در حالی که دونالد ترامپ زمانی خود را پرچمدار پایان دادن به «جنگهای بیپایان» معرفی میکرد، استقرار گسترده نیروهای آمریکایی در خاورمیانه و ابهام در اهداف اعلامی کاخ سفید درباره ایران، این نگرانی را تقویت کرده است که واشنگتن بار دیگر در آستانه ورود به جنگی انتخابی و پرهزینه قرار دارد؛ جنگی که میتواند پیامدهایی فراتر از محاسبات اولیه و حتی سنگینتر از تجربه عراق بههمراه داشته باشد.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، فایننشال تایمز نوشت: «ما موفقیت خود را نهتنها با نبردهایی که میبریم، بلکه با جنگهایی که پایان میدهیم — و شاید مهمتر از همه، با جنگهایی که هرگز واردشان نمیشویم — خواهیم سنجید.» این سخنان دونالد ترامپ در ژانویه ۲۰۲۵ بود. اندکی بیش از یک سال پس از سخنرانی تحلیفش، رئیسجمهور آمریکا یک نیروی نظامی عظیم را به خاورمیانه اعزام کرده است. او میگوید در روزهای آینده درباره حمله به ایران تصمیم خواهد گرفت.
به نظر میرسد تجربههای سال گذشته ترامپ را به فضیلتهای جنگ متقاعد کرده است. بمباران تأسیسات هستهای ایران در ژوئن و دستگیری نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، در ژانویه بهخوبی پیش رفت. در پی آنها، ترامپ سرمست از پیروزی بود. اما موفقیت میتواند به اعتمادبهنفس بیش از حد بینجامد. اگر ترامپ همچنان در جستوجوی پیروزیهای سریع، نیروهای آمریکایی را به کار گیرد، سرانجام ممکن است با شکستی طولانیمدت روبهرو شود.
عملیات احتمالی علیه ایران هماکنون سطحی از خطر را در بر دارد که از کارزارهای نظامی پیشین ترامپ بیشتر است. نشانه آن را میتوان در اهداف مبهم و خطرناک این کارزار پیشنهادی دید.
در حال حاضر، ترامپ بر ضرورت توقف برنامه هستهای ایران تأکید میکند — همان برنامهای که اصرار داشت در ژوئن گذشته «کاملاً نابود شده» است. اما اوایل امسال وعده داد که «کمک در راه است» برای جنبش اعتراضی ایران — که این میتواند حاکی از آن باشد که هدف آمریکا تغییر حکومت است. اهداف دیگری که از سوی آمریکا مطرح شده شامل نابودی موشکهای ایران و پایان دادن به حمایت ایران از حزبالله و حماس است.
برخلاف بمباران ژوئن گذشته تأسیسات هستهای فردو و بازداشت مادورو در ژانویه، بیشتر این اهداف صرفاً با اقدام نظامی آمریکا قابل دستیابی نیستند. تحقق آنها مستلزم رخدادهای دیگری در پی عملیات نظامی است — خواه امتیازهای سیاسی عمیق از سوی رژیم کنونی باشد یا یک قیام مردمی موفق در داخل ایران.
اهداف مبهم یا دستنیافتنی احتمال یک عملیات نظامی طولانیمدت آمریکا را افزایش میدهد. هرچه جنگ طولانیتر شود، احتمال موفقیت تلافیجویی ایران نیز بیشتر میشود. حتی درگیری ۱۲ روزه با ایران در ژوئن گذشته نیز فشار شدیدی بر ذخایر رهگیرهای موشکی آمریکا وارد کرد — بهگونهای که آمریکا برای دفاع در برابر حملات موشکهای بالستیک ایران به اسرائیل حدود یکچهارم کل ذخایر رهگیرهای تاد خود را مصرف کرد.
همچنین بین ۳۰ تا ۴۰ هزار نیروی آمریکایی در منطقه مستقر هستند که میتوانند هدف پهپادها یا موشکهای ایرانی قرار گیرند. شهرها و زیرساختهای متحدان آمریکا در منطقه نیز بالقوه آسیبپذیرند. تأمین آب ریاض، پایتخت عربستان سعودی، بهشدت به عملکرد دو تأسیسات بزرگ آبشیرینکن وابسته است.
تهران تاکنون در درگیریهای نظامی پیشین خود با آمریکا و اسرائیل کوشیده از تشدید کنترلنشده تنش پرهیز کند. حتی حمله تلافیجویانه ایران در ژوئن گذشته به یک پایگاه هوایی در قطر نیز از پیش اعلام شد و بهسرعت پایان یافت. اما اگر حکومت ایران به این نتیجه برسد که واقعاً برای بقای خود میجنگد، اشتهای آن برای پذیرش ریسک میتواند تغییر کند.
حتی اگر جنگ به فروپاشی نهایی جمهوری اسلامی بینجامد، درسهای سرنگونی حکومتها در دیگر نقاط خاورمیانه بسیار دلسردکننده است — بهویژه هنگامی که فروپاشی حکومت در نتیجه مداخله نظامی خارجی رخ دهد.
در عراق، سوریه و لیبی، پیامدها شامل درگیریهای طولانیمدت، تلفات گسترده غیرنظامیان، میلیونها آواره — که بسیاری از آنها کشور را ترک کردند — و شکلگیری محیطی آنارشیک بود که در آن گروههای تروریستی توانستند ریشه بدوانند.
دولت نتانیاهو در اسرائیل مدتهاست خواهان تغییر حکومت در تهران است. ایرانی که در هرجومرج فروبپاشد ممکن است با تعریف محدود از منافع اسرائیل همخوانی داشته باشد، زیرا تهدید خطرناکی علیه دولت اسرائیل را بهشدت تضعیف میکند. اما میتواند برای متحدان ترامپ در کشورهای خلیج فارس که به ایران بسیار نزدیکترند، خطر واقعی ایجاد کند.
ترامپ شاید باور داشته باشد که خود آمریکا همواره از پیامدهای بالقوه زیانبار اقدام نظامی در خاورمیانه مصون خواهد ماند — به شرط آنکه از اعزام نیروهای زمینی پرهیز کند و بر «اقیانوس بزرگ و زیبا» برای دور نگه داشتن مشکلات از سرزمین اصلی آمریکا تکیه کند.
اما رؤسایجمهور پیشین آمریکا نیز کوشیدهاند از اعزام نیروهای زمینی در خاورمیانه پرهیز کنند، اما در نهایت رویدادهای پیشبینینشده آنها را ناگزیر به چنین اقدامی کرده است. باراک اوباما نیز به اندازه ترامپ از جنگهای تازه در خاورمیانه پرهیز داشت، اما پس از سقوط موصل در سال ۲۰۱۴ ناچار شد نیروهای آمریکایی را برای مقابله با داعش اعزام کند.
البته این احتمال وجود دارد که ترامپ در آخرین لحظه از ورود به درگیری جدید با ایران خودداری کند — یا اینکه تازهترین کارزار نظامی او بار دیگر با موفقیت همراه شود. اما یک پیروزی نظامی دیگر در ایران میتواند اشتهای ترامپ برای پذیرش ریسک را افزایش دهد و زمینه را برای یک فاجعه نهایی فراهم کند.
ترامپ در سالهای ۲۰۱۶ و ۲۰۲۴ بهعنوان نامزد صلح کارزار انتخاباتی به راه انداخت — و توانست از سرخوردگی عمومی نسبت به جنگهای عراق و افغانستان بهره ببرد. چه طعنهآمیز — و چه خطرناک — که تنها یک سال پس از آغاز ریاستجمهوریاش، به جنگهای انتخابیای علاقهمند شده است که زمانی آنها را محکوم میکرد.