گوترش معتقد است که هرگونه ائتلاف «موقت» یا نهادهای خارج از چتر سازمان ملل متحد، مشروعیت قانونی برای الزام کشورها را ندارند و خروج از مسیر سازمان بینالمللی به معنای ورود رسمی به عصر «قانون جنگل» است، جایی که قدرتمند اراده خود را تحت عنوان «صلح» تحمیل میکند.
به گزارش جماران به نقل از الجزیره، آخرین کنفرانس مطبوعاتی که دبیر کل سازمان ملل در آغاز آخرین سال حضورش در این سمت برگزار کرد، سرشار از صراحت و هیجان بود و بازتابی از برخی رنجهایی که جهان و ساکنانش از آن رنج میبرند.
او دیپلمات پرتغالی، آنتونیو گوترش است که در سال 2017 به عنوان دبیرکل سازمان ملل متحد منصوب شد و دوره دوم و نهایی او در اواخر سال جاری 2026 به پایان میرسد.
در طول این دوره دوم، چندین درگیری بزرگ در جهان رخ داد که برجستهترین آنها جنگ بین روسیه و اوکراین، و همچنین درگیری در سودان بین ارتش و نیروهای پشتیبانی سریع، علاوه بر جنگ نسلکشی بود که رژیم اسرائیل به مدت بیش از دو سال علیه نوار غزه فلسطین به راه انداخت.
همه فقط این نیست، بلکه جنگ دوازده روزه بین رژیم اسرائیل و ایران نیز وجود دارد که ایالات متحده در روزهای اخیر به آن پیوست تا با هواپیماهای بمب افکن خود، مراکز هستهای را هدف قرار دهد، این در حالی است که ایران بارها تأکید کرده است که این در چارچوب حقوق خود برای توسعه استفاده از انرژی هستهای برای اهداف صلح آمیز است.
ربودن، الحاق و تحریمها
همزمان با جنگها، تنشها به اشکال جدیدی در سایه ریاست جمهوری دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، افزایش مییابد که حتی تعدادی از متحدان کشورش را تهدید کرد، تحریمها و تعرفههای گمرکی اعمال کرد و خواستار الحاق مناطقی از جمله جزیره گرینلند وابسته به دانمارک شد، قبل از اینکه نیروهای ویژهای را بفرستد تا نیکلاس مادورو، رئیس جمهور ونزوئلا را از مقر حکومتش بربایند.
شاید این و غیره در ذهن این دیپلمات پیر بود که در آغاز آخرین سال حضورش صحبت میکرد و شمارش معکوس برای ترک طبقه 38 در مقر سازمان ملل متحد در شهر نیویورک آمریکا را آغاز میکرد.
به همین دلیل، لحن دیپلماسی نرم بر سخنان این مرد غالب نبود، همانطور که معمولاً از امثال او از دیپلماتها انتظار میرود، در جهانی که در آن تلاش میکنند زشتی را زیبا جلوه دهند یا از شدت هر چیز سنگینی بکاهند، حتی با عبارات جذاب، اگر آن را فریبنده ننامیم.
گوترش در سخنرانی خود که شامگاه پنجشنبه به وقت نیویورک ایراد کرد، گفت: «مشکلات جهان با تسلط یک کشور بر امور به گونهای حل نمیشود که به تنهایی تصمیم بگیرد، همانطور که با دو قدرت که جهان را به مناطق نفوذ رقیب تقسیم میکنند نیز حل نخواهد شد.»
موتور محرکه درگیریها
هنگامی که روزنامه نگاران از او خواستند توضیحات بیشتری ارائه دهد، گفت: «ما میبینیم، و بسیاری میبینند -در رابطه با آینده- ایده وجود دو قطب، یکی ایالات متحده و دیگری چین... اگر خواهان جهانی با ثبات هستیم، اگر خواهان جهانی هستیم که در آن صلح پایدار باشد، و جایی که توسعه میتواند تعمیم یابد، و جایی که ارزشهای ما در نهایت حاکم است، باید از کثرت گرایی قطبی حمایت کنیم.»
گوترش که به تکمیل هفتاد و هفتمین سال زندگی خود نزدیک میشود، هشداری را صادر کرد که با وجود خطرناک بودنش جدید نیست، زیرا گفت که حقوق بین الملل نقض میشود، در حالی که همکاری در حال فرسایش است و نهادهای چند جانبه از جبهههای متعددی مورد حمله قرار میگیرند.
دبیرکل سازمان ملل متحد به آنچه شبیه به یک بیانیه هشدار دهنده به جهان بود، ادامه داد و تأکید کرد که «معافیت از مجازات به یک موتور محرکه برای درگیریهای فعلی تبدیل شده است، که باعث تشدید تنش، گسترش دامنه بیاعتمادی و باز کردن درها برای مفسدان قدرتمند برای ورود از هر جهت میشود.»
بنابراین، به نظر میرسد گوترش در حال هشدار دادن در مورد دامی است که جهان از طریق دوقطبیگری بین واشنگتن و پکن به سمت آن میرود، و تأکید میکند که تلاش برای تقسیم جهان به مناطق نفوذ -که دیدگاهی است که ترامپ در دوره دوم ریاستجمهوری خود از آن حمایت میکند- به معنای بازگشت به دوران تاریک دیپلماسی است.
کثرت گرایی قطبی -به گفته این دیپلمات پیر- صرفاً یک گزینه سیاسی نیست، بلکه یک ضرورت وجودی است؛ زیرا جهان امروز «به هم پیوسته» است تا حدی که انحصار یک قدرت در تصمیم گیری، یا تقسیم آن بین دو قدرت، نسخه ای قطعی برای بی ثباتی است. بنابراین، شایسته است که جهان از ائتلافهای تسلیحاتی به مشارکتهای فناوری و تجارت تغییر یابد.
حقوق بینالملل و منوی غذا
دومین دوره تصدی او پر از تلاطم بود و با آزمونهای سختی مواجه شد که اعتبار سازمان بینالمللی را به شدت خدشهدار کرد؛ مشخص بود که گوترش تصمیم گرفته است با جهان روراست باشد و بگوید «حقوق بینالملل به منوی غذای اختیاری تبدیل شده است»، قدرتهای بزرگ از آن، آنچه را که به نفعشان است، انتخاب میکنند و آنچه را که محکومشان میکند، نادیده میگیرند.
گوترش از غزه که پیشتر آنچه در آنجا میگذرد را فروپاشی انسانی بیسابقه توصیف کرده بود، تا اوکراین و سودان؛ تصویری تاریک از جهانی ترسیم کرد که در آن «معافیت از مجازات»حاکم است. او معتقد بود که این معافیت، «محرک پنهان» درگیریهاست، چرا که «مفسدان قدرتمند» میبینند که درها برای نقض حاکمیت و حقوق بشر بدون هیچ مانع واقعی به روی آنها باز است.
گوترش در یکی از بحثبرانگیزترین نکات این کنفرانس، از نقش «انحصاری» شورای امنیت در حفظ صلح دفاع کرد و این پاسخی به «شورای صلح» بود که ترامپ اخیراً به عنوان نهادی موازی با سازمان ملل متحد تأسیس کرده است.
گوترش معتقد است که هرگونه ائتلاف «موقت» یا نهادهای خارج از چتر سازمان ملل متحد، مشروعیت قانونی برای الزام کشورها را ندارند و خروج از مسیر سازمان بینالمللی به معنای ورود رسمی به عصر «قانون جنگل» است، جایی که قدرتمند اراده خود را تحت عنوان «صلح» تحمیل میکند.
آخرین وصیت
گوترش به تشخیص اکتفا نکرد، بلکه چیزی شبیه به «نقشه راه» نمادین و عملی را برای جانشین خود ارائه داد:
انقلاب رهبری: با جسارت اعلام کرد که «زمان آن فرا رسیده است که یک زن رهبری سازمان ملل را بر عهده بگیرد»، این پیامی قوی به جامعه بینالمللی برای شکستن بنبست تاریخی در بالاترین مقام دیپلماتیک جهانی است.
استقلال مالی: در سایه بحران مالی که سازمان به دلیل امتناع واشنگتن از پرداخت بدهیهای خود با آن مواجه است، گوترش بر پروژه اصلاحات «یو.ان 80» تاکید کرد، با هدف تبدیل سازمان ملل به یک نهاد چابکتر و کارآمدتر و کمتر وابسته به باجگیری مالی.
حقوق مدنی: گوترش بعد داخلی آمریکا را فراموش نکرد و از مقامات خواست در قبال معترضان خویشتنداری نشان دهند، با این اشاره که ارزشهای دموکراسی باید در «کشور مقر» حفظ شود تا الگویی برای جهان باشد.
آنتونیو گوترش در حالی که برای رفتن آماده میشود و بادها در جهان میوزند، صحنه حوادث را ترک میکند و میراثی پر از دغدغه را پشت سر میگذارد. شاید او موفق شده باشد «صدای اخلاقی» بلندی باشد، اما با واقعیت سیاسی تلخی روبرو شد که نقش سازمانهای بینالمللی را به حاشیه راند.
گوترش در حالی میرود که امیدوار است آخرین «دبیرکل» سازمانی نباشد که توانایی تأثیرگذاری را دارد، و هشدار میدهد که جایگزین سازمان ملل متحد «قدرت بزرگ» نیست، بلکه «هرج و مرج بزرگ»است.