در حالیکه مسیر دیپلماسی میان تهران و واشنگتن هنوز بهطور کامل بسته نشده بود، گزارشها نشان میدهد فشار مستقیم نخستوزیر اسرائیل بر کاخ سفید، روند تصمیمسازی در آمریکا را از مذاکره بهسوی تقابل نظامی سوق داد؛ مسیری که نه بر پایه اجماع داخلی آمریکا، بلکه تحت تأثیر محاسبات تلآویو و با نادیده گرفتن هشدارها درباره پیامدهای انسانی و منطقهای آن شکل گرفت.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، نیویورکتایمز نوشت: نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، صبح ۱۱ فوریه وارد دفتر بیضی کاخ سفید شد؛ با این هدف روشن که رئیسجمهور آمریکا را در مسیر تقابل نظامی با ایران نگه دارد و مانع از آن شود که مسیر دیپلماسی جایگزین گزینه جنگ شود.
برای هفتهها، ایالات متحده و اسرائیل بهطور محرمانه درباره یک عملیات نظامی علیه ایران رایزنی کرده بودند. با این حال، همزمان برخی مقامهای دولت ترامپ گفتوگوهایی را با ایران درباره آینده برنامه هستهای آغاز کرده بودند. نتانیاهو نگران بود که این روند دیپلماتیک، طرحهای از پیش بررسیشده برای اقدام نظامی را به حاشیه ببرد و به همین دلیل تلاش کرد اطمینان حاصل کند که گزینه جنگ همچنان در دستور کار باقی میماند.
در دیداری که نزدیک به سه ساعت به طول انجامید، دو طرف درباره سناریوهای جنگ، تاریخهای احتمالی حمله و همچنین احتمال — هرچند اندک — دستیابی ترامپ به توافقی با ایران گفتوگو کردند.
چند روز بعد، ترامپ بهصورت علنی نسبت به مسیر مذاکره ابراز تردید کرد و سابقه مذاکرات با ایران را صرفاً سالها «حرف زدن و حرف زدن و حرف زدن» توصیف کرد؛ عبارتی که نشاندهنده بیاعتمادی او به راهحلهای دیپلماتیک بود.
در پاسخ به پرسشی درباره تغییر نظام سیاسی در ایران، ترامپ گفت: «به نظر میرسد این بهترین اتفاقی باشد که میتواند بیفتد»؛ موضعی که نشان میداد موضوع صرفاً برنامه هستهای نیست، بلکه بحث تغییر ساختار قدرت در ایران نیز مطرح است.
دو هفته بعد، ایالات متحده وارد جنگ شد. ترامپ یک بمباران گسترده را با هماهنگی اسرائیل مجاز دانست؛ حملاتی که به کشته شدن رهبر عالی ایران انجامید، ساختمانهای غیرنظامی و تأسیسات هستهای و نظامی را هدف قرار داد، کشور را وارد شرایط بحرانی کرد و دامنه خشونت را به سراسر منطقه کشاند. تاکنون شش نظامی آمریکایی و دهها غیرنظامی ایرانی در پی این تحولات جان خود را از دست دادهاند. ترامپ نیز اذعان کرده که با ادامه عملیات، احتمال افزایش تلفات نیروهای آمریکایی وجود دارد.
در عرصه عمومی، ترامپ مواضعی دوگانه اتخاذ میکرد؛ گاه از تمایل به توافق سخن میگفت و گاه از سرنگونی حکومت ایران. او تلاش گستردهای برای اقناع افکار عمومی آمریکا درباره ضرورت فوری جنگ انجام نداد و استدلالهای مطرحشده از سوی او و تیمش شامل ادعاهایی درباره «فوریت تهدید ایران» بود که بعدها نادرست بودن آنها مورد اشاره قرار گرفت.
اما پشت درهای بسته، حرکت بهسوی جنگ بهصورت پیوسته تقویت شد؛ تحت تأثیر متحدانی مانند نتانیاهو که خواهان وارد کردن ضربهای تعیینکننده به جمهوری اسلامی بودند، و نیز اعتمادبهنفس شخصی ترامپ پس از عملیات ژانویه آمریکا که به سرنگونی نیکلاس مادورو در ونزوئلا انجامید.
این روایت از تصمیم ترامپ برای آغاز حملهای مستمر علیه ایران، بر پایه گفتههای افرادی است که از نزدیک در جریان بحثها بودهاند؛ از جمله دیپلماتهای منطقه، مقامهای اسرائیلی و آمریکایی، مشاوران رئیسجمهور، اعضای کنگره و مسئولان دفاعی و اطلاعاتی. تقریباً همه آنها به دلیل حساسیت موضوع، به شرط ناشناس ماندن صحبت کردهاند.
تصمیم واشنگتن برای حمله، یک موفقیت سیاسی برای نتانیاهو محسوب میشد؛ او ماهها استدلال میکرد که ایران در شرایط ضعف قرار دارد و زمان اقدام فرا رسیده است. در دیداری در اقامتگاه مارالاگو در دسامبر، نتانیاهو از ترامپ خواسته بود با حمله اسرائیل به سایتهای موشکی ایران موافقت کند.
دو ماه بعد، نهتنها موافقت حاصل شد، بلکه آمریکا به شریک کامل در جنگی با هدف سرنگونی رهبری ایران تبدیل شد.
کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، اعلام کرد ترامپ «تصمیمی شجاعانه» برای مقابله با تهدیدی اتخاذ کرده که به گفته او، رؤسای جمهور پیشین از مواجهه با آن پرهیز کرده بودند.
در حلقه نزدیکان ترامپ مخالفت جدی با اقدام نظامی دیده نشد. حتی جیدی ونس، معاون رئیسجمهور که پیشتر نسبت به مداخلات نظامی آمریکا در خاورمیانه تردید داشت، در جلسهای در اتاق وضعیت کاخ سفید گفته بود اگر قرار است حملهای صورت گیرد، باید «بزرگ و سریع» باشد.
در همان نشست، ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش، هشدار داد که جنگ میتواند تلفات قابلتوجهی برای آمریکا به همراه داشته باشد. با این حال، ترامپ چند روز بعد در فضای عمومی مدعی شد که مشاور نظامیاش ارزیابی خوشبینانهتری ارائه کرده و در شبکه اجتماعی خود نوشت که هرگونه اقدام علیه ایران «بهراحتی قابل پیروزی» خواهد بود.
برخی دیگر از مقامهای دولت نیز در جلسات خصوصی با قانونگذاران تصویر کاملی از اهداف واقعی ارائه نکردند. در نشست ۲۴ فوریه با رهبران کنگره موسوم به «گروه هشت»، مارکو روبیو، وزیر خارجه، اشارهای به بحث تغییر نظام در ایران نکرد.
سه روز بعد، در حالی که ترامپ با هواپیمای ریاستجمهوری به تگزاس میرفت، دستور آغاز حملهای پایدار را صادر کرد که با هدف قرار دادن رهبر عالی ایران شروع میشد.
او گفت: «عملیات خشم حماسی تأیید شد. هیچ لغوی در کار نیست. موفق باشید.»
کاخ سفید تأکید داشت که مذاکرات با ایران نمایشی نبوده است. اما در عمل مشخص شد که فضایی برای توافقی که بتواند همزمان رضایت ترامپ، نتانیاهو و رهبران ایران را جلب کند وجود نداشته؛ یا دستکم توافقی که جنگ را بیش از چند ماه به تعویق بیندازد.
مذاکرات به نتیجه ملموسی نرسید، اما برای ترامپ کارکردی دیگر داشت: فراهم کردن زمان برای تکمیل بزرگترین استقرار نظامی آمریکا در خاورمیانه طی چند دهه و اجرای آنچه خود او «جنگی با قدرتی فراگیر و نیرویی ویرانگر» توصیف کرد.
ترامپ در گفتوگو با نیویورکتایمز گفت در نهایت به این جمعبندی رسیده که ایران حاضر به پذیرش خواستههای او نخواهد شد.
او اظهار داشت: «در اواخر مذاکرات فهمیدم این افراد قرار نیست به نتیجه برسند. گفتم: بیایید فقط انجامش بدهیم.»
انباشت سریع نیروها
در میانه ژانویه، زمانی که ترامپ برای نخستینبار در حمایت از اعتراضات در ایران تهدید به حمله نظامی کرد، پنتاگون عملاً آمادگی لازم برای ورود به یک جنگ طولانی در خاورمیانه را نداشت.
در آن زمان، هیچ ناو هواپیمابری در منطقه مستقر نبود. اسکادرانهای جنگنده آمریکا در اروپا و داخل خاک ایالات متحده قرار داشتند. همچنین پایگاههای پراکنده آمریکا در سراسر خاورمیانه — که محل استقرار حدود ۴۰ هزار نظامی آمریکایی هستند — از نظر سامانههای پدافند هوایی برای مقابله با پاسخ احتمالی ایران در وضعیت مطلوبی قرار نداشتند.
اسرائیل نیز برای کارزار نظامیای که نتانیاهو در دیدار دسامبر در مارالاگو با ترامپ درباره آن گفتوگو کرده بود، آماده نبود. تلآویو به زمان بیشتری نیاز داشت تا ذخایر موشکهای رهگیر خود را تقویت کند و سامانههای پدافند هوایی را در سراسر سرزمینهای اشغالی مستقر سازد.
در ۱۴ ژانویه، نتانیاهو با ترامپ تماس گرفت و از او خواست هرگونه حمله نظامی را تا اواخر همان ماه به تعویق بیندازد؛ زمانی که آمادهسازیهای دفاعی اسرائیل تکمیل شود. ترامپ با این درخواست موافقت کرد.
دو طرف در هفتههای بعد چندین بار با یکدیگر گفتوگو کردند. نتانیاهو همچنین با جیدی ونس، مارکو روبیو و استیو ویتکاف — مذاکرهکننده ارشد کاخ سفید در پرونده ایران — رایزنی داشت. مقامهای ارشد نظامی و اطلاعاتی اسرائیل به واشنگتن سفر کردند و ایال زمیر، رئیس ستاد ارتش اسرائیل، بهطور منظم با برد کوپر از فرماندهی مرکزی ایالات متحده در تماس بود.
تا اواخر ژانویه، اعتراضات در ایران مدیریت شده بود، اما برنامهریزی برای جنگ همچنان ادامه داشت. ارتش آمریکا دامنه گستردهتری از گزینههای نظامی را به ترامپ ارائه داد؛ از جمله اعزام نیروهای آمریکایی برای اجرای عملیاتهای مستقیم در داخل خاک ایران.
دو ناو هواپیمابر به همراه یک دوجین شناور پشتیبانی به سمت خاورمیانه حرکت کردند و پنتاگون جنگندهها، بمبافکنها، هواپیماهای سوخترسان و سامانههای پدافند هوایی بیشتری به منطقه اعزام کرد.
تا اواسط فوریه، پنتاگون نیرویی را مستقر کرده بود که میتوانست یک کارزار نظامی چند هفتهای را پشتیبانی کند.
در همین مقطع، استیو ویتکاف و جرد کوشنر، داماد رئیسجمهور، به دستور ترامپ در حال انجام مذاکرات هستهای با ایران بودند.
با این حال، نشانههایی وجود داشت که دولت آمریکا نسبت به موفقیت این مسیر تردید دارد.
مارکو روبیو در ۱۶ فوریه در بوداپست به خبرنگاران گفت: «باید درک کنیم که ایران در نهایت توسط روحانیون شیعه اداره میشود — روحانیون شیعه تندرو. این افراد تصمیمات سیاستی خود را بر مبنای الهیات محض میگیرند. اینگونه تصمیم میگیرند. بنابراین، انجام یک توافق با ایران دشوار است.»
پیام ضمنی این اظهارات روشن بود: هرچند مذاکرات بهطور رسمی درباره برچیدن برنامه هستهای ایران انجام میشد، اما هدف میتوانست فراتر از آن و معطوف به تغییر رهبری ایران باشد.
نقطه قابلتوجه زمانی بود که ویتکاف در ۲۱ فوریه در گفتوگو با فاکسنیوز از واکنش ترامپ به امتناع ایران از پذیرش «غنیسازی صفر» — یعنی برچیدن کامل توان تولید سوخت هستهای — سخن گفت.
ویتکاف اظهار کرد: «او کنجکاو است که چرا آنها — نمیخواهم از واژه “تسلیم شدهاند” استفاده کنم — اما چرا تسلیم نشدهاند.»
او افزود: «چرا، تحت چنین فشاری و با این میزان از قدرت دریایی که ما آنجا داریم، نزد ما نیامدهاند و نگفتهاند: ما اعلام میکنیم که سلاح نمیخواهیم، بنابراین این کاری است که آمادهایم انجام دهیم؟»
او ادامه داد: «و با این حال، رساندن آنها به آن نقطه دشوار است.»
برای مشاوران رئیسجمهور روشن شده بود که ترامپ بهطور جدی در حال بررسی گزینه اقدام نظامی است. پرسش اصلی، ابعاد کارزار و هدف دقیق آن بود.
در ۱۸ فوریه، در روزی که بهطور غیرمعمولی در واشنگتن هوا گرم بود، جیدی ونس، مارکو روبیو، جان رتکلیف رئیس سازمان سیا و سوزی وایلز رئیس دفتر کاخ سفید، همراه با ترامپ در اتاق وضعیت گرد هم آمدند تا درباره سناریوهای نظامی علیه ایران گفتوگو کنند.
در این نشست، ژنرال کِین طیفی از گزینهها را تشریح کرد؛ از جمله اجرای یک حمله محدود با هدف اعمال فشار بر ایران در جریان مذاکرات، یا آغاز یک کارزار گستردهتر با هدف سرنگونی حکومت. او تصریح کرد که گزینه دوم بهویژه با خطر بالای تلفات نیروهای آمریکایی همراه است، میتواند منطقه را بهشدت بیثبات کند و ذخایر مهمات ایالات متحده را بهطور چشمگیری کاهش دهد.
ژنرال کِین تأکید کرد که تمامی گزینههای مورد بررسی، بهمراتب پیچیدهتر و پرهزینهتر از عملیات دستگیری نیکلاس مادورو در ونزوئلا خواهد بود؛ عملیاتی که ترامپ آن را نشانهای از توان بالقوه آمریکا برای موفقیت در ایران تلقی میکرد.
جو هولستد، سخنگوی ژنرال کِین، از اظهار نظر خودداری کرد و گفت «گزینهها و ملاحظات» ارائهشده به رئیسجمهور و وزیر دفاع محرمانه است.
از سوی دیگر، ونس که به نظر میرسید شخصاً تمایل کمتری به ورود به جنگ دارد، استدلال کرد که حمله محدود اشتباه خواهد بود. او گفت اگر ایالات متحده تصمیم به حمله بگیرد، باید «بزرگ و سریع» عمل کند؛ موضعی که نشان میداد حتی تردیدها نیز به سمت اقدام گستردهتر سوق پیدا کرده است.
سخنگوی ونس نیز از اظهار نظر خودداری کرد.
پیش از این جلسه، ترامپ ظاهراً به گزینه حملهای کوچکتر تمایل داشت که در صورت ادامه غنیسازی از سوی ایران، میتوانست به حملهای بزرگتر منتهی شود. اما استدلالهای ونس اثرگذار بود. در روزهای بعد، شمار بیشتری از مقامها به این جمعبندی رسیدند که آمریکا و اسرائیل باید نهتنها برنامههای موشکی و هستهای ایران، بلکه ساختار رهبری کشور را نیز هدف قرار دهند.
سازمان سیا مجموعهای از سناریوهای احتمالی درباره پیامدهای کشته شدن آیتالله علی خامنهای، رهبر عالی ایران، در یک حمله نظامی تهیه کرده بود. این سناریوها طیفی از نتایج ممکن را ترسیم میکردند، زیرا بهدلیل متغیرهای متعدد، پیشبینی قطعی تحولات آینده دشوار بود.
در یکی از این سناریوها پیشبینی شده بود که یک روحانی تندرو جایگزین آیتالله خامنهای شود — حتی فردی که بیش از گذشته به دنبال دستیابی به سلاح هستهای باشد. سناریوی دیگر احتمال بروز یک قیام گسترده علیه حکومت را مطرح میکرد؛ احتمالی که بسیاری از مقامهای اطلاعاتی با توجه به ضعف و پراکندگی مخالفان داخلی، آن را بعید میدانستند.
برخی از مقامهای ارشد دولت ترامپ بر سناریوی سومی تمرکز کردند: اینکه جناحی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که عملگراتر از روحانیون تندرو ارزیابی میشود، قدرت را در دست بگیرد. در این سناریو، هرچند ممکن بود یک روحانی همچنان بهصورت رسمی در رأس باقی بماند، اما عملاً این فرماندهان سپاه بودند که کشور را اداره میکردند.
چنین تحولی برای ساختاری نظامی که چهار دهه رویکردی آشکارا ضدآمریکایی داشته و پیوندی عمیق با رهبری روحانی ایران برقرار کرده است، تغییری بنیادین محسوب میشد.
با این حال، تحلیل سیا اشاره داشت که اگر ایالات متحده در فعالیتهای اقتصادی این جناح — از جمله نفوذ آن در صنعت نفت — دخالت نکند، ممکن است بخشی از این فرماندهان رویکردی آشتیجویانهتر نسبت به آمریکا در پیش بگیرند. حتی احتمال داده میشد که از برنامه هستهای ایران صرفنظر کنند یا مانع اقدامات نیروهای همپیمان ایران علیه آمریکا شوند.
سازمان سیا از اظهار نظر رسمی خودداری کرد.
صداهای مخالف اقدام نظامی اندک بود. یکی از معدود چهرههای مخالف، تاکر کارلسون، پادکستر محافظهکار و متحد نزدیک ترامپ، بود که طی یک ماه گذشته سه بار در دفتر بیضی با رئیسجمهور دیدار کرده و نسبت به حمله هشدار داده بود.
او خطرات جنگ برای نیروهای آمریکایی، افزایش قیمت انرژی و آسیب به شرکای عرب واشنگتن در منطقه را تشریح کرد. همچنین به ترامپ گفت که نباید خود را در چارچوب خواست اسرائیل محدود کند و استدلال کرد تمایل اسرائیل به حمله به ایران، عامل اصلی طرح گزینه نظامی از سوی آمریکا است. او از ترامپ خواست نتانیاهو را مهار کند.
ترامپ در پاسخ گفت خطرات حمله را درک میکند، اما به کارلسون منتقل کرد که چارهای جز همراهی با حملهای که اسرائیل آغاز خواهد کرد، ندارد.
پس از آنکه کارلسون ظهر ۲۳ فوریه کاخ سفید را ترک کرد، به اطرافیانش گفت که به نظر میرسد ترامپ به سمت اقدام نظامی متمایل شده است.
آخرین دور دیپلماسی
کاخ سفید درخواست برخی قانونگذاران مبنی بر اینکه ترامپ پیش از آغاز عملیات علیه ایران، مجوز کنگره را دریافت کند نادیده گرفت و عملاً تلاش گستردهای نیز برای اقناع نمایندگان در کنگره درباره ضرورت جنگ انجام نداد.
با این حال، در ۲۴ فوریه، ساعاتی پیش از سخنرانی سالانه وضعیت کشور، رهبران کنگره موسوم به «گروه هشت» در یک اتاق کنفرانس امن در ساختمان کنگره گرد هم آمدند تا از طریق ویدئوکنفرانس با مارکو روبیو و جان رتکلیف گفتوگو کنند. این دو مقام تنها چند خیابان آنسوتر در کاخ سفید حضور داشتند، اما تدابیر امنیتی مربوط به سخنرانی رئیسجمهور، این رفتوآمد کوتاه را دشوار کرده بود.
روبیو و رتکلیف درباره ارزیابیهای اطلاعاتی مرتبط با حملات احتمالی، زمانبندی آن و همچنین یک «مسیر خروج» صحبت کردند؛ در صورتی که ایران در مذاکرات پیشرو از غنیسازی هستهای دست بکشد.
با این حال، روبیو اشارهای نکرد که دولت همزمان در حال بررسی سناریوی تغییر نظام در ایران است.
در این جلسه توجیهی، روبیو استدلال کرد که چه اسرائیل آغازگر حمله باشد و چه ایالات متحده، ایران در هر صورت با حملات گسترده علیه پایگاهها و سفارتخانههای آمریکا پاسخ خواهد داد. بنابراین، به گفته او، منطقی است که آمریکا در هماهنگی با اسرائیل اقدام کند، زیرا در هر صورت وارد درگیری خواهد شد. روبیو همچنین تأکید کرد که اسرائیل مصمم به اقدام است.
این منطق برای برخی دموکراتها قانعکننده نبود. آنان معتقد بودند دولت ترامپ عملاً اجازه داده نتانیاهو جهتگیری سیاست آمریکا را تعیین کند و استدلالی دوری مطرح میکند؛ اینکه آمریکا باید حمله کند، چون استقرار نیروهای نظامیاش ممکن است ایران را به واکنش وادارد.
پنجشنبه، دو روز پس از سخنرانی وضعیت کشور، استیو ویتکاف و جرد کوشنر به ژنو رفتند تا یکبار دیگر با عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران مذاکره کنند.
طرف ایرانی یک طرح هفتصفحهای ارائه داد که در آن سطوح پیشنهادی غنیسازی هستهای در آینده مشخص شده بود؛ ارقامی که به گفته منابع آمریکایی موجب نگرانی ویتکاف و کوشنر شد.
آمریکاییها همچنان بر «غنیسازی صفر» پافشاری میکردند و پیشنهاد دادند در ازای آن، سوخت هستهای رایگان برای یک برنامه غیرنظامی در اختیار ایران قرار دهند، اما به گفته یک مقام آمریکایی، ایران این پیشنهاد را نپذیرفت. پس از پایان مذاکرات، ویتکاف و کوشنر به ترامپ گزارش دادند که دستیابی به توافق را بعید میدانند.
در همان روز، ترامپ چهار سناتور جمهوریخواه را برای گفتوگو درباره برنامه قانونگذاری خود در دفتر بیضی پذیرفت. در ادامه، موضوع ایران مطرح شد.
لیندسی گراهام، سناتور جمهوریخواه از کارولینای جنوبی و از حامیان صریح حمله به ایران، گفت رئیسجمهور از روند مذاکرات ناراضی بود و باور نداشت ایران تمایلی به توافق دارد.
گراهام در مصاحبهای اظهار کرد: «فکر میکنم رئیسجمهور ترامپ واقعاً احساس میکرد باید دیپلماسی را دنبال کند، میخواست دیپلماسی را دنبال کند و گزینه نظامی آخرین گزینه باشد.» او افزود که به ترامپ گفته نباید اجازه دهد ایران مذاکرات را بیش از حد طولانی کند.
گراهام گفت: «او کاملاً راحت بود با این ایده که تلاشش را کرده است.»
برخی دیگر معتقد بودند که روند دیپلماسی از ابتدا نمایشی بوده و سرنوشت آن شکست بوده است.
باربارا لیف، دیپلمات باسابقه بازنشسته که در دولت بایدن معاون وزیر خارجه در امور خاورمیانه بود، گفت از همان ابتدا روشن بود که ترامپ بهطور اجتنابناپذیر به سمت اقدام نظامی حرکت میکند. او یادآور شد که در میانه مذاکرات، دومین گروه ضربت ناو هواپیمابر نیز به منطقه اعزام شد.
او گفت: «این نشانه برنامهریزی برای جنگ بود. برای افزایش اهرم در دیپلماسی به چنین استقراری نیاز ندارید. من هرگز تردیدی نداشتم که او در نهایت به سراغ حمله نظامی خواهد رفت.»
یک موفقیت اطلاعاتی ادعایی
در واقع، ایالات متحده و اسرائیل از روز چهارشنبه — یک روز پیش از مذاکرات برنامهریزیشده در ژنو — درباره حمله احتمالی گفتوگو میکردند. کاخ سفید زمان عملیات را ابتدا به پنجشنبه شب موکول کرد تا به ایران آخرین فرصت برای چشمپوشی از برنامه غنیسازی بدهد. سپس این زمان بار دیگر به جمعه منتقل شد، با این ایده که تهران در تاریکی شب هدف قرار گیرد.
با این حال، زمان نهایی حمله بر اساس آنچه یک موفقیت اطلاعاتی قابلتوجه توصیف شد، تعیین شد.
سازمان سیا که تحرکات آیتالله علی خامنهای را بهدقت زیر نظر داشت، به این جمعبندی رسید که رهبر عالی ایران قصد دارد صبح شنبه در مجموعه اقامتی خود در مرکز تهران حضور داشته باشد. همچنین قرار بود شماری از مقامهای ارشد غیرنظامی و نظامی ایران نیز در همان زمان و مکان گرد هم آیند.
سازمان سیا این اطلاعات را در اختیار اسرائیل قرار داد و رهبران دو کشور تصمیم گرفتند جنگ را با یک حمله موسوم به «قطع سر» در روشنایی روز آغاز کنند.
ترامپ بعدازظهر جمعه، در حالی که برای سخنرانی درباره انرژی به کورپوس کریستی پرواز میکرد، دستور رسمی آغاز عملیات را صادر کرد.
پس از فرود، رئیسجمهور با اشاره به بنبست مذاکرات گفت که از روند گفتوگوها «راضی نیست». او مدعی شد ایران طی دههها «پاهای مردم ما را منفجر کرده، صورت مردم ما را منفجر کرده، دستها را. کشتیهای ما را یکییکی هدف قرار داده و هر ماه ماجرای تازهای وجود دارد.»
با وجود نشانههای متعدد از آمادگی آمریکا برای حمله، به گفته چهار مقام ایرانی، در تهران تصور غالب این بود که حملهای در روشنایی روز بعید است.
صبح شنبه، آغاز هفته کاری در ایران بود؛ کودکان در مدارس حضور داشتند و مردم عازم محل کار بودند.
حاضران در جلسه شورای عالی امنیت ملی احساس فوریت برای انتقال نشست به پناهگاههای زیرزمینی یا مکانهای مخفی نداشتند؛ مکانهایی که ممکن بود از دید سرویسهای اطلاعاتی آمریکا یا اسرائیل پنهان بماند.
به گفته این مقامات، آیتالله خامنهای به حلقهای نزدیک گفته بود که در صورت وقوع جنگ، ترجیح میدهد در جای خود بماند و شهید شود تا آنکه در تاریخ بهعنوان رهبری که به پناهگاه رفته یا پنهان شده است قضاوت شود.
او در دفتر کار خود در بخش دیگری از همان مجموعه حضور داشت، در حالی که مقامهای ارشد برای جلسه گرد آمده بودند. از آنان خواسته بود پس از پایان نشست، گزارشی به او ارائه دهند.
موشکها اندکی پس از آغاز جلسه اصابت کردند.