پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

پیام مردم آزادشده موصل برای سوری‌ها:

داعش تمام‌شدنی است

ما همه چیز را از دست دادیم. خانه‌هایمان. ماشین‌هایمان. مردانمان. به این زودی‌ها به موصل برنمی‌گردم. آنجا چیزی برای زندگی کردن نیست.
به گزارش جماران، دیپلماسی ایرانی نوشت: «وحشتی که شهروندان موصل شاهد آن بوده اند، نادیده گرفتن شدن زندگی بشری است که متأسفانه بدون مجازات باقی خواهد ماند.» این اعتراف لین ملوف،مدیر تحقیقات سازمان عفو بین الملل در خاورمیانه است. «خانواده ها از هم پاشیده اند، بسیاری از آدم ها هنوز زیر تلی از آوار مدفون اند. مردم موصل این حق را دارند تا همه چیز را بدانند. عدالت باید برای آنها برقرار و خسارات آنها جبران شود. این وظیفه ای است که ما احساس می کنیم. وظیفه ای که برآورده کردن آن سخت است.»

حیدرالعبادی، نخست وزیر عراق، روز یکشنبه به صورت رسمی پیروزی نیروهای عراقی بر داعش در موصل را اعلام کرد. روز دوشنبه او در بیانیه ای تاریخی از شکست و نابودی داعش صحبت کرد و گفت: «بعد از سه سال جنگ با گروه تروریستی داعش، ملت عراق با وحدت ملی خود توانست بر این گروه تروریستی پیروز شود. عراق بعد از این پیروزی منسجم تر و متحد تر شده است. پیروزی امروز، پیروزی تاریخی بر وحشی گری، تروریسم و پایان دولت خرافه ای داعش است. این دولت خرافه که سه سال قبل در موصل اعلام وجود کرد امروز با همکاری و مشارکت همه مردم عراق و قوای مسلح این کشور پایان یافته و به زباله دان تاریخ رفت.» اما آیا این صحبت هایی است از سر هیجان؟ آیا واقعا مردم عراق چیزی برای جشن گرفتن دارند؟ آیا داعش به زباله دان تاریخ پیوسته است؟ 

«دو برادر من گم شده اند. نمی دانم آنها زنده هستند یا نه.» صالح محمد 36ساله به دنبال برادرانش است. «خانه من در جنگ نابود شد. هفته پیش اینجا آمدم و مطلقا هیچ چیز نبود. امنیتی در شهر وجود ندارد. داعش نیست اما ترس و وحشت اش هنوز هم هست. همه ما هر شب در خواب منتظریم که ناگهان داعش دوباره حمله کند. خوشحالیم اما چیزی برای جشن گرفتن نداریم. هرکدام از ما غمی داریم که باید برای آن سوگواری کنیم.» حفصا،زنی 40ساله است که با هشت بچه اش در کمپی نزدیک غرب موصل زندگی می کند: «ما همه چیز را از دست دادیم. خانه هایمان. ماشین هایمان. مردانمان. به این زودی ها به موصل برنمی گردم. آنجا چیزی برای زندگی کردن نیست. زندگی در کمپ کامل نیست اما حداقل جانمان اینجا امن است. اینجا صلح برقرار است اما آینده موصل در دست مردانی است که به فکر ما نیستند.»

موصلی ها در حالتی غریب گرفتار شده اند. از رفتن داعش خوشحالند اما نمی توانند خوشحالی کنند. امروزشان از دیروزشان بهتر است اما امیدی به آینده ندارند. این مسئله ای است که مسئول امور مهاجرین سازمان ملل هم روی آن دست می گذارد: «ممکن است حملات نظامی به پایان رسیده باشد اما هنوز نشانه ای از پایان بحران انسانی نیست. خیلی ها چیزی برای برگشتن ندارند. با تخریب وسیع صورت گرفته در طول دوران جنگ زیرساخت های اساسی تقریبا نابود شده است. آب، برق و سایر کالاهای ضروری به ندرت یافت می شود. بیمارستان و مدرسه ای نیست و همه چیز باید از نو ساخته شود.»

آنسوی مرزهای عراق، مردم سوریه هنوز با داعش درگیر هستند. جنگ سوریه به ششمین سال خود رسیده، بیشتر از 320هزار نفر جان خود را از دست داده اند و نزدیک به نیمی از جمعیت سوریه آواره شده اند. حلب آزاد شده اما هنوز شهرها و پایگاه هایی برای داعش باقی مانده است. نیروهای درگیر با داعش رقه را هدف گرفته اند. صحبت هایی از آتش بس به میان می آید اما نشانه ها ازآتش بس سخن نمی گویند. استفان دی میستورا، مسئول سازمان ملل در امور سوریه سعی می کند امیدوار باشد: «همه چیز پیچیده است. ما در جنگی نیابتی و فرقه ای هستیم درحالی که همه طرف های درگیر به ظاهر یک هدف را دنبال می کنند: شکست داعش. امیدوارم اوضاع برای مردم بهتر پیش برود. پتانسیل بیشتری برای برقراری صلح وجود داشت که از آن بهره برده نشد. سیاستمداران این سو و آنسو خوب صحبت می کنند اما این حرف ها مردم را نجات نمی دهد. ستاره های اقبال در آسمان وجود دارند و امیدوارم آنها را روزی روی زمین ببنیم که ما را به سمت روزهای بهتر هدایت می کنند.»

مردم آزادشده موصل اما محکم تر از نماینده سازمان ملل صحبت می کنند. آنها دردهای خود را دارند اما امیدهای اندک خود را با مردم سوریه به اشتراک می گذارند. صالح محمد می گوید: «به آنها که فکر می کنم دلم می گیرد. آنها هم مثل ما خیلی زجر کشیده اند. شاید فقط آنها ما را درک کنند و شاید فقط ما آنها را درک کنیم. باید بهشان بگویم که قوی باشند. پیروزی آنها هم مثل پیروزی ما نزدیک است. داعش دیگر مهم نیست. داعش تمام شدنی است. چیزی که مهم است ما هستیم و اینکه بتوانیم دوباره برخیزیم و روی پاهای خود بایستیم.» حفصا هم پیغامی برای سوری ها دارد: «من مادر هشت بچه هستم. از این هشت بچه، چهارتایشان مال خودم نیستند اما آنها را هم مثل بچه های خودم دوست دارم. برای آنها با همان عشقی نان می پزم که برای بچه های خودم. هرکاری که می کنم به بچه های سوریه هم فکر می کنم. چه فرقی دارد آنها هم مثل بچه های من هستند، مثل بچه های عراق. آنها هم دردهای ما را می کشند. خانه و زندگی آنها هم نابود شده و مقصر آن داعش است. آخرش روزی فرا می رسد که بچه های ما با خوشحالی در کنار هم بازی می کنند. روزی که دیگر خبری از داعش و وحشت های آنها نباشد.»

 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.