فارن‌پالیسی در تحلیلی تند، جنگ دولت ترامپ و نتانیاهو علیه ایران را نه یک پیروزی راهبردی، بلکه نقطه آغاز یک تغییر عمیق در توازن قدرت جهانی توصیف می‌کند؛ جنگی که به‌جای تضعیف تهران، اهرم ژئوپلیتیکی ایران بر تنگه هرمز را تثبیت کرد، اعتبار بازدارندگی آمریکا را فرسود، شکاف واشینگتن و تل‌آویو را آشکار ساخت و به رقبایی چون چین نشان داد که می‌توان از آسیب‌پذیری اقتصادی ترامپ برای عقب‌نشاندن ایالات متحده بهره گرفت.

به گزارش سرویس بین الملل جماران، فارن‌پالیسی نوشت: فاجعه ژئوپلیتیکی که توسط دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل رقم خورد، بسیار فراتر از هدر دادن موقعیت مسلطی است که هر دو تنها سه ماه و نیم پیش در آن قرار داشتند. جنگ بی‌دلیل و شکست‌خورده آن‌ها علیه ایران، احتمالاً تغییرات بنیادینی را در توازن قدرت جهانی آغاز کرده است؛ تغییری که ایالات متحده و اسرائیل را در ماه‌ها و سال‌های پیش رو نسبتاً ضعیف‌تر خواهد کرد.

ترامپ اکنون در داخل و سراسر جهان به چهره‌ای به‌شدت ضعیف تبدیل شده و لاف‌زنی‌های جهانی‌اش به خاکستر و تهدیدهای توخالی بدل گشته است. در آینده‌ای قابل پیش‌بینی، قدرت‌نمایی ایالات متحده دیگر مانند گذشته تهدیدآمیز نخواهد بود؛ نه تنها در خاورمیانه، بلکه در منطقه هند-آرام و اروپا نیز.

تفاهم‌نامه‌ای (MOU) که این هفته امضاء شد، در واقع یک سند تسلیم است؛ البته برای واشنگتن. ظاهراً ایرانی‌ها در ازای هیچ کاری جز امضای این تفاهم‌نامه، موافقت با ۶۰ روز مذاکره و بازگشایی تنگه هرمز، امتیازات مالی به دست خواهند آورد که تا چند ماه پیش غیرقابل تصور بود. طبق تفاهم‌نامه‌ای که دولت ترامپ منتشر کرده، این امتیازات می‌تواند شامل آزادسازی حداقل بخشی از وجوه و دارایی‌های مسدود یا محدود شده ایران و همچنین معافیت‌هایی باشد که «بلافاصله پس از امضای این تفاهم‌نامه» برای «صادرات نفت خام، فرآورده‌های نفتی و مشتقات ایران و تمامی خدمات مرتبط، از جمله تراکنش‌های بانکی، بیمه، حمل‌ونقل و غیره» در دسترس قرار می‌گیرد.

خلاصه اینکه: رئیس‌جمهور آمریکا در جنگ خود هیچ دستاوردی نداشت - در واقع بسیار کمتر از هیچ - و در ازای آن ده‌ها میلیارد دلار هزینه کرد و هزاران نفر جان خود را از دست دادند، از جمله حداقل ۱۳ آمریکایی که کشته شدند. ترامپ برای به دست آوردن وعده‌های مبهم از تهران، آسیب‌های عمده‌ای به اقتصاد آمریکا که به‌تازگی دچار تورم شده بود وارد کرد؛ به پایگاه سیاسی خود در داخل خیانت کرد؛ ذخایر تسلیحات حیاتی آمریکا را به‌شدت کاهش داد؛ چین را قدرتمندتر کرد و جایگاه نسبی آن را ارتقا داد؛ متحدان آمریکا را از خود راند؛ و کشورهای حوزه خلیج فارس را تضعیف کرد. و همه این‌ها به دست جمهوری اسلامی ایران رقم خورد. به لطف این جنگ، ایران اکنون به یک بازیگر مهم ژئوپلیتیکی تبدیل شده است؛ بازیگری که به‌زودی از درآمدهای مالی جدید بهره‌مند خواهد شد. تهران اکنون می‌تواند به خود ببالد که با موفقیت در برابر ابرقدرت‌های جهانی و منطقه‌ای ایستادگی کرده است. و به دلیل توانایی مداوم تهران در کنترل تنگه هرمز و استفاده از آن برای گرفتن امتیاز از واشنگتن و کشورهای حوزه خلیج فارس، ایران اکنون از اهرم فشاری بر منطقه و اقتصاد جهانی برخوردار است که پیش از این هرگز نداشت.

روئل مارک گرشت، کارشناس مسائل ایران و افسر سابق سیا گفت: «ایرانی‌ها اکنون قدرت تنگه را می‌شناسند. آن‌ها احتمالاً از آن برای فروپاشی کل ساختار تحریم‌هایی که از زمان بیل کلینتون [رئیس‌جمهور سابق آمریکا] ایجاد شده، استفاده خواهند کرد.»

ترامپ با ریسک کردن بر سر چیزی که تاریخ نشان داده کارساز نیست - یعنی تغییر حکومت از طریق حملات هوایی - و در عین حال نادیده گرفتن تهدید بزرگی که اطلاعات آمریکا مدت‌ها نسبت به وقوع آن هشدار داده بود، یعنی تصرف تنگه توسط ایران، به این نتیجه دست یافت. تحقیر رئیس‌جمهور در هفته جاری در فرانسه به شکلی عجیب آشکار بود؛ زمانی که او از متحدان اروپایی که در طول سال گذشته به‌طور مرتب به آن‌ها توهین می‌کرد، برای این تفاهم‌نامه درخواست حمایت کرد.

به گفته یک دیپلمات اروپایی، تغییر در حال و هوا ملموس بود؛ برخلاف یک سال پیش که ترامپ پس از یک روز نشست گروه هفت در کانادا را ترک کرد. در حالی که بسیاری از رهبران اروپایی در خفا اذعان دارند که این تفاهم‌نامه به ایران برتری می‌دهد، کشورهای گروه هفت احساس می‌کردند که باید از آن به عنوان تنها راه پایان دادن به جنگی که هیچ‌کدام از آن‌ها از آن حمایت نمی‌کردند، پشتیبانی کنند. این دیپلمات اروپایی که نخواست نامش فاش شود، گفت: «همه اکنون بسیار بیشتر از شکنندگی و آسیب‌پذیری سیستم اقتصادی جهان آگاه هستند.»

سایر دیپلمات‌ها خاطرنشان کردند که ترامپ در برابر فشار اروپا تسلیم شد و تعهد جدید گروه هفت برای حمایت از اوکراین و تقویت تحریم‌ها علیه روسیه را امضاء کرد. این موضوع پس از ماه‌ها که رئیس‌جمهور در مورد حمایت آمریکا از اوکراین تعلل می‌کرد و در عین حال تمایل خود را برای سازش با ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه نشان می‌داد، قابل توجه بود.

امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه و میزبان گروه هفت، از «تغییر بسیار عمیق در رویکرد آمریکا» استقبال کرد. شاید مهم‌ترین نکته در مورد این دوران پیش‌روی عقب‌نشینی آمریکا این باشد که ایران - و اکنون تمام جهان - ناگهان متوجه شده است که چگونه می‌تواند از بدترین آسیب‌پذیری ترامپ بهره‌برداری کند. این آسیب‌پذیری، ترس عمیق رئیس‌جمهور از رکود بازار در دوران تصدی خود و تمایل ناشی از آن به عقب‌نشینی (ترامپ همیشه عقب‌نشینی می‌کند) است، چه در مورد جنگ‌های تعرفه‌ای او و چه در مورد درخواستش برای تصاحب گرینلند.

هیچ کشوری به اندازه چین، رقیب شماره یک ایالات متحده، با این ضعف آشنا نیست. چینی‌ها اولین کسانی بودند که سال گذشته فشار اقتصادی را در جریان جنگ تعرفه‌ای بر ترامپ اعمال کردند و با متوقف کردن صادرات مواد معدنی حیاتی که بخش‌های فناوری پیشرفته و دفاعی آمریکا را تهدید به فلج شدن می‌کرد، رئیس‌جمهور را به یک «آتش‌بس» زودهنگام وادار کردند. شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، بدون شک اکنون در حال بررسی میزان سستی حمایت ترامپ از تایوان است، به‌ویژه عدم تمایل او به ریسک کردن برای یک جنگ بزرگ دیگر.

روز چهارشنبه، ترامپ در یک کنفرانس خبری در فرانسه در پایان نشست گروه هفت، عملاً اعتراف کرد که تمایلش به اینکه به عنوان یک رئیس‌جمهور اقتصادی بزرگ دیده شود، پاشنه آشیل اوست و پیشنهاد کرد که بازارها حرف آخر را در بسیاری از سیاست‌های او می‌زنند. او با اشاره به رئیس‌جمهور آمریکا که بر سقوط بازار در سال ۱۹۲۹ و آغاز رکود بزرگ نظارت داشت، گفت: «تنها رئیس‌جمهوری که نمی‌خواستم باشم، هربرت هوور فقید و بزرگ بود. من نمی‌خواستم شاهد یک فاجعه اقتصادی باشم... هر بار که در مورد چشم‌انداز صلح صحبت می‌کردیم، بازار سهام مانند یک موشک بالا می‌رفت... بازار سهام از هر کسی که آنجا هست، به جز البته من، باهوش‌تر است.»

برخلاف تقاضای قبلی‌اش برای «تسلیم بی‌قید و شرط» و درخواست‌ها برای تغییر حکومت در ایران - که هدفی دیرینه در سیاست آمریکا در قبال جمهوری اسلامی بوده است - ترامپ اکنون واشنگتن را متعهد کرده است که «از مداخله در امور داخلی یکدیگر خودداری کند.» و بر اساس این تفاهم‌نامه، ترامپ نه تنها متعهد به حمایت از یک برنامه بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری برای ایران شده است - که ظاهراً توسط برخی از همان کشورهای حوزه خلیج فارس که ایران در طول جنگ به آن‌ها حمله کرده بود، پرداخت می‌شود - بلکه متعهد به لغو فوری محدودیت‌های فروش نفت ایران نیز شده است. طبق این تفاهم‌نامه، ترامپ همچنین مایل است در مورد اکثر، اگر نگوییم همه، رژیم تحریم‌ها علیه ایران، از جمله بسیاری از همان تحریم‌هایی که در دوره اول ریاست‌جمهوری خود اعمال کرده بود، مذاکره کند. در صورت اجرا، این امر به تهران اجازه می‌دهد تا قدرت مالی خود را بازسازی کند و جمعیت ناآرام خود را آرام سازد، در حالی که همچنان واشنگتن را در طول مذاکرات معطل نگه می‌دارد.

در مقابل، توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ که ترامپ از آن خارج شد و آن را «بدترین توافق مذاکره‌شده تا کنون» خواند، تنها تحریم‌های اعمال‌شده بر برنامه هسته‌ای ایران را به تدریج لغو می‌کرد. آن پیمان همچنین بازرسی‌های بسیار دقیق آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را تحمیل می‌کرد که دیگر وجود ندارند و حدود ۹۸ درصد از اورانیوم غنی‌شده ایران - که بسیار ضعیف‌تر از اورانیوم با غنای ۶۰ درصدی است که ایران در حال حاضر در اختیار دارد - را از کشور خارج می‌کرد. این بدان معنا بود که تهران ذخیره کافی برای ساخت حتی یک بمب را نداشت.

تفاهم‌نامه کنونی نشان می‌دهد که واشنگتن ممکن است مایل باشد به ایران اجازه دهد ذخایر بسیار بزرگ‌تر فعلی اورانیوم غنی‌شده خود را تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی «در محل» - یعنی داخل ایران - رقیق کند. اما مشارکت آژانس هنوز مورد مذاکره قرار نگرفته است.

در مورد نتانیاهو، شکست او نمی‌توانست کامل‌تر از این باشد. تا ۲۸ فوریه، اسرائیل مسیر طولانی‌ای را برای تغییر «موازنه قدرت در منطقه برای سال‌های آینده»، همان‌طور که نتانیاهو در سال ۲۰۲۴ لاف زده بود، طی کرده بود. در نزدیک به سه سال پس از حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، اسرائیل گام‌های چشمگیری برای بازگرداندن برتری استراتژیک خود در برابر ایران و متحدین منطقه‌ای‌اش برداشته بود. نیروهای اسرائیلی به تأسیسات هسته‌ای و موشکی و پدافند هوایی ایران آسیب زدند؛ رهبران ارشد و دانشمندان هسته‌ای تهران را ترور کردند؛ حزب‌الله را سرکوب و ناتوان کردند؛ و حتی رهبر سیاسی حماس را در قلب تهران ترور کردند. اکنون، نتانیاهو با آغاز آنچه به نظر می‌رسد جنگی فراتر از توان اوست، موفق شده است بدترین دشمن خود، یعنی ایران را دوباره قدرتمند کند و نزدیک‌ترین متحد خود، ایالات متحده، را از خود دور سازد.

او شکافی در روابط آمریکا و اسرائیل ایجاد کرده است که تا چند سال پیش هیچ‌کس در سیاست آمریکا تصور آن را هم نمی‌کرد. اگر همان‌طور که انتظار می‌رود، نتانیاهو تصمیم بگیرد از توافق سرپیچی کند و برای جنگ با حزب‌الله در لبنان بماند، این گسست میان آمریکا و اسرائیل تنها بدتر خواهد شد.

دنی سیتینوویچ از شورای آتلانتیک، مقام سابق اطلاعات دفاعی اسرائیل، گفت که نتانیاهو رویارویی با ایران را از طریق «عدسی مسیحایی» می‌بیند که «اصطکاک فزاینده‌ای با ایالات متحده ایجاد می‌کند». «این اختلاف صرفاً تاکتیکی نیست؛ بلکه بازتاب‌دهنده ارزیابی‌های متفاوت از ریسک، تشدید تنش و نقش دیپلماسی است.»

در یک نشست خبری در کاخ سفید در روز پنجشنبه، معاون رئیس‌جمهور، جی. دی. ونس، آشکارا از اعضای کابینه نتانیاهو به دلیل حمله به این توافق انتقاد کرد. ونس گفت: «دونالد جی. ترامپ تنها رئیس دولتی در کل جهان است که در این لحظه با ملت اسرائیل همدلی دارد. اگر من در کابینه دولت اسرائیل بودم، شاید به تنها متحد قدرتمندی که در سراسر جهان برایم باقی مانده است، حمله نمی‌کردم.»

در یک توبیخ تحقیرآمیز، اسرائیل با وجود اینکه جنگ را با هماهنگی نزدیک با واشنگتن آغاز کرده بود، به عنوان طرف تفاهم‌نامه قرار نگرفت. و ایالات متحده و ایران در این یادداشت تفاهم بر «پایان فوری و دائمی عملیات نظامی در تمامی جبهه‌ها، از جمله در لبنان» توافق کردند. تندروهای اسرائیلی اصرار دارند که به این توافق پایبند نخواهند بود.

اسرائیل پیش از این نیز بخش بزرگی از حمایت خود را در داخل حزب دموکرات به دلیل نحوه مدیریت جنگ در غزه از دست داده بود. اکنون اسرائیل در حال از دست دادن حمایت در جناح راست است - که با خشم جریان «آمریکا را دوباره با عظمت کنیم» (MAGA) نسبت به این باور فزاینده آغاز شده که این نتانیاهو بود که ترامپ را فریب داد تا به وعده‌های انتخاباتی‌اش خیانت کند و جنگ فاجعه‌بار جدیدی را در خاورمیانه آغاز نماید.

در بیانیه‌ای به تاریخ ۱ مارس، رهبر اسرائیل از کمک‌های «دوست من، ایالات متحده» قدردانی کرد. دونالد ترامپ، در اجازه دادن به نتانیاهو برای «انجام کاری که من ۴۰ سال آرزویش را داشتم: درهم کوبیدن حکومت ایران با تمام قوا.»

هم مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، و هم مایک جانسون، رئیس جمهوری‌خواه مجلس نمایندگان، اشاره کرده‌اند - اگرچه مقامات دولت ترامپ این موضوع را تکذیب کردند - که ترامپ تصمیم گرفت وارد جنگ شود زیرا به گفته جانسون، «اسرائیل مصمم بود با یا بدون ما اقدام کند.» اما این دو رهبر خیلی زود بر سر باتلاقی که با هم ایجاد کرده بودند، دچار اختلاف شدند - به‌ویژه در مورد حمله اسرائیل به لبنان که توقف آن یکی از خواسته‌های کلیدی ایران بود. گزارش شده است که ترامپ در تماس تلفنی اول ژوئن بر سر نتانیاهو فریاد زد: «حالا همه از تو متنفرند. همه به خاطر این کار از اسرائیل متنفرند!» رئیس‌جمهور با لحن صریح و بی‌پروا خود، به باوری که در هر دو جناح سیاسی در حال رشد است، صدا می‌بخشید: اینکه چیزی عمیق در سیاست ایالات متحده تغییر کرده است: حمایت سنتی از اسرائیل، که زمانی اصلی تقریباً بی‌چون و چرا در پلتفرم‌های هر دو حزب بود، به سرعت در حال تبدیل شدن به یک بدهی سیاسی است. اسرائیل ممکن است در خطر از دست دادن نه تنها تنها متحد واقعی خود، بلکه اصلی‌ترین ستون استراتژیک حمایت خود در جهان باشد.

نیمرود نوویک، مشاور ارشد سابق شیمون پرز، رهبر سابق اسرائیل که اکنون در «مجمع سیاست اسرائیل» فعالیت می‌کند، گفت: «اکنون بسیاری از اسرائیلی‌هایی که زمانی از ترامپ حمایت می‌کردند، معتقدند که او ما را قربانی کرد. واکنش گسترده [به تفاهم‌نامه] فراتر از ناامیدی بود.» نوویک در یک مجمع دیجیتال در روز چهارشنبه افزود: «ماموریت زندگی نتانیاهو رسیدن به این نقطه در ۲۸ فوریه بود، تا آمریکا و اسرائیل را برای مبارزه مشترک علیه ایران متحد کند. این وعده محقق شد و دیگر تمام شده است.» او افزود: «من رئیس‌جمهور دیگری را نمی‌بینم که دفعه بعد فریب همان بازی را بخورد.»

آنچه ممکن است ترامپ را در بیش از دو سال باقی‌مانده از دوران ریاست‌جمهوری‌اش بیش از همه تضعیف کند، این ایده است که او نیز مانند رؤسای‌جمهور پیشین، اکنون با سر به محدودیت‌های نیروی نظامی برخورد کرده است. و ایران، که به مدت ۴۷ سال خار چشم رؤسای‌جمهور آمریکا بوده، می‌تواند دست بالا را داشته باشد. ترامپ که نسبت به انتقادات مبنی بر مذاکره برای یک توافق بد حساس است، این هفته در اجلاس گروه هفت دوباره تهدید کرد که اگر ایران تبعیت نکند، «ما مستقیماً به بمباران دقیقاً وسط سرشان برمی‌گردیم.» اما جنگ‌طلبی او دیگر آن تأثیر سابق را ندارد. گرشت گفت: «ترامپ بارها از جنگیدن در نبرد هرمز خودداری کرد؛ با این حال، از نظر ایرانی‌ها، این تنها نبردی بود که اهمیت داشت. ترامپ اکنون نمی‌تواند تهدید کند که در آینده کاری را انجام خواهد داد که بارها در گذشته از انجام آن سر باز زده است. در بهترین حالت، رئیس‌جمهور زمانی که تهران آنچه را که ترامپ فکر می‌کند باید انجام دهد، انجام ندهد، به نوع ملایم‌تری از جنگ اقتصادی متوسل خواهد شد. این موضوع مرعوب‌کننده نیست؛ بلکه فقط تزلزل و ضعف ایالات متحده را تأیید می‌کند.»

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.