به گزارش جماران، علیاکبر صالحی با بیان اینکه تصمیمات نابخردانه دولت پیشین آمریکا در قبال ایران، این کشور را در وضعیتی قرار داد که هر اقدام بعدی بر عمق بحران میافزود، گفت: تحلیلهای سادهانگارانه از توان ایران و اتکا به مشاورههای منحرفکننده، موجب تشدید تنشها شد و اکنون راه خروج از این وضعیت، بازگشت به عقلانیت، واقعبینی و دیپلماسی است.
مشروح گفت و گوی وی با انتخاب در پی می آید:
آقای دکتر، با توجه به نتایج اخیر انتخابات آمریکا و تحولات پس از آن، ارزیابی شما از تصمیمات دولت پیشین آمریکا در قبال ایران چیست؟
متأسفانه آنها نابخردانه مجموعهای از تصمیمات و اقدامات، بدون ارزیابی دقیق پیامدهای آن اتخاذ کردند. تحلیلهایی که عمدتاً مبتنی بر اطلاعات و مشاورههای رژیم صهیونیستی بود، تصویری سادهانگارانه از توان ایران و کم هزینه بودن و سریع بودن درگیری ارائه میداد؛ گویی که مسئله در چند روز حل و فصل خواهد شد. این رویکرد، ترکیبی از سادهانگاری، غرور و نادیده گرفتن واقعیتهای میدانی و منطقهای بود. نتیجه آن شد که دولت آمریکا خود را در وضعیتی قرار داد که هر اقدام بعدی، بهجای خروج از بحران، بر عمق آن میافزود.این جاست که باید گفت «العبد یدبر و الله یقدر». یعنی تقدیر خدا بود. همانگونه که در فتح خرمشهر امام راحل فرمودند «خدا خرمشهر را آزاد کرد» به این اعتبار که جلوی غرور گرفته شود.
شما به نقش مردم آمریکا هم اشاره کردید. فکر میکنید واکنش افکار عمومی آمریکا چه پیامی داشت؟
مردم آمریکا در این انتخابات نشان دادند که درک روشنی از هزینه ی سیاستهای آشفته دولتشان دارند. آنها عواقب تصمیماتی را دیدند که هم برای داخل آمریکا، هم برای منطقه و هم برای جهان زیان آور بود. اعتبار سیاسی و نظامی ایالات متحده در سطح جهان بطور جدی مخدوش شد. نتیجه اخیر انتخابات کنگره امریکا، بهویژه با توجه به فاصلهاش از بسیاری از پیشبینیها، قابلتأمل است و نشان میدهد که بخشی عمده ای از جامعه آمریکا تمایل دارد از ادامه مسیر پرهزینه و زیان آور دولتشان فاصله بگیرد.
در حال حاضر همزمان صحبت از تهدید و مذاکره به میان میآید. این وضعیت دوگانه را چگونه میبینید و چه تأثیری بر پرونده ایران دارد؟
وضعیت کنونی همچنان دوپهلوست. از یک سو نشانههایی از تهدید وجود دارد و از سوی دیگر زمزمههایی از گفتوگو شنیده میشود. انتظار منطقی این است که طرف مقابل به عقلانیت بازگردد و بهجای تعمیق بحران، به دنبال خروج از آن باشد. ادامه اقدامات نابخردانه تنها هزینه را برای همه طرفها افزایش میدهد. مسئلهای که از ابتدا ابعاد تصنعی و از نوع هوس بازی داشت، نباید به بحرانی دائمی تبدیل شود. راهحل پایدار، نیازمند تدبیر، واقعبینی و پرهیز از مشاورههای منحرفکننده است؛ مشاورههایی که تاکنون بیش از آنکه به نفع امنیت منطقه باشد، به تشدید تنش انجامیده است.
به نظر شما، اولویت فعلی برای کاهش تنش چیست؟
اولویت، بازگشت به محاسبه دقیق هزینهها و منافع است. هرگونه تصمیم جدید باید بر پایه درک درست از توانمندیها، محدودیتها و پیامدهای منطقهای و بینالمللی اتخاذ شود. جهان و منطقه از تداوم یک بحران خودساخته و بی معنی خسته شدهاند. اگر ارادهای برای فیصله دادن به این وضعیت وجود داشته باشد، مسیر دیپلماسی و عقلانیت همچنان باز است؛ مشروط بر آنکه طرف مقابل از تکرار خطاهای گذشته پرهیز کند.