رئیس بنیاد ایرانشناسی با تبیین ابعاد نظری و عملی استقلال ملی در سیره حکمرانی امام مجاهد شهید، تأکید کرد: استقلال به معنای انزوا و بریدن از جهان نیست، بلکه به معنای حفظ حق و توان ملت برای تشخیص، تصمیمگیری و اقدام مستقل و برخورداری از اقتدار لازم برای اجرای تصمیمهای ملی است.
به گزارش جماران، علیاکبر صالحی طی سخنانی در نشست «تبیین استقلال ملی در سیره حکمرانی امام مجاهد شهید»، با اشاره به پیوند عمیق مفهوم استقلال ملی با اندیشه، کارنامه و سرانجام زندگی امام مجاهد شهید، گفت: استقلال ملی به معنای «حق و توان تشخیص، تصمیم و اقدام مستقل دولت و ملت ایران» است. وی در تبیین این مفهوم، به سه مؤلفه تشخیص، تصمیم و اقدام اشاره کرد و «حق» و «توان» را دو واژه کلیدی برای فهم اندیشه ایشان در زمینه استقلال دانست.
رئیس بنیاد ایرانشناسی با بیان اینکه توان صرفاً به معنای قدرت سخت نیست، اظهار کرد: این مفهوم دو بُعد دارد؛ نخست، توان تشخیص که به معنای شناخت دقیق منافع ملی و اتخاذ تصمیم برآمده از اراده ملت است، نه دیکته دیگران؛ و دوم، اقتدار که پشتوانه علمی، اقتصادی و دفاعی لازم برای اجرای تصمیمها را فراهم میکند. حق بدون توان، شعاری بیپشتوانه است و اقتدار بدون حق نیز به سلطهگری میانجامد.
وی در ادامه، مبانی استقلال را در سه سطح دینی، ملی و بینالمللی تشریح کرد و با اشاره به قاعده نفی سبیل در آموزههای دینی، اصول ۱۵۲ و ۱۵۳ قانون اساسی و بند چهار ماده دوم منشور ملل متحد، یادآور شد که استقلال سیاسی و منع سلطهجویی و سلطهپذیری، صرفاً ادعایی مختص انقلاب اسلامی نیست، بلکه از قواعد بنیادین نظم حقوقی بینالمللی نیز به شمار میرود.
صالحی با تأکید بر اینکه برخورداری از حق حاکمیت لزوماً به معنای داشتن اختیار واقعی برای تعیین سرنوشت نیست، به رأیگیری اخیر مجمع عمومی سازمان ملل درباره کوبا اشاره کرد و گفت: بیش از سه دهه است که مجمع عمومی هر سال قطعنامهای در ضرورت پایان دادن به محاصره اقتصادی کوبا تصویب میکند. تا دو سال پیش، ۱۸۷ کشور به این قطعنامه رأی مثبت داده بودند و جز آمریکا و رژیم صهیونیستی، هیچ کشوری با آن مخالفت نکرده بود؛ اما امسال، با اعمال فشار آمریکا، شمار آرای موافق به ۱۳۰ کاهش یافت و تعداد مخالفان و ممتنعان به بیش از دو برابر سال گذشته رسید.
وی این تحول را نمونهای از سلب توان تشخیص و تصمیم مستقل دانست و افزود: در میان کشورهایی که موضع خود را تغییر دادند، اقتصادهای بزرگ و توانمند نیز حضور داشتند؛ بنابراین، آنچه کم داشتند لزوماً اقتدار نبود، بلکه توان تشخیص و تصمیم مستقل از آنان سلب شده بود. در مقابل، ایران از استقلال سیاسی برخوردار است و رأی آن در مجامع بینالمللی، رأی خود ایران است، نه رأیی که در پایتختی دیگر برایش نوشته باشند؛ و این از گرانبهاترین میراثهای امام شهید است.
رئیس بنیاد ایرانشناسی در بخش دیگری از سخنان خود، به تبیین سیره نظری امام مجاهد شهید درباره شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» پرداخت و گفت: این شعار در جهان دوقطبی جنگ سرد از دل انقلاب برآمد و امام راحل آن را به اصل راهنمای سیاست خارجی تبدیل کردند. هنر امام شهید آن بود که این اصل را پس از فروپاشی جهان دوقطبی نیز زنده و کارآمد نگاه داشتند.
صالحی چهار گزاره را مبنای فهم این اندیشه برشمرد و نخستین گزاره را تقدم معیار سلطه بر جغرافیا دانست. به گفته وی، «نه شرقی، نه غربی» در منظومه فکری امام شهید، به معنای نفی سلطه و جدایی از ابرقدرتها و قدرتهای مداخلهکننده بود؛ ازاینرو، مسئله اصلی این نیست که طرف مقابل در کدام نیمکره قرار دارد، بلکه این است که آیا درصدد تحمیل اراده خود بر تصمیم ایران است یا خیر.
وی گزاره دوم را تمایز استقلال از انزوا عنوان کرد و با اشاره به تأکید امام شهید در بیانیه گام دوم انقلاب مبنی بر اینکه استقلال نباید به معنای زندانی کردن سیاست و اقتصاد کشور در مرزهای خود تلقی شود، اظهار کرد: ایران مستقل با جهان دادوستد میکند، اما کلید تصمیمگیری را به هیچ پایتختی نمیسپارد. دشمنی با سلطه نیز به معنای دشمنی با دانش و فناوری، از هر مبدأیی که باشد، نیست.
صالحی در تشریح گزاره سوم، به سه اصل «عزت، حکمت و مصلحت» بهعنوان چارچوب عملیاتی دیپلماسی مستقل اشاره کرد و گفت: امام شهید در دیدار مسئولان وزارت امور خارجه و سفیران در اردیبهشت ۱۴۰۲، عزت را به معنای نفی سرسپردگی و چشم ندوختن به تصمیم دیگران، حکمت را گفتار و رفتار سنجیده و حسابشده و مصلحت را انعطاف در جای لازم دانستند؛ انعطافی که با پایبندی به اصول منافاتی ندارد. بنابراین، «نه شرقی، نه غربی» موضعی ایستا نبود، بلکه روشی برای تعامل با جهان از موضع عزت، محاسبه دقیق و انعطاف بدون عقبنشینی از اصول بود.
وی درباره گزاره چهارم، یعنی تفاوت ترجیح و وابستگی، به تأکید امام شهید در بهمن ۱۳۹۶ بر «ترجیح شرق بر غرب، ترجیح همسایه بر دور» اشاره کرد و گفت: ترجیح، انتخابی است که از موضع استقلال صورت میگیرد، اما وابستگی به معنای سلب قدرت انتخاب است. منطق این ترجیح آن بود که شرکای آسیایی و همسایگان ایران در آن مقطع، همکاری را به چشمپوشی از حقوق مسلم ایران مشروط نمیکردند؛ بااینحال، اگر روزی قدرتی شرقی نیز درصدد سلطه برآید، همان معیار نفی سلطه درباره آن نیز اعمال خواهد شد.
رئیس بنیاد ایرانشناسی در ادامه، سیره عملی امام مجاهد شهید را در پنج عرصه تشریح کرد و نخستین عرصه را دوران دفاع مقدس و تنهایی راهبردی ایران دانست. وی با اشاره به اینکه امام شهید در بیشتر سالهای دفاع مقدس ریاستجمهوری کشور را بر عهده داشتند، گفت: در آن سالها، دو بلوک شرق و غرب با وجود رقابتهای خود، در پشتیبانی از متجاوز از طریق سلاح، اطلاعات، اعتبار مالی و پوشش سیاسی همداستان شدند. در چنین شرایطی، «نه شرقی، نه غربی» صرفاً یک انتخاب نظری نبود، بلکه واقعیتی بود که ملت ایران آن را با خون خود آزمود.
صالحی حضور امام شهید در شهریور ۱۳۶۶ در مجمع عمومی سازمان ملل را نیز یادآور شد و افزود: ایشان در بحبوحه جنگ، صدای کشوری بودند که بدون پشتوانه هیچ ابرقدرتی، حق خود را از درون نهادهای بینالمللی مطالبه میکرد.
وی دومین عرصه را برگزاری شانزدهمین اجلاس سران جنبش عدم تعهد در تهران در شهریور ۱۳۹۱ عنوان کرد و با اشاره به اینکه در آن زمان مسئولیت وزارت امور خارجه را بر عهده داشت، گفت: تهران میزبان این اجلاس شد و ریاست جنبش را بر عهده گرفت. امام شهید در سخنرانی افتتاحیه و در حضور سران و نمایندگان کشورهای عضو و دبیرکل سازمان ملل، آرمانهای بنیادین جنبش، از جمله رهایی از استعمار، استقلال همهجانبه و پرهیز از پیوستن به قطبهای قدرت را همچنان زنده دانستند و ساختار شورای امنیت را «یک دیکتاتوری آشکار و یک وضعیت کهنه و منسوخ» توصیف کردند.
رئیس بنیاد ایرانشناسی این رویداد را نمونهای از سیره عملی «نه شرقی، نه غربی» دانست که در آن، یک اصل ملی به گفتمانی جهانی ارتقا یافت و بر اکثریت جهان در حال توسعه در برابر انحصار قدرت تکیه شد.
صالحی در ادامه، با اشاره به اتهام برخی رهبران و سیاستمداران غربی، از جمله هنری کیسینجر، مبنی بر دخالت ایران در امور داخلی کشورهای دیگر، تصریح کرد: «ما دخالت نکردهایم.» آنچه انجام شده، ترویج اندیشه استقلال سیاسی بوده است؛ همان استقلالی که نقض آن با توسل به زور، بر اساس منشور ملل متحد نامشروع است. در واقع، ناقضان استقلال، دفاع ایران از این اصل را «دخالت» نامیدهاند.
وی برای تبیین تفاوت میان مداخله و یاریرسانی، خاطرهای از اجلاس فوقالعاده سازمان همکاری اسلامی در سال ۱۳۹۱ نقل کرد و گفت: در آن اجلاس، پادشاه بحرین از ایران خواست با میانجیگری به حل مسائل کشورش کمک کند. موضوع را با امام شهید در میان گذاشتم و ایشان فرمودند اگر «استنصار» کنند، یاریشان کنید.
صالحی با اشاره به معنای واژه استنصار، یعنی طلب یاری، افزود: مفهوم این پاسخ آن بود که ابتکار باید از سوی خود آن کشور باشد، نه ایران. این رویکرد نقطه مقابل دخالت است؛ یعنی یاری به درخواست صاحبخانه، نه ورود ناخوانده به خانه دیگران. ما برای ملتهای دیگر همان حقی را محترم میشماریم که برای خود میخواهیم: حق تشخیص، تصمیم و اقدام مستقل.
رئیس بنیاد ایرانشناسی سومین عرصه سیره عملی امام شهید را پرونده هستهای و استقلال در دانش دانست و گفت: هیچ پروندهای به اندازه پرونده هستهای، معنای توان را در تعریف استقلال آشکار نکرده است. در سالهایی که در سازمان انرژی اتمی و مذاکرات فنی مسئولیت داشتم، خط روشن ایشان این بود که حق ملت ایران بر چرخه سوخت، موضوع معامله نیست.
وی با اشاره به تأیید اجرای برجام در مهر ۱۳۹۴، یادآور شد که امام شهید این تأیید را به الزامات نُهگانهای مشروط کردند که هدف آن صیانت از حق ایران در برابر بدعهدی احتمالی طرف مقابل بود.
صالحی همچنین به مواضع ایشان در اردیبهشت ۱۴۰۴ در پاسخ به این ادعا که به ایران اجازه غنیسازی داده نخواهد شد، اشاره کرد و گفت: ایشان تصریح کردند: «کسی منتظر اجازهی این و آن نیست.» دو هفته بعد نیز در سالگرد رحلت امام راحل، با طرح این پرسش که طرف مقابل از چه موضع حقوقی درباره صنعت هستهای یک ملت داوری میکند، افزودند: «یک ملتی است، اختیارش دست خودش است.» به گفته صالحی، این جمله چکیده بحث استقلال ملی است.
وی چهارمین عرصه را دیپلماسی با چشم باز عنوان کرد و با تأکید بر اینکه سیره امام شهید نه نفی دیپلماسی بود و نه سادهانگاری در آن، اظهار کرد: ایشان در بهمن ۱۴۰۳ مذاکره با دولت آمریکا را «عاقلانه نیست، هوشمندانه نیست، شرافتمندانه نیست» خواندند و دلیل آن را تجربه توافقی دانستند که طرف مقابل به آن عمل نکرده بود. بااینحال، چندی بعد با مذاکره غیرمستقیم موافقت کردند و در میانه همان گفتوگوها نیز صریحاً گفتند که گمان نمیکنند مذاکرات به نتیجه برسد.
صالحی این رویکرد را جمع میان حکمت و عزت دانست و گفت: میز گفتوگو را ترک نکن، اما کلید امنیت خود را نیز روی آن میز نگذار. وی حمله در میانه گفتوگوها و زیر پا گذاشتن تفاهمی را که هنوز مرکب آن خشک نشده بود، از رویدادهایی برشمرد که درستی آن احتیاط را نشان داد.
رئیس بنیاد ایرانشناسی پنجمین عرصه سیره عملی را تکثر شرکا و استحکام درونی کشور دانست و با اشاره به عضویت کامل ایران در سازمان همکاری شانگهای و گروه بریکس و امضای برنامه همکاری جامع بیستوپنجساله با چین در دهه پایانی رهبری امام شهید، این موارد را از مصادیق ترجیح شرق برشمرد.
وی در عین حال، ابلاغ سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی در بهمن ۱۳۹۲ و تأکید مکرر امام شهید بر «استحکام ساخت درونی قدرت» را نشانه اهمیت توان داخلی دانست و تصریح کرد: هیچ شریکی، چه شرقی و چه غربی، جایگزین توان درونی کشور نیست. کشوری که تنها یک خریدار، یک تأمینکننده یا یک حامی داشته باشد، در عمل از استقلال تصمیم برخوردار نیست. استقلال در جهان امروز با تکثر شرکا و تقویت توان درونی تضمین میشود، نه با جایگزین کردن یک قدرت مسلط با قدرتی دیگر.
صالحی در پایان سخنان خود، سه درس از سیره حکمرانی امام مجاهد شهید را برشمرد و گفت: نخست اینکه استقلال، وضعیتی نیست که یک بار به دست آید، بلکه تواناییای است که باید هر روز در آزمایشگاه، کارخانه، میدان دفاع و میز مذاکره بازتولید شود.
وی دومین درس را ضرورت سنجش روابط خارجی بر اساس معیار «نه شرقی، نه غربی» دانست و افزود: معیار امروز همان معیار دیروز است؛ هر رابطه باید با این پرسش سنجیده شود که آیا ظرفیت تشخیص، تصمیم و اقدام مستقل کشور را افزایش میدهد یا کاهش. این معیار باید درباره دوست و رقیب به یکسان اعمال شود.
رئیس بنیاد ایرانشناسی سومین درس را همسویی استقلال ایران با قواعد بنیادین حقوق بینالملل عنوان کرد و گفت: ایران صریح و قوی منادی استقلال سیاسی واقعی و عملی کشورهای عضو سازمان ملل است و این سرمایهای است که دیپلماسی کشور باید با شهامت و شجاعت در برابر افکار عمومی جهان به کار گیرد.
صالحی در پایان با یادآوری سخنان امام شهید در بیانیه گام دوم انقلاب مبنی بر اینکه قدر استقلال را کسانی بهتر میشناسند که بهای آن را پرداختهاند، و اینکه استقلال امروز ایران ثمره خون صدها هزار انسان فداکار است، گفت: هفت سال پس از آن بیانات، خود ایشان نیز به جمع همان انسانها پیوستند. رهبری که دههها از استقلال سخن گفتند، در نخستین ساعات تجاوزی که هدف آن درهم شکستن همین استقلال بود، به شهادت رسیدند و با شهادت خود، آخرین و رساترین سطر سیره عملیشان را نوشتند.