جنیفر کاوانا، کارشناس نظامی آمریکایی، در اندیشکده سیاست‌گذاری خارجی مسئولانه (Responsible Statecraft) نوشت: گزارش‌های مبتنی بر تصاویر ماهواره‌ای موجود نشان می‌دهد که دست‌کم ۱۰ سایت راداری ایالات متحده در خاورمیانه از زمان آغاز جنگ توسط پهپادهای ایرانی مورد اصابت قرار گرفته‌اند. این موارد شامل چندین رادار AN/TPY-2 مورد استفاده در سیستم‌های پدافند هوایی تاد و یک رادار آرایه فازی AN/FPS-132 در قطر است. اگرچه از دست دادن یک رادار کل شبکه پدافند هوایی را از کار نمی‌اندازد، اما از دست دادن ۱۰ یا تعداد بیشتری از رادارها یا سیستم‌های حسگر، توانایی ایالات متحده را برای شناسایی و پاسخ به تهدیدات ورودی به طور قابل توجهی کاهش می‌دهد.

در حالی که نفوذ موشک‌های ایرانی به عمق اراضی اسرائیل پرسش‌های جدی درباره کارآمدی سامانه‌های پدافندی ایجاد کرده، یک فرضیه کلیدی در حال تقویت است: اختلال یا تخریب شبکه رادارها و حسگرهای مشترک آمریکا و اسرائیل. تحولی که اگر تأیید شود، نه‌تنها آسیب‌پذیری بی‌سابقه‌ای در معماری دفاع هوایی غرب را آشکار می‌کند، بلکه می‌تواند مسیر جنگ را به‌طور بنیادین تغییر دهد و برتری تکنولوژیک را به چالش بکشد.

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران،  جنیفر کاوانا* در اندیشکده سیاست‌گذاری خارجی مسئولانه (Responsible Statecraft) نوشت:

یک ماه پس از آغاز کارزار نظامی ایالات متحده علیه ایران، سیستم پدافند هوایی پرآوازه اسرائیل در حال نشان دادن محدودیت‌های خود است. تنها در ۱۰ روز گذشته، شهرهای بزرگی از جمله تل‌آویو، دیمونا و عراد با عبور موفقیت‌آمیز موشک‌های ایرانی از شبکه رهگیرهای اسرائیل، متحمل خسارات قابل توجهی شده‌اند.

بدیهی‌ترین توضیح برای این شکست‌های ظاهری این است که تمام شدن ذخایر موشک‌های رهگیر اسرائیل، ارتش این کشور (IDF) را مجبور به جیره‌بندی مهمات یا اولویت‌بندی اهداف کرده است. اما نقص در پدافند هوایی اسرائیل تقریباً به طور قطع ریشه‌های عمیق‌تری دارد. به هر حال، حتی اگر اسرائیل مجبور به دفاع از مهمترین مکان‌ها باشد، مطمئناً دیمونا را — شهری که در نزدیکی چندین تأسیسات هسته‌ای کلیدی اسرائیل قرار دارد — در صدر فهرست قرار می‌داد.

واقعیت نگران‌کننده‌تر این است که شکاف‌ها در پدافند هوایی اسرائیل ممکن است ناشی از شکست در «تشخیص» (و نه رهگیری) باشد؛ شکستی که بر اثر آسیب به رادارها و حسگرهایی رخ داده که زیربنای شبکه پدافند هوایی یکپارچه مشترک میان ایالات متحده، اسرائیل و شرکای خلیج فارس را تشکیل می‌دهند. اگر این موضوع صحت داشته باشد، پیامدها وخیم خواهد بود. نیروها و دارایی‌های ایالات متحده بدون «چشم‌هایی» که ارتش آمریکا برای شناسایی و دفع تهدیدات به آنها متکی است، بسیار آسیب‌پذیرتر از آنچه پیش‌تر تصور می‌شد، خواهند بود.

تا همین اواخر، سیستم پدافند هوایی چندلایه اسرائیل تقریباً نفوذناپذیر دیده می‌شد. لایه اول که به «گنبد آهنین» معروف است، از شهرها و زیرساخت‌های اسرائیل در برابر راکت‌های کوتاه‌برد، مانند راکت‌های شلیک شده توسط حزب‌الله و حماس، محافظت می‌کند. اگرچه گنبد آهنین در روزها و هفته‌های پس از حمله ۷ اکتبر تحت فشار شدید ایستادگی کرد، اما در برابر حریف بسیار قدرتمندتری مانند ایران که مجهز به موشک‌های بالستیک و پهپادهای دوربرد است، کارایی کمتری دارد.

برای محافظت در برابر موشک‌های کروز و بالستیک میان‌برد و بلندبرد که بزرگترین تهدید در جنگ فعلی محسوب می‌شوند، اسرائیل به سه لایه پدافندی اضافی متکی بوده است: «فلاخن داوود»، «پیکان ۲ و ۳» (Arrow) و سیستم‌های تاد (THAAD) اهدایی ایالات متحده. در حالی که فلاخن داوود موشک‌ها را در داخل جو زمین رهگیری می‌کند، سیستم پیکان موشک‌ها را در خارج از جو هدف قرار می‌دهد که این امر آنها را در برابر موشک‌های بالستیک بسیار مؤثرتر می‌کند. اسرائیل همچنین از حمایت سیستم‌های تاد آمریکا در داخل خاک خود و همچنین دارایی‌های هوایی و دریایی در منطقه بهره می‌برد.

ماهیت چندگانه و تکرارشونده سیستم پدافند هوایی اسرائیل دلیلی است بر اینکه چرا موفقیت‌های اخیر ایران برای ناظرانی که می‌پرسند چرا حریم هوایی اسرائیل ناگهان نفوذپذیر به نظر می‌رسد (حتی در برابر ارتش زخمی ایران)، تا این حد غافلگیرکننده بوده است.

هیچ پاسخ واحدی برای این معما وجود ندارد، اما ساده‌ترین توضیحات ناکافی به نظر می‌رسند. اسرائیل در واقع بخش بزرگی از ذخایر رهگیرهای هوایی خود را سوزانده است. برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که بالغ بر ۸۰ درصد از پیشرفته‌ترین مهمات پدافند هوایی ارتش اسرائیل در سه هفته اول جنگ مصرف شده و اسرائیل را مجبور کرده است که به طور فزاینده‌ای به سیستم‌های دیگر تکیه کند. این اتمام سریع ذخایر نشان می‌دهد که دفاع اسرائیل شکننده‌تر از آن چیزی بود که به نظر می‌رسید و آشکارا برای دفاع در برابر حجم حملاتی که ایران اکنون قادر به سازماندهی آنها است، آماده نشده بود.

دومین عامل در موفقیت‌های ایران، استفاده این کشور از تعداد زیادی پهپاد و مهمات خوشه‌ای است که می‌توانند به صورت دسته‌جمعی (هجوم لشکری) به یک شبکه پدافند هوایی حمله کرده و ظرفیت آن را مغلوب کنند. هیچ سیستم رهگیر هوایی کامل نیست؛  بنابراین، توانایی ایران در افزایش تعداد مهماتی که با دفاع اسرائیل رو به رو می‌شوند، می‌تواند نرخ اصابت بالاتر آن را نسبت به درگیری‌های گذشته توضیح دهد. اما ایران در جنگ ۱۲ روزه از تسلیحات مشابهی با تأثیر کمتر استفاده کرد، بنابراین این نیز منطق کاملاً قانع‌کننده‌ای نیست.

مشکل این توضیحات اولیه این است که بیش از حد محدود هستند و بر کاستی‌های داخل اسرائیل تمرکز دارند. با این حال، احتمال محتمل‌تر این است که آسیب‌پذیری‌های مشاهده شده در سیستم‌های پدافند هوایی اسرائیل نه از داخل اسرائیل، بلکه از بیرون و در شبکه گسترده‌تر پدافند هوایی آمریکا-اسرائیل که در کل منطقه خاورمیانه گسترده شده است، منشأ می‌گیرد. اگرچه اسرائیل مالک و حتی تولیدکننده بسیاری از سیستم‌ها و مهمات پدافند هوایی خود است (برخی از طریق سرمایه‌گذاری مشترک با ایالات متحده)، شبکه پدافند هوایی آن با شبکه ایالات متحده ادغام شده که به دو کشور اجازه می‌دهد اطلاعات و داده‌های حسگرها و رادارها را در سراسر منطقه به اشتراک بگذارند. آسیب به این شبکه از حسگرها و رادارها، پدافند هوایی اسرائیل و ایالات متحده را به طور مرگباری تضعیف می‌کند.

حتی با وجود محدودیت‌ها در اطلاعات ماهواره‌ای بلادرنگ، شواهد مربوط به این نوع شکست سیستماتیک در حال انباشته شدن است. گزارش‌های مبتنی بر تصاویر ماهواره‌ای موجود نشان می‌دهد که دست‌کم ۱۰ سایت راداری ایالات متحده در خاورمیانه از زمان آغاز جنگ توسط پهپادهای ایرانی مورد اصابت قرار گرفته‌اند. این موارد شامل چندین رادار AN/TPY-2 مورد استفاده در سیستم‌های پدافند هوایی تاد و یک رادار آرایه فازی AN/FPS-132 در قطر است. اگرچه از دست دادن یک رادار کل شبکه پدافند هوایی را از کار نمی‌اندازد، اما از دست دادن ۱۰ یا تعداد بیشتری از رادارها یا سیستم‌های حسگر، توانایی ایالات متحده را برای شناسایی و پاسخ به تهدیدات ورودی به طور قابل توجهی کاهش می‌دهد.

نگران‌کننده‌تر، ناتوانی ظاهری ایالات متحده در محافظت از پایگاه‌های خاورمیانه‌ای خود است. هفته گذشته گزارش‌هایی منتشر شد مبنی بر اینکه پرسنل آمریکایی دیگر قادر به زندگی و کار در بسیاری از پایگاه‌های نظامی در منطقه خلیج فارس نیستند و مجبور شده‌اند به هتل‌ها یا مکان‌های جایگزین نقل مکان کنند، زیرا خود پایگاه‌ها در برابر حملات پهپادی و موشکی ایران بسیار آسیب‌پذیر هستند.

در واقع، حملات موفقیت‌آمیز به هواپیماهای آمریکایی مستقر در پایگاه‌های منطقه‌ای و تلفات مداوم آمریکا در مکان‌هایی که پرسنل حضور دارند، چنین آسیب‌پذیری‌هایی را تأیید می‌کند. در آخرین حادثه در پایگاه هوایی شاهزاده سلطان در عربستان سعودی، موشک‌ها و پهپادهای ایرانی ۱۲ نظامی را مجروح کرده و به چندین هواپیما از جمله یک هواپیمای کمیاب هشدار زودهنگام E-3 (هدفی که ایالات متحده مطمئناً برای محافظت از آن اقدام می‌کرد، حتی با رهگیرهای کمیاب، اگر تهدید را به موقع شناسایی کرده بود) آسیب رساندند.

از آنجایی که اکثر پایگاه‌های اصلی در خاورمیانه که میزبان نیروهای آمریکایی هستند، خود دارای سیستم‌های پدافند هوایی پیشرفته هستند یا تحت پوشش آنها قرار دارند، آسیب‌پذیری ظاهری این مکان‌ها نشان‌دهنده مشکلی بسیار بزرگتر از کمبود موشک‌های رهگیر یا سیستم‌های ضد پهپاد است.

خبری مبنی بر اینکه پنتاگون در حال انتقال قطعاتی از سیستم‌های تاد و پاتریوت مستقر در آسیا به خاورمیانه است، آخرین قطعه این پازل را ارائه می‌دهد. اولاً، از آنجایی که این سیستم‌ها برای مقابله با موشک‌های بالستیک و سایر موشک‌های پیشرفته آماده شده‌اند، استقرار مجدد آنها نشان می‌دهد که تهدید فوری در واقع پهپادها نیستند. ثانیاً، اگر به ظرفیت بیشتری نیاز بود، ممکن بود کل سیستم‌ها جابجا شوند. اینکه فقط قطعاتی بازتوزیع شده‌اند، نشان می‌دهد که هدف ممکن است تعمیر سیستم‌های آسیب‌دیده یا جایگزینی قطعات آسیب‌دیده، از جمله حسگرها و رادارها بوده باشد.

پیامدهای حتی شکست جزئی شبکه پدافند هوایی ایالات متحده در خاورمیانه بسیار گسترده خواهد بود و عملیات‌های ایالات متحده در جنگ فعلی، درگیری‌های آینده در مناطق دیگر و دفاع از خاک آمریکا را تهدید می‌کند. در حالی که پنتاگون زمان زیادی را صرف صحبت درباره عمق ذخایر و نیاز به بازسازی زرادخانه‌های مهمات کرده است، نیاز فوری‌تر پس از جنگ ممکن است در عوض تعمیر و مقاوم‌سازی شبکه حسگرها و رادارهای زمینی ایالات متحده باشد که پدافند هوایی آمریکا در خاورمیانه و جاهای دیگر به آن‌ها متکی است.

این چالشی بسیار سخت‌تر از صرفاً افزایش سرعت تولید مهمات است. تعمیر رادارها و حسگرهای پیشرفته زمان‌بر، گران و پیچیده است. و به نظر می‌رسد جنگ با ایران اساساً رویکرد ایالات متحده به پدافند هوایی، به ویژه تکیه شدید آن بر سیستم‌های زمینی را به چالش کشیده و نشان می‌دهد که توانمندی‌های پدافند هوایی ایالات متحده برای جنگ‌های مدرن آماده نیستند. بنابراین مشکل استراتژیک است، نه صرفاً فنی.

در آینده، اتکا به حسگرها و رادارهای زمینی ممکن است به طور فزاینده‌ای ناکارآمد و ناپایدار شود، به ویژه در درگیری‌ها علیه حریفان مجهز. پنتاگون باید به سرعت تغییر جهت خود به سمت سیستم‌های مبتنی بر فضا و ماهواره را برای ردیابی و رهگیری شتاب بخشد. از آنجایی که بلوغ فناوری‌های جدید زمان می‌برد و ممکن است محدودیت‌های خاص خود را داشته باشند، مقاوم‌سازی زیرساخت‌های نظامی ایالات متحده نیز مورد نیاز خواهد بود و باید سرمایه‌گذاری قابل توجه و فوری در این زمینه انجام شود.

در نهایت، مقامات دفاعی ایالات متحده باید آرایش نظامی فعلی آمریکا در خاورمیانه و جاهای دیگر را مورد ارزیابی مجدد قرار دهند. ایالات متحده به طور معمول سربازان را در مکان‌های آسیب‌پذیر و نزدیک به مرزهای دشمن به نام بازدارندگی مستقر می‌کند. پدافند هوایی خطاپذیرتر مستلزم خارج کردن همیشگی پرسنل از این مکان‌ها خواهد بود.

................................................................................

*پژوهشگر ارشد و مدیر تحلیل نظامی در مرکز «Defense Priorities» است. پیش از این، دکتر کاوانا پژوهشگر ارشد در موقوفه کارنگی برای صلح بین‌المللی و دانشمند ارشد علوم سیاسی در شرکت رند (RAND) بود. او همچنین استاد مدعو در دانشگاه جورج‌تاون است.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.