مؤسسه خاورمیانه نوشت: آنچه این جنگ آشکار می‌کند، آسیب‌پذیری ساختاری شمال آفریقا در برابر شوک‌های جهانی کالاها است. این منطقه به شدت به واردات غذا و انرژی از بازارهایی متکی است که ابزار نفوذ بر آنها را ندارد و از طریق کانال‌هایی که خود به اختلالات ژئوپلیتیکی حساس هستند، از جمله گردشگری، حواله‌ها و درآمد کانال، ارز خارجی کسب می‌کند. واکنش بلندمدت باید بر تنوع‌بخشی به مشارکت‌ها، تقویت حاکمیت بخش‌های حیاتی و تعمیق همکاری منطقه‌ای متمرکز شود. سیاست‌گذاران اهمیت این راه‌حل‌ها را درک می‌کنند. اما آنها به زمان، فضای مالی و ثبات سیاسی نیاز دارند که شرایط فعلی امکان آن را ندارد. هر بحران متوالی از سال ۲۰۲۰ این پنجره را تنگ‌تر کرده است. سؤال برای شمال آفریقا این است که چگونه می‌توان در دوران پرتنش کنونی، تاب‌آوری بیشتری ایجاد کرد.

تحلیل مؤسسه خاورمیانه نشان می‌دهد کشورهای شمال آفریقا بیش از تهدیدات نظامی، از مسیر اقتصاد جهانی تحت تأثیر جنگ ایران و آمریکا قرار گرفته‌اند؛ جایی که اختلال در بازار کود، جهش قیمت انرژی و فشارهای ارزی، خطر تورم، بحران غذایی و ناآرامی‌های اجتماعی را به‌طور جدی افزایش داده و شکنندگی ساختاری این منطقه را بیش از پیش آشکار کرده است.

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، مؤسسه خاورمیانه نوشت: کشورهای شمال آفریقا عواقب جنگ ایالات متحده و اسرائیل با ایران را کمتر از طریق خطرات امنیتی مستقیم و بیشتر از طریق شوک‌های اقتصادی که بر ثبات بلندمدت تأثیر می‌گذارند، احساس می‌کنند. این منطقه همچنان به شدت در معرض اختلال در بازارهای جهانی غذا و انرژی است، جایی که افزایش قیمت‌ها می‌تواند منجر به فشار مالی، تورم و ناآرامی‌های اجتماعی شود.

این سرریزها از طریق دو کانال اصلی عمل می‌کنند: اختلالات بازار کود که بر هزینه‌های تولید مواد غذایی تأثیر می‌گذارد و افزایش قیمت انرژی که هزینه‌های واردات و فشارهای تورمی را افزایش می‌دهد. این پویایی‌ها در کنار هم، دو چالش گسترده‌تر را برای منطقه برجسته می‌کنند. مورد اول، نیاز به تقویت تاب‌آوری اقتصادی با بهبود مدیریت بخش‌های حیاتی مانند کشاورزی، سیستم‌های غذایی و بازارهای انرژی است. مورد دوم، نیاز به ادامه تنوع‌بخشی به مشارکت‌های اقتصادی و دیپلماتیک در عین تعمیق همکاری‌های منطقه‌ای است که به کشورهای شمال آفریقا اجازه می‌دهد تا خود را در برابر نظم جهانی که به طور فزاینده‌ای غیرقابل پیش‌بینی است، بهتر محافظت کنند.

 

اختلال کود و امنیت غذایی

خطرات امنیت غذایی در درجه اول از اختلالات در عرضه کود، مسیرهای کشتیرانی و هزینه‌های انرژی ناشی می‌شود. تنگه هرمز یک گلوگاه حیاتی برای بازارهای بین‌المللی انرژی و کود است. حدود یک سوم تجارت جهانی کود از طریق این تنگه انجام می‌شود، از جمله از تولیدکنندگانی که سهم زیادی از اوره و گوگرد جهان، اجزای ضروری برای تولید کود، را تأمین می‌کنند.

حتی اختلال کوتاه‌مدت در مسیرهای صادراتی خلیج فارس می‌تواند قیمت جهانی کود را از طریق بازارهای آتی افزایش دهد و هزینه‌های ورودی را برای مناطق وابسته به واردات مانند شمال آفریقا افزایش دهد. اگر اختلالات ادامه یابد، می‌تواند در میان‌مدت بر دسترسی به کود تأثیر بگذارد و اثرات جانبی آن بر عملکرد محصولات تا پایان سال ۲۰۲۶ و اوایل سال ۲۰۲۷ خواهد بود.

مراکش تأثیر این اختلالات را هم در جبهه واردات و هم در جبهه صادرات تجربه می‌کند. گروه دولتی OCP، تولیدکننده عمده کود فسفات و اسید فسفریک، در سال ۲۰۲۳، ۶.۵ میلیون تن گوگرد وارد کرد و تحلیلگران انتظار دارند که با افزایش ظرفیت تولید کود، این رقم افزایش یابد. مراکش گوگرد را از قزاقستان از طریق مسیرهای خزر-دریای سیاه که این اختلالات بر آن تأثیری نداشته است، و از امارات متحده عربی و عربستان سعودی از طریق تنگه هرمز تأمین می‌کند. در سال ۲۰۲۴، مراکش قراردادی ۱۰ ساله با قطر برای تأمین ۷.۵ میلیون تن گوگرد برای گروه OCP امضا کرد. اگرچه بسته شدن تنگه هرمز بر تمام تحویل گوگرد مراکش تأثیر نمی‌گذارد، اما می‌تواند به طور بالقوه سهم قابل توجهی از عرضه را مختل کرده و باعث افزایش قیمت‌ها و کمبود مواد اولیه شود. این احتمالاً به معنای کاهش متناظر حجم صادرات به بازارهای اصلی آن در هند، آمریکای لاتین و کشورهای جنوب صحرای آفریقا خواهد بود که به فشار بر قیمت‌های جهانی مواد غذایی منجر می‌شود.

مصر با فشارهایی در مسیرهای واردات کود و غلات خود رو بi رو است. این کشور دارای یک صنعت کود بزرگ است که به مواد اولیه وارداتی کلیدی متکی است و همچنین یک صادرکننده بزرگ است و در سال ۲۰۲۳ حدود ۲.۵۸ میلیارد دلار کود و در سال ۲۰۲۴ حدود ۱.۴ میلیارد دلار اوره صادر کرده است. علاوه بر این، مصر از کود در داخل کشور با یکی از بالاترین نرخ‌های جهانی استفاده می‌کند که نشان دهنده تراکم سیستم کشاورزی آن است. اختلالات در مدیترانه شرقی در حال حاضر تولید اوره مصر را تحت فشار قرار داده و هزینه‌های کشاورزان مصری را در دوران سختی در چرخه کشاورزی افزایش داده است. این کشور برای تولید کود فسفات فرآوری شده به واردات گوگرد وابسته است. تأخیر یا افزایش هزینه‌ها می‌تواند دسترسی به آن را محدود کند. در درازمدت، این امر می‌تواند بر گسترش برنامه‌ریزی‌شده تولید کود این کشور، از جمله پروژه‌های مرتبط با فسفات مصر که به واردات قابل اعتماد گوگرد و اسید سولفوریک وابسته هستند، تأثیر بگذارد.

در مورد واردات غلات، ماهیت مواجهه مصر با اختلالاتی که در طول حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ با آن مواجه شد، متفاوت است. این بار، مسیرهای واردات غلات آن از طریق دریای خزر و سیاه تحت تأثیر قرار نگرفته است. و تاکنون حوثی‌ها در درگیری ایالات متحده، اسرائیل و ایران درگیر نشده‌اند. مگر اینکه آنها حمله به کشتی‌ها در دریای سرخ را از سر بگیرند، احتمالاً عرضه واردات غلات مصر ثابت خواهد ماند. اما مصر به عنوان یکی از بزرگترین واردکنندگان گندم جهان از نظر ارزش و مصرف، از نظر ساختاری در معرض اثرات مرتبه دوم مانند افزایش هزینه‌های بیمه حمل و نقل، نوسانات قیمت بازار و فشارهای ارزی است که واردات انرژی تحت سلطه دلار - به ویژه فرآورده‌های نفتی و گاز - را گران‌تر می‌کند. اگر اختلالات کشتیرانی جهانی تشدید شود و ترافیک بیشتری از طریق دماغه امید نیک تغییر مسیر دهد، مصر با خطر کاهش بیشتر درآمد کانال سوئز مواجه خواهد شد. این کانال پیش از جنگ ایران نیز به دلیل اختلالات دریای سرخ، ضررهای عمده‌ای در درآمدهای ارزی خود متحمل شده بود. بحران طولانی مدت هرمز می‌تواند به این فشارها بیفزاید.

فشارهای ارزی این آسیب‌پذیری‌ها را تشدید می‌کنند؛ آنها هزینه‌ها را برای اقتصادهای شمال آفریقا که به شدت به واردات متکی هستند، افزایش می‌دهند. این فشارها به ویژه در مصر حاد هستند، جایی که منابع متعدد ورود ارز خارجی - به ویژه درآمدها و صادرات سوئز - تحت فشار هستند در حالی که نیازهای تأمین مالی خارجی همچنان بالا است. این ترکیب، پوند مصر را در برابر دلار تضعیف می‌کند و هزینه‌های واردات غذا و سوخت را بر اساس ارز محلی حتی گران‌تر می‌کند. از زمان شروع جنگ ایران، پوند تحت فشار جدیدی در برابر دلار آمریکا قرار گرفته است و هزینه‌های سوخت را که سپس به زنجیره تولید مواد غذایی منتقل می‌شوند، بیشتر افزایش می‌دهد.

 

بازارهای انرژی

تصویر کلی انرژی برای شمال آفریقا متنوع‌تر است، اما نتیجه نهایی منفی است. برای واردکنندگان انرژی مصر، تونس و مراکش، قیمت‌های بالاتر نفت هزینه مشخصی دارد. مصر که از نظر تاریخی تولیدکننده نفت و گاز بود، در اوایل دهه ۲۰۱۰ به واردکننده خالص گاز و نفت تبدیل شد، زیرا ذخایر آن تمام شد و مصرف داخلی افزایش یافت. قیمت‌های بالاتر نفت به معنای هزینه‌های بالاتر آبیاری، حمل و نقل و توزیع است. این موارد همچنین به افزایش هزینه‌های واردات، فشار بر ذخایر ارزی و کاهش ارزش پول منجر می‌شوند و گاهی اوقات نیاز به برنامه‌های یارانه‌ای دارند که از نظر مالی حفظ آنها دشوار و از نظر سیاسی لغو آنها دشوار است. یک هفته پس از جنگ، مصر قیمت سوخت را حدود ۱۷ درصد افزایش داد. این درگیری این فشار را در زمانی تشدید کرد که چندین دولت شمال آفریقا هنوز با تأثیر بدهی فزاینده ناشی از بحران‌های ژئوپلیتیکی جهانی قبلی دست و پنجه نرم می‌کنند. تونس نمونه بارز این امر است. این کشور که در حال حاضر با بحران اقتصادی بلندمدت و سطح بالای بدهی دست و پنجه نرم می‌کند، اکنون به دلیل هزینه‌های بالای پیش‌بینی نشده سوخت با کسری بودجه فزاینده‌ای روبرو است.

صادرکنندگان انرژی، لیبی و الجزایر، از افزایش درآمد کوتاه‌مدت ناشی از افزایش قیمت نفت بهره‌مند خواهند شد، اما در درازمدت با هزینه‌های بالاتر و همان آسیب‌پذیری‌های ساختاری نیز دست و پنجه نرم خواهند کرد. در سال ۲۰۲۵، لیبی به بالاترین میزان تولید نفت خود در ۱۲ سال گذشته رسید؛ حدود ۱.۳۷ میلیون بشکه در روز (bpd) که معادل حدود ۲۱ تا ۲۲ میلیارد دلار درآمد سالانه است. جنگ ایران ممکن است با افزایش قیمت نفت، این درآمدهای صادراتی را افزایش دهد. با این حال، چندپارگی سیاسی و اختلالات غیرقابل پیش‌بینی در تولید، توانایی این کشور را برای بهره‌برداری کامل از شرایط مطلوب بازار محدود می‌کند. لیبی همچنین بر پتانسیل گازی خود تمرکز دارد که ناشی از تقاضای قوی اروپا برای عرضه غیر روسی؛ ارتباطات زیرساختی موجود از طریق خط لوله گرین‌استریم به ایتالیا که ۸ میلیارد متر مکعب ظرفیت فراهم می‌کند؛ و اکتشافات اخیر که به عرضه بیشتر اشاره دارد، از جمله کشف بیش از ۱ تریلیون فوت مکعب ذخایر جدید گاز در سال ۲۰۲۶ است.

تولید نفت الجزایر حدود ۱ میلیون بشکه در روز است و با توجه به میدان‌های قدیمی، محدودیت‌های زیرساختی، تقاضای داخلی و تعهدات اوپک پلاس، فضای محدودی برای افزایش کوتاه‌مدت دارد. بنابراین، این کشور از قیمت‌های بالاتر نفت سود می‌برد، اما از حجم بالاتر آن سود نمی‌برد. در طول ۱۰ سال گذشته، گاز تمرکز اصلی صنعت انرژی الجزایر بوده است و خطوط لوله از طریق خطوط TransMed (تقریباً ۳۳ میلیارد متر مکعب در سال) و Medgaz (۱۰ تا ۱۲ میلیارد متر مکعب در سال) به اروپا متصل می‌شوند.

 

پیامدها

تاریخ شمال آفریقا تا حدودی شوک‌های قیمت غذا و انرژی است که به بی‌ثباتی سیاسی تبدیل می‌شوند. این الگو طولانی و مداوم است. شورش‌های نان در مصر در سال ۱۹۷۷ ده‌ها کشته برجای گذاشت و دولت را مجبور به لغو کاهش یارانه‌های مورد نیاز کرد. تونس و مراکش در سال ۱۹۸۴ و الجزایر در سال ۱۹۸۸، هر بار در پاسخ به تلاش‌های دولت برای حذف یارانه‌ها تحت فشار مالی، این کار را انجام دادند. این اقدامات باعث واکنش شدید مردمی شد. در سال‌های ۲۰۰۷-۲۰۰۸، قیمت مواد غذایی در سراسر منطقه دو برابر شد و دوباره موج جدیدی از اعتراضات را برانگیخت که پیش درآمد قیام‌های ۲۰۱۱ بود. درس این توالی اکنون به ویژه مرتبط است: وقتی ذخایر مالی خالی می‌شوند، شوک‌های قیمتی تأثیر بی‌ثبات‌کننده فوری دارند. این تأثیر می‌تواند حادتر باشد، زیرا شمال آفریقا هنوز با پیامدهای اقتصادی طولانی مدت همه‌گیری جهانی کووید-۱۹ و دو اختلال ژئوپلیتیکی بزرگ اخیر، یعنی حمله روسیه به اوکراین و جنگ غزه، دست و پنجه نرم می‌کند. دولت‌های شمال آفریقا تحت درجات مختلفی از محدودیت‌های ریاضتی، که با همه‌گیری جهانی تشدید شده است، فعالیت می‌کنند و ظرفیت محدودی برای مقابله با پیامدهای بحران‌های ژئوپلیتیکی اضافی دارند. خانوارها، که حتی از دولت‌ها هم توانایی کمتری برای مدیریت افزایش قیمت‌ها دارند، اغلب بازندگان واقعی هستند.

آنچه این جنگ آشکار می‌کند، آسیب‌پذیری ساختاری شمال آفریقا در برابر شوک‌های جهانی کالاها است. این منطقه به شدت به واردات غذا و انرژی از بازارهایی متکی است که ابزار نفوذ بر آنها را ندارد و از طریق کانال‌هایی که خود به اختلالات ژئوپلیتیکی حساس هستند، از جمله گردشگری، حواله‌ها و درآمد کانال، ارز خارجی کسب می‌کند. واکنش بلندمدت باید بر تنوع‌بخشی به مشارکت‌ها، تقویت حاکمیت بخش‌های حیاتی و تعمیق همکاری منطقه‌ای متمرکز شود. سیاست‌گذاران اهمیت این راه‌حل‌ها را درک می‌کنند. اما آنها به زمان، فضای مالی و ثبات سیاسی نیاز دارند که شرایط فعلی امکان آن را ندارد. هر بحران متوالی از سال ۲۰۲۰ این پنجره را تنگ‌تر کرده است. سؤال برای شمال آفریقا این است که چگونه می‌توان در دوران پرتنش کنونی، تاب‌آوری بیشتری ایجاد کرد.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.