بازداشت نیکولاس مادورو در عملیاتی کمسابقه توسط نیروهای ویژه آمریکا، اگرچه موجی از شادی در میان مخالفانش ایجاد کرد، اما بهگفته اکونومیست پایان قطعی حکومت او نیست؛ ساختار قدرتی که اکنون با محوریت دلسی رودریگز، ارتشی مردد، شبهنظامیان مسلح و محاسبات نفتی واشنگتن، همچنان انعطافپذیر و بالقوه خطرناک باقی مانده است.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، اکونومیست نوشت: حکومتی که به رهبری نیکولاس مادورو اداره میشد، ممکن است سختتر از آن باشد که بتوان آن را مهار کرد. ماهها بود که نیکولاس مادورو میکوشید نشان دهد هیچ نگرانیای ندارد. تازهترین نمایش او در تلویزیون دولتی، اجرای ترانهای از جان لنون با عنوان «ایمجین» به انگلیسی ابتدایی خود بود. او وعده داد که «صلح میخواهد، نه جنگ». ادعا کرد گفتوگوی تلفنیاش با رئیسجمهور دونالد ترامپ در نوامبر «صمیمانه» بوده است. حتی به نزدیکانش میگفت که «مثل یک نوزاد» میخوابد.
اما همهٔ اینها اشتباهی بزرگ و محاسبهای فاجعهبار بود. اکنون، پس از آنکه در بامداد ۳ ژانویه طی یورشی خارقالعاده توسط نیروهای ویژهٔ آمریکا در کاراکاس، پایتخت ونزوئلا، بازداشت شد، شاید دیگر هرگز در کشوری که بیش از یک دهه با سوءمدیریت بر آن حکومت کرد، نخوابد. تا پایان همان روز، رئیسجمهور سابق ونزوئلا، نیکولاس مادورو، در حالی که دستبند به دست داشت، در دفتر سازمان مبارزه با مواد مخدر ایالات متحده در نیویورک دیده شد. اتهاماتی که علیه او مطرح شدهاند، مجازاتهایی از ۲۰ سال تا حبس ابد در پی خواهند داشت.
سقوط مادورو برای میلیونها ونزوئلایی، بهویژه مهاجران، شادیآور بود. جشنهای خودجوش از سانتیاگو در شیلی تا میامی در آمریکا به راه افتاد، اما در داخل کشور احتیاط حاکم است. هنوز کاملاً روشن نیست که رفتن مادورو به معنای پایان رژیم او باشد. ترامپ در یک کنفرانس خبری در اقامتگاه خود در فلوریدا در سوم ژانویه، این دیدگاه را که ماریا کورینا ماچادو، چهرهٔ شاخص اپوزیسیون ونزوئلا و برندهٔ جایزهٔ صلح نوبل، باید رهبری کشور را به دست گیرد، کماهمیت دانست. او با ادعایی عجیب گفت که ماچادو «در داخل کشور از حمایت یا احترام کافی برخوردار نیست». حتی نام ادموندو گونزالس، کسی که با حمایت ماچادو در انتخابات ریاستجمهوری سال ۲۰۲۴ پیروز شد (در حالیکه خودِ ماچادو از نامزدی منع شده بود)، در سخنان او ذکر نشد.
ترامپ در عوض وعده داد که ایالات متحده مستقیماً «ونزوئلا را اداره خواهد کرد». او اعلام کرد دلسی رودریگز، معاون رئیسجمهور مادورو، «در اصل آماده است هر آنچه لازم بدانیم برای عظمت دوبارهٔ ونزوئلا انجام دهد»، و به نادرست افزود که او از پیش بهعنوان رئیسجمهور سوگند یاد کرده است. با آنکه از «گذار» در زمانی نامشخص سخن گفت که شاید فرصتی برای ماچادو فراهم کند، اما آشکارا بیش از هر چیز به منافع حاصل از نفت ونزوئلا علاقه نشان میداد.
طرح ترامپ، که جزئیاتش اندک و خوشبینی در آن بسیار است، بر پایهٔ آزادسازی سرمایهگذاری آمریکایی در ذخایر نفت ونزوئلا با کمک دولتی مطیع بنا شده است. او گفت، شرکتهای نفتی میلیاردها دلار برای احیای میادین نفتی ونزوئلا سرمایهگذاری خواهند کرد و کشور از محل درآمدهای حاصله بازسازی میشود و سرانجام به انتخابات منتهی خواهد شد. تحقق این طرح به همکاری رودریگز بستگی دارد. ترامپ معتقد بود این همکاری قطعی است و گفت: «بهنظر من او رفتار مؤدبانهای داشت، اما واقعاً چارهای ندارد.» او بارها تهدید کرد که اگر خواستههایش نادیده گرفته شود، حملات بیشتری صورت خواهد داد.
اما برداشت دلسی رودریگز، که خود را ایدئولوگ چپگرا مینامد، از وقایع روز متفاوت بود. او اندکی پس از سخنان ترامپ در تلویزیون دولتی حاضر شد و گفت مادورو علیرغم بازداشتش، همچنان تنها رئیسجمهور قانونی کشور است. او اظهار داشت: «ما هرگز مستعمرهٔ هیچ امپراتوری نخواهیم شد. آنچه بر ونزوئلا روا میدارند، بربریت است.»
دولت ترامپ این اظهارات را نادیده گرفت و آن را «پیام داخلی» برای حفظ انسجام رژیم تعبیر کرد.
رودریگز که همزمان معاون رئیسجمهور و وزیر نفت است، در مقایسه با دیگر چهرههای رژیم فردی باسواد و آشنا به اقتصاد بهشمار میرود. او که بخشی از تحصیلات خود را در فرانسه گذرانده، در اجرای اصلاحات بازارمحور و دلاریزهکردن غیررسمی اقتصاد در سال ۲۰۱۹ نقش داشت؛ اقداماتی که ثبات نسبی بههمراه آورد. برادرش رئیس مجمع ملی مطیع حکومت است. پدرشان، انقلابی چپگرایی بود که در سال ۱۹۷۶ توسط نیروهای امنیتی ونزوئلا شکنجه و احتمالاً کشته شد. در محافل اقتصادی کاراکاس، رودریگز فردی عملگرا تلقی میشود، هرچند او و برادرش گاه متهم میشوند که در مسیر «انتقامگیری» از نخبگان قدیم کشور، از جمله ماریا کورینا ماچادو، حرکت میکنند.
حتی اگر اظهارات تلویزیونی دلسی رودریگز نوعی نمایش سیاسی بوده و او در خفا واقعاً با ترامپ همکاری کند، بازهم با چالشی فوری روبهرو است: جلب حمایت دیگر چهرههای قدرتمند رژیم. بامداد سوم ژانویه، وزیر کشور و چهره بانفوذ و تندمزاج حکومت، دیوسدادو کابیو، مردم را به آرامش فراخواند و اعلام کرد: «ما یاد گرفتهایم چگونه در برابر همهٔ این شرایط دوام بیاوریم.» وزیر دفاع، ولادیمیر پادرینو، هم وعده داد که نیروهای ونزوئلا در برابر حملهٔ آمریکا «مقاومت خواهند کرد».
بزرگترین پرسش این است که آیا ارتش ونزوئلا از رودریگز — و بنابراین از طرح ظاهری ترامپ — حمایت خواهد کرد یا نه. ارتش در مواجهه با قدرت نظامی آمریکا تسلیم شد و بعید است بخواهد جدیبودن تهدیدهای ترامپ را بیازماید. بسیاری از ژنرالها از قاچاق مواد مخدر و فساد گسترده در دوران رژیم مادورو ثروت هنگفتی اندوختهاند. اگر رودریگز به آنها فرصتی برای بهدستآوردن پول بیشتر بدهد — یا دستکم تضمین کند که اموال فعلیشان محفوظ میماند — ممکن است همسو شوند. تا این لحظه، فرماندهان ارشد ارتش در اینباره موضعگیری علنی نکردهاند.
با این حال، خطر شکاف در ارتش وجود دارد. برخی جناحها شاید از رودریگز پشتیبانی کنند؛ برخی دیگر ممکن است قدرت را برای خود یا پادرینو بخواهند؛ و گروهی اندک، شاید در همراهی با افسران ناراضی که به کشورهای همسایه گریختهاند، برای بازگشت ماچادو فشار آورند. ارتشی چندپاره میتواند به آمیختهٔ خطرناک نیروهای مسلح غیردولتی در ونزوئلا افزوده و رژیم را بیثباتتر کند.
صبح روز پس از ورود نیروهای آمریکایی، گروههایی از «کولکتیوها» — شبهنظامیان وفادار به رژیم — در خیابانهای کاراکاس در حال گشتزنی دیده شدند. در خاک ونزوئلا همچنین گروههای مسلح خارجی و باندهای تبهکاری مانند «ارتش آزادیبخش ملی» کلمبیا و «ترین د آراگوآ» فعالاند. ترامپ ظاهراً بر این باور است که تهدید به حملات بیشتر میتواند همهٔ این بازیگران را مهار کند، اما در صورت بروز درگیری، ممکن است حضور نیروهای زمینی آمریکایی برای برقراری نظم لازم شود. او گفته است که از اعزام نیرو به ونزوئلا «هراسی ندارد».
در همین زمان، ماچادو خود را کنار گذاشتهشده میبیند؛ درست زمانی که رؤیای دیرینهاش برای ونزوئلایی بدون مادورو تحقق یافته است. او بیتردید خواهد کوشید دولت ترامپ را به تغییر مسیر مجاب کند، هرچند ماهها تلاش برای جلب موافقت او تاکنون بیثمر مانده است. اگر این تلاش نیز ناکام بماند، ممکن است به سازماندهی تظاهرات مردمی در حمایت از گذار سریع سیاسی روی آورد.
اما برپایی قیام مردمی آسان نیست. کشور پس از دههها سرکوب و فروپاشی اقتصادی فرسوده شده است. از سال ۲۰۱۵ تاکنون نزدیک به هشت میلیون نفر مهاجرت کردهاند و جمعیت در سن اعتراض بهشدت کاهش یافته است. سرکوب پس از دزدیدن انتخابات ۲۰۲۴، زمانی که مادورو با افتخار از زندانیکردن هزاران نفر سخن گفت، اکثر مردم را چنان مرعوب کرده که جرأت بیان نارضایتیشان را ندارند. پس از یورشهای آمریکا، تمرکز بیشتر ونزوئلاییها بر زندهماندن بود تا اعتراض.
خود رژیم نیز با بحرانهای موجودیتی مواجه است. متحدان ونزوئلا تاکنون حمایت چندانی نشان ندادهاند. مأموران اطلاعاتی کوبا، که سالها برای حفظ مادورو و تصفیهٔ ارتش از ناراضیان تلاش کرده بودند، در محافظت از او شکست خوردند. مقامهای هاوانا که به نفت ونزوئلا وابستهاند، اکنون احتمالاً از هر کس که جای مادورو را بگیرد حمایت خواهند کرد. اما کوبا متحدی بهشدت تضعیفشده است و خود درگیر بحران بقاست. ترامپ وعده داده است صادرات نفت به کوبا را متوقف کند و حتی تهدید کرده بهصورت مستقیم علیه این جزیره اقدام خواهد کرد.
روابط کوبا با خانم رودریگز متشنج به نظر میرسد. یک دیپلمات غربی در کاراکاس میگوید: «او از کوباییها آزرده خاطر است.» او اظهار داشت که مقامات کوبایی از نفت ارزان ناسپاس هستند. چین، خریدار اصلی نفت ونزوئلا، و روسیه، تأمینکنندهٔ دیرینهٔ تسلیحات، سالها از مادورو حمایت کردهاند. هر دو کشور یورش اخیر را به شدت محکوم کردند، اما نشانهای از پشتیبانی عملی فوری بروز ندادند.
مادورو در منطقه دوستان چندانی نداشت. چپگرایان آمریکای لاتین در برزیل، کلمبیا و مکزیک، بیش از دیگران با او مماشات میکردند، اما این پیوندها نیز اکنون سست شدهاند. هر سه دولت با خشم به حملهٔ آمریکا واکنش نشان دادند و نقض حاکمیت ملی را محکوم کردند، اما بعید است هیچکدام از آنها از مقاومت در برابر ایالات متحده پشتیبانی کنند. تمرکزشان بیشتر بر جلوگیری از هرجومرج و موج تازهٔ پناهجویان ونزوئلایی است که ممکن است سراسر منطقه را درنوردد. مکزیک و کلمبیا همچنین از احتمال حملات آمریکایی در خاک خود بیم دارند. ترامپ در کنفرانس خبری خود مکزیک را تهدید کرد و به رئیسجمهور کلمبیا، گوستاوو پترو، هشدار داد که «مراقب خودش باشد».
در نبودِ حامیان خارجی، با اتکای نامطمئن ارتش و زیر سایهٔ تهدیدهای ترامپ، دلسی رودریگز ممکن است تصمیم گرفته باشد — یا بهزودی بگیرد — که وارد معامله شود. رژیمی که او در آن نقش دارد، به شکلی چشمگیر پایدار و انعطافپذیر بوده است. این نظام از مرگ هوگو چاوز، رهبر بنیانگذارش، جان سالم به در برد؛ و اکنون شاید پیمانی با دشمن دیرینهاش، فرصتی تازه برای بقا در اختیارش بگذارد.