پایگاه «سیاست‌ورزی مسئولانه» در تحلیلی درباره موقعیت امارات پس از تفاهم‌نامه اسلام‌آباد می‌نویسد که ابوظبی، برخلاف موج تازه تنش‌زدایی در خلیج فارس، همچنان میان پیوند امنیتی عمیق با تل‌آویو، رقابت ساختاری با ریاض و نگرانی از قدرت منطقه‌ای ایران گرفتار مانده است؛ وضعیتی که این کشور را به بازیگری متفاوت و پرهزینه در شورای همکاری تبدیل کرده و آینده سیاست خارجی آن را به بندبازی دشوار میان حفظ روابط پنهان با اسرائیل و جلوگیری از انزوای کامل در نظم جدید عربی گره زده است.

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، تحلیل پایگاه «سیاست‌ورزی مسئولانه» «Responsible Statecraft» به بررسی موقعیت استثنایی و انزوای تاکتیکی ابوظبی در پساجنگ می‌پردازد. امضای «تفاهم‌نامه اسلام‌آباد» با میانجی‌گری پاکستان و قطر و با همراهی عربستان و ترکیه، اگرچه موجی از آرامش را به خلیج فارس تزریق کرده، اما جایگاه امارات متحده عربی را در پازل شورای همکاری خلیج فارس به شدت پیچیده کرده است. نویسنده استدلال می‌کند که دکترین انحصاری ابوظبی در اصرار بر سرکوب کامل تهران و تعمیق روابط با تل‌آویو، این کشور را به «وصله ناجور» یا بازیگر حاشیه‌ای نظم نوین عربی تبدیل کرده است.

 

نویسنده ابعاد این پارادوکس امنیتی و بندبازی سخت ابوظبی را در سه لایه کالبدشکافی می‌کند:

 

  1. باران موشکی تهران و گره‌خوردگی امنیتی با تل‌آویو: امارات در جریان جنگ، هدف بیش از ۳۰۰۰ موشک و پهپاد ایرانی قرار گرفت؛ رقمی که از مجموع حملات به پنج عضو دیگر شورای همکاری بیشتر بود. این حجم از تهاجم، ادراک تهدید امارات را به شدت رادیکالیزه کرد. در مقابل، استقرار فوری آتشبارهای گنبد آهنین و اعزام پرسنل نظامی رژیم صهیونیستی به خاک امارات، پیوندی عمیق و فراموش‌نشدنی میان ابوظبی و تل‌آویو ایجاد نمود. گوردون گری، سفیر سابق آمریکا، تأکید می‌کند که پساجنگ ۲۰۲۶ فصل ورود این دو متحد به یک «جنگ در میان جنگ‌ها» (بر پایه‌ی اشتراک‌گذاری اطلاعاتی و نظارت پنهان) علیه ایران است؛ امری که با استقبال سایر اعضای شورا مواجه نخواهد شد.
  2. فعال شدن گسل‌های رقابت ساختاری با ریاض: چرخش علنی امارات به سمت محور رژیم صهیونیستی، محرک اصلی اصطکاک شدید با عربستان سعودی است. ریاض پس از بمباران دوحه توسط رژیم صهیونیستی در سپتامبر ۲۰۲۵، تل‌آویو را یک تهدید سرکش برای امنیت کل پادشاهی‌های عربی می‌داند. خروج امارات از اوپک در اوایل سال ۲۰۲۶، حمایت تسلیحاتی از تحرکات شورای انتقالی جنوب (STC) در یمن، و هم‌سویی با پروژه‌های فرامرزی رژیم صهیونیستی، ریاض را به این نتیجه رسانده که منافع حیاتی‌اش توسط تک‌روی‌های ابوظبی در حال ضربه خوردن است. در حالی که عربستان و قطر به دنبال «پیمان عدم تعرض» با تهران هستند، پافشاری امارات بر راه‌حل نظامی، گسست شورای همکاری را ابدی می‌کند.
  3. محور بربره و جنگ داخلی سودان: نویسنده ابعاد این انشقاق را به شاخ آفریقا و دریای سرخ تعمیم می‌دهد. به رسمیت شناختن استقلال «سومالی‌لند» توسط رژیم صهیونیستی با مهندسی امارات و احداث پایگاه نظامی در بندر بربره، یک بلوک هجومی مشترک امارات-رژیم صهیونیستی را در دهانه‌ی باب‌المندب عیان کرده که خشم مصر، ترکیه و عربستان را برگیخته است. همچنین، پافشاری لجوجانه‌ی آل‌نهیان بر حمایت از نیروهای پشتیبانی سریع (RSF) در سودان—حتی پس از فجایع دیپلماسی ۲۰۲۵—نشان می‌دهد که امارات مایل است حاکمیت اتحادیه عرب را فدای تثبیت مستأجران نظامی خود در شمال آفریقا کند.

 

در نهایت، این تحلیل نتیجه می‌گیرد که ابوظبی برای حفظ پرستیژ خود در افکار عمومی جهان عرب، وارد یک «بندبازی استراتژیک دوجانبه» خواهد شد؛ بدین معنا که در پشت پرده، لایه‌های اطلاعاتی، تکنولوژیک و سایبری خود با رژیم صهیونیستی را تقویت می‌کند، اما در ظاهر، بر روی مواضع دیپلماتیک، کمک‌های بشردوستانه و مأموریت‌های ثبات‌ساز تمرکز خواهد کرد. معاهده‌ی ابراهیم ابطال نخواهد شد، اما پادشاهی شیشه‌ای برای بقا در این نظم سیال، ناگزیر است هزینه‌های هم‌سویی علنی با تل‌آویو را محاسبه کند؛ چرا که انزوای کامل از شورای همکاری، رؤیای رشد اقتصادی و جذب سرمایه در پساجنگ را نابود خواهد ساخت.

 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.