاره میکند، رفتار حساب Mossad Commentary پس از انتشار گسترده این خبر است. این حساب که خود یکی از نخستین عوامل انتشار نسخه انگلیسی ادعا بود، در ادامه شبکه ۱۴ اسرائیل را بهعنوان «منبع» خبر معرفی کرد. به این ترتیب، زنجیرهای از ارجاعهای دایرهای شکل گرفت؛ منبع اولیه نامشخص یا پنهان شد و هر حلقه از انتشار، حلقه دیگری را بهعنوان منبع معرفی کرد.
گزارش واینت این سازوکار را نوعی «پولشویی اطلاعاتی» توصیف میکند؛ فرآیندی که در آن منشأ واقعی یا ضعیف یک ادعا از دید مخاطب محو میشود و خبر با عبور از رسانهها، حسابها و چهرههای معتبر، اعتبار ظاهری تازهای به دست میآورد.
بازگشت خبر جعلی به هند
چرخه انتشار در نهایت به همان کشوری بازگشت که ادعا از آنجا آغاز شده بود. خبرگزاری هندی ANI این نقلقول را با استناد به «رسانههای اسرائیلی» منتشر کرد. به این ترتیب، خبری که ابتدا از یک حساب هندی و بدون هیچ منبعی مطرح شده بود، پس از گردش در رسانهها و فضای سیاسی اسرائیل، بازتاب در آمریکا و کسب نوعی تأیید ظاهری، دوباره به رسانههای هند بازگشت؛ این بار نه بهعنوان یک ادعای بیمنبع، بلکه بهعنوان خبری که رسانههای اسرائیلی آن را گزارش کرده بودند.
نشانههای یک عملیات اطلاعات نادرست
واینت تأکید میکند که مدرک مستقیمی برای اثبات وجود هماهنگی سازمانیافته میان تمام حلقههای این زنجیره انتشار در دست نیست. بااینحال، در این پرونده مجموعهای از نشانههایی دیده میشود که در عملیات اطلاعات نادرست شناختهشده هستند.
پنهانشدن یا محوشدن منبع اولیه، گزارشدهی و ارجاعهای دایرهای، استفاده از «اعتبار قرضی» رسانهها و چهرههای شناختهشده، زمانبندی سیاسی، انتقال سریع ادعا میان پلتفرمها و در نهایت حذف یا محو بخشی از ردپای انتشار، از جمله این نشانهها هستند. در چنین سازوکاری، یک ادعای فاقد اعتبار اولیه، صرفاً با عبور از چند حلقه رسانهای و سیاسی میتواند به خبری تبدیل شود که برای مخاطب عادی کاملاً مستند و تأییدشده به نظر برسد.
مقایسه با پروندههای «بیلد» و «جوییش کرونیکل»
رونن برگمن این ماجرا را با دو پرونده جنجالی سال ۲۰۲۴ مرتبط با روزنامه آلمانی «بیلد» و نشریه بریتانیایی «جوییش کرونیکل» مقایسه میکند. در آن پروندهها نیز اطلاعاتی درباره جنگ غزه و مذاکرات آزادی گروگانها ابتدا در رسانههای خارج از اسرائیل منتشر شد و سپس همان گزارشها با عنوان «افشاگری رسانههای خارجی» دوباره وارد فضای سیاسی و رسانهای اسرائیل شد.
یکی از این گزارشها مدعی بود اسنادی منسوب به یحیی سنوار نشان میدهد حماس قصد داشته گروگانهای اسرائیلی را از طریق محور فیلادلفی از غزه خارج کرده و به ایران منتقل کند؛ ادعایی که با موضع نتانیاهو درباره ضرورت حفظ کنترل اسرائیل بر محور فیلادلفی همخوانی داشت. بعدتر اعتبار این گزارش بهشدت زیر سؤال رفت و «جوییش کرونیکل» پس از بررسی، مطالب نویسنده آن را حذف و همکاری با او را قطع کرد.
در پرونده «بیلد» نیز گزارشی براساس سندی منتسب به حماس منتشر شد که چنین القا میکرد این گروه قصد دارد مذاکرات گروگانها را طولانی کرده و از فشار افکار عمومی و شکافهای داخلی اسرائیل علیه دولت استفاده کند. نتانیاهو نیز بعداً برای دفاع از مواضع خود در مذاکرات به این گزارش خارجی استناد کرد.
برگمن شباهت این پروندهها با نقلقول جعلی منتسب به احمد وحیدی را در همین سازوکار میبیند: یک ادعا پس از عبور از رسانهها و منابع خارجی، منشأ اولیه خود را از دست میدهد و هنگامی که دوباره به اسرائیل بازمیگردد، بهعنوان «تأییدی مستقل» و معتبر برای یک موضع سیاسی مورد استفاده قرار میگیرد.
واکنش دفتر نخستوزیر اسرائیل
دفتر بنیامین نتانیاهو در واکنش به گزارش تازه واینت، اصالت نقلقول منتسب به وحیدی را تأیید نکرد. این دفتر بهجای ارائه مدرک یا منبعی برای اثبات اینکه چنین سخنانی واقعاً بیان شده است، صرفاً اعلام کرد اسرائیل کاملاً از ادعای نتانیاهو مبنی بر تلاش حکومت ایران برای تولید سلاح هستهای حمایت میکند. به این ترتیب، واکنش دفتر نخستوزیر نیز پاسخی مستقیم به پرسش اصلی گزارش، یعنی منشأ و اصالت نقلقول مورد بحث، ارائه نکرد.
از یک حساب ناشناس تا سخنان نخستوزیر اسرائیل
جمعبندی گزارش واینت نشان میدهد ادعایی که هیچ منبع معتبر، تصویر، ویدئو، متن سخنرانی یا تأیید مستقلی برای آن وجود نداشت، از یک حساب ناشناس و مشکوک در هند آغاز شد، سپس از طریق حساب Mossad Commentary و شبکه ۱۴ اسرائیل گسترش یافت و بعد با بازنشر و تکرار از سوی یائیر نتانیاهو، بنیامین نتانیاهو، سفیر آمریکا در سازمان ملل، وزارت خارجه اسرائیل و فاکسنیوز به یک «واقعیت» ظاهری تبدیل شد.
این خبر سرانجام با استناد به «رسانههای اسرائیلی» دوباره به هند بازگشت و چرخهای کامل از تولید، بازنشر، اعتباربخشی و بازگشت به نقطه آغاز شکل گرفت.
پیام اصلی گزارش رونن برگمن این است که یک خبر جعلی لزوماً نیازی ندارد در لحظه تولد خود معتبر یا متقاعدکننده باشد؛ کافی است به اندازهای در فضای اطلاعاتی دوام بیاورد که یک رسانه، مقام یا چهره معتبر آن را تکرار کند. از آن لحظه، همان فرد یا رسانه معتبر میتواند به «منبع» جدید خبر تبدیل شود و منشأ واقعی ادعا بهتدریج از دید افکار عمومی محو شود.