واشنگتنپست نوشته است: برخلاف جنگهایی که بیشتر بر عملیات زمینی یا استفاده گسترده از پهپادها متکیاند، نبرد با ایران تا حد زیادی به موشکهای دقیق، حملات هوایی و سامانههای پرهزینه دفاع موشکی وابسته است. همین ویژگی باعث شده زرادخانه آمریکا با سرعت نگرانکنندهای تحلیل برود.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، براساس مقاله منتشر شده در واشنگتنپست، ادامه جنگ آمریکا با ایران موجب مصرف گسترده موشکهای دقیق و رهگیرهای دفاعی آمریکا شده و ذخایر تسلیحاتی این کشور را بهسرعت کاهش داده است.
برخلاف جنگهایی که بیشتر بر عملیات زمینی یا استفاده گسترده از پهپادها متکیاند، نبرد با ایران تا حد زیادی به موشکهای دقیق، حملات هوایی و سامانههای پرهزینه دفاع موشکی وابسته است. همین ویژگی باعث شده زرادخانه آمریکا با سرعت نگرانکنندهای تحلیل برود.
در اواخر ژوئن، همزمان با گرفتارشدن آمریکا در جنگ با ایران، پیت هگست، وزیر دفاع، مدیران بیش از دوازده شرکت بزرگ فناوری دفاعی را به جلسهای اضطراری فراخواند. او به آنها گفت که پنتاگون برای بازسازی سریع ذخایر موشکها و رهگیرهای خود به کمک این شرکتها نیاز دارد و نقش استارتآپهای دفاعی در ادامه توان عملیاتی آمریکا حیاتی خواهد بود.
مقامهای ارشد پنتاگون، از جمله استیو فاینبرگ، امیل مایکل و مایکل دافی، و نمایندگان شرکتهایی مانند اندوریل، شیلد ایآی، کواسپایر و کستلیون در جلسه حضور داشتند.
براساس برآورد مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، جنگ با ایران ذخیره رهگیرهای پاتریوت آمریکا را از حدود ۲۲۰۰ فروند پیش از جنگ به کمتر از ۸۲۷ فروند کاهش داده است. شمار موشکهای سامانه تاد نیز از ۴۵۲ فروند به کمتر از ۲۷۸ فروند رسیده است. به این ترتیب، آمریکا در جریان جنگ حدود ۱۳۷۰ رهگیر پاتریوت و بیش از ۱۷۰ موشک تاد مصرف کرده یا از موجودی عملیاتی خود خارج کرده است.
بازگرداندن ذخایر پاتریوت و تاد به سطح پیش از جنگ ایران ممکن است سه سال یا بیشتر طول بکشد. جایگزینی موشکهای حمله دقیق و موشکهای مشترک هوابهسطح مصرفشده در عملیات علیه ایران نیز احتمالاً از چند ماه تا یک سال زمان خواهد برد.
این کاهش ذخایر، توان دفاعی آمریکا در دیگر نقاط جهان را تضعیف میکند و خطر کشتهشدن نیروهای آمریکایی یا آسیبدیدن پایگاهها و تجهیزات نظامی این کشور در خارج را افزایش میدهد.
شدت مصرف تسلیحات در جنگ ایران اکنون پنتاگون را وادار کرده است به شرکتهای نوپای سیلیکونولی تکیه کند؛ شرکتهایی که ادعا میکنند میتوانند موشکها و مهمات را سریعتر و ارزانتر از پیمانکاران سنتی تولید کنند. این جنگ در واقع به نخستین آزمون جدی راهبرد دولت ترامپ برای انتقال بخشی از تولید نظامی از شرکتهای بزرگی مانند پیمانکاران قدیمی به استارتآپهای فناوری دفاعی تبدیل شده است.
حدود ۱۰ هزار شرکت جدید فناوری دفاعی از سال ۲۰۲۴ وارد بازار شدهاند و شرکتهای غیرسنتی در سال مالی ۲۰۲۵ بیش از ۱۲۰ میلیارد دلار قرارداد دفاعی دریافت کردهاند. بااینحال، جنگ ایران نشان خواهد داد که آیا آنها فقط قادر به طراحی فناوریهای پیشرفته و ساخت نمونههای اولیه هستند یا میتوانند در شرایط واقعی جنگ، هزاران موشک را با سرعت و کیفیت موردنیاز پنتاگون تولید کنند.
برای جبران مهمات مصرفشده در این جنگ، پنتاگون میخواهد خرید تسلیحات کمهزینه را بهطور چشمگیری افزایش دهد. در بودجه سال مالی ۲۰۲۷ پیشبینی شده است که نزدیک به نیمی از مهمات خریداریشده از نوع ارزانقیمت باشد و این سهم تا سال ۲۰۳۱ به ۷۰ درصد برسد. وزارت دفاع با شرکتهایی مانند اندوریل، کستلیون، کواسپایر، لیدوس و زون ۵ توافقهای چندساله امضا کرده و قصد دارد از سال ۲۰۲۷ طی سه سال ۱۰ هزار موشک کروز کمهزینه خریداری کند.
یکی از برنامههای اصلی، خرید موشک مافوقصوت «بلکبرد» ساخت کستلیون است. پنتاگون قصد دارد ابتدا سالانه دستکم ۵۰۰ فروند از این موشک بخرد و در صورت موفقیت آزمایشها و دریافت تأییدیههای لازم، طی پنج سال تا ۱۲ هزار فروند سفارش دهد. هر موشک بلکبرد حدود ۵۰۰ هزار دلار قیمت دارد، درحالیکه بهای تسلیحات مشابه نزدیک به پنج میلیون دلار است.
بااینحال، مدیران شرکتها درباره موانع بزرگ هشدار میدهند: فرایندهای کند قراردادهای پنتاگون، کمبود سرمایه اولیه، هزینه بالای تحقیق و توسعه، محدودیت ظرفیت کارخانهها، وابستگی به بودجه کنگره و احتمال کمبود قطعات نزد پیمانکاران فرعی.
افزایش ناگهانی سفارشها برای جبران تسلیحات مصرفشده در جنگ ایران ممکن است زنجیره تأمین صنایع دفاعی آمریکا را نیز تحت فشار قرار دهد و گلوگاههای تازهای ایجاد کند.
داگ دنی، مدیرعامل کواسپایر، میگوید پیام رهبران پنتاگون به شرکتها این است که برخورداری از فناوری پیشرفته کافی نیست؛ آنها باید زنجیره تأمین را مدیریت کرده و در مقیاس انبوه تولید کنند، وگرنه سرمایهگذاری روی محصولاتشان ارزشی ندارد. برایان هارگیس، مدیرعامل کستلیون، نیز اذعان کرده است که تحقق وعدههای تولیدی در سالهای آینده با فشار و دشواری فراوان همراه خواهد بود.
در مجموع، مقاله جنگ ایران را عامل اصلی بحران کنونی ذخایر مهمات آمریکا معرفی میکند. این جنگ نهتنها شمار موشکهای دفاعی و تهاجمی آمریکا را بهشدت کاهش داده، بلکه توان واشنگتن برای پاسخگویی به تهدیدها در دیگر مناطق جهان را نیز تحت فشار قرار داده است. اکنون موفقیت راهبرد جدید پنتاگون به این بستگی دارد که آیا استارتآپهای سیلیکونولی میتوانند تسلیحات مصرفشده در جنگ با ایران را با سرعت، تعداد و کیفیت موردنیاز ارتش آمریکا جایگزین کنند یا خیر.