نادوا الدوسری در تحلیلی مینویسد تلاش ایران برای انتقال هیئت حوثی با هواپیمای ماهان ایر به یمن، فراتر از یک پرواز عادی، بخشی از راهبرد تهران برای ایجاد مسیر مستقیم و دائمی به مناطق تحت کنترل حوثیهاست؛ مسیری که میتواند نفوذ سیاسی، لجستیکی و عملیاتی ایران را در دریای سرخ، خلیج فارس و شاخ آفریقا گسترش دهد.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، نادوا الدوسری، پژوهشگر و تحلیلگر یمنی و عضو وابسته مؤسسه خاورمیانه که بیش از دو دهه در زمینه جنگ یمن، حوثیها و امنیت منطقهای فعالیت کرده است، در تحلیلی نوشت: در ۱۳ ژوئیه، ایران تلاش کرد هیئتی از حوثیها را با یک فروند هواپیمای شرکت ماهان ایر از تهران به صنعا بازگرداند؛ اقدامی که با مخالفت دولت مورد حمایت ریاض روبهرو شد. دولت یمن اعلام کرد برای جلوگیری از فرود این هواپیما، باند فرودگاه صنعا را هدف قرار داده است. در نهایت، هواپیما مسیر خود را تغییر داد و در فرودگاه الحدیده، واقع در منطقه تحت کنترل حوثیها، به زمین نشست.
نویسنده معتقد است این رویداد را نمیتوان صرفاً یک پرواز عادی دانست، بلکه باید آن را اقدامی حسابشده از سوی ایران برای سنجش واکنش کشورهای منطقه و تلاش برای ایجاد واقعیتی جدید در یمن ارزیابی کرد.
به گفته نویسنده، تهران بر این باور است که عربستان سعودی و دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس تمایلی به تشدید درگیریها ندارند. این ارزیابی بر مبنای واکنش محتاطانه این کشورها به حملات گسترده ایران و گروههای نیابتی آن میان فوریه تا ژوئن ۲۰۲۶ شکل گرفته است؛ دورهای که طی آن بیش از هفت هزار موشک و پهپاد به اهداف نظامی، فرودگاهها، بنادر، زیرساختهای انرژی و مناطق غیرنظامی در کشورهای خلیج فارس شلیک شد.
با وجود گستردگی این حملات، پاسخ کشورهای منطقه عمدتاً به محکومیتهای سیاسی، تلاشهای دیپلماتیک و میانجیگری عمان محدود ماند. نویسنده معتقد است همین واکنش محتاطانه، تهران را به این جمعبندی رسانده که میتواند بدون نگرانی جدی از واکنشی گسترده، دامنه اقدامات خود را در منطقه گسترش دهد.
نویسنده تأکید میکند اختلاف اصلی بر سر بازگشت هیئت حوثی به یمن نبود؛ زیرا دولت یمن آمادگی داشت این هیئت را با هواپیمای شرکت یمنیه به صنعا منتقل کند. مسئله اصلی، اصرار ایران بر استفاده از هواپیمای ماهان ایر بود.
ماهان ایر از سال ۲۰۱۱ از سوی وزارت خزانهداری آمریکا، به ادعای همکاری با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و مشارکت در انتقال نیرو، تجهیزات و تسلیحات به گروههای همپیمان ایران، تحت تحریم قرار دارد.
از نگاه نویسنده، اصرار تهران بر استفاده از ماهان ایر، تلاشی برای عادیسازی مسیر هوایی مستقیم میان ایران و مناطق تحت کنترل حوثیها بود؛ مسیری که میتواند به یک کانال دائمی برای انتقال حمایتهای سیاسی، لجستیکی و احتمالاً نظامی به این گروه تبدیل شود.
پس از این حادثه، حوثیها عربستان سعودی را مسئول حمله به فرودگاه صنعا معرفی کردند، این اقدام را نقض آتشبس سال ۲۰۲۲ دانستند و هشدار دادند که این حمله «بیپاسخ نخواهد ماند».
نویسنده این موضعگیری را بخشی از تلاش هماهنگ تهران و حوثیها برای ایجاد بازدارندگی و تحمیل هزینه بر کشورها و بازیگرانی میداند که با تثبیت مسیر مستقیم هوایی میان ایران و مناطق تحت کنترل حوثیها مخالفت میکنند.
این مقاله، رویداد اخیر را در چارچوب تنشهای گستردهتر میان ایران و آمریکا بررسی میکند. به اعتقاد نویسنده، تهران از طریق اقداماتی مانند اعزام این پرواز، همان راهبردی را دنبال میکند که پیشتر در تنگه هرمز به کار گرفته بود؛ راهبردی مبتنی بر فشار نظامی، آزمودن واکنش رقبا و ایجاد واقعیتهای جدید میدانی برای افزایش قدرت چانهزنی.
نویسنده مدعی است این رویکرد در نهایت به شکلگیری توافق اخیر میان آمریکا و ایران درباره تنگه هرمز نیز کمک کرده و جایگاه ایران را در مدیریت آینده این آبراه راهبردی تقویت کرده است.
به ادعای نویسنده، گزارشهایی نیز منتشر شده که نشان میدهد پرواز دوم ژوئیه ماهان ایر، تنها حامل هیئت حوثی نبوده است. بر اساس این گزارشها، شماری از افسران و کارشناسان سپاه پاسداران، همراه با تجهیزات حساس و حتی خانوادههای برخی از آنان، با این هواپیما وارد یمن شدهاند.
اگر این ادعاها صحت داشته باشد، هدف ایران صرفاً حفظ ارتباط سیاسی با حوثیها نیست، بلکه تهران در پی انتقال توانمندیهای عملیاتی، تثبیت حضور میدانی و ایجاد زیرساختهای جدید در مناطق تحت کنترل این گروه است.
در جمعبندی، نویسنده استدلال میکند که با افزایش فشارهای نظامی آمریکا و اسرائیل بر ایران، یمن و حوثیها به بخش مهمتری از عمق راهبردی تهران تبدیل شدهاند.
از دید او، استقرار نیروها، تجهیزات و زیرساختهای ایران در یمن، امکان گسترش نفوذ تهران در دریای سرخ، خلیج فارس و شاخ آفریقا را فراهم میکند. این حضور همچنین به ایران اجازه میدهد بخشی از داراییها و توانمندیهای خود را از داخل خاک این کشور دور کند؛ اقدامی که شناسایی و هدف قرار دادن آنها را برای آمریکا و متحدانش، در مقایسه با اهداف مستقر در داخل ایران، دشوارتر خواهد ساخت.